بهتر است ساحه را تخلیه کنید!
وقتی بعد از 18 سال از خواب گران برخاستند متوجه شدند که هیچ چیز وجود ندارد، حالا همه چیز ناوقت شده است این مسیر را دوباره پیمودن هم زمان و هم اعتماد بکار دارد، اعتمادی که به گل روی دیگران برباد رفته است 
تاریخ انتشار:   ۱۶:۵۳    ۱۳۹۸/۱/۲۶ کد خبر: 158207 منبع: پرینت

وقتی رییس اجرایی داکتر عبدالله از روسیه میخواهد که گویا: "روسیه می تواند از نفوذ خود استفاده کند و طالبان را برای گفتگوهای مستقیم با کابل به میز مذاکر بکشاند" و از آنطرف هم نماینده رییس جمهور روسیه ضمیر کابلوف می گویید بخاطر تسهیل مذاکرات تعدادی از رهبران طالبان از لیست فهرست تروریستی سازمان ملل متحد حذف شده اند، زمانیکه مخالفت محکمه بین المللی جزایی "هاگ" با تحقیقات جنایت جنگی در مورد افغانستان روبرو میشود و از همه شرم آورتر اینکه وقتی میر میدان (امریکا) فعالیت این محمکه را که عساکر امریکایی متهم به جنایت جنگی در افغانستان شده اند به رسمیت نمیشناسد و حتی ویزه دخولی را برای تحقیقات به خاک امریکا منع کرده است، وقتی حاکمیت موجود کابل را رییس جمهور امریکا و و زیرخارجه اش یک دولت فاسد غير قابل اعتماد و مردم افغانستان را دروغگو عنوان نموده است...

جناح‌های سیاسی افغانستان را آغشته به فساد میداند و از آنطرف هم مصروف چنه زنی های پشت پرده هستند.... و بالاخره وقتی نماینده این حاکمیت (آقایی صیقل) در ملل متحد بخاطر رفتارهای زشت و سلیقوی و نابسامانی این رژیم به تنگ آمده و استعفا میدهد.

واقعا معلوم میشود که این کشور در یک سردرگمی بی انتها غرق شده است و مردم نمیدانند که این حاکمان لم زده در قدرت مصروف چه کاری اند؟ در اینصورت من مطمین هستم که این حاکمان حتی خود نمیدانند چه کاره اند.... به دلیل اینکه نه از دوست نه از دشمن نه از منافع ملی و نه هم برخورد باهمسیایه ها و یا بازیگران منطقوی تعریفی نداشته و ندارند، به دلیل اینکه آنچه باد آورده است از این بهتر نمیشود...

وقتی این همه معاملات پشت پرده از معاملات جنگ و صلح گرفته تا هر رویداد نظامی و سیاسی دیگری در عدم موجودیت این حاکمان گرفته میشود و در بعضی اوقات عاجز و بی خبر هستتند؛ اگر واقعآ بیخبر هستند این عذر بدتر از گناه وگرنه فرض کنیم که میداننند اما بیانگر بیچارگی شان را به نمایش میگذارد...

پرسش منطقی این است باز باکدام آبرو و فراست انسانی به فکر این هستند که باز وعده های سرخرمن را برای مدت دیگری برای این مردم بیچاره شده میدهند؟
عقل و فراست انسانی ایجاب میکند و من فکر میکنم که زمان آن فرا رسیده است که این افراد گویا مطرح این سنگ گران را باید ببوسند و بجایش بگذارند و دیگر هیچ شوق بالا کردن این وزن سنگین را برسر نپرورانند.

زیرا بودن و نبودن این افراد در این میدان بازی نه تاثیری و نه هم اهمیتی دارد، بخاطر اینکه دیگر ارزشی ندارند و اگر دیروز گویا چیزی بنام ارزش وجود داشت اما امروز دیگر بی بها شده است. بنآ بهتر است مردم را به حال خودشان بگذارند هرچه بادا باد...

در سیاست هم چنین است و گماشته شده ها باید این را بدانند که "دو تربوز را در یک دست گرفتن ممکن نیست" و آن بازی ها و امیدهای دیروزی به انجام کار نزدیک میشود، در جهان معاصر کسی به رضایی خدا کاری انجام نخواهد داد و این مفت خوران دربار نباید توقع اضافی هم داشته باشند، بنا وقتی صاحبان حاکمیت از کسی کمکی می طلبید، خواهش جانب مقابل را هم درنظر داشته باشید... و این جاده یکطرفه نخواهد بود و تقاضایی اضافی هم نباید داشت...

وزیر خارجه روسیه می گوید: "آمریکا نمی تواند به تنهایی مساله افغانستان را حل کند و باید راه هایی برای حل و فصل گروهی مسایل این کشور جستجو کند."
سوال اساسی اینجا است، آیا این حاکمیت توان و صلاحیت این را دارد که سیاست مستقل و توازن سیاست منطقوی و فرامنطقوی را حفظ کند؟ پاسخ یقینا معلوم است که نخیر، زیرا گماشته ها فاقد چنین صلاحیت های بزرگ اند.
پس اگر چنین است این سرگردانی ها برای چی؟ و چرا خواهشات بی مورد و غیر عملی که فاقد صلاحت اینها است به آن رو می آورند؟

باور دارم وضعیت اسفبار موجو بیانگر این است که حتی خود نمی دانند که رییس قافله و یا ملاح این کشتی شکسته را به کجا و به کدام طرف سوق میدهند.
بارها تاکید کرده بودیم که از سیاست منطقوی عدول نکنید و منافع کشورهای همسایه و منطقوی را باید درنظر گرفت و آنرا با منافع کشور خویش باید همآهنگ کرد، ولی متاسفانه این حاکمان باد آورده فکر کرده بودند که این کشور در همسایگی واشنگتن و یا نیویارک و یا هم لندن و بروکسل قرار دارد و گویا تا زنده ایم رایگان مفت خواهیم خورد و لمید و سعی کردند تمامی پل های عقبی را که در آن منافع کشورهای همسایه و کشورهای منطقوی قرار داشت انفجار دادند و یک شبه در خواب دولتداری خوب؛ امنیت و دموکراسی فرو رفتند و به اصطلاح قبله را برای ابد تعیین کردند.

