نشست مسکو : پیروزی دیگر برای طالبان!
در شرایط کنونی نه "حکومت"، نه کاندید های ریاست جموری، نه "اپوزیسیون"، نه سیاستمدارا و فعالان مدنی توان توقف دینامیک طالبان را ندارد. امریکا فرمول "مذاکرات بین الافغانی" را برای عبور از این حکومت ساخت و عملی میکند 
تاریخ انتشار:   ۱۴:۳۳    ۱۳۹۷/۱۱/۱۷ کد خبر: 157280 منبع: پرینت

بعد از اینکه روشن شد که ترامپ تصمیم دارد با "عجله" نیروهای امریکایی را از افغانستان فرا خواند و یک نظام دیگری را که طالبان در آن حرف اول خواهد زد تهیه و ترتیب بدهد، از خط سرخ "مذاکره میان دولت و طالبان" به راحتی آب خوردن عبور کرد. خلیزاد تعریف دیگری از این جنبه پروسه صلح داد : "مذاکرات بین الافغانی" که "حکومت وحدت ملی" را کنار گذاشت. اگر واقعیت را در نظر بگیریم، به جز بخش مهمی از جوانان تحصیل کرده که در این ۱۸ سال اخیر پیوسته به ارزشهای لیبرال، درس خوانده و بزرگ شده اند و از برگشت طالبان ترس دارند، نیروهای سیاسی که در نشست مسکو حضور دارند، پایگاه های مردمی بیشتری نسبت به "حکومت وحدت ملی" دارند. حکومتی که بیش از پیش به قدرت اتوریتر اشرف غنی خلاصه میشود.

در برابر پروسه کنونی صلح در مجموع، و در برابر نشست مسکو، بویژه، چند نوع عکس العمل وجود دارد:
۱ ـ امریکا از پیشرفت مذاکرات اظهار رضایت میکند. گرچه از جزئیات توافق میان امریکا و طالبان آگاهی نداریم، ولی خروج نیروهای امریکایی، آتش بس، مذاکرات بین الافغانی (برای عبور از دولت) و ایجاد یک حکومت موقت در پایان مذاکرات بخشی از آن است.

۲ ـ در دولت کنونی اظهارات یا خشم و قهر و تهدید است طوریکه اشرف غنی عادت دارد " جنگیدن تا آخرین قطره خون خود و نیروهای امنیتی" (درست فهمیدید یعنی خود کشی، هم کشتن خود و هم ده ها هزار دیگر نیروهای امنیتی). و یا تکرار پرنسیپ هایی که برای مخالفین طالبان خوش آیند است " ما طرفدار صلح هستیم ولی با مذاکره با دولت و حفظ دستآورد های سالهای اخیر" (داکتر عبدالله).

۳ ـ در این میان اظهار نظر استاد سرور دانش، معاون ریاست جمهوری، جالب است. وی در مورد نشست مسکو گفته در "غیب نمایندگان دولت این نشست ضیاع وقت است". نه این ضیاع وقت نیست. گذشته از اینکه آغاز یکی از موافقات میان امریکا و طالبان است، این نشست برای آنهایی که از نزدیک بطور ابژکتیف تحولات اخیر را دنبال میکنند از اهمیت ویژه برخوردار است. در نشست مسکو ما دانستیم که مهمترین اصلی که مورد تشویش یک بخشی از مردم و بویژه نسل جوان و منور است یعنی "آیا در جهانبینی و مواضع سیاسی طالبان تغیر و تحولی بوجود آمده؟ " پاسخ روشن بدست آوردیم. طالبان ممکن است در دوران حکومت موقت به تعدیل قانون اساسی آنطوریکه آنها میخواهند موافقت کنند ولی بعدآ آنها معتقد اند که قانون اساسی کنونی افغانستان اعتبار ندارد، زیرا از جانب "کشورهای غربی بر مردم افغانستان تحمیل شده" و باید قانون اساسی جدید با "معیارهای اسلامی و ارزش‌های افغانی" پس از خروج کامل نیروهای خارجی ازاین کشور تدوین شود. تنها تحولی که ممکن است در آنها دیده شود اینست که وجود یک قانون اساسی را میپذیرند در حالیکه در "امارت اسلامی " آنها تنها قانونی که وجود داشت "شریعت" بود، قران قانون اساسی آنها بود مانند عربستان سعودی، امارات متحد عربی و دیگر امارات خلیج فارس..

