فیلم و ویدیوهای خبری شبکه های تلویزیونی افغانستان
ویدئوهای خبری

هواشناسی آب و هوا افغانستان

نرخ روزانه ارزاق و مواد غذایی افغانستان

نرخ روزانه طلا و دلار و ارزهای افغانستان

کشور مصرفی و بیکاری روز افزون

هر کارگر شما یک سرباز است در مقابل دولت و نظام دموکراسی. در سال 2014 اگر شما ثبات کار را ایجاد نکنید در حقیقت شما طرف مقابل را تقویت می کنید و تمام ارزش هایی که ایجاد کرده اید رو به سوی محو شدن می گذارد 

تاریخ انتشار:   ۲۱:۱۱    ۱۳۹۲/۲/۱۳

کد خبر: 51267

منبع:

نسخه چاپی

در حالی روز جهانی کارگر را پشت سر گذاشتیم که در افغانستان 3 میلیون نفر بی کارند و با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کنند. وزارت کار و امور اجتماعی می گوید که بیشتر ناامنی های موجود بستگی مستقیم با بیکاری جوانان در کشور دارد. به گفته این وزارت ، هیچ اقدامی برای کاریابی در افغانستان نیز صورت نگرفته است.
بر اساس ارقام وزارت کار و امور اجتماعی افغانستان در این کشور 9 میلیون نفر واجد شرایط کار وجود دارد.از سوی هم گفته می شود که در سال های اخیر شمار زیادی از کارگران کشور به بهانه هایی مانند، فروش کارخانه ها، ماهر نبودن و ده ها مورد دیگر از کار اخراج شدند.

آقای مسعود، استاد دانشگاه در این باره می گوید: من فکر می کنم مساله اشتغال، استخدام و کار در تمامی نظام های دنیا، یکی از مسایل اساسی است. اقتصاد هم به همین منظور بوجود آمده است که چگونه احتیاج را رفع کنیم و اشتغال ایجاد کنیم. از همین لحاظ است که چه نظام های سوسیالیستی چه اسلامی و چه نظام های لیبرال همه شان بر این مساله تاکید دارند.
تمامی دانشمندان بزرگ سر چگونگی استخدام بحث می کنند که چگونه کارگر به کار بیفتد و چگونه عدالت اجتماعی ایجاد شود و در کنار آن دقیقا نوعی رفع احتیاج صورت گیرد. در افغانستان متاسفانه ضربه پذیرترین قشر ما کارگران هستند. این کارگران از لحاظ اقتصادی حرکاتی را ایجاد می کنند و از همین لحاظ است که تولید ایجاد می شود و این تولید به دست کارگران ایجاد می شود. حرکات کار و استخدام در افغانستان متاسفانه شکل نوسانی بسیار خطرناکی را می گیرد و از سال 2001 که نوعی دموکراسی به افغانستان آمد تا سال 2004 ما یک حرکت مطلوبی را می بینیم و افغانستان تبدیل شد به یک نقطه کار و کاریابی و شکوفایی و رشد اقتصادی. از همین لحاظ است که ما تا سال 2004 به 21 درصد رشد اقتصادی رسیدیم و نوید بسیار قوی را ایجاد می کند که ما کارگران بیشتری را استخدام کنیم.

وی افزود: وقتی ما از کار و کارگر صحبت می کنیم، این ها یک تعریف دارند. کارگر کسی است که دارای نیروی کار، توان کار و میل به کار باشد. متاسفانه از سال 2004 به بعد یعنی از زمانی که ما رفتیم به سوی اقتصاد مصرفی و عدم مدیریت درست درمورد کار و اشتغال زایی آرام آرام اشتغال به وضعیتی رسید که ما تا 65 درصد بیکار داریم. از این لحاظ است که افغانستان یکی از کشورهایی است که معضل بیکاری هنوز هم در آن وجود دارد و این معضل بیکاری فقر را ایجاد می کند. متوجه باشید که فقر و گرسنگی در افغانستان یک تفاوت بسیار کوچک با بیکاری دارد. وقتی ما دچار فقر می شویم به این معناست که کار است که می تواند فقر را از بین ببرد و می تواند یک نوع وحدت ملی شما را ایجاد کند.

