وقتی انسان به درون خود هجرت می‌کند
اعتکاف، دعوتی است به هجرتی کوتاه و بازگشتی عمیق. ریشه‌هایش در تاریخ بشر گسترده است، آرامشی که از دلِ رها کردن می‌روید، نه از تملّک 
تاریخ انتشار:   ۱۴:۱۹    ۱۴۰۴/۱۰/۱۹ کد خبر: 178680 منبع: پرینت

اعتکاف؛ وقتی انسان به درون خود هجرت می‌کند
۱) اهمیتِ خلوتِ آیینی؛
گاهی زندگی به شبیه‌سازیِ بی‌پایان تبدیل می‌شود: حرکت زیاد، معنا کم. ما میان هزاران پیام، صدا، تصویر و مطالبه پراکنده می‌شویم و آهسته‌آهسته فراموش می‌کنیم در این ازدحام چه کسی هستیم. از همین‌جا است که سنت‌های دینی، آیین‌هایی را پیش نهاده‌اند تا انسان برای مدتی کوتاه، از مدارِ عادت بیرون رود؛ تماس خود را با سرچشمه‌ی معنا تجدید کند و به جهان بازگردد، اما سبک‌تر، واضح‌تر و مسئولانه‌تر.
در اسلام، این لحظه‌ی بازگشت را «اعتکاف» می‌نامند: خلوتِ آگاهانه، تعلیقِ موقتِ شتاب، و تمرینِ دیدن آنچه همیشه بوده و دیده نمی‌شده است.
اعتکاف، فقط کناره‌گیری نیست؛ هنرِ فاصله گرفتن برای نزدیک‌تر شدن است. گویی انسان به خود می‌گوید: «اجازه بده، چند روزی از همه چیز عقب‌تر بایستم تا بهتر ببینم.» این عقب‌نشینی، فرار نیست؛ یک بازتنظیمِ ضروری است — همان‌گونه که زمین برای زایش دوباره، زمستان را لازم دارد.

۲) پیشینه‌های معنوی در فرهنگ‌ها و ادیان؛
گرچه «اعتکاف» اصطلاحی اسلامی است، اما هسته‌ی آن — یعنی خلوتِ آیینی — در تاریخ بشر بارها رخ نموده است.
در یهودیت، پیامبران و عابدان برای دعا و توبه به خلوت می‌رفتند؛ روزی چون «یوم‌کیپور» یادآور بازگشت و تطهیر است.
در مسیحیت، رهبانانِ بیابان، با سکوت و ریاضت می‌کوشیدند دلبستگی‌های نالازم را طرد کنند و قلب را به «حضور» آماده سازند.
در هندوییسم، سادهوها با «تپس» و «سادهَنه» به جنگل‌ها و آشرام‌ها پناه می‌برند تا شعله‌ی درون را شفاف کنند.
در بوداییسم، دوره‌های مراقبه و ریترت‌های طولانی، نگاهی عریان‌تر به ذهن را ممکن می‌کند؛ آشنایی با ریشه‌های رنج، نه از راه نظریه، بلکه از راه نشستن و دیدن.
حتی در سنت‌های فلسفیِ یونانی یا شیوه‌های شَمَانی، گونه‌هایی از گوشه‌نشینی دیده می‌شود؛ لحظاتی که انسان جامعه را نه ترک، که به حالت تعلیق درمی‌آورد تا بتواند خود و جهان را تازه بنگرد.
شباهت‌ها تصادفی نیست. انسان قرن‌ها تجربه کرده است که معنای ژرف‌تر، اغلب در سکوت و فاصله رخ می‌دهد. خلوت، آزمایشگاهی است که در آن، حقیقتِ ما — بدون آرایشِ نقش‌ها — آشکار می‌شود.

