رازهای پشت پرده صلح با طالبان
ارگ می داند که صلح با طالبان محال است. اما با اینهم شب و روز بر دهل صلح با طالبان می درنگانند. دلیل این سماجت و پافشاری و صلح خواهی و صلح جویی چیست؟ آنهم وقتی می دانند که صلح با طالبان ممکن نیست؟ 
تاریخ انتشار:   ۱۵:۱۱    ۱۳۹۷/۹/۱۰ کد خبر: 156231 منبع: پرینت

شاید کسانی به این باور باشند که به راستی ارگ نشینان نادان اند و سبکسرانه باور دارند که سر انجام طالبان به ندای صلح آنان پاسخ مثبت خواهند داد. به ویژه کسانی که دوره داکتر نجیب را خوب به خاطر دارند، نیک می دانند که طالبان آشتی ناپذیرند و به دستور پاکستان کار می کنند و از همین رو، با توجه به ان که در قاموس پاکستان واژه یی به نام صلح نیست، همه فریادهای صلح با طالبان باد هوا است و بیهوده و ضیاع وقت.

اما واقعیت چنین نیست. ارگ بهتر از ما می داند که صلح با طالبان محال است.اما با این هم شب و روز بر دهل صلح با طالبان می درنگانند. دلیل این سماجت و پافشاری و صلحخواهی و صلحجویی چیست؟ آن هم وقتی خوب می دانند که صلح با طالبان ممکن نیست؟

در اینجا باید پرانتز را باز کرد و بار دیگر خاطر نشان ساخت که استراتژی پاکستان چنین است که بخشی از طالبان را با بهره گیری از بازی موش و گربه ارگ وارد ساختار های دولتی افغانستان سازد و از آنان همچون ستون پنجم برای جاسوسی و کارهای اطلاعاتی بهره جوید. اما بخش عمده طالبان جنگی را برای داغ نگهداشتن تنور جنگ همچنان دست به ماشه نگه کند. یعنی به هر پیمانه که طالبان به بهانه صلح وارد ساختارهای دولتی شوند، به همان پیمان تیشه پاکستان بهتر دسته پیدا می کند.

بر گردیم به اصل موضوع: تا جایی که بنده خود از نزدیک شاهد بوده ام، در دوره کرزی استدلال چنین بود که طالبان برای صلح شرایطی دارند که باید برآورده شود. یکی از این شرایط برچیدن گلیم نیروهای شمال است. طالبان و حزب اسلامی و ....از اقتدار نیروهای شمال خشنود نیستند. (طالبان و گلبدین بارها آشکارا در زمینه موضعگیری کرده و خواستار کنار زدن نیروهای شمال شده اند.) پس برای صلح با طالبان که مهمترین پروژه استقرار ثبات و تثبیت موقعیت امریکا در افغانستان است، باید نیروهای شمال به تدریج تضعیف شوند تا زمینه برای گراییدن طالبان به صلح فراهم آید. روشن است تضعیف نیروهای شمال به سود عربستان، اسراییل و پاکستان هم بود و است و منهای دوستم به سود ترکیه هم.

در پهلوی این ها، یک بهانه دیگر هم بود. چون در اوایل بازی دموکرات نمایی بسیار گرم بود، برای غربی ها چنین افاده داده می شد که جنگسالاران شمال بزرگترین مانع سد راه دموکراسی در کشور اند و باید از سر راه برداشته شوند.

در نتیجه ابر و باد و مه و خورشید و فلک نظام در کار شدند تا این نیروها تضعیف کنند. این در حالی بود که رهبران اخوانی شمال سرمست از باده دالرهای رایگان اعراب در پهلوی رقابت منفی با یک دیگر، سرگرم ساختن بلندمنزل ها، آراستن حرمسراها، زراندوزی در بانک های دبی و خرید طلا و جواهر برای زنان خود و .... بودند و در خواب افیونی تاریخ بسر می بردند. گوش شان هم برای شنیدن سخنان خردورزانه کر بود و کماکان در پشت کاروان اخوان به سردمداری اردوغان روان بودند که تا به امروز چنین است.

نتیجه اینکه کرزی توانست طی یک دهه و نیم فرمانروایی خود شاخ و برگ این نیروهای را بکند.
اما اکنون این پروژه برای کندن ریشه نیروهای شمال به همین بهانه روی دست است.

آری!
به بهانه به دست آوردن دل طالبان، باید نیروهای شمال ریشه کن شوند. این همان تیغ دو سری است که ارگ برای برچیدن گلیم سردمداران شمال بهره برداری می کند.
تسویه های پی در پی به بهانه های مختلف در همه ترازها گواه بر همین ترفند است.
اما تجربه نشان داده است که این بار کج هرگز به منزل نمی رسد.

