دلخوشی نوروز را از این مردم نگیرید
تبعات و آثار کفر خواندن و ستیزه جویی این عید باستانی و بزرگ پارسی زبانان در منطقه و جهان، قرابت و نزدیکی بیش از پیش این تبار در دیگر کشورها؛ کمتر از نابودی بت های بامیان و تخریب مظاهر تمدن کشورمان نیست 
تاریخ انتشار:   ۱۴:۵۵    ۱۳۹۷/۱/۱ کد خبر: 148887 منبع: پرینت

حمله انتحاری در روز اول عید بار دیگر مردم ما را عزادار ساخت که در این حمله حدود 60 تن از مردم بی دفاع ما کشته و زخمی شدند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpape)، متاسفانه در کشوری که معدود دلخوشی ها و اعیاد و ایام جشن و پایکوبی دارد که آنهم بلااستثنا با انتحاری ها و انفجارها یا بلایای غیر مترقبه ی دیگر آمیخته و خون به دل مردم ملکی می کند؛ چنان موج فرافکنی دینی و تعمیم دادن مذهب به مسایل اجتماعی و فرهنگی زیاد است که منجر به دین زدگی و دین گریزی افکار عمومی شده است.

گرچه همه ساله با پایان ماه حوت و فرارسیدن ماه حمل، جشن باستانی نوروز و عید بزرگ مردم ملکی فارغ از طمطراق های مذهبی و دینی با شکوه خاص خود در جای جای جهان و به ویژه مزارشریف برگزار می شد و اندک التیامی بر دلهای محزون افغانستانی ها بود؛ اما...

اما گویا عده ای از علمای تندرو و ملاهای هرگز مکتب نرفته و با تفکر افراطی و طالبانی بدون سلاح گرم و البته مجهز به سلاح تحریف و تندروی مذهبی، عزم خود را جزم کرده اند تا این اندک دلخوشی و آن دلگرمی ناچیز را از زنان و کودکان این سرزمین بگیرند و به یغما ببرند.

شاید به جرات بتوان گفت تبعات و آثار کفر خواندن و ستیزه جویی این عید باستانی و بزرگ پارسی زبانان در منطقه و جهان که خواستگاه آن به نوعی مزارشریف و همراه با جشن میله گل سرخ و قرابت و نزدیکی بیش از پیش این تبار در ایران و افغانستان و تاجیکستان است؛ کمتر از نابودی بت های بامیان و تخریب مظاهر تمدن کشورمان نیست چرا که...

چرا که جز بعد عمومی و اجتماعی آن که اندک روزهای جشن و سرور فارغ از غصه ی همیشگی نان و امنیت برای مردم ملکی به شمار می رود؛ از بعد فرهنگی و اقتصادی نیز می تواند تا حد زیاد و قابل توجهی به کار توسعه مناسبات غیر دیپلماتیک و گسترش پیشینه های فرهنگی و ترویج چنین جشن های مشترکی باشد و منجر به تبادلات کالاهای فرهنگی و میزبانی از میهمانان نوروزی باشد.

متاسفانه ملاهایی که تفاوت چندانی با طالبان ندارند و صرفا در جایگاه متزلزل مورد قبول عده ای مردم ملکی از همه جا بی خبر قرار دارند؛ پس از آنکه دخترکان این سرزمین را از نعمت تحصیل و سوادآموزی محروم کردند، از اعتماد اولیا برای تجاوز به بچه ها زیر سایه ی تعلیم شعایر دینی سوء استفاده کردند، موجب دین زدگی و دین گریزی جوانان و نسل نو شدند و خرافات را ترویج ساختند؛ اینک دستاویزی جز نوروز نیافته اند تا با کفر خواندن و ستیزه با فرهنگ پارسی زبانان، مستقیم بر قلب تمدن و فرهنگ باستانی افغانستان نشانه روند.

