دوطرف مذاکره کننده استانبول نیروهای حکمتیار بودند
تلکس شایعات 
تاریخ انتشار:   ۲۲:۲۰    ۱۳۹۶/۱۰/۲۸ کد خبر: 145092 منبع: پرینت

مذاکره جعلی حکمتیار با فرستادن تاجر عسل به عنوان نماینده طالبان در استانبول نقش بر آب شد.
یک‌منبع آگاه به خبرنگاران هرات گفت: مذاکرات روز شنبه هفته جاری که به بهانه یافتن راه حل سیاسی به معضل جنگ در افغانستان در شهر استانبول ترکیه شروع شده بود طرح حکمتیار بود که افراد خودش در قالب نمایندگان طالبان جمع کرده بود.

با انکه جناح گلبدین که هیچ طرفی در جنگ حساب نمی شود، اما چون قول داده بود که با طالبان مذاکره کند این طرح را راه اندازی کرد و همان روز برملا شد.
رحمت الله وردک تاجر عسل در دبی به نمایندگی از طالبان، حاجی دوا جان احمدزی و همایون جریر مشاور ریاست جمهوری از حزب اسلامی و داکتر بصیر فرستاده شورای عالی صلح به رهبری کریم خلیلی در این گفتگو شرکت داشتند.
طالبان برگزاری مذاکرات را تایید کرده اما گفته اند که هیچ کسی به نمایندگی از ملاهیبت الله در مذاکرات استانبول حضور ندارد.

درهمین حال رحمت الله وردک از اعضای طالبان در مذاکرات شرکت کرده است. رحمت الله وردک سابق کارمند د افغانستان بانک در رژیم طالبان در اداره اپراتیفی امنیت وظیفه داشته است. وردک از چند سال به اینسو در دوبی به تجارت عسل مشغول بوده است و چندین فرد دیگر با پاسپورت های پاکستانی که دوکاندار در پیشاور اند به عنوان اعضای مذاکره کننده نیز حضور داشتند.

(این خبر در بخش تلکس شایعات سایت شبکه اطلاع رسانی افغانستان نشر شده است)


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
مذاکرات استانبول
حکمتیار
نظرات بینندگان:

>>>   حمد یاسینی زاد
از بدو تاسییس کشور به نام افغانستان بدون خارجی ها تا حال نه حکومتی سر کار امده و نه حکومتی کنار رفته
پس این مزدور منیشی دیگر در تار و پود این سرزمین بدبخت جا افتاده و تا نفس میکشد هم وجود خواهد داشت

>>>   برای برگذاری جلسه ترکیه مصارف رفتو برگشت کرایه هوتل حکومت پانزده ملیون پول ازحساب کد 91 برای جریر گلبدین داده است
وحالا گلبیدین برای رئیس صاحب جمهور وعده داده است که یک جلسه دیگر مذاکره بین شورای صلح وداغش را در پخاور برگذار میکند شرطش را این گذاشته که به نمایندگی از حکومت بایدصرف پیر صاحب گیلانی اشتراک کند و سی هزار دالر مصرف برمسدارد که حکومت باید بپردازد

>>>   هر بار به هر نام اما از یک باند ترویست
یک بار به نام گلبدین تسلیم دولت مبشود امتیاز میگیرد
یک بار به نام طالب صلح میکند

در حالیکه همه از یک جنس و از یک گله گرگ ها ی درنده که سالها خونهای مردم بیدفاع و بیگناه را ریختند و خوردند

>>>   فوزیه کوفی:
در دو نیم سال گذشته شاهد دها مورد مداخله سياسى ريس جمهور در تقررى ها بوديم، خوب خواهد بود غرض شفافيت در سياست كدرى ريس جمهور غنی لست تمام سفرا ،وزرا ،معينان،جنرالان ،ترفيعات و روساى مستقل كه به امضاى ايشان مقرر شده است نشر كند تا مردم بدانند كه تا چى حد مشاركت سياسىى مراعات شده است .