آقای مسعود در ادامه بیان داشت: کسی که بیکار است مجبور است از راهی درآمد بدست آورد. هر قدر بیکاری زیادتر شود، مساله جنگ و نا امنی هم زیادتر می شود. به این معنا است که کار در حقیقت ثبات اجتماعی ایجاد می کند و ثبات اجتماعی باعث ایجاد ثبات سیاسی می شود. وقتی بیکاری ایجاد می کنیم در حقیقت افراد برای بدست آوردن مخارج زندگی خود به سمت گروه های مخالف جذب می شوند در صورتی که اصلا تمایل به جنگیدن ندارند، اما برای تامین زندگی خود مجبور به این کار می شوند.
وقتی شما دهات خود را خالی از سکنه می کنید نیروی زراعتی خود را از دست می دهید، همین طور زمانی که کارخانه هایتان را از دست می دهید این ها باعث می شوند نیروی کارتان را از دست بدهید. ما 32 هزار کارگر را فقط از بخش ولایات از دست دادیم، آنهم فقط برای یک سیاست اشتباهی که خصوصی سازی را انجام دادیم و نتوانستیم آن را به خوبی پیاده سازی کنیم و نتوانستیم بخش خصوصی را تقویت کنیم.

وی خاطر نشان کرد: روز کارگر هم به یک روز تشریفاتی تبدیل شده است. در حالی که همین کارگر فقیر است، خانه ندارد، فرزندان وی بیمه نمی شوند و حتی نمی توانند به مدرسه بروند. پس چطور می توانیم در روز کارگر فریاد شادی را در افغانستان بلند کنیم؟ ما باید حرکاتی را تنظیم کنیم تا بتوانیم اشتغال زایی کنیم. زمان کاندید شدن آقای اوباما تمام تلاش وی و رقیبش برای ایجاد اشتغال در آمریکا بود. پس این کار و اشتغال است که سودآور است. ما باید به سوی تولید گام برداریم، می توانیم نساجی بگرام، گلبهار و جنگلک را دوباره ایجاد کنیم. زمانی که یک کشور در آخرین روزی که مجاهدین آمدند 126 میلیون متر تکه تولید می کرد، حال چرا ما نمی توانیم تولید کنیم؟ همین هتل روز که در پل سرخ ایجاد شده است، کارخانه تولید کفش مارشال بود و 50 نفر کارگر داشت و با انگشتان خودشان برای شما تولید می کردند و واردات ایجاد می شد.

استاد مسعود در ادامه گفت: از طرف دیگر ما باید بخش خصوصی را تقویت کنیم و در برابر رقابت خارجی از آن حمایت کنیم. حتی برای آن بازاریابی خارجی انجام دهیم و 3500 کارخانه ای که داریم و با خون جگر آن را نگه داشته ایم اگر تقویت شود روز به روز تعدادشان بیشتر خواهد و رشد خواهد کرد. هر کارگری که جذب می شود یک نیروی دشمن کمتر می شود. هر کارگر شما یک سرباز است در مقابل دولت و نظام دموکراسی. در سال 2014 اگر شما ثبات کار را ایجاد نکنید در حقیقت شما طرف مقابل را تقویت می کنید و تمام ارزش هایی که ایجاد کرده اید رو به سوی محو شدن می گذارد.
در حال حاضر نوعی پراکندگی در کار وجود دارد. ما صنایع مواد غذایی را داریم اما وزارت آن را از بین برده ایم. تولید داخلی شما که صادراتی است به این معنا است که اقتصاد پایه ای است و این تولید 300 میلیون دالر برای شما خواهد آورد، در حالی که تولید کننده خارجی برای شما 6 میلیارد و 678 میلیون دالر می آورد. یک زمانی می گفتند در شرکت آریانا 1800 نفر کار می کنند، در زمان طالبان هم همین مساله مطرح شد که در این شرکت 1000 نفر اضافه کار می کنند، در این شرکت یک سری مشکلات ساختاری وجود دارد که باید اصلاح شود. زمانی که افراد بیکار می شوند ممکن است حتی این افراد که کارگران ماهری هم هستند به دزد و راهزن تبدیل شوند.

وی افزود: متاسفانه ما در افغانستان اشتباهات استراتژیک انجام دادیم. یکی از این اشتباهات این بوده است که ما وزارت خانه هایی را که می توانستند کلیدی باشند، تبدیل کردیم به یک وزارت خانه سیاست ساز. ما در واقع یک سیستم لیبرالیسم مداخله ای را ایجاد کرده ایم. لیبرالیسم مداخله ای می گوید که دولت حق مداخله در بازار دارد تا زمانی که سرمایه به حد مطلوبی رسید آن را به بخش خصوصی واگذار کند. متاسفانه ما گفتیم که این ها سیاست ساز هستند. وزارت کار و امور اجتماعی، وزارت تجارت و وزارت های بسیار کلیدی مثلا وزارت صنایع خفیفه مواد غذایی که از بین بردیم، این ها را از صحنه بیرون کردیم و چیزهایی دیگری در صحنه آوردیم که اصلا تجربه آن را نداشتیم. مثلا شما وزارت کار و امور اجتماعی را سوال کنید که شما درمورد کار و امور اجتماعی چه می کنید؟ آنها فقط سیاست می سازند و می گویند که این کار را انجام بده و این کار را نکن. ما از اتحادیه صنعتگران حمایت نمی کنیم. اگر کارگر را تقویت کنیم، این ها را بیمه کنیم، حقوق شان را بیشتر کنیم و قوانینی ایجاد کنیم که از این ها حمایت کند در حقیقت تولیدات خود را حمایت کرده ایم.

استاد مسعود در ادامه بیان داشت: زمانی که شما بالاتر از دو میلیارد دالر از ایران واردات می کنید و از 45 تا 55 درصد دوران تجارتی شما را همراه پاکستان رقم می زند و تمامی تولیدات شما از بیرون می آید، این یک نوع فاجعه است. به این معنا است که هر روز یک دستگاه شما بسته می شود و هر روز یک کار خانه شما قفل می شود. اقتصاد صادراتی شما را قادر می سازد که شما سیاست تعویض واردات را بکار ببرید. هر واحدی که در افغانستان ایجاد می کنید جلوگیری می کند از واردات بیشتر. فقر عبارت است از عدم توانایی تجدید انرژی از دست رفته. کارگر ما چند سال کار می کند اما بعد از مدتی از کار افتاده می شود. هیچ تضمینی برای زندگی کارگران وجود ندارد. در تمام دنیا غیر از افغانستان کارگر را بسیار عزت می کنند. در مورد هیچ چیز کمونیستی فکر نکنیم. ما از سال 1371 به بعد روز کارگر را کاملا فراموش کرده بودیم، کارگر در تمامی کشورها یک قشر هستند. صادق ترین مردم دنیا کارگران هستند. بیاییم حرکاتی برای ایجاد نیروی کار سالم برای کشورمان انجام دهیم. کارگر برده نیست، متاسفانه برخی از کارخانه داران ما فکر می کنند که کارگر برده آنها است. متاسفانه در برخی دستگاه ها می بینیم که حرکات بردگی در مقابل یک کارگر انجام می شود.

وی خاطرنشان کرد: اولین حمله ای که بر روی کارگران صورت گرفت حمله بر روی اتحادیه صنفی افغانستان بوده است. اتحادیه صنفی افغانستان در حال حاضر نیم خیز حرکت می کند. ما باید آن را محکم کنیم. من از جامعه مدنی گلایه دارم زیرا که همه درمورد کارگران صحبت کردند به جز جامعه مدنی. احزاب سیاسی می ترسند که اگر ما روز کارگر را تجلیل کنیم و یک مجلس کلانی بسازیم، شاید مردم بگویند که این حزب دموکراتیک خلق افغانستان است. شاید بگوییم که حزب کمونیستی است یا حزبی است که گرایش سوسیالیستی دارد. وقتی پیامبر می گوید الکاسب حبیب الله، چگونه دوست خدا را در فقر و تنگدستی رها کرده ایم؟ یکی از وظایف جامعه مدنی اصلاح قانون کار افغانستان به نفع کارگران است.

استاد مسعود، استاد دانشگاه کابل در خاتمه بیان داشت، ما از یک طرف شعار جوان گرایی سر می دهیم اما از طرف دیگر شعار جوان زدایی را عملی می کنیم. من فکر می کنم پیر تجربه خود را به جوان انتقال می دهد و جوان با تجربه می شود. من افراد جوانی را می شناسم که درابتدای کار تجربه داشته اند اما بعد از شش ماه کاری را انجام داده اند که فکر می کنید سال ها کار کرده اند. انسان های باتجربه در کنار انسان های بی تجربه که تازه سرکار آمده اند، کار کرده و سعی کنند تعصب ها را از خود دور کنند.

کد (26)


نظرات بینندگان:

>>>   دنیا در یک حالت گلوبالیزیشن سیاسی، اقتصادی و کلتوری قرار دارد. هر جا که امنیت است و نیرو کار و مواد خام ارزان است و تکس های مالیاتی کم است، کمپنی ها ی بین المللی در آنجا سرمایه گزاری میکنند. در افغانستان امنیت نیست. افغانستان با کشورهایی هم سرحد است که نیرو کار و مواد خام ارزان و وافر دارند و همچنان منابع مالی فراوان غرض سبسایدی تولیداتشان بناُ برای افغانستان رقابت با این کشورها دشوار است. همچنان این کشورها وزارتهای کلیدی افغانستان را که در راس اقثصاد قرار دارند نیز با تطمیع و زور در کنترول خویش دارند. و از طرف دیگر در افغانستان نیرو کار متخصص نیز موجود نیست که با کشورهای همسایه رقابت کنند. بناُ ما نمیتوانیم با بیست میلیون مزدور کار بی سواد در افغانستان زمینه کار ایجاد کنیم و اقتصاد افغانستان را انکشاف بدهیم.

>>>   اگر کرزی صاحب زنده باشد پلو چلو میخوریم و به کار حاجت نیست

 


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است

 
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته