سناریوی از پیش تعیین‌شده بین آمریکا و طالبان
پیوستن سرباز آمریکایی به طالبان و سپس تبادله صوری این سرباز با پنج‌تن از مقامات عالی‌رتبه طالبان و گماشتن این پنج‌تن به‌عنوان اعضای ارشد دفتر طالبان در قطر، یک سناریوی از پیش تعیین‌شده بین آمریکا و طالبان بود 
تاریخ انتشار:   ۱۷:۵۲    ۱۳۹۷/۸/۹ کد خبر: 155648 منبع: پرینت

شما به هراندازه که به آمریکا در مبارزه با تروریسم، خوش‌بین باشید، اما سیاستمداران این کشور، کارهایی می‌کنند که به‌یقین می‌رسید، دروغ می‌گویند.

اگر یادتان باشد شش سال پیش، هیات مذاکره‌ کننده طالبان یکی از شرط‌ های خود را برای مذاکرات صلح، آزادی پنج‌ تن از سران این گروه از زندان «گوانتانامو» اعلام کرد. سرانجام این خواسته به کرسی نشست و چهار سال پیش این پنج نفر، در یک معامله با یک سرباز آمریکایی به اسم «بو برگدال» تبادله شدند.
برگدال سربازی است که در سال ۲۰۰۹، پایگاه خود را در ولایت «پکتیکا» ترک کرد و به اسارت طالبان درآمد. بعداً مشخص شد که او اصلاً اسیر نه بلکه به طالبان پیوسته بود. سال گذشته دادگاه آمریکا اعلام کرد که برگدال را به خاطر این تخطی، محاکمه خواهد کرد اما موضوع به فراموشی سپرده شد.
بد نیست پنج‌تن از سران طالبان را که در تبادله با برگدال از گوانتانامو آزاد و به قطر منتقل شدند، بیشتر بشناسیم.

یکی از این افراد «ملاخیرالله خیرخواه» نام دارد که در زمان طالبان، وزیر داخله این گروه بود. وی همان کسی است که از «ابومصعب الزرقاوی» تروریست مشهور عراقی و بنیان‌گذار اولیه داعش، در کابل پذیرایی کرد. او جعبه سیاه مفقود شدن ده‌ها تن از مردم افغانستان در سال‌های ۱۳۷۷ و ۱۳۷۸ از مسیر «اسلام‌قلعه» تا هرات و همچنین مسافرخانه‌های شهر هرات است.
نگارنده این سطور، در همان روزها در شهر هرات بسر می‌برد و از نزدیک شاهد این ماجرا بود.

فرد دوم، «ملافاضل» است که در دوره طالبان معاون وزیر دفاع این گروه بود. کشتارهای مهیب پس از تصرف شهر مزارشریف، توسط جوخه‌های ترور ملافاضل و شخص دیگری به اسم «سیف‌الرحمان» فرزند «نصرالله منصور» انجام شد. سازمان ملل، ملافاضل را به ارتکاب جنایات جنگی متهم کرده و مسوول کشتار هزاران نفر از مردم مزار شریف در سال ۱۳۷۷ دانسته است.

سومین زندانی طالبان که از گوانتانامو در قبال آزادی برگدال آزاد شد، «ملانورالله نوری» والی سابق طالبان در بلخ است. او یکی از فرماندهان خط مقدم جنگ طالبان بود که وی نیز در قتل غیرنظامیان شمالی دست دارد.

چهارمین شخص، «ملاعبدالحق وثیق» است. او در دوره طالبان، معاون قاری «احمدالله» رییس سازمان جاسوسی این گروه بود. البته در آن زمان احمدالله در شمال افغانستان بسر می‌برد و ملاعبدالحق کارهای اجرایی‌اش را در کابل و سایر ولایت‌ها انجام می‌داد.

پنجمین زندانی طالبان که از گوانتانامو آزاد شد، «محمدنبی عمری» نام دارد. او در دوره طالبان، عضو هیات رهبری این گروه بود. او حلقه اتصال گروه‌های تروریستی مثل «سپاه صحابه» و القاعده با شورای رهبری طالبان بود.

جالب است بدانید که در ۲۹ اکتبر یعنی دو روز پیش، دفتر سیاسی طالبان در «دوحه» قطر، میزبان ده‌ها تن از سران طالبان بود. در این مراسم، «شیرمحمد استانکزی» رییس دفتر طالبان در قطر، پنج‌تن از سران طالبان را که در بالا ذکر آنان رفت، به‌عنوان اعضای ارشد دفتر سیاسی طالبان در قطر معرفی کرد. این پنج نفر، پس از این، در کنار سایر اعضای دفتر طالبان، کارهای طالبان را در خارج از افغانستان به پیش خواهند برد.

