آمو، خط سرخ؛ دروازها در محاصره، کولاب در خطر است
جهان غرب از شمال افغانستان با اکثریت مطلق تاجیک و ازبک احساس ناامنی می‌کند. راهبرد آنان، تغییر معادله قومی از طریق جابجایی قبایل پشتون در کناره‌های آمو است 
تاریخ انتشار:   ۰۹:۰۴    ۱۴۰۴/۵/۲۱ کد خبر: 177787 منبع: پرینت

آمو، خط سرخ؛ دروازها در محاصره، کولاب در خطر است!
از نگاه بازیگران بزرگ جهانی، افغانستان بخشی از جهان غرب تلقی می‌شود؛ کشوری که مدیریت آن به پاکستان واگذار شده است. اما در دل این راهبرد، یک مانع تاریخی پابرجا است: اقوام غیر افغان، به‌ویژه تاجیکان افغانستان که در بازی بزرگ حافظ منافع روسیه شناخته می‌شوند؛ دشمنان آشتی‌ناپذیر برای جهان غرب معرفی شده اند.
یکی از دلایل اصلی کسب رضایت عبدالرحمن خان به امضای پیمان دیورند؛ تعهدی بود که بریتانیا به او سپرد: حمایت مالی، نظامی و گسترش قلمرو و حاکمیت او بر مناطق مستقل شمال، شمال‌شرق و غرب افغانستان. بدون پشتیبانی انگلیس، عبدالرحمن هرگز نمی‌توانست جغرافیای خود را به شمال گسترش دهد.

انگیزه اصلی بریتانیا از این حمایت، نگرانی عمیق کمپنی هند شرقی از نفوذ روسیه در فرارودان و آسیای میانه بود. اگرچه دریای آمو به عنوان مرز حائل بین روسیه تزاری و بریتانیای بزرگ پذیرفته شده بود؛ اما بی‌اعتمادی میان این دو قدرت جهانی همچنان پابرجا بود. حتی سقوط عالم‌خان، حاکم بخارا، در سال ۱۹۲۰ نتیجه مستقیم مداخله انگلیس‌ها در امور این امارت بود. بریتانیا او را به مقابله با روس‌ها ترغیب کرد و برای اطمینان، ۷۵ شتر اسلحه در اختیارش گذاشت؛ اقدامی که خشم روس‌ها را برانگیخت و به یورش گسترده‌ای انجامید که به سقوط بخارا و فرار عالم‌خان به افغانستان تحت کنترل انگلیس انجامید.
در ادامه، بریتانیا به یکی از حامیان اصلی جنبش باسماچیان؛ مخالفان روسیه در آسیای میانه، تبدیل شد. اما زمانی که امان‌الله خان در سال ۱۹۲۹ روابط خود را با روس‌ها نزدیک ساخت و تعهد داد که مخالفان نظامی روسیه را تسلیم کند، حکومتش در افغانستان سرنگون شد.
برقراری روابط نزدیک میان ابراهیم‌بیک، رهبر باسماچیان و حبیب‌الله خان کلکانی، بار دیگر زنگ خطر را در گوش بریتانیا به صدا درآورد. این بار، انگلیس و روسیه به تفاهم رسیدند و مشترکاً علیه نیروهای رادیکال اسلامی در افغانستان و آسیای میانه وارد عمل شدند. در نهایت، این دو قدرت جهانی در تفاهمی نانوشته، مخالفان خود را در دو سوی آمو سرکوب کردند.

اکنون به نظر می‌رسد رقابت تاریخی این دو دشمن دیرینه بار دیگر در منطقه شدت گرفته است. جهان غرب همچنان از شمال افغانستان با اکثریت مطلق تاجیک و ازبک احساس ناامنی می‌کند. راهبرد آنان برای پایان دادن به این ناامنی، تغییر معادله قومی از طریق جابه‌جایی قبایل پشتون در کناره‌های آمو است؛ راهبردی که ریشه در دوران عبدالرحمن دارد.

طرح کشیدن کانال قوش‌تپه، انتقال مهاجران قبایلی به ولایات شمالی چون کندز، تخار، بدخشان، بلخ، فاریاب، جوزجان، بغلان و... در راستای همین هدف است.
طبق منابع محلی، اخیراً ۵۰۰ تن از نیروهای پشتون‌تبار در ولسوالی‌های دروازها هم‌مرز با تاجیکستان جابه‌جا و در حال جا به شده‌اند تا زمینه اسکان ۳۰ هزار تن از قبایل پشتون در کناره‌های آمو فراهم شود. در تازه‌ترین مورد، در ولسوالی خواهان که دقیقاً روبه‌روی کولاب تاجیکستان و در واقع قلب اقتدار سیاسی تاجیکان جهان قرار دارد، جمع بزرگی از قبایل پشتون تحت عنوان کوچی‌ها مستقر شده‌اند.
این زنگ خطر واقعی را در قلب سیاسی تاجیکان جهان به صدا در آورده است.

