| هر کودک تحت حاکمیت طالبان چه آموزشی میبیند؟ سود و زیان از جنگ طالبان و پاکستان، کدام کشورها از این منازعه سود می برند؟ | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۱:۴۸ ۱۴۰۴/۱۱/۲۲ | کد خبر: 178865 | منبع: |
پرینت
|
|
دولتهای اروپایی و آمریکای شمالی مرتبا رفتار طالبان با زنان و دختران را محکوم میکنند. از باور آنها اینکه از زمان بازگشت طالبان در ،2021 عاملیت هیچ حملهای در اروپا و آمریکا به افغانستان نسبت داده نشده است، به معنای مهار فعالیتهای جهادی فراملی از سوی طالبان است.
به نوشته روزنامه ایرانی اقتصادنیوز، 19ام ژانویه امسال و در جریان بمبگذاری داعش در یک رستوران چینی در کابل، هفت نفر و از جمله یک تبعه چینی کشته شدند. این حادثه بازتاب بینالمللی محدودی داشت، اما بار دیگر بهروشنی نشان داد که تهدید گروههای مسلح فعال در افغانستان همچنان پابرجا است.
تروریسم دیگر محدود به مرزها نیست؛
جلمی نشاط در نشنال اینترست نوشت: این تهدید دیگر تنها در داخل مرزهای افغانستان محصور نیست؛ بلکه کشورهای همسایه نیز بهخوبی آن را لمس کردهاند. این روزها حملات فرامرزی گروههایی که یا از سوی طالبان تحمل میشوند یا بهطور مؤثر مهار نشدهاند، به افزایش خشونت در پاکستان و تاجیکستان و همچنین حملات علیه منافع چین هم انجامیده است. درحقیقت، آنچه از دور ثبات حکومت طالبتان به نظر میرسد، از نزدیک به یک بحران امنیتی رو به گسترش منطقهای شباهت دارد.
گسترش مدارس دینی پس از طالبان؛
در دوران جمهوری، تعداد مدارس دینی ثبتشده نزد وزارت آموزشوپرورش افغانستان حدود ۱۳ هزار مرکز و شمار طلاب آن نزدیک به ۱.۵ میلیون نفر برآورد میشد. امروز این تعداد به حدود ۲۳ هزار مدرسه افزایش یافته و شمار دانشآموزان آنها تقریبا دو برابر شده است. با اینحال، پایتختهای غربی همچنان به طالبان به عنوان یک مشکل و مساله اخلاقی، ایدیولوژیک و فکری نگاه میکنند تا یک تهدید مستقیم امنیتی.
دولتهای اروپایی و آمریکای شمالی مرتبا رفتار طالبان با زنان و دختران را محکوم میکنند. از باور آنها اینکه از زمان بازگشت طالبان در ،2021 عاملیت هیچ حملهای در اروپا و آمریکا به افغانستان نسبت داده نشده است، به معنای مهار فعالیتهای جهادی فراملی از سوی طالبان است.
در این میان، طالبان ممکن است به آمریکا وعده جلوگیری از تهدید منافع غرب از سوی افغانستان را داده باشد، اما اینکه تا چه حد توان یا اراده انجام این کار را دارد، پرسشی باز باقی مانده است.
فعالیتهای تروریستی درحال افزایش است؛
وضعیت اما در در جنوب و مرکز آسیا کاملا متفاوت است. فعالیتهای تروریستی مرتبط با افغانستان در این نقاط در حال افزایش است. دولتهای منطقه طالبان را متهم به چشمپوشی از اقدامات گروههای افراطی و در مواردی، حمایت از آنها کردهاند. گروهای افراطی افغانستان بارها مواضع پاکستان، تاجیکستان و منافع چین را تحت حمله قرار دادهاند.
پاکستان در خط مقدم بحران قرار دارد؛
پاکستان بیشترین آسیب را متحمل شده است. گزارشها حاکی از آن است که خاک افغانستان بهعنوان پایگاه پشتیبان طالبان پاکستانی (TTP) مورد استفاده قرار میگیرد. این گروه از سال ۲۰۲۳ صدها حمله در داخل پاکستان انجام داده اند. مقامات پاکستانی میگویند که رهبران، اردوگاههای آموزشی و مراکز لجستیکی TTP آزادانه در شرق افغانستان فعالیت میکنند.
تنها در سال ۲۰۲۵، پاکستان از چندین تلاش گسترده برای نفوذ از خاک افغانستان به کشور و بیش از ۸۰ درگیری مرزی با نیروهای طالبان افغانستان خبر داد؛ وضعیتی که بیثباتی مرز ۲۶۷۰ کیلومتری دو کشور را برجستهتر میکند.
در ایالت خیبر پختونخوا،که کانون فعالیت TTP است، در سال ۲۰۲۵ تعداد ۲۳۳۱ کشته ثبت شد؛ رقمی که افزایشی ۴۴ درصدی نسبت به سال قبل داست. اسلامآباد در اکتبر ۲۰۲۵ و در واکنش به این رخدادها تمامی مرزهای خود با افغانستان را بست و حملات هوایی علیه رهبران و زیرساختهای TTP در کابل، خوست، جلالآباد و پکتیکا انجام داد.