>>>   گلبدین حکمتیار با اینکار اش هم با مصارف پول از جانب شورای به اصطلاح صلح خواسته که کار شورای صلح را خوب جلو دهد ودل انها را خوش سازد در حالیکه هدف اصلی این خوار دین راکتیار جاسوس ای اس ای این بوده که به امریکا نشان دهد که طبق خواست امریکا پاکستان دست بکار شده طالبان را روی میز مذاکره حاضر کرده تا فشار امریکا بر پاکستان کاهش پیدا کند که خداوند گلبدین را شرماند پلانش افشا شد و ساختکاری اش بر ملا گردید گپ حمید گل پاکستانی ریس ای اس ای پاکستان که گفته بود گلبدین حکمتیار و ملا عمر از من کرده اصیل پاکستانی هستند و در فکر ابدی و پیشرف پاکستان اند با این عمل خاینانه و ساختکاری ان نشان داد کهسخن حمیدگل پاکستانی واقعیت را بیان کرده بود .

>>>   Aziz
چه فرق میکند دیروز توسط زلمی خلیل زاد پشتون تبار امروز توسط سفیر آمریکا به استناد مزدوری یک پشتون دیگر مانند غنی احمدزی

>>>   Rezaei
از انگلیس گرفته تا روس ها و امریکایی ها همه را سران مذور پشتون اورد اما کاش با امدن خارجی ها لااقل افغانستان را اباد میکردیم سرک نداریم برق نداریم امنیت نداریم،نداریم و نداریم

>>>   مذاکرات استانبول تکرار افتضاح گذشته و خنده‌آورتر است/ مذاکرات حزب اسلامی با حزب اسلامی!
به دنبال سه دور مذاکراتی که میان مشاورین رییس جمهور با هیأتی از طالبان در ترکیه برگزار شد، امرالله صالح، رییس پیشین امنیت ملی کشور می گوید، معلوماتی که از چندین منبع با دسترسی مستقیم به او رسیده، حکایت از آن دارد که مذاکرات با طالبان در استانبول، تکرار افتضاح گذشته و خنده‌آورتر است. آقای صالح در یادداشتی در صفحه فیس‌بوک خود نوشته است: "ملا رووف که خودش را نماینده طالبان می نامد، قبلا با حزب اسلامی بوده و پس از سال ۲۰۰۳ بدین‌سو دیگر هیچ فعالیتی نداشته است. او تکیلف چربی خون و شکر دارد و مذاکرات برایش بهانه ای برای تداوی مفت است".
وی نوشته است: "یکی دیگر از طالبان تخیلی، شخصی است که در پشاور موتر فروشی دارد و او نیز مربوط حزب اسلامی است".
رییس پیشین امنیت ملی خاطرنشان کرده که گروه حکمتیار به خاطر جلب توجه منابعی که برای به اصطلاح روند صلح، پول در اختیار دارند، این درامه(نمایش) را توسط آقای جریر سازمان داده است.
وی تصریح کرده، تمامی کسانی که در دو طرف میز نشسته بودند، بیشتر از ای.اس.آی نمایندگی می کردند تا از کدام گروه و جناحی در طالبان.
به نوشته صالح، محمد اشرف غنی، رییس جمهور با مطلع شدن از این افتضاح، به سخنگویان دولت هدایت می دهد که نقش دولت در این مذاکرات را تکذیب و رد نمایند. این درحالی است که آقای جریر قبل از رفتن به ترکیه، مسایل را با آقای کریم خلیلی، رییس شورای عالی صلح در میان گذاشته بود.
وی افزوده است، به دلیل این که آقای خلیلی اطلاعاتی از تشکیلات طالبان در اختیار ندارد، به آسانی در گرداب یک بازی کوچک تجارتی - استخباراتی گیر افتاده است.
صالح خاطرنشان کرده است که این افتضاح حتی در میان اعضای شورای عالی صلح، به یک تمسخر مبدل شده است.
در طول چهار ماه گذشته، سه دور مذاکرات میان مشاورین رییس جمهور و هیأتی که گفته می شد، از رهبری طالبان نمایندگی می کرد، برگزار شده، اما حالا مشخص شده که این مذاکرات، چیزی بیش از یک بازی نبوده است.
در گذشته نیز حکومت افغانستان و حتی حامد کرزی فریب برخی چهره ها و افراد را به عنوان نماینده گروه طالبان خورده بودند.

