| تاریخ انتشار: ۱۱:۳۳ ۱۳۸۹/۱۱/۳ | کد خبر: 18564 | منبع: |
پرینت
|
|
(برداشت این نوشتار از اوضاع سیاسی کشور ما صرفا جهت احترام به نویسنده نشر شده است.)
مقدمه:
نیروهای بین المللی کمک و همکاری (آیساف) در افغانستان، در حال بازی قماری در داخل کشور با دولت جمهوری اسلامی افغانستان بالای یک میز قرار دارند، که طرف مقابل این بازی یعنی دولت افغانستان درست به نظر نمی رسد.
نیروهای بین المللی برای رفتن همه به دور یک میز قمار ملی در افغانستان آماده می شوند، با شرایطی که بتواند پاسخگو به اصلاحات اساسی و افزایش نیروهای آخیر در کشوربوده، و جوابگوئی دولت برای مردم را در بر داشته باشد. ولی همزمان، بازیگر دولت ملی افغانستان در حاشیه این بازی، در حال معامله با قدرتمندان سیاسی یعنی مجاهدین سابق (احتمالاً طالبان) بمنظور توزیع برگ های برنده روی میز ( کمک های مالی بین المللی و ولسوالی های کلیدی) می باشد، تا باشد منفعت شخصی خویش را فراهم نماید. بنأاً نیروهای بین المللی نیازمند تغیراتی در قمار خویش می باشند، تا بتوانند بازی را با حرکت دادن بعضی چالها ( تراشه های که در میز قمار از آنها به حیث پول استفاده می گردد) از سطح ملی دولت افغانستان به سطح محلی آن یعنی ( ولسوالی ها) انتقال دهند، تا باشد بازیگرها بیشتر مشروع بوده و چانس بهتر برنده شدن هم موجود باشد.
بازی قمار در کازینو(قمارخانه) دولت افغانستان
در کازینو( قمارخانه) دولت جمهوری اسلامی افغانستان دو میز قمار موجود می باشد، میز اول میز ملی، فعال و با دالرهای بالا و میز دومی میز محلی ، ارزان و دور از نظرها ، در دور میز ملی دولت شماری زیادی از بازیگران قرار دارند ، مانند: قوماندانی نیروهای بین المللی کمک و همکاری (قوماندانی آیساف)، برخی از اعضأی مجاهدین سابق، طالبان، بعضی از چهره های دیگرسیاسی و بلاخره گرداننده اصلی این بازی آقای کرزی ، کسی که بجز هدف باقی ماندن به حیث گرداننده اصلی هدف دیگری ندارد. آقای کرزی بمنظور رسیدن به هدف خویش سیستمی را ایجاد نموده که کمائی حاصل شده از میز را بین بازیگران دور میز تقسیم مینماید. و همه بازیگران هم بجز از قوماندانی نیروهای بین المللی با این موضوع موافقه نموده اند که ، تا زمانی برد ازآن آنهاست ، او را در نقش اصلی اش نگهدارند. ولی سوال اینجاست؛ که هر بازیکن تا چی زمانی آقای کرزی را به حیث گرداننده اصلی این بازی قبول دارد.
برد در خانه : استراتیژی سیاسی کرزی
آقای کرزی در حال مستحکم نمودن جایگاه سیاسی خویش پس از سیستم سیاسی امریکا در افغانستان است.
او خواهان باقی ماندن در اریکه قدرت منحیث ریس جمهور بعد از انتخابات سال 2014 در افغانستان بوده و در تلاش تحول سیاسی که بتواند او را برای بدست آوردن هدافش کمک نماید، می باشد. و این اهداف او از طریق یک سلسله اقداماتی که بشکل مصالمت آمیز بنظر می رسد به اجرأ گذاشته می شود. طوری که، هرگاه دیدگاه های آقای کرزی را بصورت جامع و دقیق مورد مطالعه قرار دهیم ، قصد او کاملاً واضع است. و این اقدامات او شامل؛ انتصاب افراد فاسد در پست های کلیدی دولت، دستکاری در نتایج انتخابات، ایجاد نهادهای اجرائی مانند شورای عالی صلح، برنامه صلح و استقرار مجدد افغانستان، و واگذاری پی در پی ولسوالی ها به آنعده از قدرتمندان سیاسی دوران مجاهدین که از حمایت او برخوردار می باشند. آقای کرزی برای استحکام نمودن موقف سیاسی خویش در خفأ ، پَر های بازی یعنی، (قراردادها و سرمایه گذاری های انگفت بین المللی) را در اختیار آنعده بازیکنانی قرار می دهد تا مطمئن گردد برنده بازی خود اوست. استراتیژی حکومت ریس جمهور کرزی متکی بر حمایت و پشتیبانی قدرتمندان سیاسی بوده وکدام مشروعیت مردمی ندارد.