کد (8)


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
نوروز
خوشی مردم
افغانستان
نظرات بینندگان:

>>>   در حکومت وحدت ملی اداره کشف واستخباراتی موجود نیست ، تنها دوصد ارگان کشفی در چوکات وزارت داخله ریاست امنیت نا ملی ف ووزارت دفاع هست امتیاز میگیرند جنرالی میگیرند مدال میگیرند اما زیاده تر وقت شانرا در اختطاف تجار سرمایداران ملی ویا دسیسه سازی مصرف میکنند
کمپنی خصوصی پنشیر وردک که سابق بنام ریاست امنیت ملی یاد میشد ، ریاست تروریزم وزارت داخله ریاست تروریزم وزارت دفاع ، ریاست استخبارات وزارت داخله ، ریاست کشف وزارت دفاع وده ها ریاست دیگر بشمول تشکیل استخباراتی مشاوریت امنیت ملی ،
اینها همه مصروف پول جمع کردن هستند خواه از طریق اختطاف باشد خواه از طریق سرقت مسلحانه باشد بنا وقتی برای شان باقی نمیماند حکه8 در مقابل اشرار پاکستانی کاری کنند
ر

>>>   نوشته ء مهران موحد : در چند سال اخیر در افغانستان، همین‌که تقویم جلالی در آستانۀ نوروز قرار می‌گیرد، بازار بحث و جدل‌ها و بگو‌مگوها راجع به نوروز گرم می‌شود و مناقشات در‌باره حلال یا حرام بودن نوروز بخش مهمی از محتوای رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی را به خود اختصاص می‌دهد.‌ معمولاً مردم به دو دسته تقسیم می‌شوند. یک دسته نوروز را آیینی غیر اسلامی می‌شمارند و تجلیل از آن را مخالف آموزه‌های اسلامی تلقی می‌کنند. بخشی از علما و تحصیلکرده‌های مذهبی در این دسته جای می‌گیرند. دسته‌ای دیگر، بر تجلیل هرچه شکوهمند آن تأکید می‌ورزند و از آن به عنوان نمادی از هویت ملی و بخشی از فرهنگ غنا‌مند این آب و خاک یاد می‌کنند.
پیشینه نوروز در افغانستان
نوروز در حوزه تمدنی‌ای که افغانستان هم بخشی از آن است ریشه‌ای عمیق دارد و با هویت و فرهنگ مردمان این منطقه عجین شده و تا هنوز هیچ عنصر بیرونی‌ای نتوانسته سنت‌های نوروزی را از یاد مردم ببرد.
مردم در افغانستان تا پیش از شروع جنگ‌ها، نوروز را با برگزاری مراسم و آیین‌های ویژه به صورت با‌‌شکوه تجلیل می‌کردند. در آن زمان، عالمان مذهبی که اسلام سنتی را نمایندگی می‌کردند واکنش تندی در برابر برگزاری جشن نوروز نشان نمی‌دادند و اگر خودشان در این قبیل مراسم شرکت نمی‌ورزیدند، دست‌کم دیگران را از شرکت در آن برحذر نمی‌داشتند.
وقتی دوره جنگ‌های خونین رسید، طبعاً توده مردم حوصله و فرصت این را نداشتند که مراسم تجلیل از نوروز را برگزار کنند و از این رو، بحث جدی‌ای در این باره در میان موافقان و مخالفان نوروز صورت نمی‌گرفت. رژیم‌های سیاسی هم چندان اعتنایی به این مسایل- چه سلباً و چه ایجاباً- نداشتند چرا که این رژیم‌ها دغدغه‌های بزرگ‌تری را در سر می‌پروراندند. اما وقتی گروه مذهبی طالبان که حنفی اما سلفی‌مآب بودند قدرت را به دست گرفتند از جمله آیین‌هایی را که ممنوع ساختند آیین‌های نوروزی بود.
پس از سقوط رژیم طالبان، افغانستان وارد مرحله تازه‌ای شد. در طی چند دهه، افغانستان کاملاً در قیاس به گذشته دگرگون شده بود و دگر‌دیسی‌های ژرفی را از سر گذرانده بود و طیف‌های گوناگون با آبشخورهای فکری مختلف را در خود جای داده بود و به همین دلیل هر گروه با استفاده از فضای بازی که پس از سقوط طالبان به وجود آمده بود عقاید و افکار خود را برملا می‌کرد و به تبلیغ آن می‌پرداخت. یکی از مسایلی که در چنین فضایی به آن بسیار پرداخته شد مسأله نوروز بود. هم مخالفان و هم موافقان نوروز به قدر کافی فرصت این را یافتند که دیدگاه‌های خود را تبلیغ کنند و مردم را برای حمایت از اندیشه‌های مورد نظر‌شان بسیج نمایند.
نوروز و قرائت دینی رایج در افغانستان
