نه دزدیدن افتخار است و نه خواب‌‌بُردگی قابل توجیه
چگونه ممکن است رییس‌جمهوری، چنین در خوابِ غفلت فرو رود و ارتشی چنین بی‌خبر، بی‌دفاع و تهی از اندیشه‌ی ملی باشد؟ 
تاریخ انتشار:   ۱۶:۴۶    ۱۴۰۴/۱۰/۱۵ کد خبر: 178651 منبع: پرینت

آقای ترامپ!
ربودن ‌و دزدیدن انسان، پیروزی و افتخار نیست، همان‌سان که خواب‌‌بُردگی مادورو قابل توجیه نیست.
من بیش از این نه می‌دانم «مبان»
بررسی پی‌آمدهای منفی حقوقی اقدام آمریکا در تجاوز به ونزویلا ‌و دزدیدن مادورو و همسرش.
در این بحث،‌ ما کاری به طرف‌داری هیچ یکی نداریم.
روایت چنین گزارشی از رییس‌جمهورِ خواب‌رفته و ارتشِ بی‌خبر در کاراکاس مایه‌ی شرمی‌ است برای مسوولان. کشوری که عملاً تحت رصد و تهدید قرارداشت و سال‌ها پیش‌اقداناتی در براندازی رژیمِ آن از سوی آمریکا در انواع مختلف صورت گرفته و ترامپ که صریح ‌‌و سریع از نیتِ سوء آمریکا در مداخله به کشورِ شان خبر داده بود.

غفلت در رأس قدرت؛ روایت یک فروپاشی خاموش در کاراکاس؛
با آن‌که نخستین خبرها از کاراکاس لرزان، مبهم و ناتمام بودند و روایتِ گویا«بازداشت»!؟ یا شاید دقیق‌تر «ربایش» نیکولاس مادورو و هم‌سرش در هاله‌‌یی از ابهام ‌و تردید نفس می‌کشید. به‌روز رسانی‌های خبری آهسته آهسته، حقیقت را روشن ساختند که اقدام آمریکا در دزدیدنِ یک انسان و همسرش،‌ از کشورش،‌ راست بوده. جدا از این که آن انسان کی‌ بوده و جی‌ مقامی داشته است.

مگر یک پرسش بنیادین هم‌چنان پابرجا است:
چگونه ممکن است رییس‌جمهوری، چنین در خوابِ غفلت فرو رود و ارتشی چنین بی‌خبر، بی‌دفاع و تهی از اندیشه‌ی ملی باشد؟
اینجا دیگر صرفاً با یک رخداد امنیتی روبرو نیستیم؛ اینجا داستانی عجیب از فروپاشی در رأس قدرت رقم می‌خورد.
روایتی از وزیر دفاعی بی‌کفایت و متحدانِ خارجی که به عهد خویش وفادار نماندند.
کشوری که رییس‌جمهورش نتواند خود را حفاظت کند و فرمانده کل قوایی که از ابتدایی‌ترین لایه‌های امنیتی بی‌بهره بماند، چه نسبتی با مفهوم «دولت مقتدر» دارد؟

آیا این شکست، تنها یک عملیات بیرونی است یا نتیجه‌ی سال‌ها غفلت، فساد، معامله‌گری پنهان و خیانت به اندیشه‌ی خودی و ملی؟
سیاستِ خواب و بیداری؛ قدرتی که خود را نفهمید؛
در همه‌ی نظام‌های اجتماعی و نظامی و سیاسی انسانی، حتی حیوانی، نظمِ کامل برای بیدار باش، وجود دارد. همین‌ بیدار‌باش‌ها است‌ که اهرم‌های قدرت را استوار نگه می‌دارند. در کاراکاس برعکس شده، اگر رییس‌جمهور «خواب‌رفته» بود، ارتش چرا «بیدار» نبود؟ و اگر ارتش بی‌خبر ماند، پس پیمان ملی کجا فرو ریخت؟ تدابیر برای سنجش لایه‌های امنیتی چرا چنین مفتضحانه از آب در آمدند؟

اینجا مساله فقط مادورو و همسرش نیست؛ مساله ساختاری‌ست که امنیت را با وفاداری‌های شخصی و منافع کوتاه‌مدت تاخت زد.
ارتشی که بجای ملت، به اشخاص گره بخورد، در لحظه‌ی بحران، بی‌پناه می‌ماند. ما هم‌دردی داریم با مردم ونزوئلا، مگر به نقد یک فریب تاریخی باید پرداخت.
ملت‌ها هم‌واره نخستین قربانیان بازی قدرت‌اند. مگر چرا گاهی خودِ قدرت‌مندان آن‌قدر بی‌خود و‌ مغرور می‌شوند که شکست و نفوذِ غیر خودی‌ها، یا خودی‌های خاین در میان خودشان را تشخیص نه می‌دهند؟

بیاد دارم زمانی رهبرانِ آگاه فریاد می‌زدند که امپریالیسمِ جهان‌خوارِ آمریکا به کسی رحم نمی‌کند؛ اما مردم ما هم، فریب روایت‌های دروغ غرب را خوردند و خود را به دامن همان قدرتی انداختند که ام‌روز بی‌پرده نابودِ شان می‌کند. اکنون، نیم‌قرن پس از آن هشدارها،‌ جهان در کجا است و آمریکا در کجا ایستاده است؟

گذشته از آن،‌ هر نامی که بر این اقدام آمریکا در کارکاس نهاده شود -بازداشت، عملیات، یا اقدام قضایی- ماهیت آن تجاوز است؛ نه تنها تجاوز بل‌ یک شبیخون دزدانه‌ی ربایش و ربایندگی‌ است که هیچ توجیهی ندارد. باور هم نمی‌توان کرد که آمریکا این اقدام را بدونْ آگاهی دادن و موافقتِ پنهانی قدرت‌های مطرح جهان کرده باشد.
و اما همراهان ونزوئلا، راستی کی‌ها بودند ‌و کدام‌ها هستند؟ ما باور داریم که اگر چنین‌ همراهانی‌ باشند، بیش از آن‌که متحد باشند، معامله‌گرانِ پشت‌پرده‌اند.
بازاری که در آن، قدرت، ثروت، نفت، جغرافیا و سرنوشت ملت‌ها کالای چانه‌زنی‌اند. اینجا دیگر مهم نیست که قربانی‌ کی‌ است و کی‌ها.

ترامپ پس از این ربایش، خیلی مغرورانه و متکبرانه سخن می‌گوید و هی آمریکا فریاد می‌‌زند. مگر هیچ ناکامی‌ها و شرم‌ساری‌های تاریخی آمریکا را به یاد نمی‌‌آورد. پس چنین‌‌ است خطاب به ترامپ؛ این افتخار نیست.
آقای ترامپ باید بداند؛ ربایش دزدانه افتخار نیست. اگر جهان واقعاً عادل باشد، شما باید نه فقط به‌خاطر سیاست، بل به جرم تجاوز به حریم خصوصی یک خانواده محاکمه شوید. در منطق قدرت‌نمایی نظامی نیز، این یک عملیات افتخارآمیز نه بل‌که شبیخونی دزدانه و متجاوزانه بود.
از منظر حقوقی که شما آن را زیر پا کردید، این‌ها همه «جرم» است، نه دست‌اورد و نه افتخار.

سرافکندگیِ فرار از افغان‌ستان؛
با این شب‌گردی‌ها و شب‌روی‌های دزدانه و عملیات‌های تاریک نه جبران می‌شود و نه توجیه.
و آری، جهانِ استخبارات و امنیت و آگاهانِ اوپراتیفی می‌دانند: شاید این یک معامله‌ی چندجانبه باشد با چین برای تایوان، با روسیه برای کی‌یف، با ایران برای اسراییل، شاید سهمی هم برای هند در نسبت با پاکستان.

اروپا که اساساً در این محاسبه جایی ندارد. چون ترامپ آن‌ را ارزشی نمی‌دهد و اخلاق سیاسی و وجودی، در ترامپ هم وجود ندارد.‌ واکنش‌های استقبالی اروپا از اقدام دزدی آمریکا در ونزوئلا بیشتر انتزاعی و تفننی و شرم‌گین‌ است که رهبران اروپا به خود نمی‌گیرند. این رهبرانِ بی‌کفایت در اروپا می‌‌دانند که نفت -همیشه نفت- بخش جدایی‌ناپذیر ماجرا است و آمریکا سیرایی‌ناپذیر. آمریکا تا چه میزانی شما را در این دزدی شریک خواهد کرد؟ هیچ.

