| تاریخ انتشار: ۱۲:۲۸ ۱۳۹۹/۳/۱۲ | کد خبر: 163605 | منبع: |
پرینت
|
|
آیا واقعاً جنگ برای ازادی و اسلام است، نخیر چنین نیست.
آیا جنگ جمهوریت و امارات است، هرگز نه.
جنگ تامین منافع هند و پاکستان، جنگ ایران و امریکا، انتقام جنگ سرد، تجاوز و شکست شوروی، امروز همان ریش، ملا و فتوا با حمایت روسیه علیه امریکا و غرب، جنگ مافیای اقتصادی که دو سویش همه از یک تبار اند، جنگ قدرت، جنگ طایفه های یک تبار برای قدرت سیاسی، اقتصادی و تامین منافع بازیگران استخباراتی، جنگ در برابر هرچه ارزش های انسانی و برای انسان ازاد و دگر اندیش است، جنگ برای برچیده شدن عدالت و سلطه گری به زور سرنیزه خارجی است، این جنگ منافع من نیست، جنگ هیبت الله با غنی است، جنگ اقتصاد سیاه و مافیای منطقه و بین المللی است.
آنسوی خط ۹۵ درصد رهبران جنگ از یک قوم اند و برای طایفه و تبار خود می جنگند، اینطرف نیز همه مناسبات اقتصادی، سیاسی و نظامی دست یک تبار است، پس کی با کی برای چی می جنگد و منافع همه مردم کجا است!؟
جنگ امروز، ریسمان کشی جاسوسان فروخته شده برای ارزش های دروغین است، هرکه پای منافعش شعار میدهد فقط من و تو قربانی هستیم، هرکه سودی دارد توجیه گری میکند، اینجا خون ارزانتر از اب است و هیچ تعهدی برای اینده نیست، همه دروغ گو و معامله گرند بر سر نوشت خویش و این باور من است و به باور های تو احترام دارم.
جاوید کوهستانی
>>> در خارج بودیم با یکی از تجار به مزاح گفتیم ان جلی که بالای فرنی است بسیار قوی است ازان استفاده نماید ان تاجر به پشتو گفت <داخپل کونه نشی ساتلی ما به سنگه غیشتلی کوی>یعنی این خودرا نگاه کرده نمیتواند مرا چگونه قوی میسازد بهر صورت بیچاره پاکستان وهمچنان هندوستان هرچند به ظاهر نیروی اتمی دارند هرکدام دارای صدها مشکل دیگری میباشند وده ها مخالفت ودشمنی وکشمکش های سرحدی ومشکلات اقتصادی و...خصوصا پاکستان که تا امروز روز وروزگار خود را از تکه داری خون مسلمانها بسر میبرد وهمیشه پروژه های امریکا وانگلیس را به اجاره میگیرد واین مدارس ومکتب های بسیاری را که درانجا میبینید همه مزدور واجنت تربیه میشود وخلیج هم در بست از خود اراده واختیار ندارد درین مدت سی سال که افغان ومسلمان کشته اند وتروریست گسیل داشته اند همه به فرمان بیگانه هابوده خود هیچ نوع استقلال نظر وفکر ندارند مشکل اصلی ملت وکشور ما وسایر کشور های که دران جنگ را بر افروخته اند باقدرت های بزرگ وجنگ افروزان جهانخوار است در هر جای دنیا بخاطر استثمار واستعمار واستحمار نقشه وپلانهای خودرا پیاده میکنند وریختن خون انسان نزدشان به پشیزی ارزش ندارد تا خداوند پاک این کشور هارا به سزای اعمالشان نرساند محال است در روی زمین بغاوت وریختن خون ادمی توقف نماید شاید به شما کلمه ای استحمار جدید باشد استحمار بمعنی خر ساختن که کرزی وحکمتیار وعبدالله وغنی وطالب وداعش را خر نموده سوار شده اند وبا استفاده ازین حمار ها که به خر توهین هم اگر شود خود در پی دستبرد وچپاول هستند
ولایت خان صافی ز کا پیسا
>>> جناب کوهستانی!
به نوشته ای مختصر اما با نگرش ژرف و عمق تحلیل تان کمتر انسان باخرد و با وجدان و آگاه را سراغ میتوان کرد که باور نداشته باشد.
مشکل اصلی جنگ در کشور و تدوام آن که قریب است به نیم قرن برسد؛ و پوچی و فاقد ارزش بودن جنگی که اکثریت خاموش دران همه روزه میسوزند و قربانی میدهند را مانند طبییب حاذقی تشخیص و به بیان ساده افاده نموده اید. واقعیت هم غیر ازین نیست که گفته اید:
«این جنگ منافع من نیست٬ این جنگ هیبت الله با غنی است». «جنگ در برابر هرچه ارزش های انسانی و برای انسان ازاد و دگر اندیش است...جنگ ریسمان کشی...جاسوسان فروخته شده ...همه دروغگو و معامله گرند».
این تنها باور شما نیست بلکه باور اکثریت چیزفهمان و دگراندیشان کشور است.
