عکس های خبری پنجشنبه 21 سرطان 97
 
تاریخ انتشار:   ۱۴:۰۸    ۱۳۹۷/۴/۲۱ کد خبر: 152623 منبع: پرینت




الیس ویلز، معاون وزارت خارجه آمریکا در امور آسیای مرکزی و جنوبی با گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی ملاقات کرد

حکمتیار معاون وزارت خارجه آمریکا



از سالروز امامت کریم آقاخان در بامیان تجلیل شد

سالروز امامت کریم آقاخان بامیان گرامیداشت

سالروز امامت کریم آقاخان بامیان گرامیداشت

سالروز امامت کریم آقاخان بامیان گرامیداشت



تصاویری از جاری شدن سیلاب در روستاهای پنجشیر

سیلاب ریزش کوه پنجشیر تلفات

سیلاب ریزش کوه پنجشیر تلفات

سیلاب ریزش کوه پنجشیر تلفات

سیلاب ریزش کوه پنجشیر تلفات



کمک های ارسالی به آسیب دیدگان پنجشیر

کمک آسیب دیدگان پنجشیر سیلاب تلفات

کمک آسیب دیدگان پنجشیر سیلاب تلفات



ده ها تن از هواداران حزب جنبش در سرپل درب دفتر کمیسیون انتخابات را بستند

هواداران حزب جنبش سرپل اعتراض دفتر کمیسیون انتخابات



معترضان در جوزجان خواهان استعفای ریس جمهور غنی شدند

اعتراض مردم جوزجان استعفا رییس جمهور

اعتراض مردم جوزجان استعفا رییس جمهور

اعتراض مردم جوزجان استعفا رییس جمهور



هواداران جنرال دوستم دروازه فرماندهى پوليس تخار را بستند

حامیان دوستم دروازه پولیس تخار

حامیان دوستم دروازه پولیس تخار



معترضان بغلانی شاهراه کابل-مزار را مسدود کردند

مردم بغلان اعتراض شاهراه کابل مزار



عکس اشرف غنی در بلخ و فاریاب پایین کشیده شد

عکس رییس جمهور بلخ فاریاب اعتراض

عکس رییس جمهور بلخ فاریاب اعتراض



کد(14)

این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
اسلاید خبری
افغانستان
نظرات بینندگان:

>>>   عجب !!! نسل جديد هزاره روشنفكر نبوت خود اشرف أنبياء را قبول ندارد چگونه است كه امامت آقا خان را تجليل مي نمايد ؟؟؟
با احترام. زنى از نسل قديم هزاره

>>>   تو نه زنی و نه از نسل قدیم هزاره بلکه از دشمنان سرسخت و فاشیست هر قومی
هزاره همانطوری که خود اعتراف کردی نه تنها که نبوت اشرف انبیا را قبول دارد بلکه هر شخص محترمی را نیز پاس می دارد
سلام

>>>   کل بیدین خجالت بکش تادیروز میگفتی تا امریکا در کشور است ما جهاد میکنیم مردان امریکای تو را که لایق دیدار نمیدانند چطور شد که با دیدار یک زن امریکایی هم راضی شدی،
ازین معلوم است که هرچی درگذشته گفتی همه دروغ محض بوده است

>>>   گلبدین روبروی کافر نشسته فقط که .....

>>>   به نظر دهنده اول!
هزاره هم سنی دارد و هم شیعه هم اسمعیلیه و هم خلقی و هم پرچمی.
فکر نکن که تمام هزاره های دنیا شیعه مذهب هستند.

>>>   الیس ویلز به گلبدین!
بسیار وقت ها شده بود که از شما احوال نداشتم. عین از زمانی که شما در پاکستان برضد شوروی جهاد میکردید و ما به شما کمک میکردیم.
گلبدین:
بلی شما راست میگویید. بعد از آن شوروی قوای خود را از افغانستان کشید و دولت افغانستان سقوط کرد و ما تنظیم های جهادی بین خود زد و خورد کردیم. امریکا ما را فراموش کرد. اما بالاخره من دیدم که نمیشود و مجبور شدم صدارت دولت ربانی را قبول کنم و من نیز مثل ربانی به شوروی و ایران پیوستم.
همین بود که مورد غضب امریکا و پاکستان قرار گرفتیم و یک گروپ پاکستانی را بنام طالبان، به جان ما فرستادند.
ما فرار کردیم و به پنجشیر رفتیم و از آنجا به تاجکستان و از آنجا به ایران.
ما در ایران بودیم که حادثه یازدهم سپتامبر رخ داد و قوای امریکا داخل افغانستان شد. ما به دولت ایران پیشنهاد کردیم که ما چه کنیم؟
مقامات ایرانی به ما دستور دادند که هیچ، منتظر دستور ما باشید.
بعدآ جلسه بن تشکیل شد و دولت جدید انتقالی تشکیل شد و همه دنیا ازین دولت به شمول ایران پشتیبانی کردند و چک چک کردند و با رهبران جدید بغل کشی کردند و من فکر کردم که حالا دولت ایران مرا نیز به افغانستان میفرستد تا یک چیزی مقرر شوم.
دفعتآ از سپاه پاسداران به من دستور آمد که شما به پاکستان بروید و بر علیه قوای امریکا در افغانستان جهاد کنید.
گفتم: وی، شما خو دولت افغانستان را به رسمیت شناختید و رییس جمهور شما با کرزی بغل کشی کرد!
گفتند: شما را به این گپ ها غرض نیست. شما وظیفه خویش را بشناسید.
همین بود که من باز به پاکستان مهاجر شدم و باز جهاد من شروع شد. اما این بار در مقابل قوای امریکا در افغانستان.
زمانی که دوران کرزی خلاص شد و دوران اشرف غنی شروع شد. اشرف غنی از سه طرف توسط تاجک ها و ازبک ها و هزاره ها احاطه شد و نزدیک بود که علیه او کودتا کنند و او را از بین ببرند.
اینجا بود که کرزی و اشرف غنی هردو هم دست شدند و مرا از پاکستان خواستند و با کاروان موتر ها و راکت انداز ها مرا به کابل انتقال دادند تا تاجک ها و ازبک ها و هزاره ها را بترسانند.
در کابل نیز اوضاع به یک حال نیست.
گاهی وزیر خارجه ایران به کابل می آید و با وجودی که روابط صلاح الدین ربانی با اشرف غنی خوب نیست، وزیر خارجه ایران با صلاح الدین ربانی ملاقات میکند و من مجبورم بدوم و با صلاح الدین ربانی ملاقات کنم و به او به خاطر شهادت پدرش تسلیت بدهم.
با وجودی که من از اول مخالفت خود را با دولت اعتلافی اعلان کردم، باز مجبور میشوم که به ارگ ریاست جمهوری بروم و در جلسه اشتراک کنم و غالمغال من همرای محقق معاون ریاست اجرایی بر آید.
حالا من بیخی کله گنکسک شدیم، نمیدانم چه کنم؟
در انتخابات شرکت کنم؟ شرکت نکنم؟ از رهبری حزب اگر استعفی بدهم و پسر خود را به جایم مقرر کنم، ارغندیوال نمی ماند که من این کار را کنم.
زیرا او میگوید که رهبری حزب میراثی نیست که تو به پسرت میدهی.
حالا شما بگویید که من چه کنم؟

>>>   زهر بخور .
سلطانی گردیز

>>>   افسوز به دولت که چند اوباش وبی سواد را گرفته نمیتواند در بین این کسانیکه جمع شدن کدام تحصیل کرده هم معلوم نمیشود همگی شان بیسواد ها استند.

>>>   کل بیدین خجالت بکش تادیروز میگفتی تا امریکا در کشور است ما جهاد میکنیم مردان امریکای تو را که لایق دیدار نمیدانند چطور شد که با دیدار یک زن امریکایی هم راضی شدی،
ازین معلوم است که هرچی درگذشته گفتی همه دروغ محض بوده است

>>>   به نظر دهنده هفتم!
وی، چطو زهر بخورم؟
زهر بخورم که چوکی من را ارغندیوال اشغال کند؟
تا که مه بچی خوده به ریاست حزب نرسانم، چوکی را ایلا دادنی نیستم.
پیش ازین که کرزی چوکی خود را به اشرف غنی بدهد، بچه خوده در سر چوکی شاند و گفت:
بچیم! خوب چند گوز سخت بزن که ازی چوکی تا وقتی که خودت به ریاست جمهوری میرسی، هیچ کس خیر نبیند.
بعد خانه سامان ارگ را خواست و برایش گفت: این چوکی را هیچ کس حق تبدیل کردن ندارد.
من این چوکی را از قندهار آوردم و درین چوکی بنیان گزار افغانستان، یعنی احمد شاه بابا نشسته است.
حالا از روزی که اشرف غنی درین چوکی نشسته است، از گوز بچه کرزی در چوکی، یک روز او روز خوش را درین چوکی ریاست جمهوری ندیده است.
گاهی همراه داکتر عبدالله جنجال دارد، گاهی همراه هزاره ها و جنبش روشنایی، گاهی همراه استاد عطا و گاهی همراه دوستم.
حتی من را نیز ازپاکستان منحیث پشتون خود گرفته آورد، حتی من این دولت اعتلافی را به رسمیت نشناختم.
حالا فکر کن که ای گوز بچه کرزی چقدر بد بو بوده است که حتی بالای من نیز تاثیر کرد.
خدا داند که پیش از نشستن درین چوکی چی را خورده بود؟
شاید به دفتر معاونیت اول ریاست جمهوری رفته بود و از زمان مارشال صاحب فقید، کدام توته تلقان پنجشیر در روک میز اش مانده و کهنه شده بود و او همان تلقان را خورده بود.

>>>   براستی که هزاره از هزار راه آمده!

>>>   باید سامان خودرا گلبدین از بیخ ببرد این نامرد با یک زن امریکائی ملاقات میکند امریائی ها هم زن های خود را نزد رهبران جهادی میفرستند که اگر بتوانند همین زن ها این ناهردهارا راصی بسازند
صادقی

>>>   زنکه امریکایی به کلبدین:
او لوده ایقه دیر کجا بودی
کلبدین :
والا چی بگویم هر چی کلانا دستور میداد انجام میدادیم

>>>   زنکه امریکائی:او لوده دالر های که من داد مت چه کردی؟
گل بی دین: تا حال همو دالر هارا خرچ کرده تا این جا رسیدم.
زنکه امریکائی: تو خو گفتی که تاوقتی ما اینجا باشیم نمی آئی؟
گل بی دین: بی شما جائی ربته نم توانم.
زنکه امریکائی: حالا به وفاداری ات تسلیم.

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت خود را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است