روایت رسمی آمریکا؛ ادعا بجای دادگاه وزیر خارجه‌ی ایالات متحده اعلام می‌کند که: نیکولاس مادورو رییس‌جمهور مشروع ونزوئلا نیست. مارکو روبیو پا را فراتر گذارده و او را «رییس یک کارتل مواد مخدر» خواند و از پیگرد قضایی!؟ سخن می‌گوید.
اما پرسش روشن است، از چه زمانی اتهام، جای دادگاه را گرفته است و از چه زمانی ربایش، جای عدالت را؟‌ و چرا آمریکا همیشه خودش را پلیس جهان می‌داند؟
پاسخ روشن‌ است که این‌ها همه بهانه‌ اند برای رسیدن به هدفِ چپاول‌گری. آنچه در کاراکاس رخ داد و موج‌های دگر آن در حال رخ‌دادن است هوش‌داری‌ است فراتر از ونزوئلا؛ وقتی غفلت در رأس قدرت نهادینه شود، ارتش بی‌پناه می‌ماند، ملت بی‌صدا می‌شود و جهان، زور را با قانون جایگزین می‌کند.

چند دیدگاهی از مبان!
مبان به این اندیشه است که نخست بازتعریفی از قواعد جهانی ملل متحد پیرامون عدم تعرض کشورها به کشورهای دگر داده شود.
دوم، دگر این که مادورو رسماً از سوی محکمه‌ی جهانی لاهه محکوم نه شده و رییس جمور بر سر اقتدار بوده، سیاست داخلی آن را نقد کردن درست، ولی دزدیدن خودش هیچ توجیهی ندارد.
سوم و مهم‌ترین این که تجاوز به حریم خصوصی یک خانواده، بدون ملاحظه‌ی امنیتی و حیثیتی شان،‌ نه تنها توجیه ندارد که جرم‌ است.
چهارم این که حتی رعایت احترام همسرِ مادورو را هم نکردند. چگونه ممکن‌ است یک زن را از کنا فرزندانش جدا کرده و اختطاف کنند؟ بحث روی انسان‌ است، نه روی انسانِ مقام‌دار یا بی مقام.
پنجم اینکه، اینجا معادله‌ی یک جانبه و‌ بی رحمی در جریان‌‌ است. نتانیاهوی مجرم را پذیرایی می‌کنند که حکم گرفتاری‌ اش را دارند‌ و‌ قاتل هزاران کودک و زن در فلسطین و غزه‌ است، مگر مادورو را از تخت‌خوابش می‌دزدند.
ششم اینکه ما در پی دفاع از مادورو نیستیم، نه او را دیکتاتور می‌دانیم و نه دموکرات، ما به شکاف حقوقی و حیثیتی و جهانی موضوع بحث داریم.

۱) بازتعریف قواعد عدم تعرض در نظم جهان؛
نظم فعلی ملل متحد دچار فرسایش اجرایی شده است. اصل «عدم مداخله» عملاً به تفسیر قدرت‌ها واگذار شده. آیا مبان درست می‌گوید که: بدون بازتعریف شفاف و الزام‌آور، این اصل به یک شعار تهی بدل می‌شود و ربایش، تحریم و عملیات مخفی عادی‌سازی می‌گردد؟

۲) نبودِ حکم قضایی بین‌المللی؛
تا زمانی که محکمه‌ی بین‌المللی لاهه حکمی صادر نکرده، هیچ دولتی -قدرت‌مندتر- حق اقدام قهری را ندارد. نقد سیاست داخلی یک کشور مشروع است؛ دزدیدن رییس‌جمهورِ مستقر، نفیِ کاملِ حقوق بین‌الملل است. اگر جلو آن گرفته نشود، به یک رویه‌ی بد، در دست‌ِ قدرت‌مدارانی چون آمریکا تبدیل می‌شود، یا ما اشتباه می‌کنیم؟

۳) تجاوز به حریم خصوصی خانواده؛
این بند، از نظر حقوق بشری خط قرمز مطلق است. ورود قهری به خانه، بی‌توجهی به امنیت حیثیتی خانواده، و نقض کرامت انسانی، جرمی مستقل از سیاست است؛ حتی اگر هزار اتهام سیاسی وجود داشته باشد. ایا قانونی غیر از این وجود دارد؟

۴) بی‌احترامی به همسر و فرزندان؛
این‌جا مساله فقط «مادورو» نی‌ست؛ مساله زن و کودک است. جدا کردنِ مادر از فرزندانی که همه خواب اند و بی‌خبر، بدون حکم قضایی و بدون رعایت اصول انسانی، نشانه‌ی سقوط اخلاقی اقدام‌کننده است. هیچ منطقی نه امنیتی، نه سیاسی این را توجیه نمی‌کند. یا برای آمریکا هر کاری مجاز است،‌ حتی نقض حریم خصوصی و حق‌مادری و فرزندی؟

۵) معیار منفی‌ و برخوردِ دوگانه‌ی عریان میان نتنیاهو و مادورو؛
مقایسه‌ای که مطرح کردیم، آیا بسیار کلیدی است؟
پذیرایی رسمی از نتانیاهوی قاتل، کسی که به اتهام کشتار هزاران زن و کودک تحت پیگرد است، از سوی ترامپ. در کنار ربایش شبانه‌ی رییس‌جمهورِ برحالِ یک کشور دیگر که هیچ سندی از پیگردِ جهانی وی در دست نیست.
این یعنی عدالت، تابع دوست و دشمن است، نه قانون. اینجا با «بی‌رحمی یک‌جانبه» طرفیم، نه نظم جهانی.

۶) تفکیک شخص از اصل؛
این مهم‌ترین نکته‌ نظرِ مبان‌ است: ما مدافع مادورو نیستیم، او را نه تطهیر می‌کنیم و نه تقدیس. بحثِ ما،‌ بحثِ‌ حقوقی، حیثیتی و جهانی است.
دقیقاً همین تفکیک است که موضع یک انسان و یک نهادِ بی‌طرف را معتبر و غیر ایدیولوژیک می‌کند. آیا شما غیر از این راهی را می‌بینید که توجیه شود؟
آن‌چه مبان مطرح می‌کند، دفاع از یک فرد نی‌ است؛ دفاع از مرز نهایی انسانیت در سیاست است.
اگر ربایش، تجاوز به خانواده، و معیار دوگانه عادی شود، فردا هیچ رییس‌جمهور، هیچ فعال و هیچ خانواده‌‌ای در امان نخواهد بود حتی در کشورهای «دوست».

به‌بیان روشن‌تر: وقتی قانون قربانی سیاست شود، سیاست به جنایت نزدیک می‌شود.
وقتی این مقاله را می‌نوشتیم به منابع مختلفی از جمله گوگل، ویکی‌پدیا، برخی دانش‌نامه‌های پارسی و انگلیسی مراجعه و در ترجمه‌ها از چت‌جی‌پی‌تی کمک گرفتیم. اما برای مبان، MBIK و IWND این سطح کافی نیست. این بحث ذاتاً نیازمند اتکا به منابع، تفسیر تطبیقی، و روش‌کار روشن است.
برای ادامه باید وارد سه لایهٔ عمیق‌تر شویم:

۱) لایه‌ی منبعی (Sources Layer)؛
در این مرحله، باید به‌صورت گزینشی و هوش‌مندانه‌ی منابع زیر رجوع کنیم (نه انبوه، بلکه مؤثر):
• منشور ملل متحد
• اصل عدم توسل به زور
• اصل عدم مداخله
• حقوق بین‌الملل عرفی (Customary International Law)
• اسناد حقوق بشر
• مصونیت حریم خصوصی
• کرامت خانواده
• رویه‌های دادگاه لاهه
• تفاوت «اتهام»، «تحقیق» و «حکم»
• نمونه‌های تطبیقی تاریخی
• برخورد با رؤسای دولت متهم (نه ربوده‌شده)
در روش مبان، منبع نه برای «اثبات قدرت»، بل‌که برای افشای تناقض قدرت بکار می‌رود.

۲) لایه‌ی تفسیر تطبیقی (Interpretive–Comparative Layer)؛
این‌جا نقطه‌ی تمایز مبان، MBIK و IWND است. ما سه محور را هم‌زمان تلفیق می‌کنیم:
الف) مبان؛
• بازتعریف مفاهیم (تجاوز، مشروعیت، عدالت)
• نقد معیار دوگانه بدون افتادن در دفاع شخصی
ب) MBIK؛
• تواضع معرفتی:
«ما نه‌می‌دانیم و نمی‌گوییم که مادورو خوب است یا بد؛
اما می‌دانیم ربایش، بد است.»
• جدا کردن «شخص» از «اصل»
ج) IWND؛
• تحلیل ساخت قدرت جهانی:
• نشان دادن گذار از «قانون» به «اقدام»
• عادی‌سازی بی‌رحمی به‌مثابه‌ی ابزار سیاست
این تلفیق، متن را از موضع‌گیری احساسی به تحلیل تمدنی–حقوقی ارتقا می‌دهد.

۳) لایه‌ی روش‌کار مبان (Methodological Layer)؛
پیش‌نهاد من برای ادامه، دقیقاً مطابق روش مبان است:
۱. طرح پرسش بنیادین (نه نتیجه‌گیری عجولانه)
۲. ارجاع محدود اما دقیق به منابع
۳. نقد تطبیقی معیار دوگانه
۴. تعلیق داوری درباره‌ی اشخاص
۵. تمرکز بر پی‌‌آمد جهانی، نه روی‌داد محلی.

وقتی پیرامون موضوعی بحث می‌کنیم، در حدِ توانِ خود مطالعه و تجسس کرده و از منابع مختلف کمک می‌گیریم. چون چیزی را که به خواننده‌ی با بصیرت می‌رسانیم،‌ اگر کلی نه، بخشی باشد از آگاهی‌رسانی.
مبان به این باور است که آمریکا نه پلیس جهان‌ست و نه ترامپ‌، آقای جهان. نه هم محاکم آمریکا، جای‌گاهی برای محاکمه‌های فرمایشی. آن هم محکمه‌ی یک رییس جمهور. این که آن رییس جمهور چه اعمالی دارد، پیگردهای دادستانی جهانی و دادگاه‌های جزایی جهانی نیازند، نه دادگاه‌های کشور دومی. حتی اگر آن کشور علیه کسی اعلام جرم داشته باشد.‌
سیاست یک بام و صدهوای ترامپ نمی‌تواند، قوانین را بشکند.
از سوی دیگر معامله‌های پنهان بده و بستان در این میان مطرح اند.
چنانی که مبان نوشت.
گمانه‌زنی ما این‌ است که: مادورو و همسرش و فرزندانِ شان قربانی یک تعامل پنهان جهانی شده اند. با نظرداشت این‌که در مدیریتِ ناکام، شخص مادورو ملامت‌ است و شاید چاویز در انتخاب جانشینِ خودش بر مبنای علایق شخصی، اشتباه کرده باشد.

آمریکا در این تعامل غالباً برای روسیه در اوکراین و حیاط خلوت روسیه در آسیای میانه،‌ امتیاز می‌دهد، برای ایران در اسراییل، برای چین در تایوان، برای هند هم کم‌وبیش در پاکستان.‌ خودش مصروف بهر‌ه‌برداری اقتصادی از منابع نفتی ونزویلا می‌شود.
هرچند هنوز از منظر قانونی مادورو رییس جمهور است و معاونش این را تایید و تأکید کرد و دولت هم در کارکاس فعال‌ است و مردم هم به دفاع از مادورو و تقبیح تجاوز آمریکا به جاده ها ریختند. پس ترامپ به کدام بنیاد می‌گوید که کاراکاس را آمریکا اداره می‌کند؟ حتی خانم مخالف رژیم کاراکاس را هم شایسته‌ی رهبری ندانست. به نظر شما این یک زیاده‌روی فراقانونی نیست؟
اگر این پرسش از ما مطرح شود یا می‌شد، اینچنین پاسخ می‌دهیم و می‌دادیم که! بله، آنچه توصیف شده، مصداق آشکارِ زیاده‌روی فراقانونی است.
به چند دلیل:
۱)
اصل بنیادین: آمریکا نه پلیس جهان است، نه قاضی آن. در منطق حقوق بین‌الملل -نه در روایت‌های سیاسی- سه اصل خدشه‌ناپذیر وجود دارد:
-. اصل برابری حاکمیتی دولت‌ها
-. اصل عدم مداخله در امور داخلی
-. اصل صلاحیت قضایی محدود و غیرجهانی دولت‌ها
از منظر قوانین جهانی که مبان هم می‌داند، شکستن این سه اصل، به‌معنای جای‌گزینی نظم حقوقی با نظم اراده است.

هیچ کشوری -حتا اگر قدرتمند باشد- حق ندارد: خود را پلیس جهان بداند، رییس‌جمهور یک کشور دیگر را به‌صورت یک‌جانبه مجرم اعلام کند و محاکم داخلی خود را جایگزین دادگاه‌های بین‌المللی سازد.
این دقیقاً همان نقطه‌‌ای‌ است که سیاست، از قانون عبور می‌کند.

۲) تمایز کلیدی: «اتهام» ≠ «حکم»
مبان در اینجا یک تفکیک روش‌مند را انجام می‌دهد که بسیار مهم است:
• اتهام سیاسی یا قضایی
• تحقیق بین‌المللی
• حکم دادگاه صالح
تا زمانی که دادگاه‌های جزایی بین‌المللی یا دادستانی و محکمه‌ی لاهه، حُکمِ رسمی صادر نکرده‌اند، هیچ اقدام قهری -به‌ویژه ربایش- مشروع نیست.حتی اگر کشوری علیه فردی اعلام جرم کند، این اعلام جرم صلاحیت فرامرزی خودکار ایجاد نمی‌کند. اینجا دقیقاً همان‌جا است که سیاستِ «یک بام و صد هوا» قانون را می‌شکند.

۳) روش‌کار مبان: نقد شخص، بدون تخریب اصل؛
نکته‌ی کلیدی که ما یا شما درست بر آن ایستاده‌ایم این است:
• کسی مدافع مادورو نیست؛
• نه او را تطهیر می‌کند، نه تقدیس؛
• اما اجازه نمی‌دهد بد بودنِ احتمالی یک فرد، بد بودنِ یک اقدام را توجیه کند. ما می‌دانیم اگر اصل شکسته شود، فردا هیچ فرد «خوبی» هم مصون نخواهد بود.
تحلیل معامله‌های پنهان قبلی، جهان کنونی نه با «قانون»، بل با توازن معامله‌ها اداره می‌شود.

۴) گمانه‌زنی‌ که مطرح می‌شود و از نظر تحلیلی کاملاً معقول است چنین تصویری می‌سازد:
• امتیازدهی در پرونده‌ی اوکراین و حوزه‌ی نفوذ روسیه؛
• چشم‌پوشی‌های متقابل در خاورمیانه؛
• ملاحظات چین در تایوان؛
• تنظیم روابط منطقه‌ای در جنوب آسیا؛
• و در مرکز این بده‌وبستان: نفت ونزویلا.
در این چارچوب،‌ مادورو و همسرش نه «هدف عدالت»، بل متغییرهای یک معادله‌ی پنهان می‌شوند. این همان لحظه‌‌ای‌ است که انسان، خانواده و کرامت،‌ در زیر چرخ‌دنده‌ی ژیوپلیتیک له می‌شود.

۵) تناقض آشکار در روایت آمریکا؛
آیا این پرسش کاملاً بجا نیست:
• اگر مادورو «رییس‌جمهور نیست»، چرا دولت فعال است؟
• چرا معاون او مشروعیت و ریاست جمهوری مادورا را تأیید می‌کند؟
• چرا ساختار اداری در کاراکاس پابرجا است؟
• چرا مردم به خیابان می‌آیند و اعتراض می‌کنند؟ غالباً این برامدن به جاده‌ها نظم عمومی را هم برهم بزند و گمان نکنیم که شعله‌های سرکش شوند. چون مردم دیدند، کشور شان عملاً مورد تجاوز قرارگرفت.
و اگر آمریکا به ویژه ترامپ، حتی مخالف رسمی رژیم را هم شایسته‌ی رهبری نمی‌داند، پس بر چه مبنایی ادعا دارد که کاراکاس را اداره می‌کند؟ این نه استدلال است و نه قانون.‌ این اعلامِ اراده‌ی خامِ قدرت است.

۶) بله آنچه توصیف می‌شود: زیاده‌روی فراقانونی است؛ نقض نظم حقوقی بین‌الملل است و عادی‌سازی خطرناک ربایش سیاسی. ما شاید ندانیم چه کسی حق دارد، اما می‌دانیم چه چیزی ناحق است. وقتی جهان با معامله اداره شود، قانون فقط برای ضعیفان باقی می‌ماند که هم اکنون در جهان روان‌ است. هر ضعیف محکوم و هر قوی حاکم‌ است.
مبان فکر می‌کند که اینجا، جدا از خطاهای سیاسی و نظامی و جهانی، جرم آشکاری در سه مرحله صورت گرفته!
- حیثیتی، تجاوز به منزل و اتاق خوابِ یک انسان در یک‌کشور دومی بدون هیچ نوع اجازه‌ی حقوقی و جزایی یا محاکماتی.
- کشتن روح فرزندان یک خانه‌واده از لحاظ عاطفی‌ در جریانـ تجاوز به منزلِ شان و در دراز مدت.
مهم نیست که آنان کودکان یک رییس جمهورند یا از یک دیکتاتور یا یک آدم عادی. سازمان حمایت از اطفال ملل متحد باید این موضوع را محکوم کند.
- سازمان‌های حقوق بشری زنان و‌ کودکان ربودن یک‌مادر را از کنار فرزندان شان باید تقبیح کنند.
سیاست باید بازتعریف شود که سیاست، دوست،‌ هرگز ندارد. مبان به این عقیده است که تمام قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای از برنامه‌ی ربودن مادورو و هم‌سرش آگاه بودند ‌و حالا تجاهل عارفانه می‌کنند.
اگر این پرسش را از یک آگاهِ مسایل جهانی بپرسیم که نظر شما از منظر حقوقی و‌ دیپلماسی چیست؟ پاسخ ایشان به گمانِ غالب این خواهد بود که: از منظر حقوق بین‌الملل، حقوق بشر و دیپلماسی جهانی، آنچه مبان مطرح کرده است، کاملاً قابل بررسی و حمایت است.

با رعایت سه مرحله:
۱) مرحله حیثیتی؛ تجاوز به منزل و حریم شخصی؛
• حقوق بین‌الملل عرفی و کنوانسیون‌های حقوق بشر، ورود قهری به خانه‌ی افراد بدون حکم قضایی، حتی اگر فرد رییس‌جمهور یک کشور باشد، را جرم مستقل و نقض حاکمیت ملی می‌دانند.
• هیچ کشور و هیچ سیاست‌مداری یا قدرتمندی، حق نهدارد خودسرانه و بدون حکم بین‌المللی، وارد قلمرو خصوصی دیگر کشور شود.
• این اقدام، از منظر دیپلماسی، بی‌سابقه و بی‌اعتبارکننده‌ی روابط بین‌الملل است و کشور رباینده را در معرض محاکمه‌ی سیاسی و حقوقی جهانی قرار می‌دهد، اگر قانون حاکم باشد.

تلفیق MBIK:
• تاکید بر تفکیک فرد از اصل؛ مهم نیست مادورو دیکتاتور باشد یا نه، جرم و نقض حقوق انسانی رخ داده است.
• هیچ مبنای اخلاقی یا قانونی نمی‌تواند تجاوز فیزیکی به حریم خانه را توجیه کند.

۲) مرحله‌ی روانی و عاطفی؛ آسیب به فرزندان؛
• ربودنِ دزدانه‌ی والدین و جدا کردنِ فرزندان، حتی کوتاه‌مدت، اثرات روانی بلندمدت ایجاد می‌کند: اضطراب، ترس، اختلال‌های عاطفی و اجتماعی.
• احکامِ کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل (CRC) صراحت دارد: «هر اقدام که سلامت روان و رشد طبیعی کودک را به خطر اندازد، غیرقانونی و قابل محکومیت است.»
• این شامل تمام کودکان می‌شود؛ چه رییس‌جمهور، چه دیکتاتور، چه فرد عادی.

تلفیق IWND:
• وقتی این عمل به صورت برنامه‌ریزی‌شده و جهانی رخ می‌دهد، نشان‌گر آسیب سیستماتیک به نسل آینده و به نوعی سیاست‌ورزی کودک‌آزارانه است.
• سکوت یا تجاهل قدرت‌های بزرگ در این زمینه، عملاً هم‌دستی غیرمستقیم با جنایت محسوب می‌شود.

۳) مرحله جنسیتی و کرامت انسانی؛ ربودن مادر؛
• ربودن هم‌سر مادورو و جداسازی او از فرزندان، نقض مستقیم حقوق بشر زنان و کودکان است.
• از منظر دیپلماسی، سازمان‌های حقوق بشری جهانی (مثل UN Women، UNICEF و Human Rights Watch) باید این اقدام را تقبیح کنند و خواهان پی‌گرد مجرمین شوند.
• در قوانین بین‌الملل، کرامت زن و مادر، به‌ویژه در شرایط جنگ یا اختلاف سیاسی، محافظت‌شده و غیرقابل گذشت است.

۴) بازتعریف سیاست و روابط بین‌الملل؛
• مبان درست می‌گوید: «دوستی بین قدرت‌ها هرگز مطلق نیست و سیاست نباید جایگزین حقوق شود.»
• اگر تمام قدرت‌های جهانی و منطقه‌‌ای از برنامه‌ی ربودن مطلع بودند و اکنون عارفانه تجاهل می‌کنند، این خود یک نقض آشکار اخلاق و تعهد بین‌المللی است.
از منظر دیپلماسی، کشور رباینده:
• مشروعیت بین‌المللی خود را از دست داده،
• به منزله‌ی ناقض حاکمیت ملی، مورد اعتراض جهانی قرار می‌گیرد،
• و هرگونه معامله سیاسی با این کشور بدون جبران خسارت، بی‌اعتبار خواهد بود.

۵) جمع‌بندی حقوقی و دیپلماتیکِ این بخش!
۱. حقوقی:
• ربایش مادورو و همسرش، تجاوز به حریم خصوصی و نقض حقوق کودکان و زنان است.
• کشور رباینده می‌تواند تحت صلاحیت کیفری بین‌المللی و محکمه‌های حقوق بشر پیگرد شود.
۲. دیپلماتیک:
• کشورهای شاهد و منطقه‌‌ای که تجاهل می‌کنند، ممکن است در عمل هم‌دست غیرمستقیم محسوب شوند.
• نیاز است نهادهای بین‌المللی و سازمان‌های حقوق بشری، بیانیه و اقدام رسمی صادر کنند تا فشار سیاسی ایجاد شود.
۳. تمدنی و اخلاقی:
• MBIK و IWND
تاکید دارند که قانون و کرامت انسانی نباید قربانی معامله و سیاست قدرت‌های جهانی شود.
• سکوت جهانی، مشروعیت اخلاقی قدرت‌ها را تهدید می‌کند.

:نتیجه‌گیری تطبیقی؛
۱) از منظر حقوقی؛
• مبان: هر گونه ربایش یک رییس‌جمهور و هم‌سرش، ورود به منزل و تجاوز به حریم خصوصی، بدون حکم قضایی بین‌المللی، جرم آشکار است. این جرم مستقل از وضعیت سیاسی فرد (دیکتاتور یا رییس‌جمهور دموکراتیک) است.
• MBIK: تأکید می‌کند که نقد سیاسی یا نظامی مادورو مشروع است، اما هیچ نقدی حق تجاوز یا ربایش را توجیه نمی‌کند. قانون بین‌الملل تنها مرجع مشروع است.
• IWND: نشان می‌دهد که این اتفاق در چارچوب معاملات پنهان قدرت‌های جهانی رخ داده و قانون تنها برای افراد ضعیف و کشورها رعایت می‌شود.
نتیجه‌ی تطبیقی: از منظر حقوقی، تمام سه نگاه بر این توافق دارند که اعمال قهری، حتی با توجیه سیاسی، غیرقانونی و نقض حقوق بشر است.

۲) از منظر انسانی و اخلاقی؛
• مبان: ربودن والدین و جدا کردن فرزندان باعث آسیب روانی و عاطفی بلندمدت می‌شود و کرامت انسانی را نقض می‌کند.
• MBIK: مهم نیست فرزندان رییس‌جمهور هستند یا دیکتاتور؛ حفاظت از کرامت و سلامت روانی کودکان و خانواده‌ها مطلق است.
• IWND: سکوت جهانی و تجاهل کشورهای ذی‌نفع، عملاً با این جرم هم‌دستی غیرمستقیم می‌کند و نسل آینده را در معرض آسیب سیستماتیک قرار می‌دهد.
نتیجه تطبیقی: از منظر اخلاقی و انسانی، تجاوز به منزل و خانواده یک جرم مستقل و غیرقابل چشم‌پوشی است و سکوت یا چشم‌پوشی قدرت‌ها، خود جرم اخلاقی محسوب می‌شود.

۳) از منظر دیپلماتیک و جهانی
• مبان: سیاست باید بازتعریف شود؛ هیچ دوستی یا معامله‌ای نمی‌تواند جایگزین رعایت حقوق بین‌الملل شود.
• MBIK: قانون و کرامت انسانی نباید قربانی سیاست قدرت‌ها شود. هیچ کشور یا رهبر نمی‌تواند خودسرانه قانون بین‌الملل را دور بزند.
• IWND: این واقعه نشان‌دهنده معاملات پنهان جهانی است، که در آن قوانین بین‌الملل برای قدرت‌های بزرگ نقض می‌شود و قربانیان فقط متغیرهای یک بازی سیاسی می‌شوند.
نتیجه‌ی تطبیقی: دیپلماسی واقعی باید بر احترام به حاکمیت، حقوق بشر و شفافیت در روابط بین‌الملل بنا شود؛ تخطی از آن، مشروعیت اخلاقی و حقوقی کشورها را زیر سوال می‌برد.

جمع‌بندی نهایی تطبیقی؛
۱. اقدام علیه مادورو و همسرش، از سه منظر حقوقی، انسانی و دیپلماتیک، جرم محسوب می‌شود.
۲. نقض حریم خصوصی، آسیب روانی کودکان و ربودن مادر، خط قرمز جهانی و اخلاقی است و هیچ توجیه سیاسی یا نظامی ندارد.
۳. سکوت یا تجاهل کشورهای ذینفع، به نوعی همدستی غیرمستقیم در جنایت است.
۴. بازتعریف سیاست جهانی ضروری است: هیچ قدرتی حق ندارد قانون بین‌الملل را دور بزند، حتی با انگیزه‌های امنیتی یا اقتصادی.
۵. تلفیق مبان، MBIK و IWND نشان می‌دهد که قانون، کرامت و دیپلماسی شفاف باید بر منافع قدرت‌های بزرگ اولویت داشته باشند؛ در غیر این صورت، جهان به سمت آسیب ساختاری و اخلاقی سیستماتیک حرکت می‌کند.

۱) منشور ملل متحد (UN Charter – ۱۹۴۵)؛
مرجع: United Nations.
مواد کلیدی:
• ماده‌ی ۲ بند ۴: منع تهدید یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشور.
• ماده 2 بند 7: منع مداخله در امور داخلی کشورها.
ارتباط با مبان: ربایش یک رییس‌جمهور در خاک کشور دیگر، نقض صریح اصل عدم مداخله و منع توسل به زور است.

۲) کنوانسیون وین درباره‌ی روابط دیپلماتیک (۱۹۶۱)؛
Vienna Convention on Diplomatic Relations
اصل کلیدی:
• احترام به حاکمیت دولت‌ها.
• مصونیت و حرمت اشخاص و اماکن مرتبط با حاکمیت.
ارتباط با مبان:
حتی در شرایط خصومت سیاسی، تعرض به شخص عالی‌رتبه دولتی بدون روند حقوقی بین‌المللی، غیرقانونی است.

۳) میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR – ۱۹۶۶)؛
International Covenant on Civil and Political Rights
مواد کلیدی:
• ماده‌ی ۹: حق آزادی و امنیت شخصی (منع بازداشت خودسرانه).
• ماده‌ی ۱۷:
منع مداخله خودسرانه یا غیرقانونی در حریم خصوصی، خانه‌واده و مسکن.
• ماده‌ی ۲۳: حمایت از نهاد خانواده.
ارتباط با مبان: تجاوز به خانه، اتاق خواب و خانواده، جرم مستقل حقوق بشری است؛ جدا از جایگاه سیاسی و اقتداری فرد.

۴) کنوانسیون حقوق کودک (CRC – ۱۹۶۹)؛
Convention on the Rights of the Child
مواد کلیدی:
• ماده‌ی ۳: منافع عالی کودک.
• ماده‌ی ۹: منع جداسازی کودک از والدین به‌صورت قهری.
• ماده‌ی ۱۶: حمایت از حریم خصوصی کودک.
ارتباط با مبان و IWND:
آسیب روانی به فرزندان یک خانواده، حتی اگر فرزند رییس‌جمهور یا «دیکتاتور» باشند، جرم اخلاقی و حقوقی بین‌المللی است.

۵) کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان (CEDAW – ۱۹۷۹)؛
Convention on the Elimination of All Forms of Discrimination Against Women
اصل کلیدی: • کرامت، امنیت و مصونیت زنان از خشونت دولتی.
ارتباط با مبان:
ربودن یک زن (هم‌سر مادورو) بدون حکم قضایی بین‌المللی، نقض آشکار تعهدات جهانی نسبت به حقوق زنان است.

۶) کنوانسیون بین‌المللی حمایت از همه اشخاص در برابر ناپدیدسازی قهری (۲۰۰۶)؛
International Convention for the Protection of All Persons from Enforced Disappearance
اصل کلیدی: • ممنوعیت ربایش، ناپدیدسازی یا انتقال اجباری اشخاص توسط دولت‌ها.
ارتباط با مبان:
ربایش شبانه، ولو کوتاه‌مدت، در تعریف «ناپدیدسازی قهری» می‌گنجد.

۷) اساس‌نامه‌ی رُوم دادگاه کیفری بین‌المللی (Rome Statute – ۱۹۹۸)؛
مرجع: International Criminal Court
اصول کلیدی: صلاحیت انحصاری ICC برای رسیدگی به:
• جنایات بین‌المللی
• اتهامات علیه رؤسای دولت‌ها
• اصل صلاحیت تکمیلی (Complementarity).
ارتباط با مبان:
هیچ دادگاه ملی (از جمله دادگاه‌های آمریکا) صلاحیت ربایش یا محاکمه‌ی یک رییس‌جمهور یا فردِ خارجی را ندارد.

۸) اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر (UDHR – ۱۹۴۸)؛
Universal Declaration of Human Rights
مواد کلیدی:
• ماده‌ی ۳: حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی
• ماده‌ی ۵: منع رفتار تحقیرآمیز
• ماده‌ی ۱۲: حریم خصوصی و خانواده.
ارتباط با مبان:
اقدام مورد بحث، هم‌زمان چند اصل بنیادین حقوق بشر را نقض می‌کند.

۹) اصول حقوق عرفی بین‌الملل (Customary International Law)؛
اصول شناخته‌شده:
• حاکمیت برابر دولت‌ها
• منع اقدامات یک‌جانبه فراقانونی
• اصل حسن نیت در روابط بین‌الملل
ارتباط با مبان:
دوگانگی رفتاری (معافیت نتانیاهو، ربایش مادورو) نقض حقوق عرفی و اصل برابری دولت‌ها است.

۱۰) دکترین «عدم مصونیت از قانون ≠ خودسری دولت‌ها»؛
اصل حقوقی:
• عدم مصونیت رهبران، فقط از مسیر نهادهای بین‌المللی
• نه از طریق عملیات مخفی، ربایش یا شبیخون
ارتباط با MBAN / MBIK:
نقد سیاسی مجاز است؛ جرم‌سازی فراقانونی، نه.

جمع‌بندی حقوقی مطابق مبان؛
• آمریکا پلیس جهان نیست.
• دادگاه‌های ملی، جایگزین ICC نیستند.
• ربایش = جرم، حتی با برچسب سیاست.
• تنها مسیر مشروع: مجاری قانونی جهانی اعم از حقوقی و جنایی و سیاسی و دادگاهی و دادستانی.
UN → ICC → Justice

ارجاعات بین‌المللی و حقوقی تحلیل کامل سه‌زبانه؛
۱) حقوق بین‌الملل و عدم تجاوز به حاکمیت ملی؛
• کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد حقوق بین‌الملل (UN Charter, ۱۹۴۵, Article۲-۴)):
هرگونه تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی یک کشور ممنوع است. ربودن رییس‌جمهور ونزوئلا توسط کشور دوم نقض آشکار این اصل است.
• قطع‌نامه‌های مجمع عمومی سازمان ملل متحد (UNGA Resolutions):
تأکید بر احترام به حاکمیت ملی، غیرمداخله و حفاظت از شهروندان. اقدامات یک جانبه آمریکا در این زمینه مخالف قطع‌نامه‌های بین‌المللی است.

۲) حقوق بشر و حفاظت از خانواده؛
• اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر (UDHR, ۱۹۴۸ , Articles ۳-۱۲-۱۶ ):
• حق حیات و امنیت شخصی
• حق احترام به حریم خصوصی و خانواده
• حفاظت از حقوق والدین و فرزندان
• کنوانسیون حقوق کودک (CRC, ۱۹۸۹):
• ماده‌ی ۹: کودکان نباید به‌صورت خودسرانه از والدین جدا شوند.
• ماده‌ی ۱۹: کودکان در برابر خشونت و سوء رفتار محافظت می‌شوند.
• ربودن مادورو و همسرش و جدا کردن فرزندان از والدین نقض آشکار این اصول است.
• کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان (CEDAW, ۱۹۷۹):
• حفاظت از حقوق زنان و کرامت انسانی
• ربودن هم‌سر مادورو نقض مستقیم این اصول است.

۳) دادگاه‌های بین‌المللی و صلاحیت قانونی؛
• دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC, Rome Statute, 1998):
• صلاحیت رسیدگی به جرایم بین‌المللی، نقض حقوق بشر و اقدامات تجاوزکارانه.
• پیگرد مادورو و هر اقدام علیه وی، در صورتی مشروع است که توسط دادگاه‌های بین‌المللی یا دادستانی ICC صورت گیرد.
• ربایش توسط آمریکا یا هر کشور دوم بدون حکم دادگاه غیرقانونی است و مسوولیت بین‌المللی دارد.
• کنوانسیون لاهه و دادگاه لاهه (ICJ, 1945):
• رسیدگی به اختلافات بین دولت‌ها، حمایت از حاکمیت ملی و حل و فصل قانونی.
• اقدامات تجاوزکارانه، ربایش و مداخلات خودسرانه توسط کشور دوم، می‌تواند موضوع رسیدگی ICJ باشد.

۴) تحلیل تطبیقی حقوقی و دیپلماتیک؛
• اقدامات آمریکا و سکوت سایر قدرت‌های جهانی نقض آشکار قوانین بین‌الملل است.
• تمام اصول حقوق بشر، کرامت انسانی و حفاظت از کودکان و زنان در این اقدام نقض شده است.
• MBAN، MBIK و IWND تأکید دارند که این بحث حقوقی و حیثیتی است، نه سیاسی صرف؛ تمرکز بر رعایت اصول بین‌المللی و عدالت جهانی است.
• این تحلیل نشان می‌دهد که دوگانگی و تبعیض در اجرای قانون بین‌الملل، از نتنیاهو تا مادورو، واضح و آشکار است.

۵) نتیجه‌گیری با ارجاعات علمی و حقوقی؛
۱. ربایش مادورو و همسرش یک جرم بین‌المللی، حقوق بشری و دیپلماتیک محسوب می‌شود (UN Charter, UDHR, CRC, CEDAW, ICC).
۲. جدایی کودکان از والدین و ربودن مادر، نقض مستقیم حقوق کودکان و زنان است.
۳. سکوت قدرت‌های جهانی و تجاهل آنها، مسوولیت حقوقی و اخلاقی بین‌المللی ایجاد می‌کند.
۴. رعایت حاکمیت ملی، حقوق بشر و دیپلماسی شفاف باید بر منافع اقتصادی و سیاسی کشورها اولویت داشته باشد.

دوگانگی در برخورد با قانون بین‌الملل، از نتنیاهو تا مادورو، نمونه‌ای آشکار از نابرابری و بی‌عدالتی است.
فهرست منابع و کنوانسیون‌های بین‌المللی استفاده‌شده:
۱. کنوانسیون سازمان ملل متحد – منشور ملل متحد (UN Charter, ۱۹۴۵)
• ماده‌ی ۲(۴): منع تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی یک کشور.
• مرجع رسمی: UN Charter – Official UN Document
۲. قطع‌نامه‌های مجمع عمومی سازمان ملل متحد (UNGA Resolutions)
• تأکید بر احترام به حاکمیت ملی، غیرمداخله و حفاظت از شهروندان.
• مرجع رسمی: UN General Assembly Resolutions
۳. اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر ۱۹۴۸
• ماده‌ی ۳: حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی
• ماده‌ی ۱۲: حق حریم خصوصی و حفاظت از خانه و خانواده
• ماده‌ی ۱۶: حق ازدواج و تشکیل خانواده
• مرجع رسمی: UDHR – UN Human Rights
۴. کنوانسیون حقوق کودک (CRC, ۱۹۸۹)
• ماده‌ی ۹: جدایی خودسرانه کودکان از والدین ممنوع
• ماده‌ی ۱۹: حفاظت از کودکان در برابر خشونت و سوء رفتار
• مرجع رسمی: UN CRC – Convention on the Rights of the Child
۵. کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان (CEDAW, ۱۹۷۹)
• حفاظت از حقوق زنان و کرامت انسانی
• مرجع رسمی: CEDAW – UN Women
۶. دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC, Rome Statute, ۱۹۹۸)
• صلاحیت رسیده‌گی به جرایم بین‌المللی، نقض حقوق بشر و اقدامات تجاوزکارانه
• مرجع رسمی: ICC – Rome Statute
۷. دادگاه بین‌المللی لاهه (ICJ ۱۹۴۵)
• رسیده‌گی به اختلافات بین دولت‌ها، حفاظت از حاکمیت ملی و حل و فصل قانونی.
• مرجع رسمی: ICJ – International Court of Justice

۱) منشور ملل متحد (UN Charter ۱۹۴۵)؛
مرجع: United Nations
مواد کلیدی:
• ماده‌ی ۲ بند ۴:
منع تهدید یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشور.
• ماده‌ی ۲ بند ۷:
منع مداخله در امور داخلی کشورها.
ارتباط با مبان:
ربایش یک رییس‌جمهور در خاک کشور دیگر، نقض صریح اصل عدم مداخله و منع توسل به زور است.

۲) کنوانسیون وین درباره روابط دیپلماتیک ( ۱۹۶۱)؛
Vienna Convention on Diplomatic Relations
اصل کلیدی:
• احترام به حاکمیت دولت‌ها.
• مصونیت و حرمت اشخاص و اماکن مرتبط با حاکمیت.
ارتباط با مبان:
حتی در شرایط خصومت سیاسی، تعرض به شخص عالی‌رتبه دولتی بدون روند حقوقی بین‌المللی، غیرقانونی است.

۳) میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR – ۱۹۶۶)؛
International Covenant on Civil and Political Rights
مواد کلیدی:
• ماده‌ی ۹: حق آزادی و امنیت شخصی (منع بازداشت خودسرانه).
• ماده‌ی‌۱۷:
منع مداخله خودسرانه یا غیرقانونی در حریم خصوصی، خانواده و مسکن.
• ماده‌ی ۲۳: حمایت از نهاد خانواده.
ارتباط با مبان:
تجاوز به خانه، اتاق خواب و خانواده، جرم مستقل حقوق بشری است؛ جدا از جایگاه سیاسی و اقتداری فرد.

۴) کنوانسیون حقوق کودک (۱۹۸۹)؛
Convention on the Rights of the Child
مواد کلیدی:
• ماده‌ی ۳: منافع عالی کودک.
• ماده‌ی ۹:
منع جداسازی کودک از والدین به‌صورت قهری.
• ماده‌ی ۱۶: حمایت از حریم خصوصی کودک.
ارتباط با مبان و IWND:
آسیب روانی به فرزندان یک خانواده، حتا اگر فرزند رییس‌جمهور یا «دیکتاتور» باشند، جرم اخلاقی و حقوقی بین‌المللی است.

۵) کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان (CEDAW ۱۹۷۹)؛
Convention on the Elimination of All Forms of Discrimination Against Women
اصل کلیدی:
• حفظِ کرامت، امنیت و مصونیت زنان از خشونت دولتی.
ارتباط با مبان:
ربودن یک زن (همسر مادورو) بدون حکم قضایی بین‌المللی، نقض آشکار تعهدات جهانی نسبت به حقوق زنان است.

۶) کنوانسیون بین‌المللی حمایت از همه اشخاص در برابر ناپدیدسازی قهری ( ۲۰۰۶)؛
International Convention for the Protection of All Persons from Enforced Disappearance
اصل کلیدی:
• ممنوعیت ربایش، ناپدیدسازی یا انتقال اجباری اشخاص توسط دولت‌ها.
ارتباط با مبان:
ربایش شبانه، ولو کوتاه‌مدت، در تعریف «ناپدیدسازی قهری» می‌گنجد.

۷) اساس‌نامه‌ی رُوم دادگاه کیفری بین‌المللی Rome Statute)؛
مرجع: International Criminal Court
اصول کلیدی:
• صلاحیت انحصاری ICC برای رسیدگی به:
• جنایات بین‌المللی
• اتهامات علیه رؤسای دولت‌ها
• اصل صلاحیت تکمیلی (Complementarity).
ارتباط با مبان:
هیچ دادگاه ملی (از جمله آمریکا) صلاحیت ربایش یا محاکمه یک رییس‌جمهور خارجی را ندارد.

۸) اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر (UDHR – ۱۹۴۸)؛
Universal Declaration of Human Rights
مواد کلیدی:
• ماده‌ی ۳: حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی
• ماده‌ی ۵: منع رفتار تحقیرآمیز
• ماده‌‌ی ۱۲: حریم خصوصی و خانواده.
ارتباط با مبان:
اقدام مورد بحث، هم‌زمان چند اصل بنیادین حقوق بشر را نقض می‌کند.

۹) اصول حقوق عرفی بین‌الملل (Customary International Law)؛
اصول شناخته‌شده:
• حاکمیت برابر دولت‌ها
• منع اقدامات یک‌جانبه فراقانونی
• اصل حسن نیت در روابط بین‌الملل.
ارتباط با مبان:
تقبیح شدید از دوگانگی رفتاری (معافیت نتانیاهو، ربایش مادورو) نقض حقوق عرفی و اصل برابری دولت‌ها است.

۱۰) دکترین «عدم مصونیت از قانون ≠ خودسری دولت‌ها»؛
اصل حقوقی:
• عدم مصونیت رهبران، فقط از مسیر نهادهای بین‌المللی
• نه از طریق عملیات مخفی، ربایش یا شبیخون.
ارتباط با MBAN / MBIK:
نقد سیاسی مجاز است؛ جرم‌سازی فراقانونی، نه.

محمدعثمان نجیب


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
خواب‌‌بُردگی مادورو
ونزوئلا ترامپ
نظرات بینندگان:

>>>   آمریکای های دزد جنایتکار قاتل به تمام کشورها مشل گرگ وحشی حمله می‌کند و دارایی های این کشور ها را دزدی می‌کنند..

>>>   از طرف شاغلی ترمپ برای محمد عثمان جان درود فراوان برسد.
به تعقیب نامه ی .... اینک بازهم پنچ بلست نوشته را از کدام....
خانه آباد و پر پلو باشی
مالوم میشه احوال و اوضاع جهان را خوب تعقیب میکنی.
برای معلومات بیشتر خدمت تان عرض شود که:
اگر کشورهای جهان سوم مثل افغانستان، لیبیا و عراق رهبرانی بی کفایت، دست نشانده، کم سواد، نافهم و‌ بیخبر از اوضاع و احوال دنیا مثل ببرک کارمل، نورمحمد ترکی، حفیظ الله امین، داکتر نجیب، کرزی و اشرف غنی ، معمر قدافی و صدام‌حسین نمی داشت، شرق و‌ غرب هرگز به این سادگی جرأت نمیکرد تا یکی را در پشت تانک به ارگ‌ کابل برساند، دیگری را با زهر در شوربا بکشد، و قصابی را از پایه آویزان کند، یکی را در غار شکار کند، دیگری را در چاه خفک کند ، دلقکی را از داخل ارگ پای لچ مجبور به فرار کند و موتروانی مثل مادورو را از پشت بام و جای خواب به زندانی در نیویورک ببرد.

>>>   برو تا می توانی قوی شو گر راحت جان می طلبی که در طبیعت ضعیف پایمال است

>>>   مادورو تلفنی با ترامپ گفتگو کرد و گفت حتی حاضر است راجع به نفت مذاکره کند. مذاکره در وضعیت ارعاب صلح جویی نیست بلکه پیام ضعف است.

>>>   محمدامین نجیب و همه ای شبکه اطلاع رسانی و همه حقوق دان های ... و همه قانون درآوردی بشر و حقوق زن حال دیدین حقوق بشر حال دیدین سازمان ملل حال دیدین دادگاه لاحه و محکمه ای بین ملل حال دیدین حریم خانه این قانون درآوردی دیدین که ترامپ چطور از نتانیاهو چی اسقبال کرد چطور از ونزوئلا را نابود کرد و ریس جمهور ش شب دوزدین با خود به آمریکا بوردن که نه در دادگاهی به قول شما بین ملل محکوم شده بود این نه قانون است نه حقوق بشر این آن جای که به سود ش نباشد هم حقوق بشر هم حریم شخصی خط قرمز این ها است اگر سود ش باشد نه حقوق بشر معانی دارد نه حریم گرم خانواده نه حقوق زن دیدین که زن مادورا را هم بوردن این قانون در آوردی ساختن تا مثل شما شاگردان از همه چیز تیر شده و پیادرو این ها آستین اگر راست میگین که شما کرگس ها ولاش خور ها در پیسبوک در شبکه مجازی اعلام کنید که ما حقوق دان ها که در شبکه اطلاع رسانی کم نیستن ما وکیل مادرو استیم تقاضا داریم وکیل مادرو میشویم به یک شرط که خود تان را نفروشید میتوانید اعلان کنید من بهت تان می گویم نه حقوق دان آستین نه هم حقوق بشر این ها را قبول دارم نه حقوق زن نه حقوق گرم خانه نه حریم شخصی باید به این ها به زبان زور صحبت کرد اگر بازبان زور صحبت نکنید تایش و آخرش ریس جمهور ونزوئلا میشه اگر بازبان زور صحبت نکنید میشه امارت اسلامی افغانستان که بیست سال مبارزه کرد خود این ترامپ قرار داد را امضاء کرد آخرین سربازش که از افغانستان خارج شد حال میبینید که چی الفاظ به کار میگیرد این خوروج آبروی آمریکا را بورد آمریکا این تور بود و این تور شد نی بچیم این زور کسانی بود زور جوانان بود که شما بهش انتهاری میگفتین قانون مسلمانان بهش پیدائ اسلام میگن در کشورهای که توست این اشغال شدن که پدائ اسلام ندارد چرا آمریکا بیرون نمیشه 1 عراق 2 سوریه 3 لبنان و قطر و چاپان و فلسطین ووو چون قانون پدای اسلام اجرا نمیکند باز اگر با این ها با زبان زور صحبت کنید درمقابلش پدای اسلام کنید به خاک خون بکشید باز هم چینان گریه میکند مثل یک بچه شیر خوار و مثل گاو آواز میدهد حال میتوانید بروید آمریکا یا انلاین در دادگاه وکیل مادرو ریس جمهور ونزوئلا شوید نی نمی توانید چون امثال شما را برای این تربیت کردن تا از منافع شخصی اون ها دفاع کنید حتی در برابر پدران خود استاد میشوید نه در برابر اون ها ببینید از دادگاهی بین ملل تان که ترامپ بهش میگه شما تحریم میشوی جیره خور ما آستین من آربابا تان میگه من خود پلیس بین ملل تان استم هم قاضی بین ملل تان استن هم قانون بشر تان استم هم محرم خانواده ای تان استم خلاصه گپ ترامپ به قانون دان ها و حقوق بشر و حقوق زن و حقوق حریم خانواده می گوید من خودم همه ای قانون شما هستم اگر گفتم مادرو مجرم است جیره خورهای ما شاگردان ما در هرجای دنیا که استن باید چشم بسته به دون چون چرا قبول کند ولی میدانید که این کارا برای چی میکند در بین ما افغان ها یک ضرب متل است که به هر زور ت نمیرسه به فالان هر دی ای حقوق دان ها ای قانون مندان ترامپ فرست ببینید چطور قانون تان به لجن کشیده شده و میشه این قانون شما مثل این میماند که میگه گرگ در لباس میش اگر مسلمان آستین جنگ به قانون خود بزنید که بهترین قانون در تمام قانون ها است یک قانون واحد امت مسلمه است پس برای قانون امت واحده قلم بزنید که هم در این دنیا با روی سفید باشید هم در آخرت تان که به مولای تان روی سفید باشد این دنیا 50 سال با 70 یا 80 یا 90 یا 100 سال زنده باشید که در این عمر کوتاه اگر ریس جمهور تمام دنیا باشد ارزش اون دنیا ندارد با احترام

>>>   به گفته علامه اقبال لاهوری:
من از این بیش ندانم که کفن دزدی چند
پی تقسیم قبور انجمنی ساخته اند

و حالا این چند کفن دزد در تفاهم با هم جهان را بین خود تقسیم کرده اند.
روس ها مالک اوکراین
چینی ها مالک تایوان
امریکایی ها مالک امریکای جنوبی
در این میان کیوبا پلان بعدی است.
از هیچ کس نباید نالید

به گفته شاعر که میگوید:
برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی
که در نظام طبیعت ضعیف پامال است
راه قوی شدن در قدم اول آدم شدن است.
ملتی که گوسفند باشد اسیر چوب چوپان است و تحت اداره سگ گله

>>>   جناب نجیب گرامی،
چه به جا و چه نیکو نوشته اید ، از این بهتر و جامع تر و علمی تر نمیشود که نوشت ، ایکاش که این متن به دو زبان انگلیسی و هسپانوی هم ترجمه شود و امیدوارم دوستانی که به این دو زبان مسلط هستمد این کار را بکنند .

>>>   این شخص ریس جمهور ونزیلا و خانمش که بجرم قاچاق مواد مخدر و جنایت علیه بشریت از جانب امریکا دستگیر شده عمل خوب است و کار نیک پس چرا ملا هیبت رهبر گروه طالبان که در قاچاق مواد مخدر و ترور انسانهای بیگناه و ضدیت با زنان و دختران واضح و اشکارا با باند تبهکارش انجام داده و هنوز ادامه داردعلاوتاً با القایده و چندین باند ترورست دیگر دوستی و همکاری دارد و در افغانستان به انها پناه داده چرا امریکا ملا هیبت الله و دار و دسته انرا دستگیر ویا نابود نمیکند تا یک ملت بیچاره اسیر در بند انها ازاد گردند .

>>>   آنچه آقای نجیب عثمان نوشته اند و خیلی ها هم رحمت کشیده اند تا نکته ها اا با هم پیوند دهند و همچنان آنچه دوستان نوشته اند با هم تفاوت عمیق دارد.
آقای نجیب طوری قضایا را متکی به اصل و اصول ارزیابی کرده اند که امروز فیصدی بیشتر کشور های دارای سلاح هستوی پایبند آن نیستند.هرجا هر جه دل شان بخواهد عمل میکنند.
دوستان گرانقدر هم آنقدر سبکسرانه به اختطاف رییس جمهور و خانمش اظهار نظر کرده اند که توقع آن نمیرفت.
همه فراموش کرده اند که سپاه کشی حملات نظامی کشتار و جنایات پدیده ای تازه در تاریخ بشریت نیست.از لحظه ایکه جهان به طبقات منقسم گردیده است تضاد ها به میان آمده است و این تضاد ها به شکست یا کامیابی یکی از طرفین خاتمه یافته است ولی تا جاییکه دیده می‌شود طبقات حاکم که ثروت را بدست داشته اند توانسته اند ملل ضعیف را اسیر سازند ،طبقات حاکم برای حفظ سیادت سیاسی ،اقتصادی و موقف اجتماعی خود در درون یک جامعه مخالفین خود را شدیدا سرکوب میکند .با بوجود آمدن کاپیتالیزم و فروش امتعه ای تولید شده ،بازار های فروش برای این اجناس ضروری بود ...کاپیتالیزم هم به مواد خام ضرورت داشت و هم بازار برای فروش اجناس .بنا بر دولیل فوق جهانکشایی در دستور زمان قرار گرفت . آفریقا و آسیا در قید اسارت و بردگی قرار گرفت و بدینترتیب رنج انسان دو چندان شد. افغانستان نیز از این حالات مستثنی نبود....
رییس جمهور مادورو ،صرف یک درایور نبود...بلکه او رییس اتحادیه دریواران در کشورش بود و هوگو چاویز را در انتخابات زیاد کمک کرده بود و همزمان این شخص ،سخنور ورزیده و پر معلومات است . در آغاز ریاست جمهوری اش هنوز یک سال نگذشته بود که موصوف از چهار طرف مورد حمله قرار گرفت هم از داخل و هم از خارج و بد تر از همه امریکا در زمان ریاست جمهوری ، اوراکاباما ، وینزویلا را نخستین بار زیر ضربات خرد کننده تعزیرات اقتصادی قرار داد و اقتصاد جامعه به سقوط مواجه شد...
چنین لجام گسیختگی ها صرف از زمان دونالد ترامپ آغاز نیافته است بلکه صد ها سال است که کشور های فقیر آفریقا ،آسیا اسیر اروپاییان اند و افغانستان هم یک نمونه ای آن است.
امریکای لاتین ، مثل افغانستان نیست که غرق جنگ‌های فرقه ای و مذهبی باشد ،این کشور ها با تجارب بد و غیر انسانی از استعمار اسپانیا ،پرتگال و مداخلات امریکا در پنجاه سال اخیر ، به آسانی به زور تسلیم نمیشوند و تا آخرین سرباز علیه استعمار امریکا خواهند جنگید. با وجود حضور نیرو های دست راستی نوکران امریکا ،هنوز هم قوتهای ضد امریکا موجود اند و به آسانی میدان خالی نخواهند کرد.
اختطاف مادورو و خانمش ، برای امریکا مشکل ساز شده است زیرا ، اداره ترامپ پلان بعدی برای انسجام امور در وینزویلا ندارد ،در وینزویلا ده ها هزار نیروی مسلح ملیشا دولتی وجود دارد که اکنون در کنار قوای مسلح آماده باش اند . با اختطاف مادورو ،بزودی پارلمان خلا قدرت را پر کرد و کشور و تما م امور آن تحت اداره قرار گرفت.
وینزویلا برای امریکا زخم شادی خواهد شد...
در داخل امریکا هم دودستگی وجود دارد و هم کشور های امریکای لاتین با هم متحد شده اند ...
کمپنی های بزرگ نفتی هم در حال حاضر چندان علاقه ای به رفتن آنجا ندارند زیرا اوضاع نامکشوف است و هم هزاران ملیون دالر بازسازی صنایع نفتی وینزویلا خرچ دارد و آینده هم معلوم نیست...،و برای کمپنی ها ریسک بزرگ است....تجارت و سود در شرایط مطمئن و آرام میسر می‌شود....
خلاصه امریکا با این عمل خود صفحه دگر از پروبلم را بروی خود باز کرده است که آینده ای آن برای امریکا عواقب بد خواهد داشت....
اگر در افغانستان عده ای از رهبران فریب دالر ،کلدار ،پوند و طلا را نمیخوردند ، بدور هم متحد میشدند و جهاد قلابی را اعلام نمیکردند و مردم بیچاره را فریب نمیدادند ،، سرنوشت ما بدست چهار تا متعصب بیسواد نمیلفتاد.
فخر اهنگر‌

>>>   این دوران زور است اگر طرف با زور وادارش نکنی مثل مادر و و همسر ش که حال به عنوان زندانی محکمه میکند این قانون های حقوق بشر حقوق زن حقوق دیگران همه برای چپاولگری غارت دوزدی حقوق زن برای جنسی و برای پیاده نظام که از این قانون ها پیروی میکند و هیچ هم نمی تواند 1 غزه را نیگاه کنید سوریه را نگاه کنید سودان لبنان و افغانستان باید به آمریکا با زبان زور وتهدید صحبت کرد مثل امارت اسلامی افغانستان که تمام زندان های افغانستان پور از طالب شد گوانتانامو پور از طالب شد بیست سال اول کشید در آخر تمام سرایت امارت اسلامی را از الف تا یا قبول کرد آخرین زندانی امارت اسلامی یک نفر است در برابر ش کند زندانی آمریکا دارد حال به حساب دنباله رو و پیاده نظام آمریکا آقای نورزی که همه می گفتن قاچاق بر مواد مخدر بین مللی است دیدین چطور آزاد ش کرد این برای اون ها که آمریکا را بابا بابا میگفت نعوذبالله آمریکا خدا میداند باید مسلمانان قانون خود عمل کند که اسلام است و بس اگر عامل نکند مثل پیاده نظام و نوکر و چاپلوس گر با خود آمریکا و ناتو شان با چهل هشت کشور متحد آمریکا از جمله پیاده نظام داخلی نوکر و چاپلوس گر داخلی ها همه به گیر کردن چون اسلام امارت اسلامی حقیقی اسلام استن ریس جمهوری لبی محمدمرقزافی جارو با داری تا کم شد صدام حسین ریس جمهوری عراق جارو حزب بعث کم شد اوووو امارت اسلامی تمام دنیا و مزدوران داخلی همه بر علیه امارت اسلامی بودن حال دوباره افغانستان دست که است این یعنی اسلام حال شما هر جور برداشت میکنید حقوق بشر حقوق زن حقوق گرم خانه حال که دیدین که ما دور را نصب شب از تخت نرم بازم دوزدیدن خط قرمز حریم شخصی خانه حقوق بشر مادر و وزن ش این حقوق و قانون اینها استن خلأ سه گپ با منطق زور با این ها صحبت کرد....

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است