راه پیش روی غنی، اجماع یا تکروی؟
زمانیکه حکومت در اختلاف های شدید درونی هیچ نشانی از اجماع سیاسی ندارد چگونه می تواند در صحنه بین المللی حرف دم از صلح بزند و دیگران را به چالش بکشد؟ 
تاریخ انتشار:   ۰۹:۵۵    ۱۳۹۷/۲/۱۴ کد خبر: 150634 منبع: پرینت

روند توزیع شناسنامه های الکترونیکی آغاز شد، اشرف غنی این روند را باعث پیشرفت و ثبات افغانستان دانست اما داکتر عبدالله توزیع اینگونه شناسنامه ها را باعث اختلاف بیشتر در کشور تلقی کرد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، اشرف غنی همواره با بی اعتنایی به فضای سیاسی جاری کشور می نگرد و با تکیه بر مشاوره برخی مقام های قوم گرایی ارگ که سعی در تقابل به مخالفان حکومتی دارند در روزهای جاری بحران آفرین بوده است.

تصمیم هایی که عملا نه بویی از آینده نگری دارد و نه در آن منافع ملی گنجانده شده است، اینکه مخالفان و مردم، حکومت را یک دولت قبیله گرا می دانند از حقیقت دور نیست و این در حالی می باشد که اشرف غنی طی بحران به وجود آمده نه تنها مدیریت آن را به دست نگرفت بلکه خود بر آتش آن افزود، از بی اعتنایی به خواست مردم تا برگزاری نشست صلح.

از سوی دیگر، حمایت امریکا و غرب از حکومت ریاستی بر کل افغانستان سبب یکه تازی های اشرف غنی شده است زیرا قوم پشتون تنها گزینه برای حکومت داری از سوی قدرت های می باشد که افغانستان را از سال 2001 در سیطره خود دارد.

اجماعی سیاسی که از نام حکومت بر می آید هیچ گاه به منظر ظهور نرسید، اگر در ابتدا جامعه خوشبین به گذشته بین المللی اشرف غنی و لقب متفکر دوم بودند اما چیزی نگذشت که با تفکر قوم گرایی و قدرت طلبی وی با جنگی گسترده تر و ناامنی های بیشتر دسته و پنجه نرم کردند.

اختلاف های عمیق درون حکومتی عملا به نبرد قومیتی بدل شده است، ارگ تنها پذیرای مقام های پشتون است و هر رهبری غیر خودی را با دسیسه و معامله پس می زند و آنچه رخ داد ضربه سنگینی بر نیم بند ثبات افغانستان وارد کرد.

گروه های تروریستی به مانند طالبان با استفاده از فرصت هرج و مرج حکومت توانستند به اهداف خود دست یابند و با ایجاد رعب و وحشت بیش از پیش مردم را بی اعتماد به دولت کرده تا آنجایی که کابل با سیل نظامیان امنیتی به آسیب پذیرترین شهر کشور بدل شده است.

در حالی که مقام ها رودروی یکدیگر قرار گرفته و اتهام های سنگینی به چهره های خاص ارگ وارد می کند و تنها عبدالله با همان رویکرد مصالحه خو پای قدرت و مقام خود ایستاده است، فردی که اگرچه نماینده حزب جمعیت و قوم تاجیک در حکومت می باشد اما با کنارآمدن با سیاست ارگ در پی حفظ وجهه خارجی خود در میان جامعه جهانی است.

اشرف غنی با حکومتی سعی در به سرانجام رساندن اهداف قبیله ای است که مشروعیت خود را از حمایت مردم می گیرد، مردمی که اکنون در شهرهای مختلف علیه حکومت و ضعف های شدید امنیتی خواهان برکناری وی از قدرت هستند.

رییس جمهور با مواجه با اختلاف های درونی سعی کرد که در نشست صلح به اجماع جهانی دست یابد در حالی که کشورهای شرکت کننده در آن نیز با اشراف به ضعف حکومت افغانستان خود خواهان رابطه با طالبان هستند.

آنچه در نشست کابل رخ داد آینه تمام قد اوضاع سیاسی افغانستان بود، همان سیاستی که مردم خشمگین از آن به خیابان ها آمدند و حزب جمعیت اسلامی در اتحادی دوباره خواستار برکناری حنیف اتمر شد.

و همانگونه که اجماع داخلی در کشور وجود ندارد در شکل بین الملل آن نیز از میان رفته است زیرا قدرت های دور از افغانستان با اعمال سیاست های منفعت جویانه خود جنگ را به میدان رقابت بدل کرده و کشورهای نزدیک نیز بدون درنظر گفتن حکومت افغانستان دست به روابط با گروه تروریستی طالبان می زنند.