قدرت کنونی در افغانستان، وابسته نکات ذیل می باشد:
1. توانائی قدرتمندان سیاسی بمنظور استخراج سرمایه از زمین ، (کشاورزی و منرالها)،
2. بروکراسی دولتی ( مالیات، هزینه ها ، پسته های بازرسی، و عوارض گمرکی)
3. جوامع بین المللی ( قراردادهای سودآور، فساد اداری، و اختلاس) .
در حالیکه در واقعیت امر در هر جامع قدرت از کنترول مردم نشأت می گیرد، به خصوص در شرایطی که دولت مشروع و منابع بین المللی هم موجود باشد، در اینصورت اگر نیروهای بین المللی و جامع جهانی در نیت خویش مصمم باقی بمانند و آقای کرزی را تنها از طریق انتخابات 2014 حمایت کنند، بدون شک که او برای منابع جایگزین یعنی برساختار حمایتش بر قدرت داخلی احتیاج دارد.
این حمایتها برای آقای کرزی بطور یقین از طریق محرومیت قدرت در سطح ( ولسوالی ها وموقفهای دولتی) بدست آمده می تواند، و آنهم توسط بازیگرانی که در دور میز قمار قراردارند. که در نتیجه دوباره سیستم فیودالی که در طول سالهای 1990 موجود بود بمیان خواهد آمد، اما متأسفانه اینها بازیگران دور میز قمار هستند نه سیاستمداران و یا دولتمردان، آنها استخراج کنندگان ثروت و قدرت هستند و هیچگونه علاقه یی به اصلاحات و خدمتگذاری برای دولت و مردم جمهوری اسلامی افغانستان ندارند بلکه همواره در پی توسعه سرمایه و نفوذ خویش از طریق مقام و موقف شان می باشند. از این رو گفته می توانیم که فساد و اختلاس فراگیر در دولت افغانستان نه ضعف دولت داری و نه نشانه از رقابت است بلکه در عوض، جزء یک استراتیژی وپلان حساب شده بمنظور تاسیس دوباره سیستم فدرالی دوران مجاهدین می باشد. و رئیس جمهور کرزی خواهان یک نظام سیاسی که بتواند به وابستگی وزارتخانه های دولت و شورای ملی به نفع خودش پایان دهد می باشد و این وابستگی به نفع سایر بازیگران تا وقتی ادامه خواهد داشت که خود رییس جمهور پر های بازی را در اختیار داشته باشد و با موجودیت چنین بازیکنانی به دور میز واقعاً هر دو قدرت وابسته و تابع به او باقی می مانند، به اینحال آنها می توانند که در ریفراندوم قانون اساسی محدودیت دوره اجرأئیوی را از سر راه رئیس جمهور برداشته و نقش اساسی را برایش ایفأ نمایند.
چگونه آقا کرزی بازی را دستکاری می کند:
ایجاد و به حاشیه راندن موسسات در دولت جمهوری اسلامی افغانستان.
