| آنچه امروز در بدخشان و تخار جریان دارد، یک پروژهٔ سادهٔ معدنی نیست، تعقیب رگههای یورانیم تا حریم خانههای مردم... | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۳:۵۱ ۱۴۰۴/۱۰/۱۹ | کد خبر: 178679 | منبع: |
پرینت
|
|
رگههای یورانیم تا حریم خانهها؛ آنچه کشف شده و از مردم پنهان نگه داشته میشود.
افغانستان در چهار دههٔ گذشته زیر فشار جنگ، فقر و فروپاشی نهادهای دولتی قرار داشته است. در چنین شرایطی، بخش معادن به یکی از آسیبپذیرترین حوزهها بدل شده؛ حوزهای که در آن تصمیمهای سرنوشتساز بدون نظارت، بدون شفافیت و بدون اطلاع مردم گرفته میشود. کشف و استخراج یورانیم در شمالشرق افغانستان، بهویژه در ولایتهای بدخشان و تخار، نمونهٔ روشن همین وضعیت است؛ موضوعی که نه بهعنوان یک بحث عمومی، بلکه بهگونهای پنهان و زیر پوشش استخراج طلا پیش برده میشود.
بر اساس گزارشهای سازمان زمینشناسی آمریکا و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، افغانستان دارای ذخایر قابل توجه یورانیم است. این گزارشها، از دههٔ پنجاه میلادی تا ارزیابیهای ماهوارهای سال ۲۰۲۵، نشان میدهند که رگههای یورانیم در شمالشرق کشور وجود دارد و اغلب با معادن طلای پلاسری همراه است. همین همپوشانی، بستر مناسبی برای پنهانسازی استخراج یورانیم زیر نام طلا فراهم کرده است.
دادههای زمینشناسی سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۱ که بر اساس نقشهبرداریهای اتحاد جماهیر شوروی سابق تنظیم شدهاند، نشان میدهد ذخایر یورانیم افغانستان با عناصر نادر خاکی همراه بوده و حجم بالقوهٔ آن به دهها میلیون تن میرسد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز در گزارشهای رسمی خود از وجود دهها هزار تن یورانیم بالقوه در ساختار زمینشناسی کشور سخن گفته است. گزارشهای ماهوارهای تازهتر در سال ۲۰۲۵ این برآوردها را تقویت کرده و افغانستان را در ردیف کشورهای دارای ظرفیت بالای یورانیم قرار داده است.
اما آنچه این موضوع را از یک بحث علمی به یک بحران سیاسی و انسانی تبدیل میکند، رفتار میدانی شرکتهای استخراجی و نهادهای ناظر است. در ولایت تخار، فعالیتهای اکتشافی به ساحات شناختهشدهٔ معدنی محدود نمانده و ردیابی رگههای معدنی تا داخل زمینهای مسکونی و حریم خانههای مردم ادامه یافته است. تعقیب رگهها تا منازل مسکونی، از نظر فنی تنها زمانی توجیه دارد که وجود مواد استراتژیک و ارزشمند بهطور قطعی تثبیت شده باشد. این رفتار، نشانهای روشن از کشف یورانیم است؛ کشفی که آگاهی از آن به مردم منتقل نشده است.
نشانههای فنی یورانیم، از جمله تغییر رنگ خاک به زرد یا سرخ ناشی از اکسیداسیون، وجود مواد معدنی درخشان و ثبت تشعشعات غیرعادی، برای متخصصان قابل تشخیص است. همین نشانهها مبنای تعقیب رگهها قرار میگیرد. اما مردم محلی نه ابزار تشخیص دارند و نه اطلاعی از خطر. در نتیجه، سالها روی زمینی زندگی میکنند که بهتدریج سلامت آنها را تهدید میکند.