در این میان اشرف غنی که هیچ گاه طالبان را دشمن خطاب نکرده و همچنان خواهان مصالحه با این گروه به مانند حزب اسلامی است عملکردی چند گانه به روند صلح دارد، هم طالبان را تشویق به گفتگو کرده و از سوی دیگر انتقادهای آشکارا و بی ملاحظه خود را در هر فرصتی رهسپار پاکستان می کند در حالی که به خوبی از نفوذ اسلام آباد بر این گروه تروریستی آگاه می باشد.

حال این سوال به وجود می آید که حکومت اشرف غنی می تواند با مخالفان خود به توافق برسد و از بحران گذر کند؟ جواب هرچه باشد اما بدون اجماع داخلی هیچ حکومتی قدرت بقا نخواهد داشت و آشوب سرانجام به فروپاشی می رسد به مانند حکومت داکتر نجیب و هرج و مرج های پس از آن.

کد (18)


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
غنی
تذکره
عبدالله
نظرات بینندگان:

>>>   نگذارید که قبیله گرایان فاشیست به اهداف شان برسند.
در انتخابات شرکت کنید و به کاندید های دارنده تذکره قبیله نه بگوییو.

>>>   افغان یا اوغان تنها نام یک قوم ناقل افغانستان است
ظهور قبیله بنام افغان « پشتون » در ( سال 1018 ه .ق ) ازکوه های سلیمان در شمال غرب پاکستان کنونی در مرگز شهر مستنگ در تاریخ یمنی محاربات سلطان محمد از افغانان و محل سکونت آنان در وادی رور سند و اطراف کوه های سلیمان در هند نام برده است و از توابع ایالت سند و از اجزاء پاکستان کنونی می باشد.
سید محمد یعقوب هروی در تاریخ نامه ی هرات، نیز این واقعیت را می نویسد زیستگاه اوغان« افغان » یکی از ولایات مکران بوده است.
شهر مستنگ شامل دهات بسیاری بوده است چنانکه در حاشیهء کتاب تاریخنامه ی هرات هم ذکر شده است که: شهر مستنگ یا مستنج را استخری و مقدسی هر دو در آثار خود اسم برده اند.
وقتی تاریخ خراسان قدیم (افغانستان امروزی) را بررسی نماییم طایفه ی افغان و کشوری به نام افغانستان در تاریخ و جغرافیای کشور ما موجود نیست و مردم ما که امروز برخلاف صریح اسناد تاریخی افغان نامیده می شود هیچ گونه تعلقی به افغانستان دیروزی و مردم آن سرزمین که اوغان=افغانها بوده اند، ندارد.
ابوریحان بیرونی در کتاب تحقیق ماللهند نوشه است قبیل افغان در کوه های غرب هندوستان به سر می بردند وتابه حدود رودخانه سمندر میرسد.

مرحوم میرمحمد صدیق فرهنگ می گوید واژه ی پشتون و افغان در آثار نویسدگان وشا عران این قوم این قوم با مفهوم واحد به جای یکدیگر استعمال شده اند. بنا براین بطور کلی واجمالی میتوان گفت که خود پشتونها ترجیحاً خود را پشتون گفته اند، درحالیکه فارسی زبانان آنان را افغان وهندیان، پتهان نامیده اند وهرسه کلمه از سدۀ شانزدهم به بعد در کتابت راه یافته ودرمعنی واحد بکار رفته است.

دیگر کشور نیز به معنی واحد ویکسان هردو واژه ی پشتون وافغان تأکید میکند: «هنگامیکه زبان پشتو به مرحلۀ خط وکتابت رسیده است کلمات افغان وپشتون درآثار نویسندگان وشاعران این قوم با مفهوم واحد به جای یکدیگر استعمال شده اند. بنا براین بطور کلی واجمالی میتوان گفت که خود پشتونها ترجیحاً خود را پشتون گفته اند، درحالیکه فارسی زبانان آنان را افغان وهندیان، پتهان نامیده اند وهرسه کلمه از سدۀ شانزدهم به بعد در کتابت راه یافته ودرمعنی واحد بکار رفته است.»


هموطنان آگاه قلم بدست افغان تنها نام یک قوم از اقوام افغانستان است و افغانها نام ها تاریخ و فرهنگ و استوره یکسان با افغانستان ندارند بلکه بر ضد ان هستند و تلاش دارند هویت تک قومی خود را بر‌دیگر اقوام تحمیل میکنند. آنها بتنهایی در افغانستان حکومت تک قومی دارند و دیگر اقوام را در معادله قدرت راه نمی‌دهند.

