افغانستان را چه کسانی به «جهنم روی زمین» بدل ساختند؟
پناهجویان نه تنها تهدید امنیتی نیستند، بلکه خود قربانی تروریسم و خشونت اند. مردم ما سزاوار آینده‌ای‌اند که در آن بتوانند بدون ترس، بدون سرکوب، سرنوشت خود را رقم بزنند 
تاریخ انتشار:   ۲۲:۳۸    ۱۴۰۴/۹/۶ کد خبر: 178414 منبع: پرینت

دونالد ترامپ، رییس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، پس از حملهٔ مسلحانهٔ یک مهاجر افغان‌تبار بر دو سرباز گارد ملی در شهر واشنگتن دی‌سی، او را «تروریست» خواند و افغانستان را «جهنم روی زمین» توصیف کرد.
در تاریخ سیاسی ترامپ، داوری‌های تند و یک‌سویه کم نیست؛ اما اگر خودِ واقعیت افغانستان را بنگریم، می‌بینیم که این سرزمین، واقعاً دهه‌هاست به جهنمی تبدیل شده که آتش آن نه تنها دامان مردم افغانستان بلکه دامان منطقه و جهان را نیز گرفته است. پرسش بنیادین اما این است: این جهنم در چه زمانی بنا شد و کدام قدرت‌ها سنگ‌بنای آن را گذاشتند؟

به گفتهٔ زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی کاخ سفید، آمریکا شش ماه پیش از ورود نیروهای شوروی به افغانستان وارد صحنه شد. او در همان مصاحبه اظهار داشت که کمک‌های واشنگتن، «آگاهانه» احتمال مداخلهٔ نظامی شوروی را افزایش داد. برژینسکی می‌گوید نخستین فرمان محرمانهٔ حمایت از مخالفان دولت کابل در سوم جون ۱۹۷۹ صادر شد.

پس از این تصمیم، سیلی از پول، اسلحه و تجهیزات شامل موشک‌های استینگربه سوی گروه‌های مجاهدین سرازیر شد. صدها مدرسهٔ مذهبی، کمپ‌های آموزش نظامی و مراکز سازماندهی در خاک پاکستان ایجاد شد. میلیاردها دالر در این مسیر هزینه گردید و هزاران جنگجوی خارجی، به‌ویژه از کشورهای عربی، به افغانستان راه یافتند. مجموعه‌ای از دولت‌ها مانندپاکستان، ایران، برخی کشورهای عربی و شماری از قدرت‌های غربی به اشکال مختلف در این فرایند نقش داشتند و سرانجام با پیوند خوردن شبکه‌های القاعده و بن‌لادن، آتشی افروخته شد که ده‌ها هزار انسان بی‌گناه را سوزاند و میلیون‌ها نفر را آواره ساخت.

در ادامهٔ همین روند، در سال ۱۹۹۴ طرح استقرار نیرویی نو با نام «تحریک طالبان» توسط قدرت های فرامنطقه ودولت پاکستان در افغانستان شکل گرفت. طالبان با حمایت بخشی از شبکه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، نظامی مبتنی بر جبر، خشونت و محدودیت‌های شدید اجتماعی بنا کردند. سال ۲۰۰۱، ایالات متحده پس از بازنگری ژیوپلتیک خویش، با شعار «مبارزه با تروریسم» وارد افغانستان شد. بیش از چهل کشور در کنار آمریکا نیرو فرستادند و ساختار سیاسی جدیدی با عنوان «جمهوریت» بنا گردید، ساختاری که متأسفانه زیر فشار فساد، رقابت‌های باندی ،شکاف‌های عمیق داخلی وتشدید جنگ وفعالیت های انتحاری، نتوانست پاسخگوی رنج‌های مردم باشد.

با وجود فداکاری ده‌ها هزار سرباز و قربانی‌شدن صدها هزار انسان بی‌گناه، این نظام در نتیجهٔ معامله‌ای پنهان میان آمریکا، پاکستان و طالبان فرو ریخت و قدرت بار دیگر به‌دست گروهی افتاد که امروز با سیاست‌های سخت‌گیرانه و قرون‌وسطایی، افغانستان را به آتشکده‌ای بزرگ تبدیل کرده است. آتشی که، به‌گونهٔ تلخ، دود آن اکنون تا اروپا و آمریکا نیز رسیده است.

ایالات متحده پس از خروج، همچنان هزینه‌های سنگینی؛
به‌گونهٔ مستقیم یا غیرمستقیم در ساختارهای نظام امارتی افغانستان می‌پردازد که مواد محروقاتی این جهنم را آماده می سازد،اما نتیجهٔ عملی آن این است که زمین و فرصت برای تقویت شمار زیادی از گروه‌های افراطی فراهم شده و افغانستان به بستری برای گسترش شبکه‌های تروریستی بدل شده است. حملات خشونت‌بار که امروز حتی در قلب آمریکا رخ می‌دهد، زنجیره‌ای از همین بحران تاریخی است.

آقای ترامپ باید بیاندیشد: وقتی آتشی می‌تواند از فاصلهٔ یازده هزار کیلومتری واشنگتن را بسوزاند، مردم افغانستان با جمعیتی بیش از سی‌وپنج میلیون انسان بی‌دفاع،چه اندازه زیر فشار این آتشفشان روزگار می‌گذرانند؟
آیا این رویداد تکان‌دهنده سران ایالات متحده را وادار خواهد کرد تا در سیاست‌های خود بازنگری کنند و به‌جای تداوم چرخهٔ حمایت‌های ناپایدار و مبهم، راه‌حلی واقعی برای ایجاد ثبات، امنیت و آرامش در افغانستان و جهان بیابند؟

به باور من، رهایی از این وضعیت تنها با تضعیف کامل و انهدام ساختارهای تولید افراطیت، جلوگیری از تقویت شبکه‌های تندرو، قطع مسیرهای مالی و سیاسی قطع حمایت از گروه‌های مستبد و تقویت مردم و جامعهٔ مدنی افغانستان ممکن است. مردم افغانستان سزاوار آینده‌ای‌اند که در آن بتوانند بدون ترس، بدون سرکوب و بدون دخالت خارجی سرنوشت خود را رقم بزنند.

افزون بر این، تبدیل‌کردن یک مهاجر متهم به خشونت به «نمایندهٔ تمام مردم افغانستان» بی‌عدالتی آشکار است. میلیون‌ها شهروند بی‌گناه افغانستان که از جنگ، سرکوب و افراطیت گریخته‌اند، نباید قربانی رفتار یک فرد شوند. نگران‌کننده است که پس از این حادثه، برخی اداره‌های مهاجرت در آمریکا روند پذیرش پناهجویان افغانستان را محدود کرده یا پرونده‌ها را معلق ساخته‌اند، در حالی که اکثریت عظیم پناهجویان نه تنها تهدید امنیتی نیستند، بلکه خود قربانی تروریسم و خشونت اند. هیچ فردی، صرف‌نظر از ملیت یا تبار، نباید رفتار یک شخص را بر دوش یک ملت بگذارد. رنج‌کشیدگان افغانستان نیازمند حمایت، پناه و فرصت‌اند، نه بسته‌شدن درها و سرزنش جمعی.

با احترام بی پایان
عارف عرفان
لندن،نوامبر ۲۰۲۵


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
دونالد ترامپ
کاخ سفید
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است