| تا زمانیکه منافع ملی ایران ایجاب کند، این کشور طالبان را به رسمیت میشناسد و با نوازش گاه و بیگاه مخالفان طالبان، آنان را هم به عنوان نیروی ذخیره حفظ میکند | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۹:۱۷ ۱۴۰۵/۴/۱۳ | کد خبر: 200480 | منبع: |
پرینت
|
|
ایران مانند هر دولت دیگری سیاست خارجی خود را بر اساس منافع ملی خود تنظیم میکند. زبان، مذهب، نژاد و مباحثی از این دست تا زمانی مهم هستند که در خدمت منافع دولتها عمل کنند. همانگونه که حقوق بشر و دموکراسی و حقوق زنان نیز، امری ثانویه در سیاست خارجی کشورهای غربی تلقی میشوند.
سیاست ایران در مورد افغانستان هم از این قاعدهی کلی پیروی کرده و در جهان سیاست امری کاملا عادی است.
اینکه برخی ایران را حامی فارسیزبانان و شیعیان در افغانستان میدانند، تا زمانی درست است که شیعیان و فارسیزبانان در امتداد منافع ملی ایران قرار گیرند.
ایران در برهههای تاریخ معاصر افغانستان نشان داده که بر اساس منافع ملی خود عمل میکند، امری که برخی فارسی زبانان از آن با دلخوری و گلایه یاد مینمایند.
در زمان حضور شوروی در افغانستان و با وجود حمایت ایران از گروههای جهادی، ایران رابطهی دیپلماتیک خود با دولت دستنشاندهی شوروی را قطع نکرد و این رابطه دوامدار وجود داشت. پس از روی کار آمدن حکومت مجاهدین، ایران با حمایت از شورای هماهنگی در صدد نابودی حکومت مجاهدین به رهبری استاد ربانی و فرمانده مسعود برآمد. با ظهور طالبان و تصرف کابل بود که ایران حمایت از دولت اسلامی را به سیاست اصلی خود تبدیل نمود.
در جنگ امریکا علیه طالبان و کنفرانس بن، ایران از نظم جدید امریکایی در افغانستان حمایت کرد و سپس با ظهور دوبارهی طالبان تا خروج امریکا از این کشور، روابط محکمی با طالبان داشت. پس از تسلیمدهی قدرت توسط امریکاییها به طالبان، ایران، روسیه و چین، در صدد مدیریت طالبان برآمدند و روابط بسیار دوستانهای با طالبان برقرار کردند. این امتیازدهی به جایی رسید که ایران تمام مراکز دیپلماتیک افغانستان را به طالبان سپرد و تقریبا آنان را به رسمیت شناخت.
مخالفان طالبان در این سالها نهتنها از طرف ایران حمایت نشدند، بلکه ایران جلوی هرگونه فعالیت نظامی آنان از مسیر ایران را سد کرد و عملا طالبان از جبههی غربی خود احساس آسودگی کردند.
اکنون در آستانهی تشییع جنازهی رهبر فقید ایران، دولت ایران همزمان از طالبان و مخالفان آن برای تشییع جنازه دعوت به عمل آورده است. اما در همین دعوت هم سیاست رسمی ایران به رسمیتشناسی طالبان بوده است، نه مخالفان سیاسی آنها.
مسعود پزشکیان به عنوان رییسجمهور ایران، با ملا برادر دیداری رسمی داشته و پیامی که از این دیدار مخابره شده است، این است که ایران طالبان را به عنوان دولت افغانستان حداقل به صورت د فکتو به رسمیت میشناسد.
حضور مخالفان طالبان در مراسم تشییع جنازهی رهبر فقید ایران را الزاما نمیتوان تغییر اساسی در سیاست جمهوری اسلامی در قبال افغانستان دانست.
تغییر سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال طالبان، بسته به تغییر سیاست ایران، روسیه و چین در مورد طالبان است. هیچ نشانهای مبنی بر تغییر چنان سیاستی به مشاهده نمیرسد.
اصل کلی در سیاست این است که کشورها هیچ گروهی را نادیده نمیگیرند، اما با گروهی کار میکنند که منافع ملی آنان ایجاب کند. تا زمانی که منافع ملی ایران ایجاب کند، این کشور طالبان را به رسمیت میشناسد و با نوازش گاه و بیگاه مخالفان طالبان، آنان را هم به عنوان نیروی ذخیره حفظ میکند.