رئیس جمهور برای بدست آوردن هداف سیاسیش تشکیلات اجرائیوی را در ساختار دولت ایجاد نموده است بطور مثال؛ قانون اساسی افغانستان خواستار برگزاری انتخابات منطقوی می باشد، ولی آقای کرزی تا حال این حکم را تعقیب ننموده و با این حال، مشاهده نمودیم که در پاسخ به فشارهای بین المللی، او اداره مستقل ارگانهای محلی را بمنظور ایجاد حکومت های محلی تشکیل نمود، و اداره مستقل ارگانهای محلی در سال 2007 بمنظور برقراری روابط مردم با دولت ملی جمهوری اسلامی افغانستان توسط تشکیلاتی از عناصر خود حکومت در سطح ولایات و لسوالی ها تاسیس گردید. وحالا که آقای کرزی در حمایتش توسط نیروهای بین المللی (آیساف) شک و تردید دارد، او خواهان به حاشیه راندن این اداره می باشد، زیرا این ارگان باعث مانع وی در استراتژی تقسیم قدرت می گردد. همچنان او نهاد های اجرائیوی دیگری را نیز تشکیل نموده است، مانند: شورای عالی صلح و برنامه صلح و استقرار مجدد افغانستان، تا باشد در آشتی و استقرار مجدد طالبان ترتیبی دهد. رئیس جمهور کرزی با دستکاری در سطح وزارتخانه ها و سایر ارگانها اجراییوی که از طریق کمکهای مالی بین المللی حمایت می گردند، می خواهد که جهت تلاش نیروهای بین المللی را به سود شخصی خویش تغییر دهد، تا اینکه به سود ملت، که این عمل تلاش قوماندانی نیروهای کمک و همکاری بین المللی (قوماندانی آیساف) مستقر در بازی را با بازیکنی که توانائی و اعمال نفوذ در بازی را دارا است به مشکل مواجه ساخته است. و یا به عباره دیگر، هر نوع اصلاحاتی را که نیروی های خارجی به اجرأ بگذارند، کرزی، ابتکار و توانائی تغیر شکل و تغیر جهت همه آنها را به نفع شخصی خویش چی از طریق مشروع و یا غیر مشروع دارا است.
پَر زیر آستین ( پر پنهانی): آشتی با طالبان
رئیس جمهور کرزی برای تقویت استراتیژی خویش جوکر (دلقک، مسخره) پر های بازی را نیز زیر نام آشتی با طالبان در لبه میز قمار قرار داده است. بنام گزینه آشتی با طالبان که این خود کرزی را وادار خواهد ساخت تا اعضأی رهبری طالبان را در موقف های از دولت جمهوری اسلامی افغانستان شامل ساخته و برای سایر اعضأ ضمینه رقابت برای کسب کرسی های شورای ملی را فراهم نماید. علاوتاً به بازی گذاشتن دلقک آشتی ( آشتی با طالبان) به منظور تسلیم نمودن مستقیم ده ها ولسوالی به طالبان و نصب اعضأی آن به حیث ولسوالها خواهد بود. این کار بیشتر توانائی کرزی را در توسعه اعتبارش تقویت نموده و وابستگی بیشتری را در دولت برایش ایجاد وساحه نفوذش بالای ملت را توسعه می بخشد. با بازی نمودن دلقک، اونتیجه بازی را صد درصد تغیر میدهد، مخصوصاً برای نیروهای بین المللی.
شرط گذاری بالای ولسوالی ها
ولسوالی های افغانستان مجرائی بین دولت ملی و مردم است. استراتیژی تقسیم قدرت کرزی، مطلق به قدرتمندان سیاسی ، افراد کلیدی در دولت افغانستان و افراد بانفوس در ولسوالی ها بوده . و با جابجا نمودن این بازیکن ها در موقف های اساسی، کرزی، پیگاه قدرت و استراتیژی سیاسی خویش را به سطح محلی نیز محکم کاری مینمایئد. اگر ولسوالی های افغانستان اینگونه اشکارا و واضع دوباره به افراد زورگو و بد نهاد افغانستان تسلیم گردد، تلاش های نیروهای بین المللی برای برنده شدن ناکام خواهد ماند، زیرا امنیت، اداره و ترقی کشور هیچگاهی خواست این افراد نمی باشد.
