ایران در لبه‌ی پرتگاه
هر سناریویی که اعتراض اجتماعی را به مداخله خارجی پیوند بزند، یا ایران را به صحنه جنگ نیابتی بدل کند، نه راه‌حل، بلکه نسخه‌ی نابودی کشور است. 
تاریخ انتشار:   ۱۱:۵۱    ۱۴۰۴/۱۰/۲۴ کد خبر: 178703 منبع: پرینت

ایران در لبه‌ی پرتگاه، از شورش معیشت تا جنگ ترکیبی جهانی و دوراهی سرنوشت‌ساز حاکمیت؛
ایران امروز در یکی از حساس‌ترین و سرنوشت‌سازترین مقاطع تاریخ معاصر خود ایستاده است که در آن بحران داخلی و فشار خارجی نه در کنار هم، بلکه در هم تنیده‌اند و به شکلی بی‌سابقه یکدیگر را تشدید می‌کنند. آنچه در خیابان‌ها به‌عنوان اعتراض معیشتی، خشم اجتماعی یا «اغتشاش» نام‌گذاری می‌شود، تنها سطح بیرونی یک بحران عمیق‌تر است که ریشه در فروپاشی اقتصادی، انسداد سیاسی، غارت سازمان‌یافته، و هم‌زمان، طراحی یک جنگ ترکیبی منطقه‌ای و جهانی علیه ایران دارد.

اعتراضات اخیر نه ناگهانی بودند و نه غیرقابل پیش‌بینی. ماه‌ها پیش از انفجار خشم عمومی، اقتصاددانان مستقل، کارشناسان اجتماعی و کسانی که نبض جامعه را بهتر از ساختار رسمی قدرت می‌شناختند، هشدار داده بودند که ادامه‌ی سیاست‌های شوک‌درمانی، بازی با ارز، حذف یارانه‌ها و جراحی سفره‌ی مردم، جامعه را به نقطه‌ی انفجار می‌رساند. اما به‌جای شنیدن این هشدارها، تریبون‌های رسمی در اختیار مفسران وابسته به همان الیگارشی اقتصادی قرار گرفت، کسانی که یا واقعیت را وارونه جلوه دادند یا آگاهانه بر زخم مردم نمک پاشیدند. نتیجه آن شد که کبریت زیر بشکه‌ی باروت کشیده شد و جامعه منفجر گردید.

این خشم اجتماعی اگرچه واقعی، عمیق و ریشه‌دار است، اما انکار نقش بازیگران خارجی در بهره‌برداری از آن نیز ساده‌لوحی است. رژیم صهیونیستی اسراییل و ایالات متحده، هر یک با اهداف و ابزارهای متفاوت، در پی تبدیل این نارضایتی داخلی به اهرمی برای تضعیف ساختاری ایران‌اند. اسراییل از مرحله‌ی «جنگ سایه» عبور کرده و وارد فاز تخریب فعال شده است، از عملیات اطلاعاتی و ترور گرفته تا تلاش برای نظامی‌سازی اعتراضات و کشاندن کشور به جنگ شهری. هدف روشن است: فرسایش توان امنیتی و نظامی ایران از درون، قطع پیوندهای منطقه‌ای و ضربه زدن به محور مقاومت. ایرانی که درگیر آشوب داخلی باشد، دیگر مانعی جدی برای پروژه‌های هژمونیک تل‌آویو و واشنگتن نخواهد بود.

از سوی دیگر، آمریکا با تکیه بر تجربه‌های ویرانگر خود در یوگسلاوی، عراق، لیبی، سوریه، افغانستان و ونزوئلا، همان الگوی قدیمی را بازتولید می‌کند: ابتدا خفه‌سازی اقتصادی، سپس دامن‌زدن به بحران اجتماعی، و در نهایت تهدید یا اجرای مداخله‌ی نظامی با نقاب «حمایت از مردم». اظهارات علنی و تهدیدآمیز ترامپ درباره‌ی دخالت مستقیم در ایران، نه دفاع از حقوق بشر، بلکه بخشی از یک راهبرد عریان برای بازگرداندن سلطه‌ی آمریکا در منطقه، مهار چین و روسیه، و حذف ایران به‌عنوان بازیگری مستقل در بریکس، شانگهای و اوراسیا است.