نه، خشم و قهر و تهدید، نه اهمیت ندادن به نشست مسکو، نه تشویش و دلهره جوانان و زنان، نه نامه نوشتن به خلیلزاد ... هیچ یک از این عکس العمل ها دردی را دوا نمیکند. رهبران "حکومت وحدت ملی" طی ۴ سال اخیر افغانستان را بیشتر بسوی پرتگاه پیش بردند، قانون اساسی را زیر پا گذاشتند، اوضاع امنیتی را ده برابر نسبت به قبل بدتر ساختند، مدیرت نادرست جنگ موجب کشته شدن ۴۵ هزار نیروی امنیتی و ده ها هزار زخمی در ۴ سال شد، بیش از نصف مردم این کشور زیر خط فقر زندگی میکنند. این رهبران به تحلیل اوضاع، توصیه و دلسوزی میهن پرستان توجه نکردند. اوضاع کنونی کاملآ قابل پیش بینی بود.

در شرایط کنونی نه "حکومت وحدت ملی"، نه کاندید های ریاست جموری، نه "اپوزیسیون"، نه سیاستمدارا و فعالان مدنی توان توقف دینامیک طالبان را ندارد. امریکا فورمول "مذاکرات بین الافغانی" را برای عبور از این حکومت ساخت و عملی میکند. ما گاهی باید از دشمن بیاموزیم. چرا ما که اینهمه وقت را ضایع کردیم همین حالا مذاکرات بین الافغانی را برای ایجاد یک جبهه قدرتمند ملی از تمام نیروه های سنتی، نیروهای سیاسی مدرن، اپوزیسیون، شخصیت های ملی سیاسی و مدنی میهن پرست و خوشنام را روی دست نگیریم. من همیشه گفته ام که قدرت طالبان در ضعف دولت است. ما تا هنوز وقت داریم این حالت را وارونه کنیم. ولی سوال در این است که شخصی مانند اشرف غنی که حتی متحدین نزدیک خود را از خود راند، توانایی ابتکار و هدایت یک چنین پروسه ملی را دارد؟

داکتر کریم پاکزاد


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
آمریکا
حکومت
مسکو
نظرات بینندگان:

>>>   غني فقط و فقط به ادامه سلطه استبدادي پشتون ها فكر ميكند و بس
حمايت اش از طالب بخاطر پشتون بودن شان است اگر نه غني عقيده اي ديني و مذهب ندارد لباس پوشيدن و تسبيح گرفتن اش به فريب دادن مردم است

>>>   Arwin
اگر غنی در حمایت طالبان مزدور نمی بود ، جاروکش هایش نسبت به طالبان شرف داشت.
طالبان اصلاح ناپذیر و دشمن جامعه تمدن است ، زیرا این هیولا ها از بازماندگان قرون وسطائی هستند ، که با قدرت و زور خجنر مردم مظلوم را به اسارت می‌گیرند ، چطور با این موجودات عجایب الغرایب حکومت سازی کرد؟

>>>   Salam
من به خدا قسم می خورم که اگر روزش بیاید و غنی مجبور باشد در میان گزینه ها تصمیم بگیرد ،مانند نجیب حاکمیت را به هم تباران طالب خود تسلیم خواهد کرد اما نه به یک دانشمند ، ملی گرا و یک سیاست مدار غیر پشتون . اینها آنقدر غرق تعصب اند که کشور غرق هم شود باید توسط قوم شان غرق شود . شما شاهد این حرف من باشید .