تشخیص درد تان صد فیصد بجاست؛ اما برای درمان آن چه تجویز میکنید؟ مگر وقت آن نرسیده است تا شما و سایر دگراندیشان راه نجات میهن و هم میهنان را ازین مصیبت تاریخی جستجو کنید؟ علیرغم شناخت دقیق و درست تان ازین معامله گران دروغگو آیا هنوز هم منتطر هستید که این رهبران ماو شما را به ساحل نجات برسانند؟ و آیا منتظر نزول مهدی موعود از آسمان هستید؟
مگر رسالت شما و هم قطاران شما محض به تماشا نشستن و تحلیل کردن اوضاع موجود بوده و رسالت بزرگتری بدوش تان نیست؟ مگر این مردمان بدبخت و محکوم انتظار بهتری از شما ندارند؟ شاید فکر کنید درین راه تنها هستید؛ گرچه با اطمینان میتوان گفت که درین راه تنها نیستید اما قدم به جلو گذاشتن جراات و فداکاری میخواهد. تاریخ گواه آنست که در بدو مرحله نیلسن ماندیلاها و گاندی ها هم جز پیروان چندی در دور و بر خویش نداشتند؛اما بعدها دیده شد که سرنوشت تاریخ ملل را چگونه رقم زدند. امید است برای اندیشه نجات کشور ازین پرتگاه باشید.
>>> آقای کوهستانی عزیز بیائید برای یک بار هم که شده همان نکته کگ ظریفی را که شما و تعدادی دیگر آگاهان سیاسی و نظامی تاجیک تبار در زمان گفتن حقایق لا پوشانی میکنید بیان نمائید تا اگر خدا خواسته باشد آغازی شود در همسویی و هم فکری اقوام دیگر به شمول تاجیک ها در مقابل آن 95 فیصدی که طی نزدیک به 300 سال است همه را فریب داده و تحت ستم قرار داده اند ، در رقابتها و جنگهای میان قومی خود از آنان مانند هیزم سوخت استفاده کرده و میکنند. البته این نکته ای ظریف را همه بزرگان تاجیک میدانند ولی متاسفانه یا از بالای آن سر سری میگذرند و یا هم آن غرور کاذب خود را که زمان ورود به کابل داشتند هنوز حفظ کرده اند و حاضر نمیشوند این خصلت رذیله را به خاطر خدا و به خاطر آرامش حد اقل خود و قوم شان ترک کنند.
شما خوب این نکته گک را میدانید و میفهمید اما لازم است روشن شود تا هر آنکسی که این مطالب را میخوانند نیز آگاه شوند و در صدد رفع نواقص بر آیند.
اما آن نکته گک در زمان ورود تاجیکان به کابل، تبعیت تاجیکها در کل و پنجشیری ها به شکل خاص آن از خصایل مذموم افغانهای کشور مان بود . وقتیکه تاجیکها در راس شان آمر صاحب شهید و استاد شهید ربانی به کمک زور بازوان و همکاری هزاره های حزب وحدت و نیرو های کاملا مسلح ازبیک ها نیرو های حکمتیار را از شهر کابل بیرون کردند و خیال شان از بابت کسانیکه در یک دست قرآن و در دست دیگر شمشیر دارند راحت شد آنوقت به قلع و قمع این دو نیروی هم سرنوشت، صادق و وفا دار به خود شان بر آمدند. ازبیک ها که از امکانات وسیع نظامی ، سیاسی و اقتصادی مخصوصا در شمال کشور بر خور دار بودند چندان متضرر نشدند اما هزاره ها که امکانات ازبیک ها را نداشتند در مقابل حق تلفی سیاسی که تاجیکها بر آنها روا داشتند مجبورا با دست خالی تا جایی برای احقاق حقوق سیاسی شان مقاومت کردند که بالاخره رهبر عدالت خواه شان عبدالعلی مزاری به چنگ همان طایفه تمامیت خواه به شهادت رسید.
باید این حقیقت را گفت که مقامات آنزمان تاجیکها هم تحت فشار خارجی ها قرار داشتند و هم تخریب کاری های اطرافیان آمر صاحب مسعود شهید که در خفا با بیگانه ها در رابطه بودند و متاسفانه تا کنون هم تابع اوامر خارجی ها هستند مخصوصا نقش ستون پنجمی استاد سیاف در تصمیم گیری های احمد شاه مسعود را نمیشود نادیده گرفت. به هر حال نتایح بریدن دستان ازبیک و هزاره از بدنه ای قدرت تاجیکها حال و روز فعلی تاجیک تبار ها و سایر اقوام حتی افغانها کشور ما شده است .