>>>   کرز ی که وقتی گفته بود در صورت درگیر جنگ بین امریکا وپاکستان از پاکستان جانبداری میکند امروز در جلسه در هند گفته است: من طرفدار اقدام نظامی امریکا علیه پاکستان نیستم ،
زمانیکه شاه اشرف درجنگ دامغان از نادر افشار شکست خورد قصد فرار داشت هوادارانش به او گفتند آنطرف مرز فعلی دیورند نرود اما او نپذیرفت وگفت لــــروبـــر یکیست ، وقتی در بین اقوام لروبر پناهنده شد آنان گردنش رابریدند وسرش رابه نادر فرستادند ،
زمینه قتل مرحوم داکتر نجیب را پشتون های آی اس آی فراهم کردند
ر

>>>   من روءیایی دارم
(مارتین لوتر کینگ رهبر سیاهپوست جنبش حقوق مدنی)
این سخنرانی در سال ۲۰۰۴ توسط کتاب‌خانهٔ کنگرهٔ آمریکا تحت عنوان «اثر برجستهٔ فرهنگی و تاریخی ماندگار» به فهرست گنجینه ملی ضبط آمریکا اضافه شد.
متن سخنرانی انجام شده در پارک ملی واشنگتن دی سی در ۲۸ اوت ۱۹۶۳