داوود عرفان
>>> Wahid Payman
عجب دنیایی شده است. طالبان از ایران شکایت دارد که چرا احمد مسعود را به مراسم تشییع علی خامنهای دعوت کرده است. طالبان طوری سخن میگویند که انگار مشروعیت را از صندوق رای، قانون، رضایت مردم و جهان گرفتند.
طالب نباید فراموش کند که قدرت امروز این گروه حاصل نتیجه فروپاشی یک نظم، تغییر محاسبه جان، خستگی دنیا و معاملههای پشت پرده بود.
حکومتی که با ترس، زندان، سانسور، سرکوب زنان، بستن مکتبها و حذف مخالفان سرپا مانده باشد، حق ندارد از دیگران توقع احترام سیاسی داشته باشد.
ایران با دعوت مسعود، هر انگیزهای که داشته باشد، یک پیام روشن به طالبان داده است که افغانستان در طالبان خلاصه نمیشود. تهران میداند که در سیاست افغانستان، هیچ نیرویی را نباید تا آخر حذفشده فرض کرد. ایران هرگز همه تخممرغهای خود را در سبد طالبان نمیگذارد.
نکته دیگر اینکه
برای ایران، احمد مسعود حامل بخشی از حافظه سیاسی، ضدطالبانی و فرهنگی افغانستان است. نام مسعود در حوزه فرهنگی فارسی بار تاریخی دارد. از پنجشیر تا تهران، از هرات تا مشهد، از بدخشان تا تاجیکستان، بخشی از روایت مقاومت، زبان، فرهنگ و هویت سیاسی است که طالبان هرگز نتوانسته آن را هضم کند.
طالبی که برای برگزاری یک اعتراض کوچک یک شهر را مملو از وسایط نظامی میکند باید بفهمد که میان تسلط و نمایندگی، فاصلهای است به اندازه رنج میلیونها انسان.
>>> ایران در طول این چهل پنجاه سال فقط به منافع خودش اندیشید مانندچرکستان و تورکیه وکلگی کشورایی که از منافع خود نگذشتند. بعدازسالها آشوب جمهوریت مسلط شد و کم کم ۹۰فیصدمشکلات حل شده بود اما طالبان با کومک همین ایران وکشورای منطقه دوباره جان گرفت. کشورای منطقه به ضررشان بود که حاکمیت مردم برمردم باشد بنآ دوباره طالبان را ساپورت کردند تا جلوی پیشرفت افغانستان را بگیرند انان فکر می کردند می توانند از امارت اسلامی امتیازبگیرند اما حاضرم قسم بخورم که همین گروه ...دشمن شماره یک ایران خاهدشد. خدایا خودت کسانی که به مردم غریب ودرمانده ما خیانت کردند جزابدهد
>>> به اجبار طالبان را دعوت می کنند چون قرارنیست پوتین وسران چین وتورکیه به مراسم بیایندبنآ از طالبان دعوت می کنند.شایدهم طالبان این دعوت را نپذیرد
>>> نظردهنده دوم علت تسلط تالب را شما میدانید ما هم میدانیم قرار و مداری که در قطر بین تالب و آمر یکا امضا شد ، علت سقوط جمهوریت هم که واضح است دعواها و نزاعها و ... بین سیاستمداران افغانی و اینکه حجم عظیم کمکهای مالی به افغانستان در این بیست سال هیچ ثمری نداشت ارتش افغانستان با آن همه بودجه هم وقتی رییس جمهور تان با پول فرار کرد عملا ساقط شد مردم پشتو هم که طرفدار تالب بودند و ... این میانه چسبیدی از ایران که چی ؟؟ با این ادعاها بیشتر از این نمی تونید از ایران باج خواهی کنید بجای این حرفها برو عیب و مشکل را در افغانیها جستجو کن
>>> نظردهنده سوم چقدر محو تالب هستی که تصور میکنی حکومت تالب را در سطح سه کشور روسیه و چین و ترکیه میدونی احتمالا در توهم اینطور خیال میکنی!!!
>>> طالبان اگر مقبولیت مردم کشورش را از دست بدهد برای جمهوری اسلامی ایران پشیزی ارزش ندارد مجالی به طالب داده شد که شاید بتواند افغانستان را از جنگ جدا کند ولی بی لیاقتی میکند و برای مردم افغانستان و حکومت ایران پذیرفتنی نیست