اما خطر فقط از بیرون نمی‌آید. در درون ساختار قدرت، یک الیگارشی دالری فاسد طی دهه‌ها شکل گرفته که هم اقتصاد را در چنگ خود دارد و هم سیاست را. این الیگارشی که منافعش با رانت ارزی، واردات، غارت‌ منابع ملی و پیوند با سرمایه‌ی جهانی گره خورده، همواره مانع توسعه‌ی واقعی، عدالت اجتماعی و چرخش راهبردی به شرق بوده است. همین جریان است که امروز آشکارا از سازش کامل با آمریکا، بریدن از چین و روسیه، و تبدیل ایران به حلقه‌ای از زنجیرهٔ محاصرهٔ اوراسیا سخن می‌گوید. فشردن گلوی مردم با طناب ارز، نه یک لغزش راهبردی، بلکه ابزار آگاهانه‌ی این الیگارشی برای تحمیل تسلیم سیاسی است.

حاکمیت، به‌جای برخورد قاطع با این غارتگران، بارها عقب نشست، به‌جای بازپس‌گیری ثروت‌های به‌غارت‌رفته، به سرکوب مردم معترض پرداخت، به‌جای اصلاح ساختار، به نمایش‌های تبلیغاتی و امنیتی بسنده کرد. حتی پس از جنگ ۱۲روزه، ترور فرماندهان و دانشمندان، و کشته‌شدن صدها شهروند، باز هم فرصت تاریخی برای تغییر از دست رفت که می‌شد با تشکیل یک شورای ملی متشکل از نیروهای پاکدست، متخصص و مورد اعتماد مردم، مسیر کشور را اصلاح کرد و اعتماد عمومی را بازسازی نمود.

امروز ایران در یک دوراهی تاریخی ایستاده است. یک مسیر، ادامه‌ی وضع موجود است: تداوم سیاست‌های شکست‌خورده، حفظ همان چهره‌ها و کارگزاران، حمایت از الیگارشی دالری، سرکوب جامعه، و در نهایت لغزش به‌سوی وابستگی، بی‌ثباتی مزمن و حتی خطر تجزیه. این مسیر، چه با نام «جراحی اقتصادی» و چه با شعار «امنیت»، سرانجامی جز خون‌ریزی مداوم و فرسایش حاکمیت ملی ندارد.

مسیر دیگر، بازگشت شجاعانه از این راه: شکستن سلطه‌ی الیگارشی فاسد اقتصادی، بازگرداندن سرمایه‌های غارت‌شده به چرخه‌ی تولید و رفاه عمومی، سپردن اقتصاد به اقتصاددانان مستقل و ملی، گشودن فضا برای نخبگان و متخصصان، و بازسازی پیوند میان مردم و حاکمیت. این مسیر مستلزم پذیرش هزینه است که نه مردم، بلکه صاحبان رانت و ثروت باید بپردازند. تنها در این صورت است که مردم می‌توانند به پشتوانه‌ی واقعی استقلال کشور بدل شوند، نه ابزاری در دست پروژه‌های خارجی.
راه‌حل بحران ایران نه در بمباران است، نه در تحریم، نه در نسخه‌های ویرانگر آمریکایی در کشورهای دیگر، و نه در سرکوب کور داخلی. نجات تنها از مسیر به‌رسمیت شناختن مطالبات برحق مردم، بازگرداندن قدرت واقعی و اختیار تصمیم‌گیری به آنان، قطع دست مداخله‌گران خارجی و مقابله‌ی بی‌امان با فساد و الیگارشی دالری فاسد می‌گذرد. هیچ جامعه‌ای با اتکا به قدرت خارجی و بدون اراده‌ی مردم به ثبات، توسعه، آزادی، عدالت و دموکراسی دست نیافته است.

ایران برای عبور از این بحران تاریخی ناگزیر است مسیر توسعه‌ی مستقل خود را در چارچوب همکاری‌های جهانی و منطقه‌ای در نظم چندقطبی انتخاب کند، که در آن با روسیه، چین، بریکس، شانگهای و اوراسیا تعامل فعال و راهبردی داشته باشد و به‌عنوان یک بازیگر تأثیرگذار، منافع ملی و امنیت جمعی را محور قرار دهد.
جهان تک‌قطبی تحت سیطره‌ی آمریکا نه صلح آورده، نه توسعه و نه دموکراسی، بلکه جنگ، کشتار، تحریم، فقر، مهاجرت، فروپاشی دولت‌ها و غارت منابع را تحمیل کرده است. در مقابل، نظم چندقطبی می‌تواند زمینه‌ی رشد اقتصادی، انتقال فناوری، سرمایه‌گذاری مولد و رهایی تدریجی از وابستگی‌های تحقیرآمیز را فراهم کند، به شرط آنکه در داخل، قدرت از چنگ الیگارشی‌های فاسد خارج شده و به اراده‌ی مردم بازگردد.