وقتی بعد از 18 سال از خواب گران برخاستند متوجه شدند که هیچ چیز وجود ندارد، حالا همه چیز ناوقت شده است این مسیر را دوباره پیمودن هم زمان و هم اعتماد بکار دارد، اعتمادی که به گل روی دیگران برباد رفته است.

زمان حکم می کند که چسپیدن به قدرت با این روش خونین و شرم آور، روزی شما را به آه مردم گرفتار خواهد کرد و بقول معروف: "دیر گیرد و سخت گیرد". بهتر است ساحه را تخلیه کنید.

عطا صفوی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
جرگه
غنی
عبدالله
نظرات بینندگان:

>>>   Homayoun Paiez
چنانکه گفته ام، افغان ها یکی از اقوام محترم این کشور اند؛ و افغانستان نامی ست که اولین بار در یک مقاولهء رسمی میان هند برتانوی و قاجاریان در عصر شاه شجاع یاد گردید؛ پیش از آن، یعنی از استیلای اعراب تا زمان امیر محمد افضل خان، ( پدر عبدالرحمن خان) یعنی بیش از هزار سال، این سر زمین، قلب خراسان بود. چنانکه شاعری در بارهء امارت محمد افضل خان این چنین گفته است:
سپاه مغرب و مشرق به هم موصل شد
امیر ملک خراسان محمد افضل شد
بدینترتیب، امپراتوری احمد شاه بابا تا محمد افضل خان را نیز، شاهان و امیران خراسان می خواندند...
البته باید گفته شود، مسالهء امریکا با این جا بسیار فرق دارد؛ آنجا بیش از پنجصد سال تاریخ ندارد؛ گذشته از این، اصلن آنجا، تمام قاره نیز بنام امریکا یاد می شود؛ به عبارت دیگر، آنجا را اروپاییان مهاجم تصرف کردند؛ بی شرمانه بومیان آنجا را قتل عام کردند و اینطوری، ملت امریکا را به میان آوردند و این نام به هیچ قوم خاصی ارتباط ندارد
اما، پیشرفته ترین کشور اروپا( انگلیس) چرا در شناسنامه های شان، ( برتش) نوشته می شود و انگلیس نه؟!
بخاطر اینکه، آنجا اسکاتلندی ها آیرلندی ها، ولز ها و سایر اقوام وملیت ها زنده گی دارند و انگلوساکسون ها نه می توانند و نه اجازه دارند که اقوام دیگر را در هویت خود حل کنند.
ما، افغان ها را صاحب وشریک برابر این سر زمین می دانیم، و در همه رجل و داشته های تاریخی، فرهنگی و تمدنی با هم شریک هستیم... می دانید، مشکل چه زمانی پیدا می شود؟ وقتی که از یک سو خود را دارای گذشتهء پنجهزار ساله می گویبم؛ و از این سو، نام افغان، نمی تواند بار بیشتر از تاریخ و هویت سه یا چهار صد سالهء ما را به دوش بکشدکه متاسفانه، در این مدت هیچ چیزی وجود ندارد که به آن ببالیم... شما دقت کنید؛ این هویت، تمام رجل و تاریخ و تمدن هزاران سالهء ما را از ما می گیرد؛ و به رایگان به همسایگان طماع می بخشد؛ چنانکه همین اکنون هم، گذشتهء ما را از اثر بی تفاوتی حکام صد سال اخیر، دیگران مصادره کرده اند... فراموش نکنیم، با تاریخ های جعلی و فرمایشی و سر کاری، در برابر علم، جز شرمندگی، چیز دیگری حاصل نخواهیم کرد...

>>>   به نظر دهنده اول!
اگر تاریخ پنج هزار ساله داریم و نام این کشور آریانا بود،پس چرا دوباره آن را آریانا نام گزاری نکنیم که خراسان نام گزاری کنیم؟
زیرا در کشور ایران سه استان آن بنام های خراسان شمالی و خراسان رضوی و خراسان جنوبی یاد میشوند.
اگر این سرزمین را نیز خراسان بنامیم،شاید به مرور زمان نام او به خراسان افغانی ث یا خراسان شرقی تبدیل شود و در نتیجه افغانستان نیز جز خاک ایران شود.
شما با ساختن یک هویت مشترک فرهنگی و زبانی با کشور ایران،استقلالیت خویش را از دست میدهید.
این کشور نه از پاکستان است و نه از ایران و نه از پشتون ها و نه از تاجک ها و نه از ازبک ها و هزاره ها و نه از هندو ها.
بلکه این کشور از تمام ملیت های باشنده داخل این کشور است.
این کشور با ترکیب های مختلف قومی و لسانی و نژادی و کلتوری و دینی و مذهبی که دارد،خانه مشترک همه آنها است و کوشش نکنید که با آوردن فرهنگ هاو لهجه هایی که در کشور های همسایه معمول است ،استقلالیت و تمامیت ارزی آن را به خطر بیاندازید.
آن چه که خودتان دارید توسعه بدهید و انکشاف دهید و از همسایه ها پیروی نکنید.

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت خود را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است