۳) اعتکاف در سنت اسلامی: صورت و معنا؛
در اسلام، اعتکاف قاعده‌مند و روشن است. معمولاً در دهه‌ی پایانی رمضان یا روزهای مشخصی از سال انجام می‌شود؛ مکان آن مسجد است — جایی که فرد از کارهای روزمره فاصله می‌گیرد، روزه می‌دارد، به ذکر، تلاوت، دعا و محاسبه‌النفس می‌پردازد و از برخی لذت‌های مجاز نیز به قصد تمرینِ اراده صرف‌نظر می‌کند.
اما قلبِ اعتکاف، «بودن» است نه «کار کردن». این‌جا قرار نیست شما فهرستی از اعمال را با عجله انجام دهید تا «امتیاز معنوی» بگیرید. مسئله این است که بودنِ عادی را بگذارید بیرون و با «بودنِ عریان» روبه‌رو شوید: می‌بینی چقدر اسیرِ عادت‌هایی هستی که پیش‌تر نمی‌دیدی؛ می‌شنوی که در سکوت، افکار چگونه می‌آیند و می‌روند. گاهی شادیِ بی‌دلیل می‌جوشد، گاهی اندوه بالا می‌آید. اعتکاف، کلاس درس نیست؛ آیینه است — آیینه‌ای که در آن، هم ضعف‌ها و هم امکان‌ها روشن‌تر می‌شوند.
در این اقامتِ کوتاه، زمان کیفیت دیگری پیدا می‌کند. ساعت‌ها به کندی می‌گذرند، اما عمق می‌گیرند. هر ذکر، هر آیه، هر لحظه‌ی توجه، به‌سان نخِ نازکی است که ذهنِ پراکنده را آرام‌آرام به یک نقطه می‌دوزد. این همان «یک‌دلی» است که دلِ انسان تشنه‌ی آن است.

۴) چرا چنین آیینی برای ذهن و روح ضروری است؟
دنیای امروز، بی‌وقفه ما را به «بیشتر» دعوت می‌کند: بیشتر کار کن، بیشتر بخر، بیشتر دیده شو. اما کمتر کسی می‌پرسد: بهای این «بیشتر» چیست؟
بهایش اغلب این است: تشتّت، فرسودگی، اضطرابِ بی‌نام، و احساسی از تهی‌بودن در میان انبوهی از فعالیت‌ها. اعتکاف، درست در برابر این منطق می‌ایستد و می‌گوید: «کمتر» — کمتر گفتن، کمتر خوردن، کمتر رفت‌وآمد؛ تا فضایی برای دیدنِ بیشتر باز شود.
از نگاه روان‌شناختی، این توقفِ آگاهانه، مانند دکمه‌ی «بازنشانی» برای ذهن است:
ورودی‌ها کم می‌شود؛
تمرکز تقویت می‌گردد؛
عادت‌های پنهان آشکار می‌شوند؛
و انسان فرصت می‌یابد میان «خواسته» و «نیاز»، تفکیک تازه‌ای بسازد.
از نگاه معنوی، اعتکاف تمرینِ تواضع است: آدمی می‌پذیرد که جهان بدون او می‌چرخد؛ نیازی نیست همه‌چیز را مدیریت کند. این پذیرش، آرامشی نرم به همراه می‌آورد — آرامشی که از دلِ رها کردن می‌روید، نه از تملّک.
در پایانِ اعتکاف، کسی تضمین نمی‌دهد که آدمی «قدیس» شده باشد. اما اگر صادقانه نشسته باشد، دستِ‌کم دو هدیه با خود می‌برد:
یکی چشمی تازه برای دیدن؛
دیگری سبکی که از کاستن می‌آید، نه افزودن.
با این سبک‌بال، بازگشت به جامعه خود معنایی تازه پیدا می‌کند: خدمت، همدلی، و مسئولیت، دیگر از سر عادت نیست؛ از سرِ فهم است.

سخن آخر
اعتکاف، دعوتی است به هجرتی کوتاه و بازگشتی عمیق. ریشه‌هایش در تاریخ بشر گسترده است، اما در هر عصر و فرهنگی، پیام مشترکی دارد:
اگر می‌خواهی جهان را درست‌تر ببینی، نخست از شتاب فاصله بگیر؛ سکوت کن، بنشین، نگاه کن.
در این نگاهِ آرام، ذهن سبک می‌شود، روح نفس می‌کشد، و آدمی درمی‌یابد که شاید بزرگ‌ترین سفر، همان است که به درونِ خویش می‌رود — سفری که هر بار، انسان را اندکی انسانی‌تر بازمی‌گرداند

ضیا صدر


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
عتکاف
آرامش درون
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است