به نظر می‌رسد که پیوستن سرباز آمریکایی به طالبان و سپس تبادله صوری این سرباز با پنج‌تن از مقامات عالی‌رتبه طالبان و گماشتن این پنج‌تن به‌عنوان اعضای ارشد دفتر طالبان در قطر، یک سناریوی از پیش تعیین‌شده بین آمریکا و طالبان بوده است.
شاید پذیرفتن این سناریو برای کسانی که به آمریکا خوش‌بین هستند، سخت باشد اما در دنیای سیاست، وقوع چنین اتفاقی، از ذهن به دور نیست.

مرادی چهارشنبه ۹۷/۸/۹


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
مرادی
طالبان
آمریکا
نظرات بینندگان:

>>>   در کشوری که در میان آتش ترور وقتا وانتحاری وهم در کنار این همه مشکلات اقتصادی واجتماعی برای چهاردهمین بار ستاره ای افغان شروع میشود ودرمان خون وشعله های آتش جوانان از هر قوم وتبار مملکت برقص وپایکوبی خواهند پرداخت .اما در قفا دار و دسته ای غنی برای آمریکا ودیگر سردمداران شان خدمت صادقانه نموده به اصطلاح قشقه تازه میکنند. حرف تعصب ویا دشمنی با موسیقی ویا هنر نیست ولی بگفته ای بزرگان هر سخن جایی وهر نکته مکانی دارد .

>>>   اطلاعات شما درست است والا کی باورش میشه که طالبان بدون پشتیبانی آمریکا اینقدر دوام بیارد؟
ع.ص. از ایران.

>>>   مرګ قهرمان عبدالرازق وکریمنالوژی
مادرزنده یادسترجنرال شهید عبدالرازق حین زجه کشیدن وفغان میګفت ((اګر پسرم درجنګ رویاروی با دشمن شهید میشد ، من امروزمرګ اوراجشن میګرفتم ، ولی افسوس ماتا هنوزنمیدانیم که وی چطوراز پشت به خنجرزده شد)) چندروزی ازتمام اکناف کشوردرمیان زجه های جهانسوزمردم افغانستان ، اشک های فراوان تمساح ګونه هم ریخت ، اګرقبول کنیم که قهرمان مردم افغانستان راعمال طالب وپاکستان به شهادت رسانیدند ، بازهم مسوولیت درجه یک متوجه مقامات امنیتی بالخصوص امنیتی های مجهز خارجی میشود ، زیرا درآن جلسه ی بس مهم که قهرمان افسانوی وفلمی جنګ صومالیا (سکات میلر)شرکت میورزد ، چراآنقدرسهل انګاری صورت ګیرد که یک پسرک نزده ساله بآن پلان پخته قادر میشود تاهمه مشمولین جلسه رارګ باران نماید یعنی درین قضیه بازهم پاکستانیها امریکا راخر ساخت ، بهر صورت ازهمه ګناه عظیم ترونابخشودنی وغفلت وظیفوی وبی مسوولیتی ارکان برجسته ی دولتی درینست که چراآثارجرمی این حادثه دلخراش وبس محیل تروریستی عظیم پنهان ماند وپولیس جنایی ماریشخند جهان شدند – سوای اینکه تحقیق تخنیکی کریمینالستیک صورت نګرفت ، آثار جرمی ایکه بسیار عینی وبرجسته بود ، چرالادرک است ؟
فلم کمره ی تلویزیون ملی مربوط ژورنالست شهید کجا شد وازطرف کدام شخص ازبین برده شده ؟
پوچک مرمی های فیر شده چرا معاینات بالستیک نشدند ؟
کریت انارتحفه ایکه ازطرف تروریست آورده شده بود ، به سفارش کی بود ؟
این کریت انار که درقدم اول قهرمان جنګ سومالیا (میلر) را قراربود ازبین ببرد درتحت آن سلاح کله کوف پنهان شده میتوانست ؟(درراپورهای اول ګفته شده که اناربرای میلربود) اخباراولی بعد حادثه که همه شنیدند .
آیاازتضمین کننده ی تروریست که اورا به صفوف پولیس معرفی وجذب نموده بازپرسی جدی صورت ګرفته ؟ نتایج آن رسانه یی شود .
خط السیر مرمی های فیر شده از دهنه ی سلاح الی اصابت با اکت های کریمینالستیک تمثیل شده یاخیر؟
دود ستر واخفا که از طرف نیروی های خارجی صعود نموده به کدام منظور بوده ؟
معاینات بالینی کریمینولوژی صورت نګرفته وD.N.Aتروریست که آیا واقعٍاٌ از متعلقین خواهرزاده ی والی صاحب ویسا بوده است یاخیر ؟ وده هاسوال مبهم دیګر ؟
ازسایرمشمولین جلسه که طرفدار طالب نباشند ودر قید حیات اند ، بازجویی مفصلی صورت نګرفته که جریان قضیه بهتر واضح میشد – زیرا یکی اززنده های صحنه درصفحات اجتماعی بعضی ناګفته ها راتحریر داشته بود که انسان باوجدان وافغان دوست رابه تحیر سوال برانګیز مواجه میساخت – ازچنین اشخاص باید وضاحت خواسته شود.
بهرصورت باګذشت پانزده روز ازقضیه همه مبهوت ولا جواب اند وسایرین درتشویش زندګی آینده ی خودکه روزی سلسله ی این ګونه قتلها به سوب شان نرود ویکی پی دیګری سر به نیست نشوند.
درلسان پشتو ضرب المثلی است که میګوید ((بشپړ پټی یې وخوړ ، ته یې لا شکوڼ ګڼې )) یعنی تمام مزرعه راتناول وبه خاک یک سان ساخت با آنهم فکر میکنی ، کار خارپشتک است .
به امید آنکه چند تا نخبه ی وطنپرستی که درقید حیات هستند ، زنده بمانند .
حسین خیل