داشتن دوکتورای غنی فقط تفرقه بهتر و سیستماتیک تر بین تمام اقوام شریف سرزمین مان و جایگزین کردن فاشیست های قبیله و کوچی های متعصب بجای آزادیخواهان نو اندیش را به ارمغان آورد .
عزیزان اقوام مختلف با سیاست های متفاوت باید بکوشند در اطراف واژه های وحدت و همدلی که یگانه راه نجات از دست متعصبان فاشیست و سران به قدرت رسیده پوشالی طاغوتی است جمع شده و با وحدت و همدلی تمام برای ساختن سرزمینی آزاد و مستقل و متکی بخود و دور از فاشیست های زمان بکوشند .

تاجیک گرسنبل است
افغان بلبل است
هزاره شاخ گل است
ازبیک خوگل است
پشه ای ساقه است
ترکمن خودل است
هرکس گوید همه افغان است
نادان , جاهل و بی ایمان است

منابع و ما خذ :
1_ آکا دمیسین دکتر عبدالاحمد جاوید، مقاله کابل در گذار گاه تارخ ، مجله سباوون ، سال اول دلو1366.
2_ میر غلام محمد غبار، جغرافیای تاریخی افغانسان
3_ عبدالحی حبیبی ، مجله آریانا کابل 1348
4 -- فرهنگ، میر محمدصدیق، افغانستان درپنج قرن اخیر، جلد اول، ص 6
5 _ ولادمیربارتولد، تشریح جغرافیا تاریخ خلافت شرقی ، ترجمه عرفان چاپ تهران صفه 374
6 _ محمد امین زواری ، جغرافیای تاریخ بلخ، بنیاد موقفات افشار، تهران 1388 .
7—غفور روف باباجان . تاجیکان . تاریخ قرون وسطی و دوره نوین دوشنبه انشار وزرات فرهنگ وارشاد اسلامی 1377.

>>>   به او تاجیک آگاه از جرافیای و تاریخ نیکان خود وارث این سرزمین آفتابی « کابلستان ، زابلستان ، تخارستان و بلخ بامی » است که هویت شتروانی ناقل اشرف غنی احمدزی کوچی آمده کوه های سلیمان پاکستان را به پذیرد.
فخر ملی میلت تاجیک هو یت مولاناجلاالدین بلخ ، ابوعلی ابن سینابلخی ، عبدالرحمن جامی ، ناصر خسروقبادیانی ، ابوریحان بیرونی ، رابعه بلخی , دقیقی بلحی ، عنصری بلخی ، عبدالحی گردیزی ، سنایی غنزنویی ، ابوعبدالله جعفر رودکی , صوفی عشقری ، وآصف باختری ، استاد خلیل الله خلیلی افتخار علم و تمدن فرهنگ خراسان را زیر نسب کم اصل کوچی شتروان برد ؟
حقیقت همین است فاشیستان مزدور پاکستانی ها دشمن بشریت از هر طریق کوشش دارند که هویت تحمیلی تجعلی را بالای مردم مهربان ها هویت افغان آمده کوه های سلیمان را با هزران چال فریب بقبولاند اما هرگز فراموش نکنند که هرگز یک تاجک اصیل تاج دار آگاه از جغرافای و تاریخ نیکان در سرزمین آفتانبی خود هرگز هویت خویش را معامله نمی کند تاجیک های مهربان شجاع دلیر باید از خواب گران بیدار شوید و متحد حق ماست هویت پنجهزار پنجصد سال قدامت زبان در این سر زمین آفاتابی ما که جهان امروز بالای زبان ما افتخار دارند.

>>>   تا زمانیکه قظعات نظامی اتحاد شوروی وقت در افغانستان حضورداشت، مزدوران سر به خم تمام دساتیر را اطاعت می کردند با همه اختلافلات که بعد با خروج روس ها از افغانستان منجر به خشتک کنی بین شان شد، ارام بودند. اکنون نیز وضع به همین منوال است تا کشور در اشغال امریکا است، هیچ مزدوری هیچ بدی کرده نمی تواندکه آنهم منجر به هرج و مرج شود.الی اگر بادار لازم ببیند.
شعیب

>>>   غنی فاشیست و ضد مردم در تحمیل هوبت جعلی و فاشیستی ناکام است غنی در عموم امور کشوری و اداری ناکام بوده است