امید است که نیروهای تاجیک‌تبار طالبان در بدخشان، عمق این فاجعه تاریخی را درک کنند و اجازه ندهند این لکه ننگ در دوران حاکمیت آنان بر منطقه ثبت شود. هرچند بعید است چنین جسارتی داشته باشند؛ اما برای اتمام حجت، این متن را خطاب به آنان نوشتم تا فردا در پیشگاه تاریخ و مردم، شرم‌سار نباشیم.

جلالی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
تاجیکها ازبکها
جهان غرب
نظرات بینندگان:

>>>   جزاک الله خیرا واحسن الجزا دقیقاَ‌چنین است. وضعیت به همین منوال در جزیان است.خداود خودش رحم کند.
آریا از جرمنی

>>>   خداوند آقای جلالی را صحتمند داشته باشند و هدایت نیک کنند! در نوشتارشان واضح است که عالم خان، عظیم بیک و دارو دسته باسماچیشان از کولاب، نمنګان، فرغانه و دیګر مناطق به افغانستان سرازیر شدند! که ګروه باران در خواندن ( دختر سردار…) در یک بیت به اب شیربن کولاب و تلخی بدخشان اشاره میکند، اقای ریګستانی یکی از پیشقدمان ګروه پنحیشر نیز باد میکند که اژداد شان از کولاب به افغانستان مهاجر شده اند. در مورد شمال افغانستان باید یاد مرد که تهداب زندګی شهری در میمنه، شبرغان، مزار شریف، سمنګان … در سل های اخیر یعنې کمتر ار ۱۰۰ سال به وجود امده. قبل از ۱۰۰ حتی در خاک شوروی مملکتی بنام تاجکستان موجود نبود و در تقسیمات جوی بکی از مناطق ازبکستان شمرده میشد. در سال ۱۹۲۹ به همکاری ستالین مملکت تاجکنشین به نام تاجکستان از سه ساحه خودمختار (بدخشان، کولاب و لینن اباد) که لنین اباد ازبیکنشین و بدخشان از شغنانی ها مردم اسماعلیه بودند که از نګاه فرهنګی با تاجکان متافوت اند، که یک درز اجتماع محسوب میشود.
در افغانستان شیرخان بندر کندز بنام پدرکلان فرهاد دریا که پشتون است تهدابګذاری شده و به نام ناشر خان مسمی شده. ولایت جوزجان را قبیله اسحق زی، بابړی، اچکزی، پوپلزی با مردم ازبیک ساخته شده، که پشتون ها رول اساسی را در شهر شبرغان ایفا کرده اند و فعلا هم مناطق شهری جایداد ها از مردم پشتون است و یک فیصدی بزرګ محسوس را مبسازند. در مزار شریف قبیله بارکزی، پوپلزی، اسحق زی، اڅکزی … و غیره رول بارز در منطقه دارند. شهر کندز و بغلان کاملا تحت کنترول پشتون ها است. در مناطق مرکز قوم پشتون با هزاره ها در ثح و صفا زندکی میکنند! در کابل نیز پشتون ها اکثریت را تشکیل میکنند. بدبختانه اقوام کوچک نمیتوانند که خواسته ملت را براورده کنند، زینرو تضمین اجتماعی یک ضرورت مبرهم است! بګذارید که مردم افغانستان ملت افغان را مضبوت بسازند! وسلام

>>>   هرقدر .... کنی دیگر نمیتوانی اقوام شریف افغانستان را ترتیب به جنگ و دشمنی وادار کنی!! بس است دیگر شما ها امتحان خود را در دوره منحوس بیست ساله که همه افغانستان مخصوصا شهریان کابل را به گروگانگرفته بودید و چه جنایات هولناک و فسادی دزدی و اختتطاف بود که مرتکب نشدید! مردم افغانستان همه برادروار خواهرند و در هر جای افغانستان که بخواهند می توانند و حق دارند که بروند و زنده گی کنند! دوران دزدان، راهزنان، قلدران و زور گویان گذشت و فنا شد و انشالله که هرگز هرگز بر نمیگردد!!

