گزارشي از ولايت سي و چهارم افغانستان
آنچه امروز در دايكندي مشهود است وجود امنيت، علاقه مردم به صلح، اشتياق به دانش و علم، صبوري و تحمل ناملايمات، اميدواري به آينده است 
تاریخ انتشار:   ۱۸:۱۰    ۱۳۹۰/۵/۲۴ کد خبر: 25739 منبع: پرینت

اشاره: بعد از چندين سال دوري و هجرت توفيق نصيب گرديد كه در بحبوبه گرما و خاكباد افغانستان از طريق جاده‌اي كه كابل را به ولايت فراموش شده و نو تأسيس دايكندي وصل مي‌كند، سفري داشته باشم. بعد از 25 ساعت راه‌پيمايي با يك عراده موتر مسافر كشي از نوع فلانكوچ (كه تنها در مسير هزاره‌جات مورد استفاده قرار مي‌گيرد)، مسير 450 كيلومتري تا مركز ولسوالي اشترلي را بپيمايم. از كابل تا مركز ولايت دايكندي «نيلي» بيش از 500 كيلومتر راه نيست كه بايد 28 ساعت در فلانكوچ خُسبيد تا به كابل يا از كابل به نيلي رسيد. همچنين مسير كابل تا مركز ولسوالي اشترلي (يكي از ولسوالي‌هاي ولايت دايكندي) كمتر از 450 كيلومتر است اما زمان در حدود 25 ساعت را در برمي‌گيرد. بالاخره روز جمعه مورخ 24/4/90 به مركز ولسوالي اشترلي رسيدم و بعد از اتراق 10 روزه در منطقه خوشك (زادگاه پدري) به سمت مركز ولايت دايكندي «نيلي» راه افتادم. و چند روزي را در اين وادي سپري نمودم.

ظرفيت‌ها و چالش‌هاي ولايت دايكندي:
قبل از آنكه به مشكلات و چالش‌هاي اين ولايت بپردازم برخي از نقاط مثبت و كارهاي انجام شده در ظرف مدت هشت سال كه از عمر اين ولايت مي‌گذرد، بهتر است اشاره نمايم.