اکثریت مطلق مسلمانان در افغانستان، از نظر فقهی حنفی‌مذهب و از رهگذر کلامی، ماتریدی هستند. مذهب فقهی حنفی و نحله کلامی ماتریدی رویکردی خرد‌گرا به آموزه‌های دینی دارند. مذهب حنفی به جهت این‌که در آغاز شکل‌گیری، تکیه‌اش بر تازه‌مسلمانان خراسانی و فارسی‌زبان بوده، توانسته به خوبی با پیچیدگی‌ها و تحولات جامعه ایرانِ پس از اسلام- که از نظر اجتماعی در قیاس به سرزمین حجاز، پیشرفته‌تر و پیچیده‌تر بود- همگام باشد و آن‌ها را در استنباط احکام مد نظر قرار دهد. افزون بر آن، مذهب حنفی برای چندین سده سکان اقتدار را در جهان اسلام در دست داشته و در شکل‌دهی تمدن اسلامی نقش به سزایی ایفا کرده است و روی همین لحاظ، توانسته خود را با مقتضیات هر عصری هماهنگ بسازد و عقلانیت هر دوره‌ای را به خوبی هضم کند.
سده‌های متوالی در کشور ما برداشت سنتی از اسلام (برداشت حنفی با چاشنی عرفان و تصوف) حاکم بوده است. قرائت سنتی از اسلام برخوردی آسان‌گیرانه و روادارانه نسبت به مقوله‌های فرهنگی دارد و با آن‌ها به خوبی در‌می‌آمیزد و حتا گاهی می‌کوشد این مقوله‌ها و سمبل‌ها را رنگ و لعاب دینی بدهد؛ همان اتفاقی که در مورد نوروز افتاده است.
آن‌چه در تاریخ تمدن اسلامی به نام "عرفان خراسانی" یاد می‌شود را می‌توان به نحوی حاصل آمیزش آموزه‌های اسلامی با باورها و عقاید محلی خراسانیان و دیگر "مسلمانانِ در حاشیه" دانست.
اما در مقابل، اسلام سلفی در صدد احیای سبک زندگی بدوی سرزمین حجاز در زمان پیامبر اسلام است. این جریان می‌کوشد تاریخ طولانی اسلام را نادیده بگیرد و همه چیز را به صدر اسلام ارجاع دهد و به زعم خودش شوائب و زوائد را از آیین اسلام بزداید و اسلام ناب محمدی را ترویج کند و فرهنگ عرب را مرادف اسلام بشمارد.
اگرچه سرچشمه اختلاف میان "اهل رأی" و "اهل حدیث" به سده‌های نخست تاریخ اسلام بر‌می‌گردد، اما از زمانی که جنبش سیاسی- اجتماعی وهابیت در عربستان ظهور کرد و توانست پشتیبانی عام و تام دولت سعودی را کمایی کند، این اختلاف‌ها و کشمکش‌ها به چالشی کلان برای جهان اسلام تبدیل شده و افغانستان هم از این کشمکش‌ها در امان نمانده است.
سلفیت و جلوگیری از "نفوذ فرهنگی ایران"
عربستان سعودی با استفاده از پول نفت همواره کوشیده جایگاهش را در جهان اسلام از طریق گسترش مذهب وهابیت تحکیم و تقویت کند.
جریان سلفی از دهه‌ها پیش در افغانستان حضوری هرچند کمرنگ داشته است، اما با اشغال شدن افغانستان توسط شوروی، هزاران جهاد‌گر عرب به پاکستان و افغانستان سرازیر شدند و بدین‌گونه زمینه برای ترویج و تبلیغ هرچه بیشتر عقیده وهابیت فراهم شد. عربستان سعودی در دوران جهاد، کمک‌های تسلیحاتی و مالی هنگفتی به مجاهدان افغان فراهم می‌کرد.
در نزدیک به دو دهه اخیر، حضور سلفیت در افغانستان روندی رو به رشد را پیموده است. شمار مساجد و مراکزی که در کابل یا برخی از ولایات ترویج سلفیت می‌کنند افزایش چشمگیری یافته و علمای مذهبی وابسته به جریان وهابیت به صراحت عقاید و باورهای خود را از طریق تریبون‌هایی که در اختیار دارند تبلیغ می‌کنند. در مواردی دیده شده که حنفیان هم با متأثر شدن از افکار وهابی با آن‌که خود را حنفی می‌نامند- خود‌آگاه یا نا‌خود‌آگاه- به ترویج عقاید وهابیت می‌پردازند.
اخیراً عربستان سعودی کار ساخت دانشگاه بزرگ اسلامی را در ولایت ننگرهار آغاز کرده است. پیش از این، دولت عربستان اعلام کرده بود که مرکزی اسلامی را در پایتخت افغانستان می‌سازد، اما بعداً ساخت این مرکز در ولایت ننگرهار آغاز گردید.