>>>   واقعاخیلی بدبخت هستیم دردنیا تمام افغانستانی را به نام افغانی میشناسد حالا یکی سر آدمی بدبخت فلک زده دنبال حذف این است
اکرخیلی هنر دارد رفراندوم برگزار کنید اسم افغانی را تغیر دهد نه اینکه باروش که فهمیده می شود که آدم گش که هست
احمالا تمام آدم گش ها ازطرف داران عبدالله است حالا کار می کند به همان وضعیت گشتار باقی بیماند

>>>   شروفساد نه تاجک است نه پشتون نه افغان فقط دزد است ، کاش شما مردم خوب می بودید تا حال مردم شمارا تائید ودنباله رو شما میبودند ،وقتی صلاحیت یافتند همه دیپلماتها باید پنشیری باشد ، همه وزارت هاباید پنشیری باشد وزمانیکه منافع شخصی خود شان صدمه دید به نام قوم جنجال براه می اندازند هیچکس به شما اعتماد ندارد ، در بین خود هرکدام اینها یک انجو بنام حزب ساخته قانونی بنام حزب افغانستان نوین ، امرالله صالح بنام روند سبز ، عبدالله ومسعود خیل ها بنام شورای نظار ،دین محمد بنام روندحفاظت ازجهاد ،هرکئام اینها خودرا نابغه ورهبر فکر میمکند ودر بین تمام شان یک شخص صادق با دانش که مورد قبول اقلا پنج فیصد همه اقوام باشد ، اینها نه با دوستم ساختند، نه با اسمعیل خان ، نه با شهید مزاری ، نه با گلبیدین ،حتی بهمان استاد ربانی صادق نبودند ،استادسیاف سالها درکنار شان ایستاد اما زمانیکه خودرا کاندید ریاست پارلمان ساخت که واقعا مستحق وسزاوارهم بود قانونی درمقابلش خودرا کاندید کرد ، بنام تاجک جز خود هیچ کس را نمی خواهند
ر

>>>   اینکه کدام قوم از کجا آمده هیچ عیبی ندارد مهم عملش است که چی میکند ،مخصوصا زمانیکه صاحب صلاحیت وقدرت باشد ، مثلا دیدیم احمد شاه بابای کبیر یک کشور را تاسیس کرد مورد تحسین دوست ودشمنش واقع شد با کیاست وسیاست حکومت کرد تا توانست عادل بود ، این نمونه اوغان ،
یک زمانی به توطئه انگریز پاشا گردشی آمد ونوبت به تاجک رسید سقو خیل صاحب قدت شد چی ظلمی چی فجایعی بود که نکرد ،داستان های سیاه از جهالت وبیسوادی ازخود باهمان وقت محدود بجا گذاشت که تا ابد روی وارثینش را سیاه نمود،
پشتون ها قوم بزرگ صاحب شجاعت عدالت گرا، منصف ، پای بند دین وسنت وعنعنات خویش هستند ،ده ها مثال ازین بابت آورده میتوانیم ، اگر راه درست را انتخاب کرد با نادرست بهمان تصمیمش استوار وپابند است پله بین چاپلوس ، ابن الوقت ، ترسو سست عنصر نیست ،
همینکه دوصد سال حکومت کردند منبعد هم میکنند ،درجوی که آب رفته باشد بازهم خمیرود ،
آنکه هفت اقلیم عالم را نهاد
هرکسی راهرچه لایق بود داد
منفعت وسلامت افغانستان درین است که رهبری بدست پشتون ها باشد ، صرف انان میتوانند ما تاجک هارا از ظلم دزدی غارتگری که پیشینه تاریخی ماست بازدارند ، تاجک ها با خصوصیاتی که دارند هیچگاهی نمیتوانند در راس حکومت باشند وبه نفع همه است که نباشند ،
( ر )

>>>   از ترکـیـه :
نمایندگان احزاب جنبش ملی اسلامی، جمعیت اسلامی، وحدت اسلامی مردم افغانستان، شوراهای مردمی لوی کندهار، لوی مشرقی و لوی پکتیا شب گذشته در انقره محل اقامت جنرال دوستم گرد هم آمدند و طرح یک ائتلاف بزرگ ملی را پایه گذاری کردند.
شخصیت هایی چون عطامحمد نور، احمدضیاء مسعود، ظاهر قدیر، همایون همایون و لالی حمیدزی در این ائتلاف شب گذشته با جنرال دوستم به رایزنی پرداختند.
گفته می شود ائتلاف بزرگ ملي با ساير جريانها و شخصيت هاي تأثير گذار ملي براي پيوستن شان به اين ائتلاف در حال چانه زني و مذاكره است

>>>   من از اشرف غنی دهن گنده و ترسو از ته دل نفرت دارم ولی این بمعنی ان نیست که اگر اشرف غنی بگوید که خدا واحد است من با ان مخالفت کنم.

