ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻱ ﺣﺬﻑ
 
تاریخ انتشار:   ۱۸:۰۰    ۱۳۹۸/۱/۱۸ کد خبر: 158118 منبع: پرینت

"ﭼﻬﻞ ﺳﺎﻝ ﻣﺎ و ﻓﺮﺯﻧﺪاﻥ ﻣﺎﻥ اﺯ ﻣﻜﺘﺐﺭﻓﺘﻦ ﻣﺤﺮﻭﻡ ﺑﻮﺩﻳﻢ. ﻛﺴﻲ ﺑﻪ ﻣﺎ اﺟﺎﺯﻩ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺭ ﺻﻒ اﺭﺗﺶ ﺭا ﻧﻤﻲﺩاﺩ. ﻛﻮﭺ اﺟﺒﺎﺭﻱ ﻣﺎﻥ ﺩاﺩﻧﺪ. ﺗﺒﻌﻴﺪﻣﺎﻥ ﻛﺮﺩﻧﺪ..."

اﻳﻦ ﺑﺨﺸﻲ اﺯ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﭘﻴﺮﻣﺮﺩي اﺯ اﻫﺎﻟﻲ ﻛﻠﻜﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ اﻣﺮﻭﺯ ﺩﺭ ﺩﻳﺪاﺭ ﺑﺎ اﻋﻀﺎﻱ ﻛﻤﻴﺴﻴﻮﻥ ﺑﺮﮔﺰاﺭﻱ ﻣﺮاﺳﻢ ﺧﺎﻙﺳﭙﺎﺭﻱ اﻣﻴﺮ ﺣﺒﻴﺐاﻟﻠﻪ ﻛﻠﻜﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ.
ﺳﺨﻦﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﮔﻮﺷﻪاﻱ اﺯ ﻣﻆﺎﻟﻢ و ﺳﺘﻢﻫﺎﻱ ﺭﮊﻳﻢ ﺁﻝ ﻳﺤﻴﻲ ﺑﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﻛﻮﻫﺪاﻣﻦ و ﺷﻤﺎﻟﻲ ﺭا ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﻣﻲﺩاﺩ. ﻛﻮﻫﺪاﻣﻦ و ﺷﻤﺎﻟﻲ, ﺭﻭﺯﮔﺎﺭي ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎي ﺣﺬﻑ ﺑﻮﺩﻧﺪ.

ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﻛﻮﭺﻫﺎﻱ اﺟﺒﺎﺭﻱ و ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡ و ﺳﺮﻛﻮﺏ. ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﺗﺒﻌﻴﺾ و ﺗﻮﻫﻴﻦ و ﺗﺤﻘﻴﺮ ﺳﻴﺴﺘﻤﺎﺗﻴﻚ. ﻗﻠﻤﺮﻭ ﻣﺤﺮﻭﻣﻴﺖﻫﺎ و اﺟﺒﺎﺭﻫﺎ. ﺟﺮﻡ ﺷﻤﺎﻟﻲ, ﺗﻨﺎﻭﻝ اﺯ ﺩﺭﺧﺖ ﻣﻤﻨﻮﻋﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﻮﺩ. ﺩﺭﺧﺘﻲ ﻛﻪ ﻗﺮﻥﻫﺎ ﺩﺭ اﻧﺤﺼﺎﺭ ﻳﻚ ﺧﺎﻧﻮاﺩﻩ و ﻳﻚ ﻗﻮﻡ ﺑﻮﺩ. ﺟﺮﻣﺶ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩاﻣﻦ ﺧﻮﺩ ﻣﺮﺩﻱ ﺭا ﭘﺮﻭﺭاﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺣﺒﻴﺐاﻟﻠﻪ ﻛﻠﻜﺎﻧﻲاﺵ ﻣﻲﺧﻮاﻧﻨﺪ. ﻣﺮﺩﻱ ﻛﻪ ﻃﻠﺴﻢ اﻧﺤﺼﺎﺭﮔﺮاﻳﻲ ﺭا ﺷﻜﺴﺘﺎﻧﺪ و ﺗﻨﻮﻉ ﺭا ﻭاﺭﺩ ﺳﻴﺎﺳﺖ اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﻛﺮﺩ. ﺣﺒﻴﺐاﻟﻠﻪ ﻛﻠﻜﺎﻧﻲ اﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺮﺩ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺷﻤﺎﻟﻲ اﺳﺖ. ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ اﻭ اﺷﻚ ﻣﻲﺭﻳﺰﻧﺪ و ﺑﻪ ﻧﺎﻡ اﻭ اﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ.