با تنها ماندن نیروهای بین المللی به دور میز قمار ملی دولت افغانستان، نیروهای بین المللی و متحدین بین المللی آنها مجبور خواهند شد تا وظایف خویش را از طریق دولت ملی افغانستان به پیش ببرند،و این بدین معناست که آنها منابع بین المللی را در اختیار افراد زورگو وبدنهاد و شاید هم گروه طالبان قرار دهند. قسمی که فعلاً چنین چیزی در جریان است، لیکن قوماندانی نیروهای بین المللی (آیساف) همیشه برای جهت بهبودی و توسعه ظرفیتهای در دولت جمهوری اسلامی افغانستان می کوشد، به امید اینکه نیروهای امنیتی افزایش یافته و فضا برای ایجاد اصلاحات بدست آید. هدف نیروهای بین المللی (آیساف) بر آورده شدن ضروریات مردم به سطح ولسوالی ها میباشد که توسط کار بازیگرهای فاسد محلی و یا دولت ملی افغانستان به کندی مواجه می گردد. کرزی با پَر زیر آستین خویش نیروهای بین المللی را وادار می سازد تا بشکل منحصر و خطرناک به بازی در دور میز دولت ملی افغانستان ادامه بدهد که در نتیجه قوماندانی نیروهای بین المللی تمامی دارو ندار خویش را از دست خواهند داد، اگر باز هم به بازی دور میزی که یک استراتیژی غلط را تعقیب می کند ادامه دهند.
چگونه باید به بازی با نیروهای بین المللی ادامه داد : آنهم به دور یک میز غلط
قوماندانی نیروهای بین المللی بصورت منظم خواهان بلند رفتن ظرفیت دولت و نیروهای ملی امنیتی افغانستان بمنظور ایجاد امنیت و ارائه خدمات درست برای مردم میباشند. به نظر نیروهای بین المللی کلید ثبات در پاکسازی شورشی ها و تاسیس نظام دولتی به سطح منطقوی آن ، افزایش نیروها ، تصمیم گیری های همه جانبه بمنظور جستجوی توانائی که بتواند از یک دولت ملی و مردمی در منطقه نمایندگی کند می باشد، چیزی که تا حال موجودیتش امکان پذیر نبوده است. آنها برای دریافت راه های اساسی برای حل معضله کنونی ضرورت دارند. و فقط تحت این شرایط است که قوماندانی نیروهای کمک و همکاری بین المللی(آیساف) میتواند به مردم برسند، ولی باز هم حتمال شکست موجود است، زیرا این آقای کرزی است، که انتخاب می نماید، که کی کدام ولسوالی را اداره نماید نه نیروهای بین المللی. اما بازهم نیروهای بین المللی، به جای اینکه دنبال میز و بازیگرهای جدید برود، همچنان به بازی ضعیف خود به نفع آقای کرزی ادامه می دهد.
بدین حال باید گفت که اصل اجرای عملیات ضد شورش در افغانستان توسط قوماندانی نیروهای بین المللی در رأس آن وزارت خارجه ایالات متحده امریکا نیازمند احیأ یک دولت ملی و مرکزی می باشد، که بتواند از حمایت پشتیبانی عموم مردم در سطح ملی و محلی آن برخوردار باشد. لیکن رئیس جمهور کرزی چنان عقاید و نظراتش را ابالای نیرو های بین المللی تحمیل نموده است، که مانع درک آنها از استراتیژی پلان شده خویش و تاثیرات آن برنیروهای بین المللی گردیده است. تاثیرات این عقاید ونظریات به حدی قوی اند که نیروهای بین المللی و وزارت خارجه ایالات متحده امریکا تاحال نتوانسته اند که حتی میز محلی را منحیث جایگزین مناسبی برای میز ملی برسمیت بشناسند. باوجود اینکه تاثیرات منفی این اجرأت بر خواسته های مردم اثر گذار بوده، هما رئیس جمهور کرزی آشکارا به بازی خویش در قدرت ادامه می دهد.
با تأسف می بینیم که نیروهای بین المللی همیشه این اجرأت رئیس جمهور را یک دولت داری ضعیف تفسیر نموده، نه یک استراتیژی پلان شده توسط آقای کرزی.