>>>   درسطح جهانی ما یا جایی اول هستیم ویاهم جای دوم...
خدا سایه این چنین آدم بی برکت را از سراین ملت آگاه و شجاع ومجاهد پرور; هرچ زو د تر کم کن دومین متفکر «جهان»! که صد ها هزار نفر کشته وزخمی تنها 45000 هزار سرباز شهید . واین خاک را به قبرستان تبدیل و اوج تعصب قبیله گرایی بینظر که درهیچ نقطه کره زمین وجود ندارد.
- دست آورد هروز به سه ملیون لشکر معتادین مواد مخدره یک ملیون مهاجر در کشور فزوده میشود. شفاخانه های دهلی واسلام آباد پر از مریض مردم افغانستان ا ست.
اشر غنی در این فرصت 18 سال شکوه و جلال خود را برای زن بچه های خود نشان داد؛ این روزها اما افول غنی رخ کشیده است.
او در برنامه‌های کلان-صلح و انتخابات-حمایت هیچ طرف مطرح سیاسی کشور همسایه ها را ندارد، برنامه‌های او تنها در داخل ارگ حمایت می‌شوند و گاهی هم تاییدیه‌های سرور دانش چین‌های پیشانی او را صاف می‌کنند.
امروز این تنهایی، غنی عصبی را بیشتر از پیش عصبی و پریشان ساخته است. حاشیه‌رانی‌های غنی از طرف امریکا با داراش و بعد به حاشیه رفتن خودش درس بزرگی در تاریخ افغانستان است، این درس "نه" به انحصارطلبی و دیکتاتوری است.
تصمیم گیری های سبکسرانه و دیکتاتورمابانه آقای غنی روند حکومتداری را مختل و نظم اجتماعی و ثبات سیاسی را برهم زد، نه تنها فاصله بزرگ میان ملت و حکومت وحدت ملی ایجاد شد بلکه ایالات متحده آمریکا، به شکل فوری و یکبارگی، آقای غنی را تحریم کرد و تمام

>>>   حاکمان مسکو اگر اهل صلح و دوستی باشد، قبل از همه و پیش از همه باید هزاران زندانی سیاسی محبوس در روسیه را آزاد کند. روسیه همیشه و همواره به مردم افغانستان و دیگر کشورهای همسایه از جمله اکرائین، آذربایجان، ایران، سوریه،...، از پشت خنجر زده است و هرگز هم این ماهیت و طینت فاسد و فتنه انگیز خود را ترک نکرده و نمی تواند بکند. مرزبندی تشخیص و تفکیک و ترسیم دوست و دشمن از اعتقاد و التزام قلبی و عملی به آزادی و دموکراسی و قوانین حقوق بشر جهان می گذرد ولا غیر. رهنمایی کی توانی ای که خود ره را ندانی؟ چراغی که به خانه رواست --- به مسجد حرام هست.

>>>   تا دیروز برادر خطاب میکرد و نیروی های امنیتی را قربانی آیسکریم خوری انها میکرد و در هیچ جای اجازه نبرد و فیر بالای برادرانش نمیداد ،چه جوانانی که سر جمع کندک قتل عام شدند ،چه جوانانی منتظر دستور فیر از سر قمندانی اعلی بودند اما دستور هرگز نیامد و سر بریده شدند، چون فکرش قبیله ای بود .حالا که سر نخ از دستش در رفته یاد سربازان و شهیدان گمنام نیرو های امنیتی این وطن شده .خوشحالیم که تحرکات واقعی در بحث صلح ،تغیرات به ظاهر هم که باشد در تفکر قبیله ای ایشان به وجود اورده است.اگر در مبارزه با تروریزم و طالب ،واقعی و صادقانه عمل میکرد امروز کسی جرات نمیکرد که بگوید قانون اساسی تغیر کند .عملیات های شبانه واجازه فیر به سایه همین تحرکات ،تازه ازاد شده .شاید همین فردا شاهد دستور اعدام زندانیان طالب هم بشویم.
سزای قروت اب جوش است.

>>>   ایابازهم همون دورانی شلاق زدن زنان درافغانستان راه میابد ایا دوباره در استیمیوم مردم ترباران میشود ایا باز زن وبچه مردم نمیتواند آزاد زندگی کند ایاباز زنها درخانه زندانی باشد ایا باز دختر وبچه مردم نمیتواند در مکتب بیرود ایا باز مردم چشم درراه جهنم سوزان در افغانستان است گرچی تی پنچ سال جنایت غنی کم تر از جنایت افراتیون نبود ولی حداقل سری زن وبچه مردم که ضلم نمیبود مگر امارات اسلامی نمیگوید که ما ازقرآن پیروی میکنیم ایا خدا در قرآن گفته که مردم را بزور اسلام کند اگر اسلام بودن به زور بود خدا خودش این کار را میکرد