از این‌که امروز در تظاهراتی کنار شما هستم که روزی در تاریخ ملت ما به عنوان بزرگ‌ترین رخداد در راستای آزادی به ثبت خواهد رسید، خوشحالم.
یکصد سال پیش، یک شهروند بزرگ آمریکایی که ما امروز زیر سایه‌ی نمادین او( لینکلن )ایستاده‌ایم ، اعلامیه‌ی آزادی بردگان را امضا کرد. این فرمان پربار، همچون فانوس دریایی، امیدی در دل میلیون‌ها برده‌ی سیاهپوست افکند که در آتش بی‌امان بیداد می‌سوختند. سپیده‌ی مسرت‌بخشی بود که پایان شب بلند بردگی‌شان را نوید می‌داد.
امروز، یکصد سال از آن روز می‌گذرد، اما هنوز سیاهپوستان آزاد نیستند. پس از یکصد سال، با تاسف باید اذعان کنیم که زندگی سیاهپوستان هنوز هم اسیر بند و زنجیرهای تبعیض و جدایی نژادی است. پس از یکصد سال، در پهنه‌ی بیکران دریای رفاه مادی آمریکا، هنوز سیاهپوستان در جزیره‌ی دورافتاده‌ی فقر به سر می‌برند. پس از یکصد سال، سیاهپوستان در گوشه و کنار جامعه‌ی آمریکا، زار و نزار، خود را تبعیدیانی در کشورشان می‌یابند.
ما امروز در اینجا گرد آمده‌ایم تا این اوضاع شرم‌آور را برملا کنیم. به یک معنا، ما در پایتخت کشور گرد آمده‌ایم تا «چک» مواعید خود را وصول کنیم (۱). با نگارش متن مهم قانون اساسی و اعلامیه‌ی استقلال، سازندگان جمهوری ما تعهدنامه‌ای را امضا کردند که هر آمریکایی وارث آن است. این سند تعهد کرده است که حق جدایی‌ناپذیر همه‌ی انسان‌ها- آری، سیاهپوستان و سفیدپوستان هردو- برای زندگی، آزادی و شادمانی تضمین شود.
امروز این دیگر عیان است که آمریکا در پیوند با شهروندان رنگین پوستش در انجام این تعهدنامه کوتاهی کرده است و به جای احترام به این پیمان مقدس، به سیاهپوستان «چک» بی‌پشتوانه‌ای داده؛ چکی که با عبارت «موجودی کافی نیست» برگشت خورده است.
ما نمی‌توانیم بپذیریم که «بانک عدالت» ورشکسته شده باشد. ما نمی‌توانیم بپذیریم که موجودی خزاین بزرگ «فرصت» در این کشور ناکافی باشد. از این‌رو ما آمده‌ایم تا این چک را نقد کنیم، چکی که با ارایه‌ی آن می‌توانیم صاحب آزادی و امنیت عدالت شویم. ما همچنین به این مکان تقدیس شده آمده‌ایم تا شدت اضطرار موقعیت کنونی را به آمریکا خاطرنشان سازیم. امروز زمان آن نیست که وقت خود را صرف اقدامات تجملی مانند خونسردی یا تزریق داروی مسکن پیشرفت تدریجی کنیم. وقت آن رسیده است که وعده‌های واقعی دموکراسی بدهیم. وقت برخاستن از تاریکی و گودال مهلک جدایی نژادی و گذار به جاده‌ی روشن عدالت نژادی فرا رسیده است. امروز روز رهایی کشور از ریگ‌های روان بی‌عدالتی نژادی و کشاندن آن به زمین استوار برادری است. امروز وقت تحقق بخشیدن به عدالت برای همه‌ی فرزندان خداست.
بی‌اعتنایی به موقعیت مضطر کنونی برای کشور مصیبت به همراه خواهد آورد. تابستان سوزان ناخشنودی مشروع سیاهپوستان به پایان نخواهد آمد، مگر اینکه پاییز روحبخش آزادی و برابری جای آن را بگیرد. هزار و نهصد وشصت و سه، پایان نه، بل آغازی است. اگر کشور به روال معمول خود بازگردد، آنهایی که می‌پنداشتند «سیاهپوستان لازم بود عقده‌های خود را خالی کنند و حالا دیگر خرسند شده‌اند»، با ضربت خشنی بیدار خواهند شد. مادامی که حقوق شهروندی سیاهپوستان به آنها داده نشود، آمریکا به آسایش و آرامش دست نخواهد یافت. تا زمانی که آفتاب عدالت برندمد، گردبادهای خیزش همچنان پایه‌های کشورمان را خواهند لرزاند. اما سخنی هست که باید به مردم خودم که در آستانه‌ی گرم ورود به کاخ عدالت ایستاده‌اند، بگویم. در روند به‌دست آوردن جایگاه مشروع خود نباید مرتکب کارهای نادرست شویم. بیایید تشنگیمان را برای آزادی، با نوشیدن جام تلخی و دشمنی رفع نکنیم. ما باید همواره مبارزات خود را در کمال عزت و انضباط به پیش بریم.
نگذاریم اعتراض خلاق ما به مرتبه‌ی نازل خشونت‌های جسمانی سقوط کند. همواره تلاش کنیم در بلندی‌های باشکوه، زور بدنی را با توان روحانی پاسخ گوییم. منازعه جویی شگفت انگیز تازه‌ای که جوامع سیاهپوست را فرا گرفته نباید ما را به بی اعتمادی نسبت به تمام مردم سفیدپوست رهنمون شود، زیرا بسیاری از برادران سفیدپوست ما، همانگونه که حضورشان امروز در اینجا شاهد این مدعاست، دریافته‌اند که سرنوشتشان با سرنوشت ما گره خورده است. آنها دریافته‌اند که آزادیشان به گونه پیچیده‌ای با آزادی ما بستگی دارد. ما نمی‌توانیم این راه را به‌تنهایی بپیماییم.