برای تشکیل یک دولت باثبات و مقتدر نیاز به همگرایی ملی و بسترسازی برای ملت سازی، دولت سازی و خودسازی است و تکیه به ارزش های مردمسالاری، برابری اجتماعی، تقویت نهادهای مدنی، فراهم ساختن زمینه برای مشارکت فراگیر توده یی در مدیریت کشور تا همه اقوام با هم برادر کشور بتواند در کنار هم بدون امتیاز و تبعیض کاروان از پا افتاده صلح را به سر منزل مقصور برانند. نه بازی ابزاری با دستاویزهای کهنه تبارگرایی.

طالبان هرگز حاضر به صلح نخواهند شد و تضعیف نیروهای مردمی که بالقوه می توانند سپر بلای طالب و داعش شوند، تیه به پای خود زدن است. زیرا موازی با تضعیف نیروهای مقاومت ملی، نیروهای ارتجاعی وابسته به پاکستان روز تا روز نیرومندتر شده، شاید روزی ارگ نشینان را دوباره به آن سوی افیانوس ها بفرستند.

عزیز آریانفر


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
صلح
طالبان
آمریکا
نظرات بینندگان:

>>>   >>>   كشور بيشتر از پيش به سوى افغانيت ، اسلاميت و پاكستانى بودن به پيش ميرود
Ahmad Shah Rasta

>>>   جناب استاد گرانقدر؛ شما میدانید که نیرو‌های شمال که در واقع هرگز قومی نبودند و تنها مربوط شمال نبودند، و در برابر مردم‌جنوب قرار نداشتند و اکنون نیز ندارند، با وجود باخت های بزرگ ، به نظر بنده یک بُرد کلان دارد که بحث عدالت را از حاشیه به متن آوردند و پس از طالبان با حسن نیت نشان دادند که حاضر استند برای برقراری دولت و حاکمیت و قانون و امنیت همکاری کنند و حتی قدرت را تحویل دهند. اما طرف که میخواهد انحصار کند و استبداد قایم کند، همانگونه که جنابعالی تصحیح کرده اید، کور خوانده است.
شاید تصور کنند کار گویا نیرو های شمال نزدیک به پایان است، ولی چنان هم نیست ، اگر خدا نخواهد و نیاز شود باز در برابر شان ایستادگی خواهد شد.
Ahmad Bahar Chopan

>>>   اگر قرار باد که باقیمانده مجاهدان سابق را ریشه کن کنند بازهم موفق نخواهند شد. نسل تازه جوانان تاجیک، اوزبیک و هزاره که بیشترینه تحصیل یافته ور وشن هم هستند و درس عبرت از پدران شان گرفته اند گروه های مقاوت تازه را خواهند ساخت. همین اکنون در رهبری این جوانان سوای نخبه گانی از میان خود شان از نسلهای دوران جهاد کمتر وجود دارد.
Hedayat Mahmood

>>>   بلى بزرگوار فرموده شما درست است، بهتر است بگويم بيرونى ها ومقصدى ها متاسفانه در بين مردم به آن پيمانه كار كرده اند كه فعلن بدبختانه يك عده كثير مردم ما به جز گرايشهاى منفى زبانى و قومى به جوانب ديگر كمتر توجه مى كنند.
و اين بزرگترين دست اورد سياست وانان و سردمداران قدرت ما است كه به نفع اجانب وباداران خود انجام داده است. و اين عمل از يك بعد ان آب به آسياب دشمنان وطن راست كردن است.
كه در اين بازى هيچ كسى در افغانستان برنده نيست.
Abdul Ghani Alimy

>>>   باید نخبگان و مبارزین به ملیت و قوم خود هم کمی فکر کنند.
Kadeer Jan

>>>   خلاصه به این نتیجه میرسیم که جهاد هرگز به نفع ملت های محروم نبود ! نظرمن
Ghulam Farooq Sarwari