سوال اینجاست؛ که آیا نیروهای بین المللی مستقر در افغانستان گزینه دیگری در این بازی قمار دارند؟ جواب: بلی! اینکه نیروهای بین المللی نیازمند برچیدن چال ( تراشه های که در میز قمار به حیث پول نقد از آنها استفاده می شود) خویش از روی میز قمارملی است.
چگونه می توانند که چال های روی میز را برچید؟
با حرکت دادن چال (تراشه) از روی میز ملی به روی میز محلی.
میز محلی که در کازینو (قمار خانه) دولت افغانستان قرار دارد همواره نادیده گرفته شده است، وبجز از برخی عملیات نیروهای ویژه، و سازمان های مبتکر غیر دولتی به دور آن قرار دارند. اما از جانب دیگر میز خوبی برای نیرهای شورشی و طالبان بشمار می رود که هر روز هم به تعداد بازیگران آن افروده می شود.
و این وقتی است که نیروهای بین المللی میتوانند با برچیدن چال هایشان از روی میز ملی، و جهت حرک منابع را مستقیماً بطرف قریه جات و ولسوالی ها هدایت دهند.که با انجام چنین کاری، نیروهای بین المللی می توانند از نظر سیاسی به مبتکرین ایجاد نهاد های قانونی که بتوانند جواب گوی نیازمندی های فوری مردم باشند ، تبدیل گردیده. و با احیأ ایجاد منابع وبلند بردن ظرفیت اداری در قریه جات و ولسوالی ها، از توانائی افراد زورگو و قدرتمند کاسته ، مردم را ازانقیاد آنها بیرون آورده و به اخاذی آنها از طریق قراردادها و کمک های بین المللی پایان دهند. این ابتکارات اصول اساسی عملیات ضد شورشی در افغانستان را به واقعت تبدیل نموده و ستراتیژی معتدلی را برای مردم بیان میدارد که با عث جدائی آنها از شورشیان خواهد گردید.
یگانه دلیلی که توده از مردم به صفوف طالبان می پیوندد بخاطر فساد اداری در داخل دولت، پیشتیبانی از استخراج سرمایه ملی بوده ؛ نه کدام میل خاصی به طالبان. کارکرد ضعیف دولت آنهم برای توسعه و دسترسی به مسایل نامشروع ؛خود باعث درک ظلم وستم در بین بسیاری از اقوام و قریه جات گردیده است. ودر مقابل برای طالبان سودمند واقع شده است، زیرا آنها توانسته اند منبع منظم مقاومت در برابر دولت افغانستان باقی مانده و مانع از توانائی، اداره سالم، عدالت، پیشرفت و کمکهای اولیه دولت به شهروندانش گردند.
افزودن ظرفیت درسطح اداره قریه جات و ولسوالی ها سبب خواهد گردید تا طالبان مشروعیت خویش را در مقابل عدالت و اجرأت دولتی از دست داده و درضمینه دولتهای محلی درسطح قریجات و ولسوالی ها از مشروعیت و حساب دهی موثری نسبت به دولت ملی با درنظر داشت اصل مسسولیت پذیری فردی و اجتماعی و اوضاع سیاسی فرهنگی برخوردار خواهد شد.
نوشته شده توسط: جیم سیسکو و دوید سی. ایلیس
By James Sisco and David C. Ellis
ترجمه و برگردان توسط: میرویس
گرفته شده از مجله SMALLWARJURNAL
>>> حقایق را باید از زبان دیگران شنید، چون خودی ها همه بنوعی از فساد همچون نژاد گرایی ، مذهب گرایی، رشوه ستانی، و تعصب، و ... دچار شده اند و این فساد ها مانع از دیدن با چشم حق بینی می گردد.
>>> با خون افغانها با همه هست وبود افغان ها قمار می زنند این یک واقعیت هست .وقمار بازی بالای افغانستان از چندصد سال بدین سو ادامه دارد.