حملات فرامرزی به تاجیکستان و مواضع چین؛
در شمال افغانستان، دیگرگروههای افراطی به انجام حملات فرامرزی علیه تاجیکستان، با مرزی به طول ۱۳۵۷ کیلومتر، ادامه میدهند. مقامات تاجیک در دسامبر ۲۰۲۵ اعلام کردند که سه فرد مسلح از افغانستان وارد منطقه شمسالدین شاهین شدند؛ درگیری حاصل از این نفوذ به کشته شدن دو مرزبان تاجیک و مرگ هر سه مهاجم انجامید.
در نوامبر همان سال، یک حمله پهپادی از خاک افغانستان اردوگاه کارگران چینی در منطقه ختلان تاجیکستان را هدف قرار داد و سه شهروند چینی کشته شدند. چهار روز بعد، افراد مسلح از افغانستان به کارکنان یک شرکت چینی در نزدیکی منطقه درواز تیراندازی کردند که دو کشته و دو زخمی برجای گذاشت.
واکنش متفاوت چین؛
اوضاع داخلی افغانستان نیز همچنان ناامن است. انفجار ۱۹ ژانویه کابل هفت کشته بر جای گذاشت. در این میان، چین که معمولا در موضعگیریهای عمومی درباره افغانستان محتاط است، اینبار لحن سختتری اتخاذ کرده است. در اوایل ژانویه ۲۰۲۶ پکن در بیانیهای مشترک با پاکستان از طالبان درخواست کرد تا «اقدامات مشخص و قابل راستیآزمایی» برای جلوگیری از حملات گروههای مستقر در افغانستان علیه کشورهای همسایه انجام دهد.
همچنین حضور حزب اسلامی ترکستان TIP، شبکهای به رهبری اویغورها با تجربه جنگی در سوریه، نگرانی ویژهای برای چین ایجاد کرده است. پکن این گروه را تهدیدی مستقیم برای استان سینکیانگ میداند، با وجود این که مرز چین با افغانستان تنها ۷۶ کیلومتر است.
انکار و اجرای گزینشی قوانین؛
طالبان هرگونه پناه دادن به گروههای تهدیدکننده دیگر کشورها را رد کرده و به فتواهای مذهبی مبنی بر ممنوعیت حملات فرامرزی استناد میکنند. آنها همچنین میگویند TIP اجازه هدف قرار دادن چین را ندارد. اما کشورهای همسایه این تضمینها را نوعی اجرای گزینشی قوانین میدانند، نه مقابله مؤثر با تروریسم. از نگاه چین، خویشتنداری بدون برچیدن ساختار این گروهها تهدید ریشهای را پابرجا نگه میدارد.
چرا این بحران برای غرب مهم است؟
تهدیدی فراتر از مرزها؛ آیندهای که طالبان برای افغانستان میسازد | هر کودک تحت حاکمیت طالبان چه آموزشی میبیند؟
پشت پرده بازگشت به بگرام / افغانستان بار دیگر به میدان رقابت تبدیل شد؟
سود و زیان از جنگ طالبان و پاکستان/ کدام کشورها از این منازعه سود می برند؟
جزییاتی از حمله پهپادی طالبان به پاکستان/ وزارت دفاع افغانستان بیانیه صادر کرد
نگرانیهای پکن قابل چشمپوشی نیست. فعالیت بدون مهار گروههای مسلح در افغانستان نهتنها باعث بی ثباتی منطقه می شود، بلکه میتواند زمینهساز برنامهریزی یا الهامبخشی حملات فراتر از مرزهای آن شود و در نهایت امنیت کشورهای غربی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
رابرت گیتس، وزیر دفاع پیشین آمریکا قبلا گفته بود: در دهههای آینده، مرگبارترین تهدیدها علیه آمریکا احتمالا از کشورهایی سرچشمه میگیرند که قادر به اداره یا کنترل سرزمینشان نیستند.
برای سیاستگذاران غربی، نبود رخ ندادن حملاتی جدید در اروپا یا آمریکا، افغانستان را به مسالهای قابل مدیریت در حوزه ارزشها تقلیل داده است. اما برای همسایگان این کشور، افغانستان به یک وضعیت اضطراری امنیتی رو به تشدید بدل شده است. ثباتی که از دور بهنظر میرسد، سرابی بیش نیست و در درون اقغانستان، خونبارتر است.
مدیریت بحران برای غرب اهمیت زیادی دارد؛
بنابراین، این بحران منطقهای نوظهور برای غرب نیز اهمیت بالایی دارد. نادیده گرفتن بحران میتواند به بازسازی شبکههای افراطی، بیثباتی شراکتهای ژیوپلیتیک، شکلگیری بحرانهای انسانی و موجهای جدید پناهجویی، اختلال در منافع اقتصادی جهانی و تضعیف دستاوردهای ضدتروریسم منجر شود. با درنظر گرفتن اینکه دامنه پیامدها اغلب بسیار فراتر از مرزهای افغانستان است، مدیریت این بحران نیازمند توجه و اقدام مستمر بینالمللی است.
فاطمه سرخوش