الف) ظرفيت و توانمندي‌ها
1- از زمان تأسيس اين ولايت تاكنون، ولايت فوق يكي از امن‌ترين ولايات كشور است كه در خلال اين مدت به جز چند مورد نا امني جزئي ( توسط صداقت پشتروق و حلقات مرتبط با طالبان و كابل و در اين اواخر توسط عصمت كورگه) كه به نحوي با مركز قدرت (كابل) در ارتباط است، ناامني ديگري گزارش نشده است. با اينكه نيلي (مركز ولايت) با مناطق طالب نشين (پشتون نشين) تمزان كمتر از 12 كيلومتر فاصله دارد، در عين حال تا كنون هيچگونه حادثه و نا امني از اين جهت به وجود نيامده است و شايد بتوان عدم توجه دولت مركزي نسبت به امور اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي اين ولايت را به خاطر وجود امنيت آن دانست.!
2- در اكثر مناطق و قريه‌هاي اين ولايت سرك و جاده‌هاي ارتباطي توسط مردم ساخته شده كه البته در برخي موارد كار اين سرك‌ها از طريق برنامة كار در برابر غذا توسط برخي از مؤسسات خيريه و دولتي انجام شده است.
3- قريب به اتفاق تمام مكاتب اين ولايت كه تعداد آن به 330 باب مكتب مي‌رسد، فعال است و فرزندان مردم مشغول فراگيري علم و دانش. و شايد بتوان گفت كه 50 درصد اين دانش‌آموزان را قشر اناث تشكيل مي‌دهند.
4- اكثر ساختمان‌ها و تعميرات ادارات دولتي در مركز ولايت ساخته شده اند و برخي نيز در دست احداث مي‌باشند. اما در مراكز ولسوالي‌ها ادارات مربوطه همچنان در منازل و خانه‌هاي كرايي مستقر هستند و در برخي از ولسوالي‌ها تنها ساختمان برخي از ادارات در حال ساخت و احداث مي‌باشند.
5- در مركز اين ولايت تنها مسير پياده‌روي براي عابرين پياده به عرض يك و نيم متر و طول 5 كيلومتر كه از بازار نيلي شروع شده و تا ساختمان ولايت و قومانداني و محكمه ولايت امتداد دارد، توسط مؤسسه اي در حال احداث مي‌باشد. تنها ميدان هوايي اين ولايت در جنوب شرق ساختمان ولايت و قومانداني به طول 900 متر (كمتر از يك كيلومتر) احداث شده كه ظاهرا حتي هواپيماهايي كوچك (دو موتوره) نيز قادر به فرود و فراز نيست.!
6- تأسيس و راه اندازي مؤسسه تحصيلات عالي ناصر خسرو در آغاز سال 1390 يكي از نمادهاي برجسته فعاليت بخش خصوصي در قسمت آموزش عالي در اين ولايت مي‌باشد. هرچند اين مؤسسه در آغاز راه است و با مشكلات و چالش‌هاي فراواني از لحاظ امكانات، كادر علمي و ساختمان روبرو، اما براي مردم اين خطه كه در طول تاريخ از داشتن دانشگاه و مؤسسات تحصيلات عالي محروم بوده مايه اميدواري زايدالوصفي است. در حال حاضر اين دانشگاه خصوصي با جذب بيش از 270 محصل (كه اكثرا كارمند ادارات دولتي است) در شعبه مركزي (نيلي) و پذيرش محصل جديد براي سمستر (ترم) دوم در شعبه زردني شهرستان، در رشته‌هاي اقتصاد، علوم سياسي، حقوق، فقه و حقوق، علوم اجتماعي، ساينس و ادبيات دري، مشغول به فعاليت است.
7- اين ولايت از زمان تأسيس (1383) تا كنون چهار فرمانروا (سرور دانش، جان محمد اكبري، سلطانعلي ارزگاني و قربانعلي ارزگاني) را تجربه كرده است كه هركدام از كرسي نشينان فوق براي مردم اين ولايت خاطرات تلخ و شيرين مخصوص خود را دارند. در حال حاضر والي اين ولايت يا به قول ولايتمداران، مقام ولايت را آقاي «قربانعلي ارزگاني» كه فردي ظاهرالصلاح، دلسوز و شايسته به نظر مي‌رسد و با هم ولايتي سابق خويش (سلطانعلي) سنخيت چنداني ندارد، به عهده دارد. هرچند باتمام ويژگي‌هايي فوق، تاكنون كار و فعاليت اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي كه قابل توجه و عام المنفعه باشد، انجام نداده است كه راز احتمالي اين عدم موفقيت در بخش چالش‌ها مطرح خواهد گرديد.
8- در مركز ولايت دو شفاخانه فعاليت دارند كه به خاطر عدم وجود داكتران متخصص و مورد نياز پاسخگوي مراجعه كنندگان و مريضان نمي‌باشد. در اكثر ولسوالي‌ها و مناطق پرجمعيت كلينك احداث شده است اما به خاطر نبود داكتر و پرستاران مجرب و عدم ادويه كافي و عدم توجه وزارت صحت عامه به حالت تعطيل و نيمه تعطيل درآمده است.
9- فعاليت شركت‌هاي مخابراتي در اين ولايت مثل ساير ولايات چشم‌گير به نظر مي‌رسد و راز اين امر به زود بازده بودن اين شركت‌ها و كسب سود سرشار با سرمايه‌گذاري اندك بر مي‌گردد تا ارائه خدمات به مردم محروم اين خطه و افزايش سطح رفاه اجتماعي آنان.!