عامل اصلی حوادث بعدی مثل شکست تاجیک ها از طالبان، برنامه ریزی قتل احمد شاه مسعود و ترور استاد ربانی و ترور سایر فرماندهان برجسته و قهرمان تاجیک نیز همان قدرت طلبی انحصار گرانه خورد و بزرگ تاجیک ها بود که میخواستند جای افغانها را در قدرت سیاسی مملکت بگیرند ( به باور خود افغانها حقوق آسمانی و الهی افغانها) و قدرت اول مملکت شوند. از آنجایی که میگویند جلو ضرر را در هر نقطه که بگیری فایده است پس برای رسیدن به بر قراری عدالت اجتماعی در کشور باید تاجیکان موانع ذیل را در این رابطه از بین ببرند:
1. قوم گرایی مخصوصا خود پسندی و خود بزرگ بینی
2. قبول کنند که دیگران مخصوصا هزاره ها و ازبیک ها هم مانند تاجیکها انسان اند و همه از نسل آدم و حوا
3. قبول کنند که در ایجاد مذاهب اسلامی خلفا و امیران گذشته البته خلفای بعد از خلفای راشدین رض بنا بر مصالح سیاسی و قدرت طلبی خود شان نقش اساسی و اصلی را در ساخت مذاهب داشتد. نمونه امروزی آن، حوادث جاری کشور ما است مثل مداری گری های کرزی صاحب ، تقلبات انتخاباتی غنی صاحب و ... بعد هم نشر اسناد دروغین در رابطه به حق بودن خود و نا حق بودن حریف. اگر حوادث به همین منوال پیش برود معلوم نیست شاید 50 سال بعد 100 بعد هر کدام اینها حامیان و پیروان خود را داشته باشند مثل برداشت های امروزی از تاریخ. جماعتی از مردم عبدارحمان خان را قهرمان میدانند و خواهان تکمیل سیاست هایش هستند و جمعی دیگر وی را قاتل صد ها هزار مردم بیگناه کشور. یا مثال دیگر ساخت نازو انا ها ، ملالی ها و غیره است که نظر به روایات جعلی چه شاهکار هایی را در زمان خود که انجام ندادند، وکسی نیست که از این جاعلین تاریخ بپرسند چرا دروغ میگوئید؟ شما افغانها در این قرن 21 حاضر نیستید که چهره زنان تان را بیگانه که هیچ حتی برادر شوهرش ببیند و یا دختر تان مطابق امر شریعت با فرد مورد نظر خود ازدواج کنند و یا اگر با جوان مورد علاقه خویش از خانه فرار کرد دستگیرش کرده و سنگسارش میکنید آنوقت چطور ممکن است که اجداد 3 یا 4 قرن قبل تان به زنان خود اجازه میداد در جنگهای شرکت کنند که احتمال اسارتش به دست دشمن میرود. با دقت و توجه بر این جعل سازی های تاریخی که قدرت طلبان به خاطر منافع خود جعل کرده اند باید قبول کنیم که قدرت طلبان با جعل روایات دروغ مسلمین را پارچه پارچه ساختند و مردم را به عوض اینکه به سوی قران و مفاهیم قرانی سوق دهند تشویق به اطاعت از هزاران حدیث و روایات جعلی محدثین مزدور شاهان و امیران نمودند و اکنون معلوم نیست که پیروان کدام دسته از مذاهب در راه اسلام زمان حضزت محمد روان هستند آنهم نه صد در صد چون ممکن نیست فقط 50 در صد .
4. پس بر تاجیک سنی مذهبی که واقعیت را درک میکند و به اشکالات این مذاهب و عوامل به وجود آورنده آنها واقف است یا خود را واقف میسازد که شرعا و عقلا باید خود را واقف بسازد ، واجب است تا برای خیر و صلاح دنیا و آخرتش جلو تعصبات را گرفته و نیمچه ملا های متعصب را از بین قوم برانند.
5. تاجیکها باید از گذشته عبرت گرفته و دست دوستی واقعی را به سمت ازبیک و هزاره دراز کند و قبول نمایند که به تنهایی نمیتوانند حق شانرا طور باید وشاید از افغانهای که حامی خارجی دارند بگیرند.
اگر این موضوعات را در نظر بگیرند خوب در غیر آن حالت های بد تر از گذشته را به سر اقوام دیگر به شمول تاجیکان خواهند آورد.
ارادتمند تان عثمان
>>> يك تعريف دارد.
قاچاق معادن كشور توسط قماشان و مذدوران ٢٠٢ سالهء كشور.
ح ع
>>> دري زبانان تا از سيستم و كريكولميكه مولانا جلالدين و جامي و خواجه عبدالله انصاري و ديگر أسلاف ميهني ما كه همانا فرا گرفتن زبان عربي و استنباط و تسلط به مفاهيم قرآني و نبوي است ، نه از ريا از روي يقين استفاده نكنند و إيمان نياورند ، روي خوشبختي را نخواهند ديد ، و با اين افكار و نظريات قبيلوي كه داريد ، در كبر و بغض و حسرت و نا اميدي خواهيد مُرد !
برادران يك چانس در اين دنيا داريم ، باز به اين دنيا آمده نميتوانيم ، هوشيارانه از آن كار بگيريد ، قوم پرست و ظالم نشويد ، نه تنها انسانها بلكه همه مخلوق خدا بايد از فكر و دست و زبان و چشم و گوش و آرزوهاي شما به أمن باشند ، مؤمن شويد تا بي آزار شويد ! وسلام
كابلي از نيوزيلند
مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است