ﻣﻦ اﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﺳﺮ ﺩﻳﺪﻡ ﻛﻪ ﭘﻴﺮﻣﺮﺩﻱ, ﻭﻗﺘﻲ ﻧﺎﻡ اﻣﻴﺮ ﺷﻬﻴﺪ ﺭا ﻣﻲﺷﻨﻴﺪ, ﺯاﺭ ﺯاﺭ ﻣﻲﮔﺮﻳﺴﺖ. ﺧﻮاﺳﺘﻢ ﻋﻜﺲ ﺑﺮﺩاﺭﻡ و ﺗﺼﻮﻳﺮ ﺑﮕﻴﺮﻡ اﻣﺎ ﻭﺟﺪاﻧﻢ اﺟﺎﺯﻩ ﻧﺪاﺩ. اﺟﺎﺯﻩ ﻧﺪاﺩ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺩﻭﺭﺑﻴﻦاﻡ ﺣﺎﻝ و ﻫﻮاﻱ ﺭﻭﺣﻲ ﺭﻭاﻧﻲ اﻭ ﺭا اﺧﻼﻝ ﻛﻨﻢ ﻳﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﭘﺮاﻛﻨﺪﮔﻲ ﺗﻤﺮﻛﺰ ﺫﻫﻨﻲ اﻭ ﮔﺮﺩﻡ. اﻭ ﮔﺮﻳﺴﺖ و ﮔﺮﻳﺴﺖ, و ﻣﻦ ﻫﻢ ﺑﻪ اﺣﺘﺮاﻡ اﻭ, ﺳﺨﻨﺮاﻧﻲاﻡ ﺭا ﻟﻐﻮ ﻛﺮﺩﻩ و ﺑﻪ ﮔﺮﻳﻪﻫﺎﻱ اﻭ ﮔﻮﺵ ﺳﭙﺮﺩﻡ.

شهيد ثاقب


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻱ ﺣﺬﻑ
ﺣﺒﻴﺐاﻟﻠﻪ ﻛﻠﻜﺎﻧﻲ
نظرات بینندگان:

>>>   در یا داشتهای تاریخی بعضی از نویسنده گان انگلیسی منجمله ( جنرال ادوارد فلینستون ) مولف کتاب افغانان نماینده انگلیس در در باره شاه شجاع نامهای تمام مناطق افغان نیشن با تفصیل آن در اطراف کوه سلیمان , خیبر پشتخوا و وپیش وژوب سرزمین آبایی افغانان می باشد و ذکر گرده است.
سید محمد یعقوب هروی در تاریخ نامه ی هرات، نیز این واقعیت را می نویسد زیستگاه اوغان« افغان » یکی از ولایات مکران بوده است. شهر مستنگ شامل دهات بسیاری بوده است چنانکه در حاشیهء کتاب تاریخنامه ی هرات هم ذکر شده است که: شهر مستنگ یا مستنج را استخری و مقدسی هر دو در آثار خود اسم برده اند.
وقتی تاریخ خراسان قدیم (افغانستان امروزی) را بررسی نماییم طایفه ی افغان و کشوری به نام افغانستان در تاریخ و جغرافیای کشور ما موجود نیست و مردم ما که امروز برخلاف صریح اسناد تاریخی افغان نامیده می شود هیچ گونه تعلقی به افغانستان دیروزی و مردم آن سرزمین که اوغان=افغانها بوده اند، ندارد.
ابوریحان بیرونی در کتاب تحقیق ماللهند نوشه است قبیل افغان در کوه های غرب هندوستان به سر می بردند وتابه حدود رودخانه سمندر میرسد.
مرحوم میرمحمد صدیق فرهنگ می گوید واژه ی پشتون و افغان در آثار نویسدگان وشا عران این قوم این قوم با مفهوم واحد به جای یکدیگر استعمال شده اند. بنا براین بطور کلی واجمالی میتوان گفت که خود پشتونها ترجیحاً خود را پشتون گفته اند، درحالیکه فارسی زبانان آنان را افغان وهندیان، پتهان نامیده اند وهرسه کلمه از سدۀ شانزدهم به بعد در کتابت راه یافته ودرمعنی واحد بکار رفته است.
دیگر کشور نیز به معنی واحد ویکسان هردو واژه ی پشتون وافغان تأکید میکند: «هنگامیکه زبان پشتو به مرحلۀ خط وکتابت رسیده است کلمات افغان وپشتون درآثار نویسندگان وشاعران این قوم با مفهوم واحد به جای یکدیگر استعمال شده اند. بنا براین بطور کلی واجمالی میتوان گفت که خود پشتونها ترجیحاً خود را پشتون گفته اند، درحالیکه فارسی زبانان آنان را افغان وهندیان، پتهان نامیده اند وهرسه کلمه از سدۀ شانزدهم به بعد در کتابت راه یافته ودرمعنی واحد بکار رفته است.»
هموطنان آگاه قلم بدست افغان تنها نام یک قوم از اقوام افغانستان امروز اینها بنام ها ی درانی و غلجائی ( غلزائی) است و افغانها نام ها تاریخ و فرهنگ و استوره یکسان در سرزمین امروز م بنا م افغانستان ندارند بلکه بر ضد ان هستند و تلاش دارند هویت تک قومی خود را بر‌دیگر اقوام تحمیل میکنند. آنها بتنهایی در افغانستان حکومت تک قومی دارند و دیگر اقوام را در معادله قدرت راه نمی‌دهند.
داشتن دوکتورای غنی فقط تفرقه بهتر و سیستماتیک تر بین تمام اقوام شریف سرزمین مان و جایگزین کردن فاشیست های قبیله و کوچی های متعصب بجای آزادیخواهان نو اندیش را به ارمغان آورد .
عزیزان اقوام مختلف با سیاست های متفاوت باید بکوشند در اطراف واژه های وحدت و همدلی که یگانه راه نجات از دست متعصبان فاشیست و سران به قدرت رسیده پوشالی طاغوتی است جمع شده و با وحدت و همدلی تمام برای ساختن سرزمینی آزاد و مستقل و متکی بخود و دور از فاشیست های زمان بکوشند .
تاجیک گرسنبل است
افغان بلبل است
هزاره شاخ گل است
ازبیک خوگل است
پشه ای ساقه است
ترکمن خودل است
هرکس گوید همه افغان است
نادان , جاهل و بی ایمان است
منابع و ما خذ :
1_ آکا دمیسین دکتر عبدالاحمد جاوید، مقاله کابل در گذار گاه تارخ ، مجله سباوون ، سال اول دلو1366.
2_ میر غلام محمد غبار، جغرافیای تاریخی افغانسان
3_ عبدالحی حبیبی ، مجله آریانا کابل 1348
4 -- میر محمدصدیق فرهنگ ، افغانستان درپنج قرن اخیر، جلد اول، ص 6
5 _ ولادمیربارتولد، تشریح جغرافیا تاریخ خلافت شرقی ، ترجمه عرفان چاپ تهران صفه 374
6 _ محمد امین زواری ، جغرافیای تاریخ بلخ، بنیاد موقفات افشار، تهران 1388 . 7- افغان ( گزارش سلطنت کابل ) , مونت اسوارت افنستون , ترجمه محمد آصف فکرت 1376. 8- اقوام کوچی مجموع مقالات به کوشش حسن پاپلی یزدی 1372 .
9—غفور روف باباجان . تاجیکان . تاریخ قرون وسطی و دوره نوین دوشنبه انشار وزرات

>>>   ر
سراسر تاک انگور است شمالی
به دزدی نامت منشور اس شمالی
ندیدی مرچ ومرچ زار شمالی
همیشه چشم براه چور اس شمالی

>>>   مر راوی
این روزها ، همه کارهای خورد و بزرگ را به داشتن تذکره الکترونیکی اوغانی گره می زنند و بدون آن در هیچ جای کار کسی پیش نمی رود. حتا ، بنگاه های بزرک شخصی ، مثلن دانشگاه ها و غیره را نیز دستور داده اند که برای اجرای هر کاری از مردم تذکره الکترونیکی اوغانی مطالبه نمایند و بدون آن کار کسی را اجرا نکنند. سفرکردن، کاریافتن ، تجارت و معاملات جدی دیگر ، همه اش مشروط به گرفتن تذکره الکترونیک اوغانی میباشد. در کشورهای خارج نیز، هرگاه افغانستانی ها کاری با سفارت های اوغانستان میداشته باشند، به بهانه های مختلف افراد را مجبور می سازند که باید تذکره الکترونیک اوغانی را بگیرند. جز داکترعبداللطیف پدرام ، دیگر هیچ شخص مطرح سیاسی از مردم غیر پشتون در برابر این جنایت آشکار صدای اعتراض شان را بلند نکرده اند و چه بسا که با این روند موافقت و همنوایی خویش را به اشرف غنی و اتمر و احدی اعلام داشته اند. دریغ و افسوس.


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است