روابط تاریخی افغانستان و ازبکستان
ازبکستان با روابط خوبی که با افغانستان دارد می تواند به سادگی ساحه گسترش اقتصادی‌اش را با کشورهای آسیایی جنوبی برقرار سازد و جهت تبادل و صادرات و واردات افغانستان پل ارتباطی میان ازبکستان و آسیایی جنوبی باشد 
تاریخ انتشار:   ۰۹:۲۷    ۱۳۹۷/۶/۳ کد خبر: 154044 منبع: پرینت

روابط تاریخی افغانستان و ازبکستان؛ جایگاه، اهمیت و همکاری...

این دو کشور از لحاظ تاریخی روابط دیرینه و خوب داشته اند. ازبکستان بعد از فروپاشی نظام شوروی روابط حسنه و عدم مداخله گری با کشور ما افغانستان داشته است. اسلام کریموف مدت زیادی رییس جمهور این کشور بود و این کشور را در حالت نظام اسلامی اما مستبد ولی تحت شعاع نظام کمونیستی و با پیروی از کشور مسلط آسیایی مرکزی و قدرت بزرگ در منطقه قرار داده بود. ازبکستان نظر به حس همجواری منطقه ای، حوزه تمدنی، تاریخی، فرهنگی و اجتماعی و جایگاه بین المنطقوی با افغانستان روابط حسنه خود را حفظ کرد.

در زمان نظام استبدادی و انزواگری طالبان این کشور مرز و پل ارتباطی مشترک که در بندر حیرتان با افغانستان داشت بخاطر خطر ازبک های رادیکال چون جمعه خان نمنگانی و طاهر یولداشویج و رهروان آنها و فکر طالبانی و متحجر، راه مواصلاتی و ترانزیتی را مسدود کرد و برای طالبان گفت تا موقع و سهم دادن به تمام اقوام ساکن در افغانستان به دولت، این دولت را به رسمیت نمی شناسد و برای پاکستان گفت دست از تربیه ی نظامی و آموزش و پرورش طالبان در افعانستان بردارد هیچگاه این خواست ازبکستان از سوی نیروهای طالبان پذیرفته نشد و پاکستان هم از این مساله اظهار بی خبری کرد.

روابط دوستانه بعد از حادثه 11 سپتامبر در آمریکا دوباره شروع شد و این کشور نسبت دادن پایگاه نظامی به آمریکا به ویژه ناتو راه ورود نیروهای حافظ صلح بین المللی را به افغانستان باز کرد. ازبکستان بعد از تشکیل اداره موقت همیشه افغانستان را کمک و یاری رساند حتی افغانستان را نقطه خطر و آسیب پذیر به کشور خود و آسیایی مرکزی می دانست از این حیث در کنار کشورهای کمک کننده قرار گرفت و افغانستان را تنها نگذاشت.

این دو کشور امروز روابط خوب و بزرگ دوستانه و عدم مداخله در سیاست های داخلی و خارجی همدیگر دارند و هر دو حس و مزایای خوب حکومتداری را برای هم تدارک می بینند پیشرفت و ترقی و گذر از حالت توهم زدگی و عقب ماندگی را در بودن همکاری های منطقه ای و ایجاد روابط خوب و یارایی دست کمک رسانیدن به همدیگر می داند در این میان ازبکستان یکی از قدرتمندترین همسایه های شمالی و دارای اشتراکات قومی، فرهنگی و پیوستگی جغرافیایی با افغانستان است.

ازبکستان کشوری نفت خیز و پر انرژی بوده همچنان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان طلا و نفت در جهان است. این کشور دومین کشور صادر کننده و چهارمین تولید کننده پنبه در جهان محسوب می شود. از حیث اقتصاد در آسیای مرکزی از اهمیت خوبی برخوردار است این کشور امروز در صدد تسلط یافتن بیشتری در آسیایی مرکزی است. روابط سیاسی خود را در این اواخر کوشیده است با در نظر گرفتن منافع روسیه و حفظ حس همگرایی خوب با این کشور با غرب و اتحادیه اروپا گسترش بدهد.

ازبکستان با روابط خوبی که با افغانستان دارد می تواند به سادگی و با در نظر گرفتن منافع افغانستان ساحه گسترش اقتصادی‌اش را با کشورهای آسیایی جنوبی برقرار سازد، جهت تبادل و صادرات و واردات افغانستان پل ارتباطی میان ازبکستان و آسیایی جنوبی می باشد از این لحاظ افغانستان نظر به جایگاه مهم جغرافیایی که دارد از اهمیت خوبی برخوردار است اگر دستگاه دیپلوماسی کشور به وجه احسن فعال باشد می تواند از این موقعیت استفاده اعظمی را کسب کند.

امروزه افغانستان قرارداد مهم نفت و گاز، ایجاد دهلیز هوایی، ایجاد خط تاریخی ابریشم و سایر قراردادهای کوچک کوتاه مدت و طویل مدت را با این کشور دارد. این کشور امنیت در افغانستان را امنیت در منطقه دانسته و کشت و قاچاق مواد مخدر، افزایش شبکه های تروریستی و عدم هماهنگی خوب در این زمینه را عامل سکتگی در بعضی امورات میان این دو کشور می داند.

نعیم فرزام


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
ازبکستان
افغانستان
روابط
نظرات بینندگان:

>>>   پل عبارت از یک گذرگاه در بالای دریا است که دو منطقه در دوطرف دریا را باهم وصل میکند.
اما ازین اصطلاح در دیگر ساحات نیز استفاده میکنند،مثلاً پل ارتباطی میان اشخاص و میان کشور ها و میان هزاران چیز دیگر.
اما در ساحه جغرافیایی،پل ارتباط عبارت از کشوری است که دو کشور دیگر و یا دو منطقه دیگر را با هم وصل میکند.
مثلاً افغانستان منحیث پل ارتباطی میان آسیای میانه و آسیای جنوبی.
اما خود افغانستان نمیتواند که منحیث پل ارتباطی میان افغانستان و آسیای جنوبی و یا میان افغانستان و آسیای میانه قرار گیرد.
زیرا افغانستان نمیتواند در عین زمان هم وصل کننده و هم وصل شونده باشد.
عین موضوع در قسمت ازبکستان است.
ازبکستان میتواند منحیث پل ارتباطی آسیای میانه و آسیای جنوبی و یا آسیای جنوبی و روسیه قرار گیرد.
اما ازبکستان نمیتواند منحیث پل ارتباطی میان ازبکستان و آسیای جنوبی قرار گیرد.

>>>   boor Raheel
وقتی اسپانویها در قرن شانزدهم به مستعمره سازی امریکای شمالی و جنوبی شروع کردند، شمار بومیان امریکا ۲۰ ملیون نفر بود در حالی که نفوس اسپانیا تنها هفت ملیون بود و از این هفت ملیون شاید تنها چندهزار نفر برای استعمار امریکا رفته بودند. اسپانیا موفق می شود که ملیونها بومی را برده بسازد و زیر کارهای اجباری به نابودی بکشاند.‌

چرا چنین شد؟ چرا ۲۰ ملیون انسان اسیر چندهزار شدند؟
گذشته از برتری اسلحه و دانش جنگی موفقیت اسپانیاییها در عزم و اراده شان برای تسخیر و برنامه منظم و پیگیر شان بود. در حالی که بومیان امریکا مصروف مدافعه بودند. نمی توانستند جمع شوند،‌ دشمن را بشناسند و به گونه یورشگرانه علیه دشمن عمل کنند و پیگیر باشند.‌ در هند نیز انگلیسها با همین وضعیت مساعد بود که موفق شدند.‌

در حال حاضر فاشیزم افغانی در کشور ما درست مانند استعمارگران عمل می کند. این کشور را و همه هستی و امکانات آن را غارت کرده روان استند و مردم را برده ساخته اند. از اقتصاد تا سیاست همه چیز در دست شان است. برای سایر مردم جز بردگی نقش دیگری نمی پذیرند و روا نمی دارند.

ملامت کیست؟ فاشیزم یورشگر ملامت است و یا مردمی که دهن شان باز مانده است و برای خود برنامه هایی ندارند و بار بار دل به آنهایی می بندند که سیل جهاد و مقاومت به ساحل سیاست شان کشیده است و دارای هیچگونه بینش،‌ درک،‌ اراده و برنامه سیاسی نیستند؟

ایا انتخاباتی که در راه است و حاکمیت فاشیستی استعماری حتی یک انچ از مواضع تمامیتخواهانه و اقتدارگرایانه خود عقب نشینی نمی کند راه نجات مردم است یا وسیله یی برای تحکیم حاکمیت فاشیستی؟
راه دیگر چیست؟ چه باید کرد؟

>>>   Salam
در هژده سال دستگاه حاكم هر كى و هر جنبش را كه براى اقتدار شان خطر پنداشته مى شد كشتند و سر كوب كردند از قتل جنرال داود و سيد خيلى و استاد ربانى و صد ها فرمانده ى ديگر تا به خاك و خون كشانيدن جنبش روشنايى و رستاخير و ساير خيزش ها . كشتن جوانان جنبش رستاخير در انظار عام صورت گرفت . من از مجرا ها و كانال هاى خبر دارم كه سر كوب جنبش روشنايى طرحش در رياست امنيت ريخته شد و به اين كاملن باورمند ام . اما سران جنبش روشنايى و رستاخيز نتوانستند از خون همسنگران خود تا اكنون دفاع كنند و عدالتخواهى نمايند، قانلان حاكمان ديروز و امروز اند و با دست باز به تحقق اهداف شوؤنيستى شان ادامه مى دهند . كشتن شيرخان جاى تعجب ندارد .


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است