هر سناریویی که اعتراض اجتماعی را به مداخله خارجی پیوند بزند، یا ایران را به صحنه جنگ نیابتی بدل کند، نه راه‌حل، بلکه نسخه‌ی نابودی کشور است. نجات ایران نه از ناوها و بمب‌ها می‌آید، بلکه از آگاهی مردم، سازمان‌یابی اجتماعی و انتخاب هوشمندانه‌ی توسعهٔ مستقل در جهان چندقطبی امکان پذیر است.
سرنوشت ایران را نه ترامپ تعیین می‌کند، نه تل‌آویو، نه الیگارشی دالری، بلکه تنها مردم ایران، آگاه، سازمان‌یافته و مستقل، می‌توانند آینده‌ی این سرزمین را رقم بزنند. تجربه‌ی تاریخ نشان می‌دهد که اتکا به قدرت‌های خارجی و حذف اراده‌ی مردم، همواره به ویرانی، وابستگی و خون‌ریزی انجامیده است. امروز مساله فقط یک تصمیم سیاسی نیست، بلکه انتخاب حیاتی میان بقای یک ملت و فروپاشی آن است.

و در پایان، باید به خطری اشاره کرد که اگر نادیده گرفته شود، تمام بحث‌های اقتصادی، سیاسی و امنیتی را بی‌معنا می‌کند: نفوذ خاموش و سازمان‌یافته‌ی سرویس‌های اطلاعاتی خارجی در ساختار قدرت. تجربه‌ی ونزوئلا، افغانستان، سوریه، عراق، لیبی و نمونه‌های مشابه نشان داده است که فروپاشی الزاماً با حمله‌ی نظامی آغاز نمی‌شود، بلکه پیش از آن، ارادهٔ تصمیم‌گیری ملی از درون فرسوده می‌گردد. نفوذ ایجنت‌های وابسته به موساد، سیا و سرویس‌های هم‌پیمان غربی، نه فقط در قالب جاسوس کلاسیک، بلکه در هیأت مقام دولتی، فرمانده مردد، مدیر اقتصادی وابسته، تکنوکرات به‌ظاهر عقل‌گرا یا سیاست‌ورزی که در بزنگاه‌ها کشور را به بن‌بست می‌کشاند، عمل می‌کند.

در افغانستان، ارتش پیش از آنکه در میدان شکست بخورد، در سطح فرماندهی فلج شد. در سوریه، پیش از جنگ، شکاف‌های اجتماعی و امنیتی به‌دست شبکه‌های نفوذی فعال شد. در ونزوئلا، نفوذ در سطوح بالای اقتصادی و نظامی، زمینه‌ی تحریم، کودتای نرم و تجاوز مستقیم آمریکا را فراهم کرد. در همه‌ی این نمونه‌ها، دشمن پیش از شلیک گلوله، ذهن تصمیم‌گیران را تصرف کرده بود.

برای ایران، این یک هشدار حیاتی است: تصفیه‌ی نفوذی ها به‌معنای حذف منتقدان مستقل یا خاموش‌کردن صدای اصلاح‌طلبان ملی نیست، بلکه دقیقاً برعکس، به‌معنای تشخیص مرز میان نقد دلسوزانه و پروژه‌ی نفوذ، میان اصلاح واقعی و تسلیم‌سازی پنهان است. بزرگ‌ترین خطا آن است که هر صدای منتقد داخلی سرکوب شود، اما نفوذی‌های واقعی در پوشش «نجات کشور»، «عقلانیت اقتصادی» یا «تعامل ضروری با غرب» آزادانه مسیر تصمیم‌سازی را منحرف کنند.

حفاظت از ایران، پیش از آنکه نظامی باشد، به معنای پاسداری از استقلال تصمیم‌گیری، سلامت ساختار و هوشیاری ملی است. کشوری که شبکه‌های اطلاعاتی غربی و عوامل وابسته به آن را در سطوح رهبری، ارتش، امنیت و اقتصاد جدی نگیرد، حتی بدون تهاجم و تجاوز مستقیم آمریکا، از درون تحت سلطه قرار خواهد گرفت. امروز، پاک‌سازی نفوذی‌ها، بازسازی اعتماد مردم و بازگرداندن اختیار عمل و تمرکز قدرت در مسیر منافع ملی، نه یک انتخاب سیاسی، بلکه شرط بقاست.

محمد اقبال نوری


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
ایران
اعتراض
نظرات بینندگان:

>>>   اشغالگران چپاولگران غربی به بهانه شعارهای دروغین حقوق بشر و حقوق زن می‌خواهند جمهوری اسلامی ایران را بخاک و خون بکشانند.

>>>   اعتراضات ایران از اسرائیل و آمریکا لندن و پاریس هدایت می‌شود.

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است