>>>   خیلی مشکل است که نیروهای شمال کنار زده شود.
سهیل سامانی

>>>   به تأیید سخنان آقای آریانفر. طالبان (عسساکرپاکستان) درصحنه جنگ پیروز اند. نشستهای صلح و برنامه های صلح دولت نیز برای معرفی طالبان وحشی و پاکستانیها به حیث یک جریان سیاسی در سطح جهان بسیار مفید و موثمر تمام شد.پاکستانیها در نشستهای صلح طالبان اینرا به جهانیان به اثبات رسانید که طالبان یک گروه سیاسی و نظامی متشکل از داخل افغانستان است و اگرکسی ادعا دارد که پاکستان تمویل کننده و حمایت کننده انها است کاملا دروغ است. گفتگوهای صلح برای پاکستان که ممهتر از دلیل اولی است اینست که جریان طالبان را در کشورهای اسلامی یک جریان اسلامی و سیاسی معرفی نمود تا قناعت کشورهای اسلامی را بر مبنای افغانستان مستعمره امریکا است مصداقیت بخشد.طالبان نیز من حیث گروه آدم کش و تخریبکار نه بلکه یک گروه سیاسی در سطح کشورهای اسلامی به معرفی گرفته شد. از قتل و ظلم و تخریبکاری آنها هیچ کسی نامبرده است.اکثریت کشورهای اسلامی معلومات کافی و نیز حوصله شنیدن جنجالهای 40 ساله افغانستان را ندارند و انها نیز به گفتار و نظریات طالبان توجه بیشترمبذول میدارند. طالبان از طرف دولت در هیج نشستی به حیث یک گروه قاتل و جاهل و تخریب کار به معرفی گرفته نشده است بلکه جملات مانند برادران،مخالفین، آزرده خاطران و و و از آن نامبرده شده است.افراد که در نشست های صلح طرف دولت اشتراک میکنند کیها اند؟ قاسم حلیمی،کشاف،حاجی دین محمد و لودین و عطاالرحمن سلیم که توسط معاش دالری به شکل ابزاری به حیث نماینده شمال از آن استفاده مینمایند.اگر سوابق انها یکبار دقیق مطالعه کنید همه یا طالب بوده اند یا جاسوس پاکستاان .در نشست اندونیزیا پولهای گزاف به مصرف رسید و نتیجه نشست به نفع طالبان و نفع پاکستان بود. درنشست سعودی که پشت پرده این نشست آقای اتمر قرار داشت و توسط آقای نعیمی که 5 ساله سابقه طالبی دارد نقشه نشست عملی شد اما همه این نشستها به نفع طالبان بود.قرار معلومات که از وزارت مالیه بدست پولهای گزاف ازطرف وزارت مالیه به نفع طالبان به مصرف رسیده است.
سپاس
لیدا بارکزی

>>>   كليم الله همسخن
تفنگداران کوچی و طالب مسوول اند یا غیر مسوول ؟

>>>   متاسفانه چهل سال است که افغانستان دراتش جنگ خانمانسوز وویران گر میسوزد.درین مدت حکومات مختلف آمدند وبخواطر تحقق اهداف ایدئولوژی وسیاسی شان مخالفین سیاسی شانرا ازهر قشر که بودند به محابس انداختند وکشتند.وهم برای پیشبرد اهداف سیاسی شان جنگ های مسلحانه را درداخل شهر ها ودهات زراعت،مالداری،صنایع کوچک و متوسط را به نابودی کشانیدن. شهر ها و روستاها ویران وباخاک یکسان شدند.با این برخورد وجنگ داخلی درزمان حکومات وقت چهل سال گذشته درحدود شش ملیون نفر در کشورهای همسایه ویا دور مهاجرشدند.درین مدت درحدود یک ملیون نفر درداخل افعانستان یاکشته شدند ویا هم به طریقی معلول ومعیوب گردیدند.حالا وقت آن فرارسیده است که بخواطر نجات وطن ومردم زجرکشیده از کشتار و تلفات بیشتر ، سیاست مداران مومن ووطن دوست و اقشار مختلف افغانستان درداخل وخارج افغانستان با جامعه جهانی وکشور های همسایه ومنطقه تلاش وپیکار نمایند تا صلح پایدار وارامش همیشگی در افغانستان جنگزده وویران شده به سرعت تحقق یابد و زمینه زندگی صلح آمیز وامنیت همگانی در تمامی نقاط افغانستان انشالله برای اقشار ملیت های برابر وبرادر افعانستان زجرکشیده مهیا گردد.تجربه های تاریخی جنگ های جهانی ومنطقوی ثابت ساخته است که سرانجام هر جنگ، صلح است.جنگ اول جهانی،جنگ دوم جهانی، جنگ های ویتنام و جنگ های بین الدول و جنگ های داخلی یک کشور با صلح و سازش خاتمه پیدا کرده اند.صلح خود بخود تحقق نمییاید بلکه تلاش صادقانه و خستگی ناپذیر سیاست مداران و اقشار مختلف افغانستان با شرکت کشورهای همسایه و منطقه و جامعه جهانی ونیروهای درگیر درجنگ خانمانسوز افغانستان میتواند که صلح پایدار وامنیت همیشگی در افغانستان ویران شده انشالله حکم فرما گردد.به پیش به سوی صلح وامنیت و تفاهم واشتی ملی وزندگی مسالمت آمیز بین تمامی ملیت های برابر در افغانستان جنگزده وویران شده.به پیش به سوی آبادانی و رشد و ترقی در تمامی نقاط افغانستان.
ومن الله التوفیق. انجنیر عبدالرشید ناصری از آسترالیا

>>>   عزیز! طالب امدنی است!


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است