>>>   داعش و طالبان ...هاری هستند که توسط امریکا و پول عربستان تربیت شده اند تا انها را بجان ملت ها بیاندازند و هر وقت احتمال اینکه به صاحبش حمله کند صاحبش دهان ان را می بندد

>>>   Badry
- افغان ستان لاشی را ماند که بدنش به دندان کرگس ها و لاشخوران افتاده و امید زنده ماندنش تنها به معجزه بسته گی دارد ، اما مردم ناتوان و خوش دلش آرزوی بهبود و زنده شدن این لاش را از کرویات سرخ و سفید خون ریخته شده لاش برجا افتاده دارند ، نه از کشیدن لاش از دندان لاشخوران .
- افغان ستان پیرمرد گدایی را ماند که از بام تا شام نزد دوست و دشمن دست گدایی پیش دارد و به دل شکر الله تعالی می کند که چقدر خوشبخت است .
- افغان ستان مردمی را در خود جا داده که در گلخن بنده گی شرق و غرب غرق اند ، دار و ندار خود را فدای مرده پرستان می آزرم می کنند ، اما افتخار آزادی ، خود ارادیت و استقلال هم دارند.
- افغان ستان موجود هرزه یی را ماند که بعد استعمال شدن داخلی ها و خارجی ها در کوچه ها و پس کوچه ها ، ادعای آقایی و باداری دارد و حتی گاهی مردمانش خود را ببر و شیر هم خطاب می کنند.
شهروندان افغان ستان با تاریخ ۵۰۰۰ ساله خود چنان خوار و ذلیل شده اند که مزدوری را سیاست ، وطن فروشی را افتخار ، دزدی را سوءتفاهم ، غلامی را سرداری و مرده پرستی را کمال باور و غرور می پندارند.
با چنین حالتی می خواهیم هم به تمدن رسیم و هم رستگار شویم ! آیا امکان دارد؟

>>>   امریکاییهای جنایتکار طالبان را تا دندان مسلح کرده

>>>   گوانتانامو برای بعضی ها زندان وبرای عده ای دیگری مدرسه وکورس نظامی وپرورشگاه بحساب می اید میگویند عذاب قبر وسوال منکر ونکیر و... حق است ولی هیچ کس نیامده تا بما از حال واحوال خود حکایت نماید وما در مورد ان عالم برزخ جیز های بدانیم وراستی هم اگر کسی بیاید واز احوال انجا بگوید دیگر ایمان به غیب نمیشوددرانصورت همه ایمان می اورند وما ضعیف الایمانها هم صد در صد مومن میشویم

این گوانتانامو نیز مانند برز خ به همه لا اقل برای ماتاریک وغامض است نمیدانیم درانجا چه میگذرد وانچه در تصویر نشان میدهند شاید ظاهر قضیه باشدوشاگردان ان مکتب هم که فارق میشوند راز را به کس نمیگویند اما این قدر میدانیم که ازان معهد وتربیت گاه بغدادی وملا خیر خواه فارغ میگر دند وبرنامه های بزرگ خارجی ها را اجرا مینمایند وسرباز امریکای نا گهان از بارک عسکری بیرون میشود وباز اسیر طالب میگردد وطالب هم که به ظا هردشمن خارجی ها هستند سرباز بیچاره ای افغان را تیر باران مینماید ولی خارجی رامانند گل سر سبد نگاه میدارند وباز با شاگردان دانشکده ای گوانتانامو تبادله می نمایند واز انهای که در گوانتانامو اسیر اند هیچ کدام شان معیوب ومعلول بار نمی ایند همه چون گوسفندان امر خیل چاق وچله میباشند شاید این اسرار هیچ فاش نشودوبدون مدعی ومدعی علیه کسی از راز واسرار با خبر نشودوهم دیگر سرباز امریکای راه خود را گم نمی کند وفقط یکی که ضرورت بود راهش را گم کرد وبس

لالی از ننگرهار


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است