>>>   حاکمان کشوری که خود به قوانین حقوق بشر و حق حاکمیت مردم یعنی به شرایط وصول صلح اعتقاد و التزام ندارد، چگونه می خواهد به افغانستان صلح بیاورد؟ ایجاد صلح به شیوهً روباه به منزلهً افتادن در تله و دام طعمهً دشمنان هست. حاکمان و سیستمی که در داخل نتواند به اصول و قواعد حقوق بشری پایبند شده و صلح بوجود آورد، با دخالت بیگانهً روباه صفت هرگز به صلح نخواهد رسید؟

>>>   چهره های جهادی ـ طالبانی که به منظور اشتراک در نشست به اصطلاح ''بین الافغانی'' به مسکو سفر نموده اند به حضور خود پذیرفته و بعد از یک صحبت طولانی روی مسایل مهم روز در آخر برایشان با عصبانیت چنین گفته است: «فکر نمی کنم که شما با ما صادق باشید، پیش از دو دهه علیه ما جنگیدید از امریکا و همپیمانانش کمک گرفتید تا همین لحظه هم با دالر امریکایی تغذیه می کنید، حال از امریکا رو گردان شدید، شما را چه شده است که قبله خود را عوض کردید، آخر شما ما را کافر و ملحد نمی گفتید؟
شما صرف در فکر کیسه های پندیده خود هستید، مهم نیست که در کشور شما بر مردم شما چه می گذرد شما نه غیرت افغانی دارید و نه وجدان انسانی، شما نه بدرد ما می خورید و نه به درد مردم خود، همین شما جنگنده های حرفوی بودید که طلبه ها را تا مرز های جنوبی ما یاری رساندید حال از صلح و آشتی حرف می زنید، شما با کی ها صلح می کنید با آنهایی که در عقاید، کردار و اعمال شان با شما هیچ تفاوتی ندارند، هر جنایتی را که امروز طالب در حق مردم خود می کند شما چهار دهه پیش، قبل از آنها شروع کرده بودید، شما همیشه از جهاد حرف می زنید، که گویا جهاد کردید و روس ها را از افغانستان کشیدید و سخنانی از این قبیل، جهاد کدام جهاد؟ شما جهاد نکردید، شما پول و سرمایه جمع کردید و مردم خود را آواره و خاک بسر ساختید، مجاهدین واقعی و وطنپرست های واقعی آنهایی بودند که شما آنها را به دم توپ و تانگ ما انداختید، ما آنها را کشتیم و آنها ما را، دیگر آنها در جمع شما نیستند، دولتمردان ما هر کاری می کنند بکنند، اما من منحیث یک افسر بازنشسته نظامی می خواهم به شما گوشزد نمایم، که من به شما و اشخاص مانند شما هرگز باور ندارم.»

>>>   محترم نویسنده تحلیل وآگاهی شما از وضع کنونی افغانستان واقعبینانه ودرست است، آفرین مضمون خوب نوشته اید که اوضاع کنونی کشور را وانمود میکند.
باحترام خلیل اکه از نام سرپل

>>>   اعلامیه اختتامیه ی نشست مسکو را که آدم میخواند، به دو نکته اساسی باورمند می‌شود!
نخست؛ فاشیسم اوغانی در هر قالبی(طالب و غیر طالب) خواهان نظام استبدادی و تک فرماندهی و به حاشیه کشاندن ۷۷ درصد شهروندان کل کشور که غیر اوغان هستند، میباشند.
دوم؛ این نشست نشان داد که کودن های معامله گر سیاسی از قبیل عطای نور، قانونی و اسماعیل خان چقدر ....هستند که بر رذالت های فاشیسم اوغانی در مسکو نیز مهر تایید زدند و دوباره به مردم خیانت کردند.
یادداشت: فقط دو اشتراک کننده(جناب عالیان دکتر پدرام و دکتر اسپنتا) خواهان نظام مردمی غیر متمرکز بودند و به فاشیسم مستبد اوغانی #نه گفتند.
امیدوارم مردم آگاه و عدالتخواه ما این خیانتکاران و معامله گران خودی را مورد بازپرس قرار داده و روی این دروغگویان را سیاه سازند.
با مهر

>>>   Sharifi
این زمینه های خفت و حقارت وروحیه تسلیم پذیری را دربرابر طالبان پاکستانی ، انگلیس وامریکا و کرزی وغنی چندین سال است که به شیوه های مختلف تبلیغ وترویج کردند و رادمردان اهنین عزم را با انتحار و از طریق قتل های زنجیره ای از سر راه خویش برداشتند و روباصفتان مکار ومعامله گر جبهه جهاد ومقاومت را برای همچو روزی نگهداشتند که به پای قاتلان و تروریستان زانو بزنند.

