طیاره آمریکایی که 640 افغان را انتقال داد (عکس)
 
تاریخ انتشار:   ۰۷:۱۵    ۱۴۰۰/۵/۲۷ کد خبر: 168054 منبع: پرینت

تصاویری از طیاره امریکایی که در داخل آن گفته می‌شود حدود 640 مسافر بوده به نشر رسیده است.
امریکا در هواپیمای نیروهای هوایی خود (سی-17)، حدود 640 شهروند افغانستان را که دیده می‌شود بدون چوکی به قطر انتقال داده است.
این عکس را خبرنگار Defense One در صفحه توییتر خود به نشر رسانده است.


طیاره آمریکایی که 640 افغان را به قطر انتقال دا

طیاره آمریکایی که 640 افغان را به قطر انتقال دا

این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
طیاره آمریکایی
انتقال افغان
نظرات بینندگان:

>>>   خیال میکنند که ما گله گوسفندان هستیم.
آتش خاوری

>>>   فرار از جهالت طالب

>>>   پناه جويان افغان نبودند كه همشون كارمندان تلويزونها و دولت بودند ديديم كه آريانا سعيد و صحرا كريمي و تمام مجريان تلويزيون از اين هواپيما وارد قطر شدند و چنان با خوشحالي فرياد ميزدند كه ما رسيديم قطر انگار فقط خودشان مهم بودند نه مردم افغانستان

>>>   عاقبت اعتماد به آمریکای تروریست همین می شود. در همین هواپیما یک سگ آمریکایی را نشان داده اند که بر روی صندلی نشسته است.
چقدر باید یک ملت خودش را تحقیر کند.

>>>   امریکا این افراد را که هیچگونه سندی ندارند، به قطر می برد و بعد آن ها را دوبارهبه کابل انتقال می دهد
دو نفری که از همین طیاره خود را آویزان کرده بودند ، بعد از اوج گیری از طیاره رها شدند و به زمین فرو افتادند ، قاعدتا طیاره نبایست پرواز می کرد منتظر می ماند تاافراد از اطراف طیاره پراگنده می شدند .
بانی و باعث این وضعیت پروپاگندی امریکاست . وی چنین فضای را به وجود آورد تا توجه مردم را به سوی رفتن به امریکا و کانادا و اروپا معطوف کند و زمینه را برای جا به جایی گرده طالبان به کابل فراهم نماید .

>>>   نمایشنامه: ( خلبان دیوانه )
(بربال طیاره سی_۱۷ چند جوان افغان درازکشیده و محکم بال هواپیما را چسبیده است. جمعیت ازسروکول هم بالا میشوند یک خلبان خارجی نزدیک می شود. خلبان به زبان انگریزی می گوید ومترجم افغان ترجمه می کند)

خلبان: آقایان جنتلمن! لطفا فوری از بال هواپیما پیاده شوید خطرناک است!
همگی: ( خلبان را ریشخند می کنند ) خطر؟!.... خطر از برای ما افغانها معنایی ندارد!
خلبان: راه دراز است...
نفراول: وقلندر بیدار!... (دوباره همگی با خنده خلبان را ریشخند می کنند)
خلبان: مگر از جان خود سیرشده اید؟ تا به مقصد برسیم؛ دوساعت باید به بال هواپیما بچسبید!
نفردوم: ای چی گپ است برادر؟!... دوساعت که کدام خیالی نیست؛ مه در چند مسافرت، ساعتها بر بالای موتر نظامی وبر سر یک میخ ایستاده ام....
(خلبان که نمی تواند آنها را از این کار منصرف کند؛ تصمیم می گیرد حداقل علت مسافرتشان را بداند.)
خلبان: شما می دانید به کجا می رویم ومقصدمان کجاست؟
همگی: نی نمی دانیم! کف دست خود را که بو نکرده ایم!( همگی باخنده دوباره خلبان را ریشخند می کنند)
خلبان: شما که نمی دانید این هواپیما به کجا می رود پس برای چی آن بالا رفته اید؟!
همگی: به هرکجا که برود خوش استیم هم فال است هم تماشا!..
خلبان: پس حداقل ویزا وتیکت خود نشان بدهید...
همگی : (باخنده)... نداریم! تیکت و ویزا دیگر کدام گپ است لالاجان؟!
خلبان: اصلا شما با چه هدفی سوارهواپیما شدین؟ به ترتیب جواب بدین...شما..بله شما دلیل سفرتان را بگویید.