در این میان، نقش چین را نمیتوان نادیده گرفت. چین بهعنوان کشوری که سالانه به بیش از پانزده هزار تن یورانیم برای برنامهٔ هستهای خود نیاز دارد، در سالهای اخیر تلاش گستردهای برای دسترسی مستقیم به منابع یورانیم در خارج از مرزهایش انجام داده است. قراردادهای معدنی امضاشده در افغانستان از سال ۲۰۲۳ به اینسو، بخشی از همین راهبرد است. گزارشهای پژوهشی نشان میدهد که دسترسی به مواد استراتژیک، از جمله یورانیم، یکی از انگیزههای اصلی حضور چین در معادن شمالشرق افغانستان است.
سکوت تاجیکستان و ازبیکستان در برابر این روند، با وجود تهدید مستقیم اکوسیستم آنها، تصادفی نیست. رود آمودریا که از این مناطق میگذرد، منبع حیاتی آب برای میلیونها انسان در آسیای میانه است. آلودگی این رودخانه با مواد رادیواکتیو، پیامدی فرامرزی دارد. با این حال، وابستگی اقتصادی این کشورها به چین، از جمله سرمایهگذاریها، وامها و پروژههای مشترک زیرساختی، باعث شده است که نگرانیهای زیستمحیطی به حاشیه رانده شود. به بیان روشنتر، منافع اقتصادی، دهان اعتراض را بسته است.
اسناد درزکرده در سال ۲۰۲۵، که به وزارت معادن طالبان نسبت داده میشود، بُعد دیگری از این پنهانکاری را آشکار میسازد. بر اساس این اسناد، موضوع یورانیم در سطح «بسیار محرمانه» طبقهبندی شده و دسترسی به اطلاعات آن به حلقهای محدود واگذار شده است. همین اسناد نشان میدهد که برخلاف ادعاهای رسمی، آگاهی کامل از ماهیت مواد استخراجشده وجود دارد، اما تصمیم گرفته شده است که این اطلاعات از افکار عمومی پنهان بماند.
پیامدهای این استخراج پنهان، کوتاهمدت نیست. آلودگی آب و خاک با مواد رادیواکتیو و گاز رادون میتواند به سرطان ریه، نارسایی کلیه، آسیب به استخوانها، کبد، سیستم عصبی و دستگاه تولید مثل منجر شود. بر اساس مطالعات علمی، بسیاری از این بیماریها پس از گذشت ۲۰ تا ۴۰ سال بروز میکند؛ زمانی که دیگر نه عاملان پاسخگو هستند و نه امکان جبران وجود دارد.
آنچه امروز در بدخشان و تخار جریان دارد، یک پروژهٔ سادهٔ معدنی نیست. تعقیب رگههای یورانیم تا حریم خانههای مردم، سکوت همسایگان با وجود تهدید اکوسیستم شان و محرمانهسازی آگاهانهٔ اطلاعات، همگی نشان میدهد که با یک مسالهٔ عمیق، سازمانیافته و چندلایه روبهرو هستیم؛ مسالهای که هزینهٔ آن را نه سرمایهگذاران، بلکه مردم و محیطزیست منطقه خواهند پرداخت.
نویسنده: کاظم همایون – کارشناس ارشد محیطزیست
منابع:
• سازمان زمینشناسی آمریکا: گزارشهای معادن افغانستان (۲۰۰۷–۲۰۱۱)
• آژانس بینالمللی انرژی اتمی: گزارشهای یورانیم افغانستان (۱۹۵۷ و ۱۹۸۳)
• روزنامه هشتصبح: گزارش دسامبر ۲۰۲۵ دربارهٔ معادن بدخشان
• اسناد درزکردهٔ سال ۲۰۲۵ منسوب به وزارت معادن طالبان
• گزارشهای ماهوارهای سال ۲۰۲۵ دربارهٔ ذخایر یورانیم
• مرکز ویلسون: گزارش ۲۰۲۴ دربارهٔ راهبرد معدنی چین
• ابتکار جهانی: گزارش ۲۰۲۳ دربارهٔ معادن تخار
• رادیو آزادی: تحقیق ۲۰۲۴ دربارهٔ پیامدهای زیستمحیطی معادن در آسیای میانه