فیلم و ویدیوهای خبری شبکه های تلویزیونی افغانستان
ویدئوهای خبری

هواشناسی آب و هوا افغانستان

نرخ روزانه ارزاق و مواد غذایی افغانستان

نرخ روزانه طلا و دلار و ارزهای افغانستان

شکایتنامه از دانشگاه جوزجان

تحریف حقیقت و تقدیس خشونت ، ترویج استبداد ونفی و ذم مدارا و مروت، به غلامی در اوردن محصلان و فروکوفتن محصلان سکه ی رایج این دانشگاه است 

تاریخ انتشار:   ۱۱:۲۹    ۱۳۹۰/۷/۲۲

کد خبر: 28029

منبع:

نسخه چاپی

درون مایه ی این مقال، از اوضاع دانشگاه جوزجان، استبداد استادان و رنج محصلان مملو می باشد.
این گزارش رابه ضرورت حال محصلان این دانشگاه ، ناقدانه و ناصحانه و دادخواهانه به مسئولان و متصدیان امور می نویسم تا از انان خواسته باشم که سیرت و سیاست در این مکان گردانده شوند و با محصلان ، وفا و شفقت ورزیده شود.
باری این گفتار نه تنها گزارش از اوضاع حال و امروزی این دانشگاه که برگ ازاوضاع استبدادی تاریخی این دانشگاه است. و نه فقط آینه ای است کوچک وحاکی از حوادث وسرنوشت تلخ و تیره محصلان که مخبری است امین از واقعیت های تلخ تر و تیره تری که درورای این واقعیتها هائل قرار دارند و زاینده سرنوشت های شوم و تباهی ها می باشد.

این گزارش در فضای سرب آلود متولد میشوند تا یک پاره از هزار پاره ی اندوه محصلان و استبداد استادان را به گوش مسئولان برسانند و چه دل دلیر و جگر شیری میخواهند که در توفان تهدید ها و ارعاب ها، خطرها را به جان خریدن و به یاری از بی زبانان و زبان بسته شدگان شتافت. و نشان دادن یک خودنمای که منم دارای وجدان و ایمان که سیل استبداد و جفاکاری برحفظ من خاتمت نکشیده است.

این گفتارشمه ی از احوال و اهوال را در سینه ی تنگ خود دارد و افسانه ی استبدادی فرهنگی استادان را در گوش تاریخ می خواند.
تحریف حقیقت و تقدیس خشونت ، ترویج استبداد ونفی و ذم مدارا و مروت، به غلامی در اوردن محصلان و فروکوفتن محصلان سکه ی رایج این دانشگاه است.
از همه درد آورتر قدر دیدن نالایقان و برصدر نشاندن فرومایگان وبرتری دادن چرخه گیران و منقادان وشیادان است.
هرروز با یک حجمی از دروغ و تحریف و چاپلوسی و سالوس همراه داشته باشی و به لایق و نالایق بنده باشی و دست بالای سینه باشی و برای هر نیکتای دار سر تعظیم فرو بیاوری .
هرگز! هرگز! هرگز! خطای سرنزند که بخواهی سوالی را مطرح نمایی و خواهان جواب مقنع از استاد باشی. که دفتر اتهامات ات باز می شود و روز به روز تهمت ها و تهدید ها و ارعاب ها ... به این دفتر ثبت شده و روزی رسوایی ات را فاش کند و عفونت رسوایی ات از گردون در بگذرد. مجرم به سوال کردن هستی ....
مرغوای این استبداد به هرگوشه ای این دانشگاه به گوش می رسد و محصلان همچون غلامان خریده شده در چشم استادان و مسئولان برق تطاول را می نگرند.

اقای ... که سال گذشته خود تنبل ترین وضعیف ترین محصل یکی از این دانشکده ها بودد امروزبا فیصدی ضعیفی اما به واسطه ها ی قدرتمند جامه استادی پوشیده و در عرصه فرهنگ و قلم قد عَلَم کرده، و با اخذ مجوز از مسئولین به شکستن و سوختن و دریدن اندیشه های محصلان پرداخته ، و در عرصه دانشگاه از همه جا و از همه کس به واسطه ی واسطه های کلان برگه تآیید گرفته و با اندیشه کوبی راه را برای ورود به صنف هموار میکند. و در این هوای سوزان همه گیر« چه امید ها برباد می روند، چه دلها خون می شوند، چه روزها تیره می شوند، چه برق ها در چشم ها کسوف میگیرند و چه خنده ها برلب ها فرو میمرند و چه خشم ها در سینه ها رسوب میکند و ستبر می شوند.
از محصلان و دانشجویان و دانشگاه روندگان درصدر شان خودم بپرسید که برما چه رفته اند و چه می رود تا اشکارتان شود که حکایت احوال محصلان چگونه دل عدالت را به درد می آورد و کام مروت را تلخ میکند و آب در چشم سنگ می نشاند.