>>>   قصه اصلی این است که پاکستان برای رها شدن از شر پشتون ها و یکطرفه شدن ادعای دیورند قصد جابجایی گسترده پشتون های غیر متمدن را به شمال افغانستان دارد و این پروژه زیر نام مبارزه با طالبان پاکستانی در حال عملی شدن است.
در دراز مدت هر غیر متمدنی در شمال متمدن میشود و نمونه های آن همین حالا وجود دارد اما در کوتاه مدت باعث ایجاد بحران های محلی و منطقوی و حتی درگیری های فزیکی و مسلحانه.
پشتون های متمدن پاکستان هم شریک این پروژه هستند .

>>>   با سقوط جمهوریت جعلی آخرین جهد در حفظ ملک انگلیس داده افغان به پایان رسید آخرین پروگرام پشتونیسم برای حفظ سلطه تسلیمی کشور به تروریسم طالب بود این خود اعتراف است که میان پایان افغانستان تروریسم طالبی مانع است پشتونیست ها تمام تلاش خود را به کار بستند تا طالب را منحیث حکومت افغانستان به رسمیت ممالک جهان بدهند که از بخت خوش آن بیهوده تلاش ها به ثمر نرسید اوضاع کشور روز به روز به وخامت میرود که از مدیریت طالب به در است هیچ الترناتیو دیگر در کیسه پشتون ها برای سلطه بالای ملت های غیر پشتون جز تروریست طالب نیست این خود بزرگترین پیروزی بر دوصد سال اشغالگری و نکبت بالای ما برای ما غیر پشتون آن است

>>>   یکی از کسانی که با خانواده ی مومند هرات ارتباط با داخل خانه شان داشت؛ گفت: که نیروهای خانوادگی سرهنگ زرین «مومند» که یکی از شب ها به کوه تورغندی( تپه سیاه) رفته بودند؛ شب که محاجرین ترکمن از سمت ترکمنستان به طرف هرات می آمدند؛ این نیروهای مومندی بالای مردم محاجر - زن مرد بچه خرد - فیر می کردند گفته بود صبحدم که از کوه پایین شدیم و در جوی چه خردی که را می رفتیم متوجه شدیم که زیر پای ما لیچ، لیچ می‌کند با خود گفتیم شب که بارش نیامده بود؛ بعد متوجه شدیم که این لیچ لیچ خونیست که از مردمی که ما از سر شب کشته بودیم است.
و به نظر این بنده توافقی بوده باشد که امان الله غرب پرست با لینین بسته بوده باشد که من لینین حکومت تو را به رسمیت می شناسم و تو از آمدن محاجرین به افغانستان -که بخش کوچکی در هرات رخ داده - جلوگیری کن. و به همه مشخص است که انتقال ناقلین از مرز پاکستان به مرزهای شمال کشور در زمان امان الله شدت گرفت؛ هرچند که هریک ازمامداران کشور این وظیفه انگلیسی خود را به شکل خیلی خوبی انجام دادند به شمول کرزی و آقای دیوانه‌ و …

>>>   این ملت اوغان از کجا آمده که نضبوت بشود ملت تاجیک چی کم دارد که باید من اوغان بشوم همه قومیت های غیر پشتون از حیث سنن مشاهیر فرهنگ وو مدنیت بلا استثنا از پشتون بالاتر هستند ذوب ساختن هویتشان در هذیان بی‌مایه و اساسی ماننده ملت افغان تا ممکن است پیشتر از دوصد و هفتاد سال یک پشتون در قندهار هم زندگی نمی‌کرد چه رسد به شبرغان افغانستان به پایان رسیده پشتون باور ندارد حقیقت کتمان شدنی نیست تنها میان تجزیه افغانستان یک گروپ تروریستی حایل شده این آخرین سنگ پشتونیسم است برای حفظ افغانستان همین تروریسم و لاغیر....

>>>   هم به نویسنده هم نظر تویسنده این نشستن چهار زانو بعد موشک قاره پیما است در وقت که خرجی جیب دوختران تان دار بود به اشرف غنی دیوانه بابا بابا گفته روان بودین حال که جیب تان خالی شدن به خود فروشی و ملت فروشی رسبدن حال از قوم زابان یاد میکند

>>>   افغانستان برای تمام اقوام هست نه تنها برای پشتون سران پشتون یک بی عدالتی تمام عیار است گر با انتخابات باشد مشکل نیست


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است