جناب مولوی صاحب چرا سکوت کرده‌اید؟
 
تاریخ انتشار:   ۲۰:۳۸    ۱۴۰۵/۳/۱۹ کد خبر: 200321 منبع: پرینت

جناب مولوی صاحب صبغت الله مولوی زاده
با آرزوی عافیت و بهروزی شما.
نخست اعتراف می‌کنم که نوشتن این نامه برای من آسان نیست. زیرا هم از نگاه تفکر و هم از نگاه جهان‌بینی با شما زاویه دارم. هیچ زمانی فکر نمی‌کردم که برای شما نامه بنویسم. از سویی اما در همین عالم ناشناسی و به عنوان یک دختر این خطه، به شما اعتراف می‌کنم که شما تنها مولوی و عالم دینی بودید که تحسین مرا برانگیختید. زیرا شما از معدود کسانی بودید که روزی در میان سکوت سنگین و جهل و محروم‌سازی از آموزش و تحصیلی که طوالب بر ما تحمیل کرده بودند، ایستادید. زمانی که بسیاری از به اصطلاح عالمان ترجیح می‌دادند چشم بر حقیقت ببندند، شما برخاستید و حاضر به مناظره شدید و گفتید که آموزش دختران نه تنها جایز، بلکه حقی است که اسلام آن را از انسان سلب نکرده است. شما طوالبان را به مناظره دعوت کردید. شما خطر کردید. شما هزینه دادید. و ما، دختران این سرزمین، از آن روزها نام شما را با احترام بر زبان می‌آوردیم.

اما جناب مولوی صاحب
امروز چرا سکوت کرده‌اید؟ آن روز مسئله کتاب بود. امروز مسئله خود دختران است. مسئله انسان است. مسئله ناموس مردم این شهر است. شما که دیدید که هیچ‌کدام از بازداشت‌شدگان بی‌حجاب نبودند جناب مولوی!
آن روز دروازه‌های مکتب بسته می‌شد. امروز دختران از خیابان‌ها بازداشت می‌شوند، آبروی‌شان می‌رود و تأثیرش برای ابد بر دین‌داری و تفکر و شخصیت‌شان می‌ماند.
آن روز حق آموزش زیر سؤال بود. امروز کرامت، امنیت و حرمت زن زیر سؤال است. و من از خود می‌پرسم: آیا این همان روزی نبود که باید دوباره سخن می‌گفتید؟

جناب استاد!
شما بهتر از هر کس دیگری می‌دانید که دین با ترس آغاز نمی‌شود. ایمان با تحقیر ساخته نمی‌شود. فضیلت با اجبار رشد نمی‌کند. اگر دختری با حجاب از خانه بیرون شود و با ترس به خانه بازگردد، کدام معروف تحقق یافته است؟ اگر مادری هر صبح با اضطراب دخترش را بدرقه کند، کدام فضیلت برپا شده است؟
اگر حرمت انسان شکسته شود، چه چیزی از دین باقی می‌ماند جز ظواهر؟ من از دشمنان این مردم شکایتی ندارم. از آنان انتظار دفاع از دختران را ندارم.
اما از شما دارم.‌ زیرا شما روزی ثابت کردید که شجاعت، هنوز در میان عالمان زنده است. هرچند بسیار نادر!
شما روزی ثابت کردید که می‌توان در برابر جریان باطل ایستاد. شما ثابت کردید که سکوت نه تنها گزینه ممکن نیست بلکه شریفانه هم نیست.
و دقیقاً به همین دلیل، سکوت امروز شما سنگین‌تر از سکوت دیگران است.

جناب علامه
تاریخ، انسان‌ها را با سخنرانی‌های‌شان قضاوت نمی‌کند. تاریخ، آنان را با لحظه‌هایی قضاوت می‌کند که می‌توانستند سخن بگویند و نگفتند. من هنوز همان دختر این سرزمینم. هنوز به همان اسلام رحمت، عدالت و کرامت باور دارم. اما امروز با تمام احترام از شما می‌پرسم:
اگر اکنون زمان سخن گفتن نیست، پس آن زمان چه هنگام فرا خواهد رسید؟
و اگر امروز که حرمت دختران این سرزمین زخمی شده است، صدای عالمان بلند نشود، فردا از منبرها چه چیزی برای دفاع باقی خواهد ماند و چرا باید به این منبر ها گوش داد؟

جناب مولوی صاحب
ما هنوز شجاعت آن روز شما را به یاد داریم. امیدواریم روزی مجبور نشویم سکوت امروزتان را نیز به همان اندازه به یاد بسپاریم.

سایه نویس


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
جناب مولوی
سایه نویس
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است