نوروز در کشورهای فارسی‌زبان این منطقه (ایران، افغانستان، تاجیکستان) با آداب و آیین‌های کمابیش مشابه تجلیل می‌شود و یکی از عوامل همبستگی میان کشورهای فارسی‌زبان در منطقه می‌تواند بود. از این‌رو، عربستان سعودی و همفکرانش با راه‌اندازی کمپاین‌های نوروز‌ستیزانه می‌خواهند به زعم خود از "نفوذ فرهنگی ایران" جلوگیری کند.
نفوذ روز‌افزون سلفیت در افغانستان
مشکل کلانی که حنفیت در افغانستان به آن دست به گریبان است این است که بسیاری از مدافعان حنفیت در افغانستان، دانش کافی برای دفاع علمی و معقول از حنفیت ندارند و برداشتی سطحی از این مکتب فقهی- کلامی به دست می‌دهند. "حنفیان افغانستان" با آن‌که مدعی وفاداری به آرا و نظریات ابوحنیفه و یارانش هستند، اما در عمل کمتر پایبندی‌ای به آن چارچوب فکری‌ای که ابوحنیفه و شاگردان بلا‌فصلش ارائه کرده‌اند از خود نشان نمی‌دهند. اتفاق ناخوشایند دیگری که در این زمینه روی داده این است که هر قدر ما از نظر زمانی از ابوحنیفه و شاگردانش دور می‌شویم به همان اندازه این مذهب دچار تحریف و دگردیسی می‌شود و آهسته و پیوسته در صدد این است خود را به مبانی و اصول اهل حدیث نزدیک بسازد و خود را تسلیم چارچوب گفتمانی سلفیت بکند.
از زمانی هم که قرائت دیوبندی از حنفیت از طریق شبه قاره هند به افغانستان سرایت کرد، بساط حنفیت نیم‌بند از این سرزمین نیز برچیده شد و تنها نامی از حنیفت باقی ماند و اصول اولیه فقه و کلام حنفی به کلی به باد فراموشی سپرده شد.
همین اکنون در مدرسه‌های دینی و دانشکده‌های شرعیات در افغانستان، روش اجتهادی ابوحنیفه یک‌سره به تاق نسیان سپرده شده و بر این قبیل حلقات درسی جمود محض حاکم است و از اندیشه انتقادی و اجتهادی که حنفیان نخستین بر آن تأکیدی فراوان داشتند خبری نیست و در این مراکز هیچ‌گونه التزامی به مبانی تئوریک فقهی و کلامی حنفیت وجود ندارد.
بنا‌بر‌این، رشد سلفیت در افغانستان را می‌توان در کنار عوامل دیگر به عامل ضعف و فتور در حنفیت موجود در افغانستان ارجاع داد؛ حنفیتی که با ظهور شاه ولی‌الله دهلوی و مدرسه دیوبند در شبه قاره هند به سلفیت با لایه نازکی از حنفیت تبدیل شده است و با "حنفیت نخستین" تفاوتی بنیادین دارد.
آیا سلفیت در افغانستان پیروز خواهد شد؟
اگر وضعیت حنفیت در افغانستان بر منوال سابق ادامه یابد و حنفیان نتوانند با قدرت با رقیبان سرسخت خود گلاویز شوند، ما در آینده شاهد رشد و گسترش روز‌افزون سلفیت در افغانستان خواهیم بود و کشوری که سال‌هاست از افراط‌گرایی مذهبی رنج فراوان دیده در چنگال تند‌روی باقی خواهد ماند و ممکن است مصیبتی بر مصائب جمعی مردم افغانستان افزوده شود.
گفتگوهایی که در چند سال اخیر در مورد "نوروز" میان حنفیان و سلفیان شکل گرفت این حقیقت را بر‌ملا کرد که اگر حنفیان با رویکردی عقلانی به مسایل بپردازند و دچار عوام‌زدگی نشوند و با استناد به بنیادهای اصیل فقه حنفی با اندیشه‌های سلفی مقابله کنند، به آسانی می‌توانند رقیب را از میدان بیرون کنند و مقهور و منکوب نمایند.
تا دو- سه سال پیش، نهادهای مهمی همچون جمعیت اصلاح که هزاران نفر پیرو در سراسر افغانستان دارد، در آستانه نوروز، پیروان‌شان را بر‌ضد نوروز بسیج می‌کردند و از همه امکانات برای بدنام‌سازی آن بهره می‌گرفتند. واکنش معقول و منطقی برخی از نویسندگان و فرهنگیان حنفی در برابر موج تبلیغات سلفیان و سلفی‌مآبان باعث شد که آن‌ها عقب‌نشینی کنند و سکوت اختیار کنند و یا حتی تغییر مذهب بدهند.
حالا شمار آدم‌ها یا نهادهای با نام و نشانی که نوروز‌ستیزی می‌کنند در حال کاهش است و دشمنان نوروز آن شور و هیجان سال‌های قبل را ندارند. حنفیان در افغانستان می‌توانند از این تجربه موفق در حوزه‌های دیگر هم استفاده کنند و نگذارند نگرش‌های متصلب و دگم، تنوع فرهنگی و تکثر سیاسی و مذهبی را در این کشور به خطر بیندازد.

