| تاریخ انتشار: ۲۱:۱۸ ۱۴۰۴/۱۱/۲۱ | کد خبر: 178861 | منبع: |
پرینت
|
|
در شرایط سخت، منفعت و مصلحت شخصی به انسان میگوید: ساکت باش و گوشهگیری اختیار کن؛ حرف نزن و سکوت کن، که سکوت دری از درهای رحمت و حکمت است.
اما وجدان، در هماهنگی با ندای عدالت، میگویند: وقتی میبینی حقیقت پایمال میشود و عدالت و انسانیت بازیچه قرار میگیرد، حرف بزن؛ تو به سهم خود، کاری را که در دفاع از انسانیت و عدالت میتوانی انجام بدهی، دریغ نکن.
ستم زمانی اوج میگیرد که در زمان و میدانِ بیعدالتیها، نابرابریها و زورگوییها، اکثریت راهِ انفعال در پیش بگیرند و حقیقت، عدالت و انسانیت در برابر زیادهخواهان، بیدفاع بماند. روشن است که سخن گفتن و هر اقدام عدالتطلبانه، در چنین شرایط دشوار، مانند راه رفتن بر لبهی تیغ است.
ما معمولا در خلوت با وجدان خود، بهصورت مطلق، جانب عدالتخواهان را میگیریم، منفعلان را بزدل میدانیم و از ستمگران متنفریم.
اما وقتی نوبت به خودِ ما میرسد، چهبسا عدالتخواهی را رؤیاپردازی دردسرساز میخوانیم، انفعال را احتیاط مینامیم و نان به نرخ روز خوردن و جانبداری از ستمگران را سیاستورزی میدانیم.
بنابراین، ما با معیار ارزشها قضاوت میکنیم، اما بر مبنای منفعت تصمیم میگیریم و عمل میکنیم.
به همین دلیل است که ستمگری تداوم پیدا میکند و تحقق عدالت و برابری در حد یک رؤیا باقی میماند. چرا که برخی زور میگویند. دستهای نان به نرخ روز میخورند و نام آن را سیاستورزی و هوشمندی میگذارند. بسیاری دیگر مثل بز در سرما میلرزند و انفعال اختیار میکنند. در نهایت، میماند صفِ عدالتخواهان که دلهرهآور، پر ریسک و کمرونق است.
سید جواد سجادی