ب) مشكلات و چالش‌ها
البته احصا و شمارش مشكلات و چالشهاي موجود در اين ولايت خارج از حوصله اين نوشتار است و به قول شاعر اگر بخشي از آنها مورد اشاره قرار گيرد، «مثنوي هفتاد من كاغذ شود». به هرحال از باب «مالايدرك كله ما لا يترك كله» بخش اندكي از مشكلات موجود مورد اشاره قرار خواهد گرفت تا تلنگر باشد بر وجدان‌هاي خفته كه در برابر تبعيض و ستم ملي كه به نحو برجسته و آشكار بر خلاف مفاد قانون اساسي موجود، در قبال اين خطه و بل كل هزاره‌جات اعمال مي گردد، سكوت و سكون كرده‌اند.!
1- با ورود به محدوده جغرافيايي اين ولايت اولين چيزي كه جلب توجه مي‌كند، عدم وجود راه‌هاي مواصلاتي بهينه و استاندارد مي‌باشد. در يك كلام مي‌توان گفت كه در تمام نقاط اين ولايت يك متر سرك اسفالت و پخته وجود ندارد بلكه در تمام ساحات اين ولايت يك گز سرك كه حد اقل زير سازي آن انجام شده باشد، به چشم نمي‌خورد! سرك‌ها كاملا مخروبه و ناهموار كه بيشتر به درد مسابقات رالي و موتر دواني ملنگان مي‌خورد تا تسهيل باشد جهت نقل و انتقال و رفاه مردم محروم اين ساحه.!
چند سال قبل از طريق رسانه‌ها اطلاع يافتيم كه اولين شهردار زن در تاريخ افغانستان مرد سالار و زن ستيز، از آنِ ولايت دايكندي است كه باعث مسرت خاطر بسياري گرديد اما گويا كه شهردار بدون شهر و پلان نيز از آنِ اين ولايت است.! براي اولين بار خانم عذرا جعفري شهردار نامدار بدون شهر را در تاريخ 5/5/90 در مقام ولايت و در حضور فرمانروايي اين ولايت ديدم كه مشغول چك و چانه زدن براي كارهاي ماورايي و تخيلي اداره خود بود (چون در سطح زمين و واقع در اين ولايت شهري وجود ندارد تا پلاني روي آن تطبيق گردد) البته پلان ما بود كه از نزديك به درد دل‌ها و احيانا بلندپروازي‌هاي كاري ايشان گوش جان بسپاريم اما از قضاي بد روزگار اين كار براي ما ميسر نگرديد و نتوانستم از نزديك خدمت ايشان برسيم.
از ماستر پلان شهري و تطبيق آن هم بعد از سال‌ها مانور و تبليغات تا كنون خبري نيست و مردم سخت در بلا تكليفي به سر مي‌برد و بازار قديم نيلي كه در دوران جهاد بنا نهاده شده است، بيشتر به بازارهاي افسانه‌اي و دور قاجار كه تنها مي‌توان در فيلم‌هاي اكشن و تاريخي ديد، مي‌ماند تا يك بازار امروزي و فعال.!
2- همانگونه كه اشاره شد، فرمانرواي كنوني اين خطه يعني آقاي «ارزگاني» انسان فعال و با نشاط و ظاهرا شايق خدمت به نظر مي‌رسد، اما تاكنون خدمت و فعاليت چشمگير و قابل اعتنايي انجام نداده است. به عنوان مثال ماستر پلان شهري مركز اين ولايت تاكنون تطبيق نشده است، براي احداث راه‌هاي مواصلاتي كه جناب آقاي كرزي قبلا به عنوان كريدور شمال جنوب و شرق به غرب وعده داده بود هيچگونه پلان وجود ندارد، حتي سرك كه بتوان حد اقل در زمستان‌ها مركز ولايت را به ولسوالي‌ها و همچنين به كابل وصل نمايد، روي پلان و تطبيق به نظر نمي‌رسد، صنوف مكاتب همچنان در فضاي باز و يا زير خيمه‌ها داير مي‌گردد، مركز ولايت از داشتن نعمت برق محروم است و هركس از سولر يا به قول خود شان «افتيو چارچ»، استفاده مي‌كند، در زمان كه از مقام ولايت بازديد كردم، همان افتيو چارچ ولايت نيز از كار افتاده بود و كارمندان كه به نحوي با كامپيوتر و دنياي الكترونيكي سر و كار داشتند، روي چوكي‌هاي خود لميده و منتظر فرج از عالم غيب بودند كه «افتيو چارچ» شان را فعال سازند.!