>>>   آقاى پاكزاد افغانها ميهن پرست نه خدا پرست اند ، ميهن پرستى شرك است
هيچ كسى درين مجلس از اتش بس و دولت موقت ياد نكرده ، اين خواست امريكا و نوكران شان است .

>>>   همین که طالبان ادم شده اندومیتوانن حرف ازهمه پذیری بزنن
وازپیشرفت وبازسازی افغانستان حرفذبزنن
وبه همه حق انتخاب بد هن
وانتخابات برگذارشود
وجنگ راعلیه اقوام افغانستان حرام بدانن یک پیشرفت است برای همه افغانستانیها
چون طالبان ادمای عقب مانده بودن وهیچ وقت پیشرفت افغانستان رانمیخواستن ودرزمان حکومتشان تمام زیربنای اقتصادی کشورراازبین بردن
وبیخودعلیه احمدشاه مسعودمیجگنگیدن بنام جهاد
وان زمان طالبان فقط برای پاکستان وعربستان جنگیدن ومردم رادربدترین شرایط اقتصادی قراردادن
امروز طالبان دنیارادیده چقدپیشرفت کرده ماهم بایدپیشرفت کنیم مثل سایرکشورها
وهمین کشورهای که جهادرادرکشورما فرض اعلام کردن
وخودشان نوکرامریکا بودن وپیشرفت برایشان حرام دانسته نشدولی برای ما حرام دانسته شد
خلاصه تمام ملت ما فریب جهادخوردن
امیدوارم درس اخر باشدانشاالله
وما یک حکومت قوی ازهمه اقلیت ها میخوایم
تا برای همیشه وبدون جنگ زندگی کنیم

>>>   استاد صبور رحیل

دری زبان فاخر رسمی است. باید هم دوستش داشته باشیم. به این ترتیب زبان رسمی‌یی که در ایران و تاجیکستان از طریق رسانه‌ها و نوشتار تولید می‌شود، نیز در اصل دری اند. اما اصل این زبان فارسی است. من در خانواده‌ام و در کوچه و کشتزار با مردمم فارسی می‌گویم نه دری.

پشتون زبانش پشتوست. فارسیوان زبانش فارسی است. فارسی تنها زبان نیست. هویت فرهنگی و قومی نیز هست. وقتی امام اعظم را در تمامی مناقبی که در موردش نوشته اند، فارسی می‌خوانند و اهل کابل، معنایش اینست که فارسی تنها زبان نیست بلکه قومیت نیز هست. وقتی سیبویه و سلمان را فارسی می‌خوانند معنایش زبان نیست، قومیت است. وقتی امام بخاری را فارسی می‌خواند، منظور قومیت است....

پس اینجا تنها موضوع زبان نیست که دری باشد و یا فارسی. فاشیزم قومی به خاطری بر دری خواندن این زبان پافشاری دارد که ما را از پیشینۀ تاریخی و تمدنی مان جدا کنند و این تاوان و جفای بزرگ را نباید اجازه داد.

وقتی شما به هند بروید و در مساجد و زیارتگاهها و کوچه های قدیمی اشعار و الفاظ را ببینید، مردم آنجا آن الفاظ و اشعار را دری نمی گویند، فارسی می گویند. در دانشگاه دهلی تنها یک دیپارتمتت به نام دیپارتمت زبان فارسی وجوئد دارد. چیزی به نام دیپارتمنت دری وجود ندارد. همین گونه در تمام عالم شعر و ادبیات مولانا و سعدی و فردوسی را فارسی می خوانند نه دری.

دری خواندن این زبان به منظور تقلیل هویت ما به چهارچوب شورباراز کابل است و بریدن از جعرافیای وسیعی که از اناتولی تا کاشغر و از خوارزیم تا بنگال گسترده است.

پ. ن: این متن را در پای پست دوستی نوشتم که گفته بود دری را دوست دارد.


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است