>>>   اگر تکنوکرات وبی دین هستی نیک بدان که این بلا را بالای ملت عزیز ماغرب واشغالگران وهواخواهان خودت جهت توجیه وجود خویش در کشور ما می اورد انهای که گویا به زعم تو ازادی وبی دینی وفحاشی را سامان میدهد و انواع ردالت را ترویج مینماید واگر به خدا ودین الهی معتقد هستی از هیچ کس گیلایه مکن نه از انتحاری ونه هم از ملاهای اجیر ومزدور ونه ازگروه های مسلح غیر مسول این افت ها همه از اعمال ناشایست خود ما بوده هرقدر از راه خدا واسلام وشریعت بیگانه شویم به همان اندازه دربرابر این جرم حق السکوت باید پرداخت وانچه در عمل ونیت میکاریم درو خواهیم نمودمطلق این که دربرابر تجاوز واشاعه ای فحشا وبیدینی های عین وغین وارباب هاشان سکوت نمایم به همان اندازه بهای بی تفاوتی وندانم کاری های خودرا خواهیم پرداخت
بدون شک استخبارات خارجی اسباب انتحار وارهاب را تمویل وتعبیه میدارند تا از یکسو اختلاف وتفرقه افگنی میان ملت های باهم برادر افغان را دامن زنند واز طرف دیگرناتوانی ها وحضور دایمی خویش را درین منطقه موجه جلوه دهند وچنین مینمایانند که گویا در افغانستان بی امنی وبد امنی وبی ارادگی وبیداد طغیان مینماید واگر خارجی ها نباشندتروریزم دوباره احیا گردیده درینجا مامن وماوا میگیرند!!!کسی نیست از انها سوال نماید دیگر
کجا مانده که درانجا تروریزم وارهابی ها راه ندارند ودارای ها وحیات ملت عزیز را غارت نمی نمایند تا پوهنتون ودروازه های ارگ رسیده وتنها حانه ای خلق مانده اکر انجاهم رولا غنی نباشددرانجا نیزبمب های اهدای شان را منفجر خواهند کرد
یگانه راه نجات ازین بن بست ومصیبت رجوع به دین خدا وحد اقل ایجادنفرت دردل ونیت بخاطراشغال وتجاوز میباشد به ان ارزو که اگر روزش بیاید این متجاوزین وغلامان شان عین وغین وحکمتیارو... از خاک مقدس خود بیرون خواهیم ساخت
لالی از ننگرهار

