| تاریخ انتشار: ۱۷:۵۲ ۱۴۰۴/۱۰/۱۵ | کد خبر: 178652 | منبع: |
پرینت
|
|
آیا کسانی که بعد از آگست ۲۰۲۱ به آلمان رسیدند باید از احتمال اخراج بترسند؟
در ماههای اخیر، شماری از تیکتاکرها و یوتیوبرها بهصورت گسترده تلاش کردهاند کسانی را که پس از سقوط طالبان و با تصمیم رسمی دولت آلمان به این کشور منتقل شدهاند، بترسانند. در این محتواها بارها گفته میشود که اگر دولت آلمان روزی به این نتیجه برسد که «امنیت در افغانستان برقرار شده»، میتواند این افراد را اخراج کند.
این فضاسازی معمولا به دو دلیل انجام میشود: نخست، بخشی از این تولیدکنندگان محتوا صرفا به دنبال جلب توجه و افزایش بازدید هستند، چون هرچه ترس بیشتر باشد، تماشا بیشتر و درآمد بالاتر میشود. دوم، برخی افراد یا دفترهایی که خدمات حقوقی یا شبهحقوقی ارایه میکنند، با بزرگنمایی خطر اخراج میکوشند مراجعهکننده بیشتری جذب کنند و بازار خود را گرم نگه دارند.
حال، نتیجه بررسیهای من چنین است:
بدون هیچ تردید، ماده §۲۲ قانون اقامت آلمان خاصترین و ویژهترین نوع اقامت در این کشور است. در ساختار حقوقی آلمان، اقامتی با اعتبار بالاتر از §۲۲ وجود ندارد، مگر برای دیپلوماتها و چهرههای بسیار برجسته سیاسی.
§۲۲ یک کانال «پذیرش» است، یعنی شما نیاز نیست درخواست پناهندگی بدهید.. به این معنا که دولت آلمان پیشاپیش تصمیم میگیرد شما را بپذیرد و سپس بر اساس همان تصمیم، اجازه اقامت صادر میکند. این وضعیت از نظر حقوقی کاملا متفاوت است با کسی که وارد آلمان میشود و تازه درخواست پناهندگی میدهد.
در توضیحات رسمی ادارههای آلمانی آمده که اقامتی که بر اساس §۲۲، بهویژه جمله دوم آن صادر میشود، بهصورت قانونی حق کار را نیز در خود دارد؛ در حالی که بسیاری از مهاجران دیگر سالها منتظر دریافت همین اجازه میمانند. افزون بر این، در مقررات اجرایی وزارت داخله آلمان تصریح شده که مدت اقامت، تمدید آن و امکان حرکت بهسوی اقامت دایمی در چارچوب §۲۶ بررسی میشود. به بیان ساده، مسیر درازمدت باز است و اگر فردی در نهایت به اقامت دایمی برسد، دیگر بحث تغییر ماده اقامتی مطرح نیست.
همزمان، هم متن قانون و هم اسناد توضیحی رسمی روشن میسازند که اصل تصمیم برای دادن این نوع اقامت، یک تصمیم سیاسی است. حتا در اسناد رسمی پارلمان آلمان آمده که پذیرش تحت §۲۲ جمله دوم، اصولا برای کسانی درنظر گرفته میشود که بهگونه برجسته در زمینه آزادی بیان، دموکراسی و حقوق بشر فعالیت داشتهاند یا به دلایل دیگر، پذیرش آنان با منافع سیاسی آلمان پیوند خورده است.
اصل ماده §۲۲ به زبان ساده میگوید: اگر یک فرد به دلایل انسانی بسیار مهم یا به خاطر منافع خاص سیاسی آلمان به حمایت فوری نیاز داشته باشد، دولت آلمان میتواند به او اجازه اقامت بدهد. برای دریافت این نوع اقامت، پرونده فرد باید از نظر انسانی «فوقالعاده» تشخیص داده شود.
این ادعا که §۲۲ یک ماده صرفا اجتماعی است و سیاسی شمرده نمیشود، با بند دوم همین ماده بهطور کامل رد میشود. بند دوم بهروشنی میگوید اگر وزارت داخله فدرال آلمان یا نهادی که این وزارت تعیین کرده اعلام کند که فردی برای حفظ منافع سیاسی آلمان از خارج پذیرفته شود، اداره مهاجرت دیگر حق رد کردن ندارد و مکلف است اجازه اقامت صادر کند. این دیگر یک پرونده اجتماعی نیست؛ این تصمیمی است که وزارتهای داخله و خارجه آلمان میگیرند و به این معناست که جان یا وضعیت فرد در پیوند مستقیم با منافع سیاسی آلمان به خطر افتاده است. چنین پروندهای را نمیتوان «اجتماعی» نامید.
از سوی دیگر، ماده §۸۱ قانون اقامت تصریح میکند که وقتی فردی درخواست تمدید یا تغییر نوع اقامت میدهد، تا زمان تصمیم نهایی اداره امور خارجیها، یک وضعیت حفاظتی برای او ایجاد میشود و در عمل، اخراج متوقف میماند؛ هرچند این به معنای تضمین نتیجه مثبت نیست.
اخراج اساسا زمانی مطرح میشود که فرد اقامت معتبر نداشته باشد و بهطور قانونی مکلف به ترک آلمان شود. صرف داشتن Aufenthaltserlaubnis، از جمله بر پایه §۲۲، یعنی فرد در وضعیت قانونی قرار دارد. افزون بر آن، نهادهای حقوق بشری در آلمان بارها تاکید کردهاند که دولت پیش از هر بازگرداندن باید بررسی کند آیا برای آن شخص خطر شکنجه یا برخورد غیرانسانی وجود دارد یا نه، زیرا در چنین حالتی بازگرداندن ممنوع است.
قانون همچنین میگوید اگر پیش از ختم کارت اقامت، درخواست تمدید یا درخواست نوع دیگر اقامت داده شود، همان اقامت قبلی تا زمان تصمیم اداره معتبر شمرده میشود. این همان چیزی است که به آن «فیکسیون» گفته میشود.
واقعیت بعدی این است که آلمان حدود چهار سال است که میخواهد تنها چند ده مجرم درجه اول را اخراج کند و برای این هدف حتا وارد تعاملهای پرهزینه و بحثبرانگیز با طالبان شده، اما بهدلیل فشارهای حقوقی و سیاسی هنوز هم نتوانسته همه این موارد را عملی کند. در چنین شرایطی، تصور اخراج دهها هزار نفری که پس از سقوط طالبان به آلمان آمدهاند، نه واقعی است و نه عملی؛ حتا اگر فرضا چنین تصمیمی گرفته شود، دههها زمان میبرد.
در نهایت، مطابق قوانین آلمان، فردی که پنج سال کار کند، مالیه بپردازد و مرتکب جرم نشود، حق درخواست شهروندی دارد. وقتی شهروند شدید، از نظر حقوقی هیچ تفاوتی با صدراعظم آلمان یا هر شهروند دیگر ندارید. این واقعیت حقوقی است و به شایعات باور نکنید. مهمترین نکته این است که هر ویزایی دارید و مطابق هر ماده ای در آلمان زندگی می کنید، کار کردن تضمین میکند که شما سالها خواهید ماند و حتا شهروند خواهید شد.
وحید پیمان