>>>   درتذکره های ماباید یک تصویر ( مشک )باشد که نشان دهد ما سـقـو هستیم !

>>>   برای اینکه وحدت ملی حفظ گردد باید بالای یکی از شترها یک مشک آب هم می گذاشتند به این معنی که ما سقو هستیم !

>>>   کشور در آتش جنگ میسوزد اما یک گروه خاص تمامیت خواه پیهم به ایجاد بحران میپردازند:
. نتایج انتخابات را قبول ندارند،
. اسم افغانستان را قبول ندارند،
. ملیت افغان را قبول ندارند،
. نظام دولتی متکی به قانون اساسی را قبول ندارند،
. برطرفی خودرا از بستهای دولتی قبول ندارند،
. پیوسته برای افزایش نقش خود در دولت بالاتر از ۵۰ درصد در تکاپو هستند،
. حاکمیت دولت مرکزی را در ولایات قبول ندارند،
. خود را وارث بلا منازع جهاد میدانند،
. غضب عواید گمرکی، غضب زمینهای دولتی، استفاده شخصی از کمکهای خارجی، اختلاس قراردهای دولتی و غیره را حق خود و پاداش جهاد میدانند،
. زبان دری را قبول ندارند،
. مصطلحات مروج ملی و اداری در کشور را قبول ندارند،
. تاریخ کشور را قبول ندارند،
. قانون اساسی را قبول ندارند،
. سیاست ایجاد بحران را در هر قدم برای تضعیف دولت استراتژی رسمی خود ساخته اند،
. گناه هر حادثه تروریستی را بدوش زعامت مقامات پشتون تبار دولت می اندازند،
. و ده ها مثال مانند فوق.
با اینحال آیا میتوان انتظار داشت پروژه های انکشافی تطبیق گردند، تجارت رونق یابد، اداره دولت سالمتر گردد، زندگی مردم بهتر شود، دولت و قوای امنیتی با موثریت عمل کنند، طالبان از جنگ دست بردارند، پاکستان به حاکمیت دولت افغانستان احترام گذارد و انتخابات آینده در فضای سالم برگزار گرد؟

>>>   اگر هویت ملی ما افغان نیست پس چیست؟. در افغانستان عمدتاً دو قوم در اکثریت اند . پشتون ها و تاجیک ها ولی این کشور هیچگاه پشتونستان و یا تاجیکستان نام نه داشت. نام یک کشور به اساس نام مردمانش گذاشته می شود. در اروپا مثلاً جرمن، فرانس، انگلیس ... در اسیا مانند هندستان، ارمنستان، ...
این خطه از سه صد سال به این طرف و یا حد اقل بیش از صد سال به نام افغانستان یاد شده است
حسیب

>>>   هرزمانی حادثه خونینی درکابل واقع شد یک هفته بعد ریاست امنیت نانلی یا شرکت انحصاری پنشیر وردک اعلامیه صادر میکند:
یک گروپ که می خواستند وزارت داخله وزارت دفاع سفارت امریکا ، ارگ ، دافغانستان بانک را ازروی نقشه زمین محو سازندتوسط موظفین بیدار امنیتی بالفعل دستگیر شدند واز حادثه مشابه 11سپتامبر جلوگیری شد!!!
حتی دروغ گفتن را هم بلد نیستند ،اگر اخبار گذشته هارا مرور کنید همیشه بعد از یک واقعه یک هفته بعد امنیت اعلام کرده که یک گروپ انتحاری را دستگیر کرده، اگر خدانکند فردا بازهم درکابل حادثه واقع شود یک هفته بعد بازهم میگویند گروپی انتحاری را دستگیر کردیم !!!

>>>   من از محترمه خانم اول کشور احترامانآ خوهشمندم که بافت اقوام افغانستان را خوب تر مطالعه نموده وبه داکتر صاحب غنی بگویند که من مادر کلی شهروندان افغانستان هستم نه از پشتون ها ( افغان ها ) وهر گاه غنی صاحب تذکره موقتی با چند نفر سران استفاده چوی اخذ کردند و خانم صاحب اول کشور غنی صاحب را قناعت دیهند که باعث تجزیه شهروندان افغانستان در این دوره ریاست شان نگردند که تاریخ حافظه زمان است و خود را با درج کلیمه افغان و سمبول شتر محکوم تاریخ نسازند و مصالح ملی کشور را گرفته و حتی محروم ترین شهروندان کشور که حتی اهل هنود است از هویت شان محروم نگردند . وعواقب بعدی را تحلیل نمایند . با عرض و حرمت .
زره


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است