غیاثی کاپیسا
>>> درین جا صرف از ولسوالی ها یاد شده درحالیکه وضع ولایات ووالی صاحبان ازین بد تر است بعضی از والی صاحبان که یک ولایت را کنترول میکنند افراد بسیار کم سواد وضعیف هستند که حتی لیاقت واستعداد یک مامورت عادی را هم ندارند مگر از طرف کرزی صاحب بالای مردم مظلوم آنولایت حکمران مقرر شده نظر به لزوم دید جناب کرزی صاحب از همین خاطر افغانستان درفساد اداری اول نمره جهان شده که به حکومت کرزی صاحب این اول نمره گی را تبریک میگوییم بطور مثال والی صاحب ولایت پروان که درین مدت ده سال امن ترین ولایت افغانستان است یک شخص خیلی کم سواد است فکر میکنم صنف نهم مکتب را خوانده اما والی شده اگر سالنگی صاحب مجاهد است؟ به این خاطر والی شده؟ آیا در ولایت پروان فقط همین یک مجاهد است وبس؟ تمام مردم پروان مجاهد است وبه ده ها وصد هانفر آنها داکتر وماستر ولسانس هستند که فعلا بیکار میباشند این ولایت باوجود امنیت مردمان خیلی دانشمند دارد.. چرا هیچگونه آبادی وترقی درآن دیده نمیشود وامریکیایی ها نمیخواهند درین ولایت پروژه های بزرگ باز سازی راتمویل کنند درحالیکه بزرگترین پایگاه شان (بگرام) درهمین ولایت است این گناه امریکایی هانه بلکه ازوالی ولایت است که نمیتواند کمک های آنهارا جذب کند ویا بخاطر فسادی که در اداره ولایت جریان دارد آنها هم نمیخواهند پولشان حیف ومیل گردد ونکته دوم اینکه یک کار خیلی اشتباه کرزی صاحب اینست که والیان هر ولایت را از خود ولایت مقررکرده بخاطر اداره خوب وبهتر باید والی از ولایت دیگر باشد ووالی مانند یک داکتر ویا رییس جمهور قوم پرستی وتنظیم پرستی نکند تمام افراد یک ولایت را به یک چشم ببیند مگر حیف که چنین نیست اگروالی از یک تنظیم سیاسی است تمام کابینه وی از همان تنظیم است وفقط آنهارا حمایه وسپورت میکند وبس کرزی صاحب به لحاظ خدا بس است اگر مصلحت اندیشی هم بود بس است دیگر این زمینه برای افغانستان میسر نخواهد شد که 50 کشور جهان بیاید ودراعمار وباز سازی افغانستان سهم فعال بگیرد این وقت را ازدست ندهید وافراد دانا وشایسته رابجای افرادی مانند سالنگی صاحب مقرر کنید که افغانستان بلخصوص پروان که هم درزمان تجاوز روسها وهم تجاوز پاکستان (طالبان) بکلی ویران شده واز مدت 30 سال به اینسو نه انگور ونه کشمش آن بفروش میرسد وسخت دچار مشکل اقتصادی هستند
بااحترام محمد الیاس از پروان
>>> آنها مردم افغانستان را احمق فکر کرده است
>>> برد به هر شكل كه باشد از خودی جناب محترم كرزی صاحب است میباشد وخواهد بود زنده باد كرزی صاحب ورهبری دوراندیشمانه او .
>>> اينان جزگروهىخد انديش بيش نيستند
.طاهرى.
>>> کرزی یارماست ، این افتخارماست ، جرمن طرفدارماست ، کبیرفراهی خدمتگارماست سیاست ازلوله تفنگ برمی اید این شعارماست.
>>> مردم افغانستان اگر .....نمی بودند، کرزی نمی توانست 10 سال بر سرنوشت شان بازی کند!
>>> سلام به همه!
او برادر کبیر فراهی را من خوب میشناسم یک شخص چپلوس محافظه کار .....درجه یک است. خلاصه مطلب بدرد کرزی صاحب و مردم افغانستان نیمخورد.چرا ....... از وقعیت چشم پوشی میکند تجارب نشان داده که موجودیت این نوع اشخاص در دولت به نفع مردم افغانستان نیست.
ن. از کابل.
>>> اگر کرزی نمی بود انهای که بود این کشور را میدان کرکت جور میکرد
خ ا ی
مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است