نفراول: راستش را بخواهید مه داشتم ازمیدان هوایی گذر می کردم که دیدم جمعیت ازدحام کرده، به خیالم رسید قراراست کدام کالا ویا غذایی به رایگان بدهند؛ اما بعد دانستم که اشتباه کرده ام!
خلبان: خب! حالا که فهمیدی اشتباه کردی، بیا پایین....
نفراول: مگر دیوانه شده ام! درست است که اینجا کدام کالای مفتی نمیتن؛ اما در ناامیدی بسی امیداست! خدا را چی دیدی، شاید به جایی که می رویم نان وخورشتی بدهند!..مردم کشورای دیگر نباید ایقه خسیس وگشنه باشند!
خلبان: (روبه نفردوم) تو چرا سوارشدی؟
نفردوم: من در خانه با عیالم بگو مگو کردیم وبه حالت قهر بیرون شدم و برای شکایت به سوی عدلیه روان شدم، که دیدم جمعیتی به این طرف می آیند من هم همراشان آمدم! شما که نمی دانید؛ هرچی باشد از غرولندها و زخم زبان های همسرم بهتراست! خدایا توبه!...
خلبان: (باعصبانیت روبه نفر سوم ) تو چی؟! برای چی رفتی اون بالا؟!...
نفرسوم: به خاطر چشم وهم چشمی!...
خلبان: بیشتر توضیح بده...
نفرسوم: چند روز پیش جمال جان! برایم از جرمنی فلمی فرستاد که خوب وخوش داخل یک موتر آخرین سیستم و کنار یک خانمی موبور نشسته بود! کلگی فامیل، من را به خاطر همو عکس سرکوفت دادند! من هم برای اینکه پوزجمال جان را به خاک بمالم؛ آمدم به اینجا که تیکت بگیرم؛ اما همونفری که در میدان هوایی بود به مه گفت: اگر توانستی خودت را به داخل آن طیاره جای بدی کدام تیکت هم نمی خواهد!

خلبان: (از فرط عصبانیت سرخ شده روبه نفر چهارم)... تو دیگه آن بالا چه میکنی؟!
نفرچهارم: پدر کلان مه همیشه نصیحت می کرد که در کار خیر پیش قدم باشیم! امروز وقتی که از آن پایین دیدم این برادران هم خون من در این وضعیت خطرناک اینجا نشسته اند با خودم گفتم؛ این از جوانمردی به دورباشد که من آن پایین درکمال سلامت باشم واین چندنفر با خطر مواجه باشند! ازهمین خاطر آمدم بالا که مواظبت کنم از این مردم غریب!...

( خلبان که از فرط عصبانیت به مرز جنون رسیده، نعره ای می کشد و در حالیکه بر سرخود می کوبد به دیگر سوی میدان هوایی می دود وهمچنان نعره میزند ومترجم هم به دنبالش می دود! )

نفر اول: این خارجی ها هم عجیب مردمانی استند! مگر ما چی گفتیم که این نفر برآشفت؟!
نفرچهارم: به خیالم که دیوانه بود! همو اول هم از گپ زدنش پیدا بود!
نفردوم: راست گفتی برادرجان! خوب شد که این مردک، خلبانِ هواپیما نبود وگرنه کلگی ما، مفتِ مفت سرخود به باد می دادیم!
نفرسوم: ببینم برادران کسی میان شما سیگارت ندارد؟!...

رخساره محمدی....مهاجر ازایران

>>>   این طیاره که تصویرش را انتشار کردید بوئینگ سی ۱۷ نیست بلکه بوئینگ ۷۰۷ است - سی ۱۷ همانی بود که اون افراد نادان و بی عقل روی دریچه چرخ هواپیما سوار شده بودند و اما اینها مردم عادی نبودند همان کارمندان تلویزیون منحرف طلوع و امثال اون مطرب بی شرم مثل آریانا سعید بودند
عمرخان قندهاری

>>>   من شگفت زده هستم که چرا خلبان وکمک خلبان به آنها نگفتند که از طیاره دورشوند نمی دانم شاید به گفته شما میخواستند به جهان نشان بدهند که طالبان چقه ظالم وخودسراست


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است