چرا موتور مدرنیته، پیشرفت علمی و انقلاب صنعتی از اروپای چندصد سال پیش روشن شد و نه از تمدنهای کهنتر شرق که کانون توجه اندیشمندان بسیاری بوده است | ||||
تاریخ انتشار: ۲۲:۳۶ ۱۴۰۴/۶/۵ | کد خبر: 177875 | منبع: |
پرینت
![]() |
پرسش از چرایی برتری تاریخی تمدن غرب و عقبماندگی نسبی دیگر مناطق جهان، از بنیادیترین و دیرپاترین پرسشها در تاریخ اندیشه و علوم اجتماعی است. این معما که چرا موتور مدرنیته، پیشرفت علمی و انقلاب صنعتی از اروپای چندصد سال پیش روشن شد و نه از تمدنهای کهنتر شرق، کانون توجه اندیشمندان بسیاری بوده است.
در پاسخ به این پرسش، دستکم سه مکتب فکری عمده شکل گرفته است:
1. نظریه برتری ذاتی:
این دیدگاه-که امروزه عمدتن منسوخ شده-با استناد به عواملی مانند هوش برتر، نظم اجتماعی بینظیر و روحیه کار و کوشش، پیشرفت غرب را ناشی از ویژگیهای ذاتی و برتر آن میداند و عقبماندگی دیگران را محصول تنبلی، خرافهپرستی یا نادانی آنان قلمداد میکند.
2. نظریه استثمار محض:
این رویکرد غرب را صرفا یک قدرت حریص و استعمارگر میبیند که ثروت و پیشرفت خود را با غارت منابع و استثمار نیروی کار دیگر ملتها-بهویژه در آسیا، آفریقا- ساخته است و دیگران را قربانیان منفعل این رویکرد استعماری میداند.
3. نظریه تبادل و تقدم تمدنی:
این نگاه-که رویکردی متعادلتر است، تأکید دارد که اروپا وامدار دستاوردهای تمدنهای پیشین (مانند اسلامی، چینی و هند) بود، اما از حدود هزاره گذشته با تلفیق این دانش با شرایط خاص خود، به نیروی پیشران بیبدیل توسعه جهانی تبدیل شد.
باید اذعان داشت که هیچیک از این نظریهها به تنهایی قادر به توضیح کامل این پدیدهٔ پیچیده تاریخی نیستند. واقعیت آن است که برتری غرب حاصل درهمتنیدگی و کنش متقابل مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی بود:
- عوامل جغرافیایی: موقعیت خاص اروپا، دسترسی به آبهای آزاد و منابع طبیعی فراوان، بستری مناسب برای اکتشاف و تجارت جهانی فراهم کرد؛
- عوامل نهادی: وجود دولتهای رقیب و غیرمتمرکز در اروپا-برخلاف امپراتوریهای یکپارچه شرقی-از استبداد مطلق جلوگیری کرد و رقابت، نوآوری و ظهور نهادهای مردمی را تشویق نمود؛
- تحولات فکری: جنبشهای اثرگذاری مانند رنسانس، رفرماسیون و عصر روشنگری، بنیادهای اقتدار سنتی و دینی را زیر سؤال بردند و خردگرایی، کنجکاوی علمی و فردیت را تقویت کردند؛
- انقلاب صنعتی: انقلاب صنعتی و ظهور نظام سرمایهداری مدرن، موتور بیسابقهای برای تولید ثروت و نوآوری ایجاد کرد؛
- عامل استعمار: بهرهکشی از منابع و نیروی کار مستعمرات، سرمایه و مواد خام لازم برای این توسعهٔ شتابان را فراهم آورد.
بنابراین، پاسخ نهایی به این پرسش تاریخی را نمیتوان در یک علت منفرد جستجو کرد. توضیح این تحول بزرگ نیازمند نگاهی ترکیبی، چندعاملی و دیالکتیکی است که در آن هم عوامل درونی (فکری، نهادی) و هم عوامل بیرونی (استعمار، تبادل جهانی) در کنار هم قرار گیرند.
این بحث بعنوان مهمترین مساله در میدانهای مناقشهٔ فکری معاصر همچنان باز است.
رزاق رحیمی
>>> وجود دولتهای رقیب و غیرمتمرکز در اروپا-برخلاف امپراتوریهای یکپارچه شرقی-از استبداد مطلق جلوگیری کرد و رقابت، نوآوری و ظهور نهادهای مردمی را تشویق نمود؛
- تحولات فکری: جنبشهای اثرگذاری مانند رنسانس، رفرماسیون و عصر روشنگری، بنیادهای اقتدار سنتی و دینی را زیر سؤال بردند و خردگرایی، کنجکاوی علمی و فردیت را تقویت کردند؛
- انقلاب صنعتی: انقلاب صنعتی و ظهور نظام سرمایهداری مدرن، موتور بیسابقهای برای تولید ثروت و نوآوری ایجاد کرد؛
- عامل استعمار: بهرهکشی از منابع و نیروی کار مستعمرات، سرمایه و مواد خام لازم برای این توسعهٔ شتابان را فراهم آورد.