خانم ... که تازه به سمت استادی رسیده و خود از خود روش سیئه و نامرضیه ی دارند و کمر حرمت را می شکند و دست خود خواهی از آستین بیرون می اورد و از هتک حرمت هر محصل دریغ نمی نماید و از مقام و موقعیت و پست و منصب خویش سوء استفاده میکند و سر به اسمان می ساید و با افکار پوسیده و فرسوده هر روز در صنف چهل و پنچاه مغز را مخدوش میکند. هرچند استادانی لایق و ناب و نجیب نیز هست. ولی استادانی است که حداقل تجربه ای استادی دارد نه سواد.

خدایا به توپناه می برم از خود خواهی و خودکامگی استادان که هم بی سواد محض و هم بی شعور محض وهم محروم از اوصاف انسانیت.
خدای را به می ام شستشو ی خرقه کنید
که من نمی شنوم بوی خیر از این اوضاع
هنر نمی خرد ایام و غیر از اینم نیست
کجا روم به تجارت بدین کساد متاع ؟

در این میان صاحب این قلم نیز که در چشمانی حَمَله و عَمَله ی استبداد استادی و فرهنگی ،پیچ و مهره ی چاپلوسی و سالوسی اش سفت نیست، از این فتنه همه گیر نصیبی وافر برده و می برد چکش کاری بسیاری خورده مستبدان وقتی معارضه با این مظلوم را پی نهادند و تهمت های جاسوسی و ناموسی و سپس تهدید بیرون کردن از دانشگاه و در مرحله دوم کم کردن نمرات ام و در مرحله سوم را خدا بداند که چه شود؟
آمیخته شدن علم به قدرت و بی سوادی به استبدادی و استادان بی معرفت متوسل به تهدید محصلان آفتی است که باید شناخت و از طرف مسئولین دفع شد. شرط خردمندی و استادی آنست که از لطافت و عطوفت کار بگیرند و با معرفت های خود و تدریس خویش محصلان را سحر و افسون کند.
خدا میداند نابینایان از حرفهای این استادان و کرها از چشم های این اساتید و فلج ها از رفتارهای این اساتید موج عظیمی از بی سوادی را حس میکند. به آگاهی همه نیک خواهان و دینداران و صادقان و پاک سیرتان این دیار می رسانم که در این دانشگاه جز به استحمار و استثمار و استعباد محصلان اندیشه ی دیگر وجودندارد همچنان نسبت های ناروای از طرف استادان به این مظلومان رواداشته می شود که مصداق قطعی جعل و کذب و فسق صریح و مستحق تعقیب کیفری در هر قانون جزای است.
رقیب آزارها فرمود وجای آشتی نگذاشت
مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد؟

بهرحال!
مسئولان و متصدیان امور! برادران، عزیزان، هم میهنان وهم کشیان من وما! شاهد بخت ، این بار در خانه شما کوفته است و خورشید اقبال امروز در غرفه شما تافته است و پیک رحمت و توفیق حق اینک به دستگیری شما آمده است.
فرصت شمار صحبت کز این دوراهه منزل
چون بــــگذریم دیــــگرنتوان به هم رسیدن

شاید بار دیگر چنین نشود. این فرصت را مغتنم می شمارم و گریبان وجدان خلق خدا و کارمندان مسئول و درصدر، را میگیرم و سخن این حقگوی بی توقع و بی تملق و این ناصح مشفق را بشنوید و بدانید شیوه ی استبدادی استادان در این دانشگاه جز زوال تعلقات و ملاحظات ، از پیش نمی رود.
به کار خود، چون تکلیفی اداری و کسبی کارمندی و عملی حکومتی نظر نکنید؛ آن بسی برتر از اینهاست عاشقانه و مهرورزانه و انسان دوستانه عمل کنید؛ نه کاسبانه و مصلحت بینانه و نه محتاطانه .
اگر بر ناقصان حقوق محصلان؛ دانشجویان دردل نفرین نفرستید، و اگر برنقض حق مظلومی در نهان نگریید، در پیشه ی خود صادق نیستید. اما احقاق حق ، بسی بیش از گریستن و نفرین کردن می خواهد: مجاهدانه دویدن و از پاننشستن و به رفع تکلیف بسنده نکردن و وفا کردن و جفا کشیدن و پنجه در چنگال مستبدان افکندن و محرومیت بردن و پاداش شما همان دل شاد و روح آزاد و خاطرسبک و چهره ی گشاده و عاشقانه ی این محصلان است که مظلومانی بر اثرمساعدت های شما به دست می آورد. از این بهتر و دلربا تر چه می خواهید؟