رمز گشايي از محروميت و تبعيض آشكار حكومت مدعي دموكراسي آقاي كرزي نسبت به ولايات غير هم تبار و هم زبان، از گپ و گفتار برخي دوستان دخيل در امور اين ولايت و مطلع از كش و قوس تيم كاري آقاي كرزي اينگونه استنباط گرديد كه «آب از سرچشمه گل آلود است و دولت آقاي كرزي و پلان‌گذاران اقتصادي و انكشافي تيم قصر گلخانه تعمدا طبق همان پاليسي گذشته و عطف به ماسبق، حاضر نيست همان سهم رتبه 34ام را براي ولايت دايكندي اختصاص دهند، نمايندگان اين ولايت در شوراي ملي (ولسي جرگه و سينا) نيز هركدام بدنبال منافع شخصي و زد و بندي گروهي خويش مي‌باشند و آنچه در قاموس آنها وجود ندارد فكر و انديشه خدمت به خلق محروم اين ديار مي‌باشند و الا تاكنون بايد برخي از فعاليت‌هاي مهم و چشم‌گير آنان به رسانه‌ها درز مي‌نمود.» در يك جمله مي‌توان گفت كه «رتبه ولايت دايكندي از لحاظ انكشاف و رفاه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در رتبه 340 ام مي باشد نه در مرتبه 34 ام.!
3- هرچند معارف و مكاتب در اين ولايت به يمن وجود امنيت و توجه توده مردم به آن سمت باز است و با وجود تمام مشكلات و نارسايي‌ها به حيات خويش ادامه مي‌دهند اما از چند جهت رنج مي‌برند كه عبارتند از:
الف- نبود معلمان مسلكي و مجرب؛ در تمام ساحات ولايت شايد بيش از 20 درصد معلم مسلكي وجود نداشته باشند و بقيه معلمان به صورت قراردادي همان افرادي است كه در آغاز حكومت آقاي كرزي مشغول آموزش محصلان بودند و تا كنون نيز اين سمت را حفظ كرده اند. براي نمونه و شاهد بر مشكلات بسيار فزاينده اين بخش به چند نمونه اشاره مي گردد. مثلا در ساحه ولسوالي اشترلي مناطق نوجك، نوبندك، قل فلاد و لوران معلمان صنف 11، فارغ التحصيلان صنف 12 بودند كه توسط خود مردم استخدام شده‌اند و بر خلاف نورم‌هاي جهاني يك فارغ التحصيل صنف 12 تمام مضامين درسي (ساينس، ادبيات دري، زبان پشتو و انگليسي، كميا، رياضيات و هندسه، تاريخ و جغرافيا و...) صنف 11 را تدريس مي‌كردند. بنابراين «تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل»!.
ب- يكسال ديگر شايد هزاران نفر در اين ولايت از صنف 12 فارغ شوند كه طبعا مشتاق ورود به تحصيلات عالي است اما نه وزارت معارف و نه وزارت تحصيلات عالي براي آنان هيچگونه برنامه و پلان در نظر نگرفته اند. از طرف ديگر مكاتب و مراكز كه حرفه و فن را براي متقاضيان بياموزند اصلا در اين ولايت وجود ندارند.
ج- از جمله بزرگترين و ظالمانه‌ترين معضل معارف دايكندي اين است كه دواطلبان شركت در كنكور سراسري در فصل زمستان بايد در ولايت باميان حاضر شده و امتحان كنكور دهند كه با توجه به فصل سرما و يخبندان باميان و مسدود بودن راههاي مواصلاتي ولايت دايكندي با ولايت باميان، اين امر به معناي محروميت فرزندان اين مرز و بوم بخصوص قشر اناث از شركت در ماراتون علمي در سطح كشور تلقي مي‌گردد و تا كنون از طرف مقامات ذيربط در وزارتهاي معارف و تحصيلات عالي برنامه‌اي جهت حل اين مشكل در نظر گرفته نشده يا حد اقل ما از آن اطلاع نيافتيم.
د- تاكنون بسياري از مكاتب ولايت 34 ام تعمير و ساختمان ندارد و مي توان اذعان كرد بيش از 75 درصد مكاتب يا در خانه‌هاي كرايي يا در زير خيمه‌ها برگزار مي‌گردد. معاش معلمان و امكاناتي كه در اختيار آنها قرار مي‌گيرد بسيار ناچيز است كه حتي كفاف اداره زندگي روز مره خانواده آنان نمي‌دهد و لذا بسيار از معلمان علاوه بر ايفاي نقش معلمي، مشغول كارهاي ديگر از قبيل دهقاني، دكانداري و فعاليت در ساير مؤسسات نيز مي‌باشند.
4- باوجود آبها و رودخانه‌هاي كه در اين ولايت جريان دارند، (ولايت دايكندي سرشاخه‌هاي مهم روخانه‌ هلمند را تشكيل مي‌دهد) تا كنون نه وزارت احيا و انكشاف دهات براي مهار و استفاده از آبها جهت توسعه و آبياري كشاورزي فعاليتي را انجام داده است و نه وزارت انرژي و آب جهت توليد برق آبي از آن پلاني طرح كرده است.
در يك جمله مي‌توان گفت ولايت 34 ام دايكندي از حافظه جناب آقاي كرزي و اطرافيان وي به كلي فراموش شده است و شايد به قول آقاي ابوسعيد در نسخه خطي كه چند سال قبل تيتر زده بود كه «آقاي كرزي سكته كرد و حافظه سمت چپ خود» را كه ولايت‌هاي از رتبه 25 بالا در آن قرار داشت، از دست داده و دچار آلزايمير شده و فراموشي مطلق نسبت به دايكندي رخ داده است، اينك در ولايت دايكندي به عيان و نهان و با گوشت و پوست اين فراموشي تاريخي توسط مردم ساكن و رهگذران قابل لمس و درك است. از وعده و وعيد چند سال قبل آقاي كرزي نسبت به انكشاف و توسعه اين ولايت شايد كمتر از 10 درصد آن عملي و تطبيق گرديده باشد.!