عوامل اصلی همین ها اند که در مقاله تذکر داده شده به علاوه چند عامل ذیل:
۱_ وجود نظام های شاخی مطلقه و میراثی
۲_ عقب نگاهداشته شدن مردم برای راحتی فرمان پذیری
۳_ رقابت های قومی و تباری و ادعای اکثریت و اقلیت ، که در نهایت میتوان گفت عدم وجود نظام شهروندی
>>> اطلب العلم ولو بالصین
اگر به دستور رسول الله عمل کرده بودیم همجو ایران ترقی می کردیم. ایران کبیر_به مدد اسلام واقعی_ صرف در 50 سال از خاک به افلاک رسید. کلگی مردم دنیا دیدند که موشک های یرقدرت و پیشرفته ایرانی تو دهن رژیم های وحشی و آدمکش و جلاد امریکا و اسرائیل زد و آنها کاری نتوانستند.
>>> ده هزار سال پیش زمانی که انسانها از شکار حیوانات و جمع آوری نباتات غرض معیشت خویش،در اطراف دریا های بزرگ مانند،رود نیل و بین النهرین و رود سند و دریای زرد و سایر دریاهای خورد و بزرگ مسکن گزین شدتد و روی به طرف کشت و زراعت و دامداری آوردند،اولین تمدن های بشری بمیان آمدند. مانند تمدن های آشوری ها و بابلی ها و مصری ها و هخامنشی ها و یونانی ها و رومی ها و تمدن چینی و هندی و غیره.
بکی ازین تمدن ها نیز تمدن اسلامی بود که به سرعت تشکیل شد و در جنگ ها علیه ساسانی ها و امپراطور روم شرقی پیروز شدند و شمال افریقا را تا هسپانیه و در شرق نیز تا آسیای میانه و سرحدات هند به سرعت توسعه یافتند و با ارتباطاتی که با تمدن های شرق و غرب برقرار کردند،ار نگاه علمی و فرهنگی نیز پیشرفت کردند.
هرچند حملات چنگیز خان به سرزمین های اسلامی و غیر اسلامی،تلفات جانی و مالی و فرهنگی بسیاری را به بار آورد،اما در نبود فرهنگ و تمدن قوی مغول ها،نوادگان چنگیز خان مسلمان شدند و در نتیجه خود را در تمدن اسلامی مدغم کردند.
از جمله این بازمندگان یکی هم امپراطوری عثمانی بود یا ترک ها بودند که با استفاده از باروت که در چین ساخته شده بود و استفاده آن در توپ،توانستند دیوار های کانستان تینو پول امپراطور روم شرقی را که حالا بنام استانبول یاد میشود،از بین برده و این شهر را تصرف کنند و در نتیجه راه رفت و آمد اروپایی ها را با هند و چین قطع کنند.
بعداً نیز امپراطوری عثمانی فتوحاتی تیز در جنوب و شرق اروپا داشت.
اروپایی ها مجبور شدتد تا بخاطر ارتباط تجارتی شان با چین و هند که حالا جاده ابریشم زیر تسلط عثمانی ها قرار داشت،قاره افریقا را دور بزنند و بعد از طی مسافت چند هزار کیلومتری،خود را به هند و چین برسانند.
در یکی ازبن مسافرت هایشان باد و شمال کشتی آنها را به طرف غرب هدایت کرد و در نتیجه قاره امریکا را کشف کردند.
در قاره امریکا مقدار زیادی طلا و نقره بدست آوردند که در آن زمان واحد پول جهانی همان درهم و دینار،یعنی سکه های نقره بی و طلایی بودند و در نتیجه ثروتمند شدند.
ثروت مند شدن شان باعث ایجاد دوران روشنگرایی شد و دوران روشنگرایی باعث ایجاد انقلاب صنعتی شد.
انقلاب صنعتی باعث ایجاد مستعمرات شد که هم منحیث خرید مواد خام شان و هم منحیث بازار فروش تولیدات صنعتی شان شد.
قوانین اختراعات وضع شد که هیچ کشور دیگری اجازه ساخت و ساز ماشین آلات تخنیکی را،بدون اجازه مخترع آن نداشتند.
در نتیجه کشور های شرقی به بازار صادرات مواد خام و خرید تولیدات صنعتی تبدیل شدند.
چون ارزش تولیدات صنعتی ده ها و صد ها مرتبه بالاتر ار ارزش مواد خام است، در نتیجه کشور های شرقی فقیر ماندند.
معلومدار خود مستعمره شدن این کشور ها، توسط کشور های اروپایی نیز در فقیر ماندن شان رول داشت.
هرچند کشور های اروپایی نیز در دوران امپراطوری عثمانی،خودشان در همین حالت فقر که کشور های شرقی به آن مواجه شدند،مواجه شده بودند و کشف قاره امریکا و غارت طلا و نقره این کشور ها،سبب ثروت و پیشرفت آنها شد.
اما در مجموع امپراطوری ها و تمدن ها در جهان بوجود می آیند و مرکر ثروت و علم دانش و پیشرفت میشوند و بعد از مدتی از بین میروند و جایشان را تمدن های دیگر میگیرد و این پروسه هنوز هم ادامه دارد .
زیرا سرمایه بخاطر ازیاد خوبش به سرمایه گزاری ضرورت دارد و سرمایه گزاری در جایی صورت میگیرد که نیروی کار و انرژی و مواد خام ارزان باشد و مالیات کم باشد.
حالا چین و هند و جنوب شرق آسیا درین عرصه پیشتاز هستند و در آینده نیز این دوران سرمایه و سرمایه گزاری در دور کره زمین دوران خواهد داشت و از یک منطقه به منطقه دیگر کوچ خواهند کرد.