>>>   گروه تروریستی داعش* با نشر یک اعلامیه، مسوولیت این حمله را به دوش گرفته و اعلام نموده است که این حمله توسط یک عضو پاکستانی این گروه به نام "طلحه الپشاوری" انجام شده است

>>>   گلبیدییین چرا میگوید: مهاجرین که درپاکستان هستند حتما باید درانتخابات رای بدهند :
شمارى از باشندگان و مقامات پکتيکا مى گويند که در وانه، وزيرستان شمالى و جنوبى، تذکرۀ افغانستان چاپ شده و به مردم توزيع مى گردد.

صديق الله وزير باشندۀ ولسوالى برمل پکتيکا، گفت که تذکرۀ افغانستان در وانه، وزيرستان شمالى و جنوبى، در بدل ٣٠ کلدار پاکستانى ساخته ميشود.
او افزود: "اين کار در مناطق يادشده، از سوى کمپيوترکاران و دکانداران فوتوکاپى انجام ميشود، به مردم تذکرۀ افغانستان را مى سازند و در بدل هر تذکره ٣٠ کلدار مى گيرند."

يک از باشندگان ديگر مناطق سرحدى پکتيکا که نخواست از وى نام گرفته شود، گفت که تذکره هاى يادشده، از روى تذکرۀ اصلى به سادگى ساخته ميشود.
او افزود: "هر کسى که به تذکره نياز داشته باشد، مراجعه مى کند، از روى تذکرۀ اصلى فقط نام، نام پدر و موقعيت تغيير داده ميشود و تذکرۀ جديد را به دست آورده مى تواند."

همچنان محمد انور باشنده ادارۀ ثبت احوال و نفوس پکتيکا نيز به پژواک پذيرفت که به مردم مناطق يادشده، تذکرۀ افغانستان توزيع ميشود

>>>   این مصیبت ها بالای همه است و این دشمنان انسانیت نمیتواند که انسانهای بی دفاع را از دشمنان خود تفکیک کند و روز سال نو و روز دهقان را بالای مردم به روز سیاه مبدل کرد ولی یاد اور باید شد که ما در افغانستان دو عید داریم که به زبان عامیانه یکی عید خورد و دیګری عید بزرګ است و بنام عید نوروز چیزی نداریم چون همین مردم که بنام عید نوروز این ان یک غوغا را بالا میکند مسوولیت این مصیبت ها را نیز دارد چون همین مردم است که در سوریه. زمین را بالای مردم اتش ساخته است و این دشمن زبون انها در اینجا انتقام میګرد و باید علاوه کرد که این ګروه باید از منافقین در سوریه دست بردارند و از نفاق و دشمنی همرایی ارمانهای اسلامی دست بردار شوند. چون اینها به بیراهه روان اند ولی مردم بی دفاع افغان را قربانی خدمات بیګانه خود نکند.


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است