خلاصه كلام در فرجام اين گزارش
آنچه امروز در دايكندي مشهود است وجود امنيت، علاقه مردم به صلح، اشتياق به دانش و علم، صبوري و تحمل ناملايمات، اميدواري به آينده سبز فرزندان و چشم به راه مساعدت و همياري تاريخي دولتمردان و انسان‌هاي با وجدان از هر قوم و تبار و كتله‌اي كه بر خلاف سنت سيئه تاريخي اين مرز و بوم، شايد مصدر خدمتي براي آنان واقع شوند؛
و از سوي ديگر آنچه بر بدن‌هاي ضعيف و ضمير مضمر ساكنان اين مرزوبوم فشار مي‌آورند عبارتند از؛ بيكاري، عدم اشتغال به كارهاي درآمدزا، فقر و تنگدستي، گراني مواد غذايي و مورد نياز، ادارات ناسالم و رشوه‌خوار، عدم رسيدگي به دعاوي حقوقي و شرعي آنان به صورت عادلانه، پارتي بازي و گروه‌بندي در سطح ادارات، عدم هماهنگي بين ادارات و سوق دادن مردم به سمت نفاق و دو رويي.!
اميد است اين نوشته تلنگر باشد بر وجدان‌هاي خفته كه امروز به نحوي دست تقدير آنان را زعيم اين مردم قرار داده و به حيث آمر، مدير و مسئول و معين و مشاور و دهها عنوان ديگر بر مقدرات اين مرزوبوم مسلط شده اند؛ تا شايد به خود آيد كه آنچه از انسان‌ها در خاطره ها باقي مي‌ماند ياد و خاطره نيك و خدمات صادقانه و خدايي است و هر آنچه براي غير خدا باشد نابود شدني و فاني است و تنها لكه‌هاي سياه آن در اوراق سفيد تاريخ باقي خواهد ماند. خواه اين مسؤل يك كارمند عادي باشد يا يك فرمانروا و حاكم يا رئيس يك مملكت و شخص به ظاهر درجه اول.!