در پایان به نکته اشاره می کنم تا از درک متقابل و انسانی ما لکه ها ی تیرگی و تشویش را بزداید.
شهدالله که من و ما هیچ گاه ازروزی که مشتاقانه و عاشقانه شامل این دانشگاه شده ام و شده ایم هیچگونه احترام را از تمام استادان که حق مسلم در گردن ما دارند دریغ نکرده و نمیکنیم ما اداء حق کرده ایم و میکنیم ولی در طریقت ما کافری است رنجیدن.
این نامه اینک به تظلم به مسئولان ذیربط این ارگان امده است تا امتداد حق و... کند و آفتی که بر محصلان می رماند و از همه بدتر، حق پنهان ما را آشکار کند و مطمئن هستم که اگر روزی این وهم و اوهام به حقیقت بپیوندد این مجازها موجب خجلت خواهند شد و تمام این محصلان و دانشجویانی که با خشونت و استبداد و واسطه و واسطه بازی در انزجار است عمل حسن شما را ارج خواهند نهاد.
خـــد ا را د ا د من بستا ن ازوای شِحنهء مجلس
که می با دیگری خورده ست و با من سرگران دارد

مسلم اخلاقی
ش.شبرغان
21/7/1390


نظرات بینندگان:

>>>   اگر همه ای این شکایات واقعت داشته باشد، باید محصلان این دانشگاه هرچه زودتر به اعتراضات دستجمعی مانند اعتصاب یا تظاهرات اقدام نمایند. ایشان سرنوشت خود را بدست خود تغیر دهند. زیرا از مراجع دولتی دیگر کدام امید عادلانه باقی نمانده است.
نادر

>>>   اقای مسلم اخلاقی!
اب از بالا به اصطلا خت است. درگفته های شما که اکثرا از ظلم و استبداد و استاد محوری شکایت شده است هیچ شکی نیست زیرا اینگونه کارها در دانشگاه کابل نیز به شدت جریان دارد.
دردانشگاه کابل اکثریت استادان لسانسه بوده و هیچ نوع ظرفیت وعلمیت ندارند که بتوانند بصورت درست و باکیفیت عالی و دروس جدید را به شاگردان تدریسی نمایند بنا اکثرا بیسواد بوده لاکن متاسفانه که قدرت را بدست دارند و به اشخاص با تحصیلات بالاتر اجازه نمیدهند که حتی شامل کادر علمی دانشگاه کابل شوند.
بنا تازمانیکه معین های وزارت تحصیلات بخوص اقای معین علمی ان یعنی عثمان بابری تبدیل نشود و یک شخص مسلمان متعهد و دانشمند در راس این معینیت و هم در راس وزارت قرار نگیرد اینگونه زور گویی ها همیشه ادامه خواهد یافت و هیچ کسی صدای شما را نخواهد شنید.
چه بهتر است که همه شاگردان با یک صدا به مقابل استادن بیسواد تان برخیزید تا مسولین اشخاص با علمیت بالا را استخدام نمایند.
بااحترام
ق. ب. سالم از دانشگاه کابل

>>>   برادران گرامی!
ما میگوییم که ظلم تنها در دانشگاه کابل و بخصوص فاکولته فارمسی با درجن استادان لسانسه و ریس لسانسه بوده و هیچ چیزی را نمیفهمند حالانکه در شبرغان نیز همین مشکل موجود است.
خیلی جالب است.
ک. محصل بوهنتون

>>>   برادر عزیزم مسلم اخلاقی عرض ادب و احترام!
متاسفانه و باکمال تاثر فراوان از خواندن متن بالا درد این همه مظلومین که امروز بنام محصل در زندان بنام دانشگاه نه تنها تحقیر بلکه شکنجه میشوند آگاهای کامل یافتم و حس کردم.
این یک حقیقت آفتابی است که امروز در کشور ما به فرموده حضرت حافظ :
طوق زرین را در گردن خر میبینم
همان واقعیت است.
ناانسان های بنام محصل در دانشگاه های افغانستان و جود دارد که مسلح نه به سلاح علم و دانایی بلکه به اسلحه شقاوت و جهالت و باآنهم و سیله ناریه در زیر بغل مغز خالی از هرگونه علم وعمل است.
همین استادان که شما گفتید دیروز از جمله فاسد ترین و تنبل ترین محصلان دانشگاه بود امروز ملبس به لباس استادی شده اند از غرور و خودبینی زیاد دهن گم کرده و نان به گوش فرومیبرند.
ناملایمت ها را با که باید گفت؟؟؟
عین مشکل را ما در بامیان داریم
استادان بی خرد و خودخواه ، متکبر و پست و بدور از هرگونه معیارات و موازات انسانی و اکادمیک در دانشگاه بامیان به این مقام بلند مرتبه و مقدس مقرر شده اند. نه تنها فاجعه ملی است بلکه روند انکشاف و تعلیم و تربیت سیر قهقرایی پیداکرده اند
علی احمد بامیانی
محصل سال چهارم دانشگاه بامیان

>>>   تمامی این بدبحتی ها از مسولین وزارت تحصیلات عالی است.
این وزارت صلاحیت امتحان و استخدام استادان پوهنتون هارا در چند پوهنتون مشخص قرار داده است و از این موضوع که چه نوع امتحان دراین پوهنتون ها و نظر به چه معیار صورت میگرد نه تنها که خبری ندارد بلکه در فکر تفتیش ان هم نیست. به طور مثال استخدام 15 استاد در تحصیلات عالی پروان در سال جاری از طریق وزارت تحصیلات و پوهنتونهای کابل و تعلیم و تربیه صورت گرفت که گفتن ان جای شرم است نه تنها از واسطه ها به حدوکلای پارلمان بلکه در حد وزارت خانه ها و رهبر ها صورت گرفت که بنده یکی از شاهدان صحنه بودم اما جای شکر که من خودم در بین کاندیدان نبودم.
اضافه نمایم که مسولین پوهنتون های متذکره را خدا جان هدایت نماید همینکه کاندیدان امتحان را سپری کردند بعضی پوهنخی های نتایج را الی اکنون که بیشتر از 2 ماه میشود در اختیار کاندیدان نداده اند به صورت مثال دیپارتمنت انگلیسی پوهخی ادبیات پوهنتون کابل نتیجه امتحان 7 تن از کاندیدان را اعلان نکرده است اما میدانید از امتحان چند ماه سپری شده است پوره 67 روز. دربین کاندیدان البته یکی دو را که من میشناختم با نمرات 86% و 82% بودند و از لیاقت شایسته ای بر خوردار اند.
البته خیلی جالب موضوع این است که از جمله ای 7 کاندید که تا حال نتیجه شان معلوم نیست یکی ان هم اکنون وظیفه خودرا رسما منحیث مدرس در پروان شروع کرده است. افسوس.
کاندیدانی که برای خبر گرفتن نتیجه خود به پوهنتون کابل میروند با لحن شدید مسولین دیپارتمنت و پوهنخی ها روبر شده و برایشان گفته میشود که بروید نتیجه را ما به وزارت ارسال میکنیم و از انجا خبر گیرید. خوب ارزیابی امتحان 7 و یا کم وبیش نفر اینقدر طول میکشد که باید 3 ماه را انتظار کشید و بلاخره ان هم کامیاب و یا ناکام. این که کامیاب شوید هم باید 8 ماه را سپری کرد که تقرر صورت گیرد. بدا به حال ماا.
پس این که در جوزجان چی میگذرد تمام اش صدق این موضوع رادارد.
از پوهنتون تعلیم وتربیه که هیچ نا گرفته نشود که در انجا مسایل قومی نسبت به لیاقت اعتبار دارد. گرچند که دکتورا و ماستری داشته باشی ترابا لیسانس پاین درجه بدل نمیکنند.
راشد
قبلا استاد وفعلا محصل دوره ماستری
در هندوستان

>>>   مه ديگيش كار ندارم بسيار به ادبيات بلند نوشته شده موضوع
بي غرض

>>>   بنده از ولایت جوزجان میباشد واقعا" محصلین ما در آنجا رنج میکشند بعضی از استادان دانشگاه جوزجان میگویند که اگر در کورس من شرکت نکنی ترا ناکام خواهم نمود مانند استاد جبلی وغیره و خود جناب ریس پوهنتون نمک حرام است یک دختر جوانی مقبولی که در آنجا محصل بود توسط جادو ودعا آنرا بخود نامزاد نمود در حالیکه جناب ریس اولاد های جوان دارد و یک بچه آن از صنف دوازده فارغ شده فعلا" در پوهنتون جوزجان در بخش جیو دوزی محصل میباشد و من روز امتحان شاهد بودم که تمام اساتید چرخگیر به وی نقل میدادند.
با احترام

>>>   اقای اخلاقی! در این جای شک نیست که وقتی یک استاد ضعیف با واسطه بعنوان استاد در دانشگاه ها تحمیل میشود وی ضعف علمی و اخلاقی خویش را با توسل به خشونت ، تهدید و ارعاب دانشجویان روپوش میگذارد. این وضعیت سالها است که که حتی در دانشگاه های مرکز و بیخ گوش مسئولین ادامه دارد. اما وقتی نوشته زیبای شمارا خواندم امید یافتم که در چنان شرایط استبداد زده بازهم افراد توانا و مستعد یافت میشوند که استبداد زمان را با توجه به رسالت انسانی و ملی وباگرفتن قلم به نقد میگیرند و تا تغییر وضع موجود آرام نمی نشینند الحق که مبارزه شما در این راه در حال حاضر واجب تر از آنست که در همچون شرایط خفقان بسر بری و دم از وضع ناگوار بر نیاوری. پیروز باشی

>>>   سلام نویسنده محترم!
قلم زیبایی داری و طرز نگارش ات خیلی خوب!
موفق باشی عزیزم!
تو فکر میکنی آسمان دیگر جاها رنگ دیگری است.
در فاکولته حقوق بلخ که من از آنجا فارغ شده ام و دیگر دانشگاه ها نیز بهتر از شبرغان نیست.
اما سکوت راه حل نیست .
تو اگر برخیزی ....

>>>   دروغ است . اگر تو محصل خوب هستی برو تنها درس خود را بخوان . میدانیم که بدی چراکه همیش پشت دسیسه و دسیسه باز ی و تخریب کاری میگردی. حمصل اصیل فقط مصروف درس است.نالایقان همیش پشت گپ پیدا کردن میباشند. یا تعصبات دارند یا تخریب وطن است یا تخریب دولت است یا دشمنی با زبانها و میلیت ها و صدها جهالت دیگر دارند. لایق چنین چیزی بدی ندارد.
حق پرست

>>>   علی احمدهم راس میگه
ما در یک مضمون در یک سمستر 7 صفحه خوانده بودیم ودر امتحان بیشتر از سی فیصد محصلین ناکام هم شده اند. خوب قضاوت کنید که بامیان به وضع رسیده است. یک استاد دیگر ما است که عاشق شده و همیشه خودرا مثل مجنون جلوه میدهد و هیچ چیز را هم نمیفامه اما چکنیم برادر نمیشه با این ...ها
داود ورسی

>>>   محصلین همیش درس خوان میباشند. کسانیکه پشت این و آن میگردد اصلاً در جمع محصلین حساب نمیشود. بروید درس خود را بخوانید. در غیر آن در جمله نالایقها حساب میشوید.
فکر کنید

>>>   ایا کدا م وقت دیده اید که بچه های لایق و با فهم پشت کسی گپ بزنند؟

>>>   جناپ مسلم جان سلام! آفرين پرتو كه اين چنين قلم ذيپا داري اذ تو تشكر ميكنم و چشم په راه مقالات ديګرت هستيم ناصر اذ هرات

>>>   زنده باشي برادر! عنايت الله قندهار

>>>   آفرین بر شما آقای مسلم اخلاقی که ما را از چنین بی عدالتی و نا برابری ما خبر ساختید . بنده از شهر شبرغان هستم در ترکیه تحصیل می کنم. از شنیدن این خبر خیلی متاثر شدم. از محصل بر حال پوهنتون جوزجان خواهش می کنم که واقعیت ها را لطفا به زبان بیاورید.
عبدالناصر حکیمی، ماستر حقوق اسلام، محصل دوکتورا در بخش حقوق اسلام

 


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است

 
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته