| بزرگترین اشتباه سیاسی احمد مسعود، کنار گذاشتن خط فکری پدر و پیروی از مسیر سیاستمداران پوپولیست، ناکام و بدنام بیست سال گذشته و ادبیات امرالله صالح گونه بود | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۴:۴۲ ۱۴۰۴/۱۰/۱۴ | کد خبر: 178647 | منبع: |
پرینت
|
|
احمد مسعود در دل تاریکی ایستاد؛ اما برخلاف خواست مردمش و در تضاد با مسیر پدرش گام برداشت. انتظار افکار عمومی؛ بهویژه در حوزهی مقاومت، این بود که او همچون پدر بایستد و شعار مبارزهاش همان شعار پدرش: «عملیات برای ادبیات» باشد؛ اما برخلاف این تصور؛ هرچه زمان گذشت علی رغم حمایت های گسترده ای رسانه ای نه تنها شکوفا نشد؛ بلکه روزبه روز پژ مرده تر شد.
بزرگترین اشتباه سیاسی او کنار گذاشتن خط فکری پدر و پیروی از مسیر سیاستمداران پوپولیست، ناکام و بدنام بیست سال گذشته بود؛ همانهایی که پروژهی «وحدت ملی» را به شعار یک طرفه تبدیل کرده بودند. اصطلاحی که حوزهی مقاومت از آن، بیشتر از طالبان نفرت داشت؛ چون زیر سایهی همین شعار، اقوام زیرستم؛ بهویژه تاجیکان در بیست سال پسین از عرش به فرش افتادند و رهبرانشان یکی پس از دیگری حذف فیزیکی شدند.
در ادامهی همین مصلحتگرایی برخلاف منافع مردمیاش، او حتی در نشست وین نیز شهامت بلند کردن پرچم پدر را نداشت؛ اقدامی که موجی از خشم عمومی را برانگیخت. مردم استدلال شان این است که: احترام ما به تو از نام افسانهای پدرت است؛ وگرنه چون تو میلیون ها جوان داریم که هم از لحاظ دانش از تو برتر اند و هم از لحاظ جسامت و سیمایی ظاهری؛ وقتی شهامت ادامهی مسیر پدر را نداری؛ صلاحیت رهبری یک جریان و یک نام بزرگ را هم از دست میدهی.
دومین و مرگبارترین اشتباه سیاسی او، قرار گرفتن زیر چتر ایتلاف با چهرههایی بهشدت بدنام در جامعهی تاجیک؛ چون اتمر و قانونی بود. اشتباهی که جبران آن در کوتاه مدت تقریباً ناممکن است. حالا نیز نهتنها برای اصلاح این لغزشها گامی برنداشته؛ بلکه پا را فراتر گذاشته و در آخرین گفتوگویش اعلام کرده است: «من داعیهی قومی ندارم.»
اگر چنین است؛ پس چرا مدعی جنگ با طالبان هستی؟
پیدایش و هستهگذاری طالبان برای کنار زدن دولت نوپای تاجیکان پس از یک هزار سال بود؛ طرف جنگ کاملاً روشن است. جنگ افغانستان، خواه بخواهیم خواه نه، جنگی قومی است. افغان مدعی است که افغانستان سرزمین اوست و دیگران مهاجرند. سالهاست برای بازگرداندن اقتدار ازدسترفتهاش میجنگد. اگر تو مدعی هستی جنگ قومی نمیکنی؛ پس به قول دوستان ایرانی: غلط میکنی اعلام مقاومت میکنی. مقاومت برای چه؟
اما بهنظر میرسد مساله جای دیگری است. تمام این عقبنشینیها، پشت کردن به آرمان پدر و تکرار این جمله که «من داعیهی قومی ندارم» نشان میدهد او خود را برای شریک شدن در سفرهی هیبتالله آماده میکند؛ همان فرمول بیست سال گذشته. اما زهی خیال باطل.
نکتهی پایانی این که: اگر احمد مسعود فوراً از این ادبیات امرالله صالح گونه، فاصله نگیرد و خود را اصلاح نکند؛ مردم و نسل قلم بهدست به او رحم نخواهند کرد و همانگونه که در میدان نظامی نقره داغ شد؛ در میدان سیاسی، قلم و افکار عمومی نیز نقرهداغ خواهد شد.
او باید مسیر پدر را برگزیند و از سخنان غیرمسوولانه و خلاف منافع تاجیکان دست بردارد.
جلالی
>>> احمد با صالح ، معنوی ، فهیم ، ادیب و منصور تفاوتی ندارد. بدون مبارزه و مقاومت برای یک هفته خود را مانند بقیه پنجشیری ها رهبر اعلان کرد و رفت گند زد به مقاومت
>>> اقای جلالی این سخن احمد مسعود از دیدگاه اسلامی و انسانی کاملاً درست و برجاست که گفته داعیه قوم پرستی را ندارم کجای این سخن اشتباه است بلکه مطابق به دستورات اسلامی و انسانیست همچنان از زبان پدر اش هم شنیده نشده بود که گفته باشد من از فلان قوم هستم ویا گفته باشدکه مه تاجک هستم یا تاجیک اندیش پدر اش همیشه به وحدت و همدلی درین سرزمین تاکید میکرد .
>>> راه پدرش صرف جنگ و دزدی بود ولندغری از روز که قدرت را در دست گرفت شروع به چور چپاول لندغری کرد و به گفته خود تان جنگ قومی را شروع کرد و دیدم اول تمام پنجشیری را از پینه دوز گرفته تا سقو همه را جنرال ساخت در قدم دوم تمام تاجک را وزیر وریس ساخت تمام ادارات دولتی را شخصی ساخت و برای تمام پنجشیر کارت معافیت داده و گفت که هر پنجشیری میتواند ازادنه دختران پاک دامن و بیچاره کابل که هیچ از دست ایشان نمی آمد به زور نکاح کند و بالاخره نتیجه جنگ قومی و برتری را دید حالا اگر پسر اش مانند شما مشاورین لوده و احمق داشته باشد این پسرک شیرخوار را نیز به سرنوشت قوم پرستی دچار خواهی کرد که این بیچار دیگر دست و پای خود را جمع کرده نخواهد توانست در افغانستان خود خواهی و حماقت کار نمیدهد باید دست باهم داد یک افغانستان شگوفان عاری از دزد لندغر چپاولگر ....را داشته باشیم
>>> لالام جان جوانان تاجیک باید اعتراض ها را از خیابان ها و سرک ها شروع کنند گرفتن سر یک خیابان که اندازه گرفتن یک ولایت سخت نیست
>>> در تمام کشور به خیابان بیایید و حق خود را فریاد کرده اعتراض کنید
>>> آقای جلالی !
مگر شما سندی به دست دارید که قهرمان ملی گفته باشد که جنگ قومی میکند؟؟
آنچه آمر صاحب میگفت این بود که جغرافیای افغانستان خانه مشترک همه باشندگان این سرزمین است و هر باشنده این خاک حق یک رای دارد و هر انسان این وطن حق کاندید شدن در انتخابات ریاست جمهوری دارد.
جنگ قومی نتیجه ندارد چنانچه برای طالب نتیجه نداده و زود است که آتش قیام بر ضد تمامیت خواهی و قوم گرایی و ملا کراسی ریشه فتنه طالب را از کابل تا اسلام آباد بسوزاند .
>>> آرمان پدرش خود خواهی یکه تازی تفرقه بین اقوام افغانستان دیگر هیچیزی نه بود و علت مرگ اش هم همین علت بود.
احمد
>>> اشتباه دوام دار تاجک ها در طول تاریخ ١٠٠ سال اخیر و خاصتن در دوران بعد جهاد، این بوده و است، که به تنهایی در افغانستان حکمرانی نمایند، حکومت یک قوم با حد اکثر ٢٧% اقلیت چگونه شکل خواهد گرفت و چگونه دوام خواهد نمود !؟
تجربه ناکام حکومت تک قومی استاد ربانی و مسعود در دهه ۷۰ شمسی پیشروی چش ما قرار دارد! قبل از تشكيل دولت مجاهدين، رباني و مسعود منحیث نمايندگان قوم تاجک، دوستم از ترکتباران و مزاری و خلیلی به نمایندگی از اهل تشیع در جبل السراج باهم پیمان بستند، که یک دولتی بسازند، که در ان پشتون ها سهمی نداشته باشد، همان بود که به کمک تاجکتبار ان کمونیست طرفدار ببرک کارمل، دولت این سه گروه در افغانستان بوجود آمد، به تعقیب ان آقای حکمتیار به دليل سهم نداشتن در دولت بر علیه این سه گروه اعلان جنگ داد.خوشبختانه بگویم یا بدبختانه به دلیل خود خواهی و قدرت طلبی تاجکان عهد و پیمان جبل السراج ازهم پاشید، و دولت تاجکان مجبور شد، در پهلوی جنگ علیه پشتون ها، بر ضد اين گروه های رانده شده نیز بجنگد، چیزیکه از توان و قدرت اقلیت تاجک خیلی بالاتر بود، و نتیجه ان شکست و فرار این دولت تاجکان در مقابل طالبان بود.
اگر رهبری تاجکان این اشتباه را نه می نمودند و یک دولت فراگیر شامل همه اقوام، به شمول پشتون ها را تشکیل می دادند، مطمئن دولت مجاهدین تحت رهبری استاد ربانی سالها ها دوام میکرد!
فعلن هم تاجکان هوشیار نشده اند و دعوی تشکیل خراسان تحت حکمرانی صرف تاجکان را دعوی دارند، چیزی که دور از عقل و منطق است !
>>> اشتباه دوام دار تاجک ها در طول تاریخ ١٠٠ سال اخیر و خاصتن در دوران بعد جهاد، این بوده و است، که به تنهایی در افغانستان حکمرانی نمایند، حکومت یک قوم با حد اکثر ٢٧% اقلیت چگونه شکل خواهد گرفت و چگونه دوام خواهد نمود !؟
تجربه ناکام حکومت تک قومی استاد ربانی و مسعود در دهه ۷۰ شمسی پیشروی چش ما قرار دارد! قبل از تشكيل دولت مجاهدين، رباني و مسعود منحیث نمايندگان قوم تاجک، دوستم از ترکتباران و مزاری و خلیلی به نمایندگی از اهل تشیع در جبل السراج باهم پیمان بستند، که یک دولتی بسازند، که در ان پشتون ها سهمی نداشته باشد، همان بود که به کمک تاجکتبار ان کمونیست طرفدار ببرک کارمل، دولت این سه گروه در افغانستان بوجود آمد، به تعقیب ان آقای حکمتیار به دليل سهم نداشتن در دولت بر علیه این سه گروه اعلان جنگ داد.خوشبختانه بگویم یا بدبختانه به دلیل خود خواهی و قدرت طلبی تاجکان عهد و پیمان جبل السراج ازهم پاشید، و دولت تاجکان مجبور شد، در پهلوی جنگ علیه پشتون ها، بر ضد اين گروه های رانده شده نیز بجنگد، چیزیکه از توان و قدرت اقلیت تاجک خیلی بالاتر بود، و نتیجه ان شکست و فرار این دولت تاجکان در مقابل طالبان بود.
اگر رهبری تاجکان این اشتباه را نه می نمودند و یک دولت فراگیر شامل همه اقوام، به شمول پشتون ها را تشکیل می دادند، مطمئن دولت مجاهدین تحت رهبری استاد ربانی سالها ها دوام میکرد!
فعلن هم تاجکان هوشیار نشده اند و دعوی تشکیل خراسان تحت حکمرانی صرف تاجکان را دعوی دارند، چیزی که دور از عقل و منطق است !
>>> احمد مسعود نه یک سردار و جنرال بود که سالها در شرایط سخت خدمت کرده باشد نه یک رجال سیاسی که سرد و گرم روزگار دیده باشد از همان اول تنها سرمایه اش پسر احمد شاه مسعود بودن بود ما طرف خودمان را اشتباه گرفتیم افراد لایق تر از بودند که در سایه قرار گرفتند با کنار رفتن او جا برای رشد افراد لایق و نخبه از جامعه تاجیک آزاد میشود