تابستان 1390 دايكندي
توسلي غرجستاني


این خبر را به اشتراک بگذارید
نظرات بینندگان:

>>>   یگ آینده ی روشن ره برای دیکندی می بینم...
ن خوشکی دایکندی وال -سنفرنسسکو

>>>   آفرین بر همت شما که مشکلات را حداقل به همه بیان میکنید، غم نخورید آینده از مردم زحمتکش و باسواد است نه از یاغی ها...

>>>   آقای صادقی زاده که هر کجا پز خدمت به مردم را می دهد و از هر فرد افغان میراث پدرش را می خواهد، این خدمات را در کجای کره زمین به انجام رسانده؟
محمد

>>>   هزاره ها مردمان هستند که بیشترین ظلم و ستم را در افغانستان توسط حاکمان ظالم کشیده است. و تا اکنون هم که نظام دموکراسی در افغانستان حاکم است، بدون شک حق و حقوق که مردم هزاره دارند، به آنها داده نمیشود. و آنها از محروم ترین اقوام در افغانستان پنداشته میشود.
اینکه هزاره ها چرا این قدر ستم در طول تاریخ کشیده اند، شاید مربوط به دو چیز است که دگران بخاطر این دو چیز ستم را بر مردم هزاره روا داشته اند.
1- شکل و قواره ظاهری هزاره ها(نژاد)
2- عقیده و رفتار دینی آنها (مذهب)
ولی باید گفت که انسانیت و انسان بودن از همه ای این دو تا بالاتر است. تعصب از هر نوع آن جهالت است.
شاید بخاطر همین دو چیز (نژاد و مذهب)بوده که در طول تاریخ چند صد ساله 62 فیصد نفوس هزاره ها توسط ظالمان نابود شد.
اما من به باور کامل میگویم ، آینده ای هزاره ها اینطوری که بیان شد، نخواهد بود. بلاخره یک روز این تعصبها و جهالتها از ببن اقوام زدوده میشود.
حافظ میگوید:
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دایما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
"محصیلی از جاغوری"

>>>   اگر چی اقتصاد افغانستان بیسار ضیف و کم افغانی است اما دولت باید سرک های ولایات عزیز ما قیر ریزی کند بهتر خواهد شد تا مردم عزیزما بزودی از یک شهر به شهر دیگر به اسانی رفت و امد کنند.
مردم عزیز و زحمت کش هزاره ما ارام اسوده و موافق باشید.
احمد احمدزی

>>>   من تشکر میکنم ازاقای غرجستانی وشبکه اطلاع رسانی افغانستان-امادرباره دولت مردان00؟؟؟؟

>>>   به راستی هم دایکندی یکی از جمله ولایات است که هیچ مشکلی امنیتی در بسا مناطق ان که هزاره ها زندگی میکند ندارد و از لحاظ پیشرفت و ترقی در راستا های مختلف از بدوی تاسیس تا کنون چیزی قابل ملاحظه رخ نداده است بگمان اغلب شاید دولت پس از آنکه با اشتراک استاد محمد کریم خلیلی معاون رئیس جمهور افتتاح گردید دیگر بکلی فراموش شده باشد که آیا در جغرافیای سیاسی کشور ولایتی بنام دایکندی هم داریم یا خیر و اما بعد از گذشت هفت سال از تاریخ تاسیس این ولایت برای اولین بار در اوائیل همین سال میلادی به کوشش و تلاشی یکی از خادمان این مرزو بوم یک دانشگاه خصوصی راه اندازی شده است که مورد حمایت و خوشی مردم این ساحه گردید اگر چند که مردم این منطقه فوق العاده ضعیف از نظری اقتصادی میباشد ولی شوق و علاقه مافوق الباور را به درس و تحصیل دارند و امید میروند که این دانشگاه بتواند تا حدی امکان باعث پیشرفت و ترقی این مردم شوند ما بنوبه خود از بزرگان و نخبگان این جامعه خواهان همینطور همکاری ها میباشیم .
با احترام
انجنیر مهدی نشیط از شهری جلال آباد

>>>   مردم دایکندی بسیار سخت کوش وتلاش گر است برای پیشرفت ولایت سان اما دولت متاسفانه هیچ همکاری نمیکند و تماما فراموش کرده است .
آصف صابری از تهران

>>>   نه تنهاولایت دایکندی بلکه تمام مناطق هزاره جات ازکمک های سرازیرشده جهانی هیچ برخوردار نیست.
سیدعصمت الله نقوی

>>>   دوست عزیز در اکثریت ولایات فارسی زبان همین علاقه به صلح، دانش و زندگی مسالمت آمیز هست ولی چه کنیم که سرنوشت ما را به دم خر بسته اند!
نویسنده ای از قرن 4 ....

>>>   تشكر از مقاله جالب شما
البته اين مقاله نه تنها براي دايكندي بلكه براي بسيار مناطق ديگر صدق ميكند
به اميد روزي در اين وطن روشن و شكوفا شود نسلهاي نوين ودلير وشجاع كه عبادت و زيارت خاك وطن را شيوه خود و خدمت راستين را هدف و سرمشق خود قراردهد
از شمال به جنوب و ازشرق تا غرب
هستند دلهاي زنده و باتپش
تشكر كابل

>>>   اصلاً دایکندی باید ولایت نمیشد و نه به ولایت میماند او یک جزیره است نه ولایت

>>>   از تیم قومگرای کرزی که همان دوران عبدالرحمن خون خوار و جهنمی را تداعی می کند، انتظار جزاین نداشته باشید. مردم دایکندی دیگر یادتان باشد که رای به اوغو ندهید. چون هرچی اوغو هست از تبار عبدالرحمن خون خوار است وکاری برای شما نمی کند. بلکه زمین های پدران تان را غصب کرده و شماره هم از آنجا گم می کند.
خدا بگویید که افغانستان تجزیه شود تا ما از شر اوغو ی خلاص شویم.

>>>   با تاسف که آنچه جناب توسلی غرجستانی در این سطور رقم زنده اند کاملا درست است، من خودم بواسطه مصروفیت کاری و مسئولیتی که دارم تا بحال چندین مرتبه به این ولایت سفر کرده ام که بجز یک مورد بقیه توسط طیاره یا به عبارت دیگر هلیکوپتر بوده است، اما چشم دل و جانتان روز بد نبیند هر چه بدی که تا بحال ندیده بودیم ،در آن سفر زمینی به دایکندی دیدیم. وجود راههای مواصلاتی بسیار ابتدایی، از همه مشکلات بدتر بود که طبعا بسیاری از مشکلات بعدی از آن اثر می پذیرد.
ولایتی آرام از لحاظ امنیتی اما مظلوم و محروم، و با کمترین توجه دولت مرکزی که اگر بگویم عدم توجه دولت مرکزی شاید رساتر باشد.
با وجودی که این ولایت استعدادهای بسیار خوبی جهت رشد و ارتقا در زمینه های مختلف دارد اما نمی دانم به چه جرمی باید بسوزد و بسازد، من تنها یک مورد را برایتان می گویم، در این ولایت هیچ داکتر زن وجود ندارد( هرچند اخیرا یک نفر رفته) و این درحالی است که مشکلات صحی خانمها نیز در این ولایت بی داد می کند و آن هم با عدم وجود حتی یک داکتر زن، و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
میثم

>>>   اگر دوستان موافق باشند ولایت دایکندی را به ولسوالی دایکندی تبدیل گردد تا دولت بتواند بشکل مناسب در آن کار کند و آن ولسوالی جدید التشکیل پیشرفت نماید در غیر آن دایکندی به ولایت برابر نیست و نباید کریم خلیلی این چنین اشتباه را میکرد

>>>   اگر افغانستان تجزیه شود من به شماه اطمنان میدهم که مردم هزاره مهارت خود را طی 15 سال آینده به جهانیان نشان حواهید داد

>>>   اگر خود تان به تنهایی میتوانید بدون هیچ کسی قصر جور کنید شما از جهان دیگر امده ایت هستید وطن را صرف یکجا باید ساخت.

>>>   دایکندی زیباتر بود اگر خودخواهی های برادران دیگر ما نمی بود...

>>>   اینها با آرمانهای ما مشکل دارند. وگرنه با گذشت صدها سال، از محاصره ی ما دست بر می داشتند...
پیام من به اینها این است که اگر واقعه ی کربلا را هم بخواهید تکرار کنید ما یگ لحظه از آرمانهای مان دست برنخواهیم داشت و حماسه ی حسینی ما را خواهید دید...
اندیشه پیکار ـ خوشک دایکندی از استریا

>>>   براد یک جیز باید خدمت عرض نمایم که حق گرفتی است نه دادنی مثال من وتو مثال اون بچه شیر خوار میماند که گریه نکرده مادر برایش شیرنمی دهد انهم درافغانستان که هرکس میماند زندگی اش وکارش اگر افراد مثل شما نجنبد وکار انجان ندهد مشکل خودش حل نخواهد شد امیدو ارم که این آخرین گزارش ازوضعیت وشرائط مردم درد مند دایکند نباشد
درد مند مهاجر ایران

>>>   سلام، به خدمت اقای توسلی و تمام خوانندگان این رسانه صدیق.
من خودم از ولسوالی کتی این ولایت هستم ،اگر گزار شما خدایی نکرده در این ولسوالی شد بگردین اگر یک مدرسه جدید (نوساز) پیدا کردین که به صورت کامل کار شده باشد جایزه می دهم ، مدرسه ها شروع بکار شده ولی ناتمام می ماند .
سال گذشته در مکز این ولسوالی مدرسه با کمک مردم ساخته شد ولی بدون هیچ امکانات رفاهی.
دیگر مشکلات این ولسوالی در زمستان راه ها است که وقتی هوا سرد می شود نمی تواند به کابل برود هلمند هم طالب هست ، مردم ناچار از راه هلمند می رود خیلی باترس وحشت تعداد زیاد از این مردم در این مسیر سر بوذده یا تمام اموالش به غارت می رود.
با تشکر خداداد از ایران

>>>   برادر عزیز من خداداد از ایران من هلمندی هستم و در ولایت زیبا هلمند زنده گی میکنم لطف کرده از هر راهی که میگذرید کسی همرای کسی کار ندارد گپ های بی معنی نزنید در هر جا ادم های خوب وخراب است همه مردم را به یک چشم دیدند خطاست.
عبدالروف

>>>   سلام.به نظرمن مشکل ازخودمان است.چندین نماینده درپارلمان داریم هیچ کدام باهم تفاهم ندارند دیانت ندارند...پس ازبیگانه چه انتظار؟درمرکزولایت دادگاه قاضی ومحکمه داریم اماکجاست دادرسی وحق وعدالت...
حبیب ازمرکزولایت

>>>   در حالی که کمتر از دو درصد بودجه ی ملی برای بامیان و دایکندی در نظر گرفته شده است، چگونه می توانیم شاهد پیشرفت در مناطق مرکزی باشیم؟
خوشک

>>>   من به مناطق بامیان و دایکندی سفرها داشتم مردم هزاره مانند سایر مردم خیلی با معرفت و وطندوست یافتم آن تعصب که هزاره های سیاسیون در کابل و مزار دارند دربین مردم عام دیده نمی شود صفا و صمیمیت خیلی من را مجذوب ساخت ودیگر اینکه تمام مردم افغانستان حق یک سان دارند تا از منابع که به منظور انکشاف در اختیار شان قرارداده میشود مستفید شوند چشم بخیل کور اگر از عدالت بگوید که کدام قوم این غلط است این مربوط به افراد میشود نه قوم شما به یاد دارید سال های 70 را در راه بامیان و شهر بامیان هیچ کدام پشتون و یا تاجک و یا ازبک نبود که هر روز در فامیل های مردم بامیان غم برپا میکرد و عزیزان شان را ازبین میبرد در مسیر را ه که چه ظلم بالای هموطنان بامیانی که نوشتن و یاداوری ان شرم اور است و این همه را هزاره بالای بامیانی انجام داد نه قندهاری و پنجشیر و یا جوزجانی آقایان به خود بیاید ظالم ظالم است از هر قوم و منطقه که باشد در این قرن به طرف قانونمند شدن جامعه خود برویم نه قبیله سازی .لعنت و نفرین به تعصب و تعصب گرا . یاهو


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است