و همچنان‌که در این راه گام برمی‌داریم، باید عهد کنیم که همواره پیش خواهیم رفت. ما نمی‌توانیم به عقب بازگردیم. برخی‌ها، از هواخواهان حقوق مدنی می‌پرسند، «کی راضی خواهید شد؟» ما تا روزی که سیاهپوستان قربانی وحشت غیرقابل بیان بی‌رحمی پلیس‌اند نمی‌توانیم راضی شویم. تا روزی که تن‌های خسته از سفر ما نتوانند بستری در مسافرخانه‌های شاهراه‌ها و هتل‌های شهرها پیدا کنند، نمی‌توانیم راضی باشیم. تا روزی که تحرک اصلی ما فقط از محله‌های اقلیت‌نشین کوچکتر به محله‌های اقلیت‌نشین بزرگتر است نمی‌توانیم راضی باشیم. تا روزی که شخصیت و احترام فرزندان ما بسادگی با تابلوهای «ویژه‌ی سفیدپوستان» زایل می‌شود، نمی‌توانیم راضی باشیم. تا روزی که سیاهپوستان می‌سی سی پی حق رای ندارند و سیاهپوستان نیویورک برآنند که چیزی ندارند که به آن رای دهند، نمی‌توانیم راضی باشیم. نه! نه، ما راضی نیستیم و راضی نخواهیم شد مگر آن‌که عدالت مانند آبشار، و راستکاری چون رودی پرخروش جاری شوند. می دانم که برخی از شما به دلیل مصیبت‌ها و رنج‌های سختی که تحمل کرده‌اید به اینجا آمده‌اید. برخی از شما از سلول‌های تنگ زندان به اینجا آمده‌اید. برخی از شما از جاهایی آمده‌اید که در راه آزادی‌طلبی خود، ناگزیر با توفان‌های آزار و خشونت پلیس روبرو شده‌اید. شما کهنه سربازان رنج‌ها و محنت‌های خلاقانه هستید.
با ایمان به کار خود ادامه دهید که رنج و عذاب ناخواسته موجب رستگاری است.
به می‌سی سی پی برگردید، به آلاباما برگردید، به کارولینای جنوبی برگردید، به جورجیا برگردید، به لوئیزیانا برگردید، به محله‌های خود در شهرهای شمالی کشور برگردید و مطمئن باشید که این وضعیت می‌تواند دگرگون شود و دگرگون هم خواهد شد.
نگذاریم در دره‌ی ناامیدی غوطه‌ور شویم. خطاب من امروز با شماست، دوستان من، اگرچه با دشواری‌های امروز و فردا رودررو هستیم، اما من هنوز هم رویایی دارم. این رویا، رویایی است که ریشه‌های ژرفی در «رویای آمریکا» دارد.
رویای من اینست که روزی این کشور به‌پا می‌خیزد و به معنای واقعی اعتقادات خود جان می‌بخشد: «ما این حقیقت را که همه انسان‌ها برابر خلق شده‌اند آشکار و بدیهی می‌دانیم.»
رویای من اینست که روزی فرزندان برده‌های پیشین و فرزندان برده‌داران پیشین بر فراز تپه‌های سرخ جورجیا کنار هم سر میز برادری خواهند نشست.
رویای من اینست که سرانجام روزی ایالتی مانند می‌سی سی پی، ایالتی که در آتش بیدادگری می‌سوزد، در آتش تعدی می‌سوزد، به واحه‌ی آزادی و عدالت بدل خواهد شد.
رویای من اینست که چهار فرزند کوچکم روزی در کشوری زندگی خواهند کرد که آنها را نه به سبب رنگ پوست، که با درونمایه‌ی شخصیتشان داوری خواهند کرد.
من امروز رویایی دارم!
رویای من اینست که روزی در آلاباما، با آن نژادپرستان وحشی‌اش، با فرماندارش که از گاله‌ی دهانش، عدم پذیرش مداخله در قوانین فرومی‌چکد، آری روزی در همین آلاباما، پسرها و دخترهای کوچک سیاهپوست خواهند توانست چون خواهران و برادرانی دست در دست پسرها و دخترهای کوچک سفیدپوست بگذارند.
من امروز رویایی دارم!
رویای من اینست که سرانجام روزی دره‌ها بالا خواهند آمد و تپه‌ها و کوه‌ها پایین خواهند رفت، ناهمواری‌ها هموار خواهند شد و ناراستی‌ها راست؛ جلال خداوند آشکار خواهد شد و همه ابنای بشر با هم به تماشای آن خواهند نشست.
این امید ماست. این باوری است که با خود به جنوب می‌برم. با این باور ما خواهیم توانست از کوه‌های ناامیدی سنگ امید بتراشیم. با این باور خواهیم توانست هیاهوی ناسازگاری کشورمان را به همنوایی زیبایی از برادری بدل کنیم. با این باور خواهیم توانست با هم کار کنیم، با هم دعا کنیم، با هم مبارزه کنیم، با هم به زندان رویم، با هم از آزادی دفاع کنیم، مطمئن از اینکه سرانجام روز آزادی مان فراخواهد رسید.
روزی که همه فرزندان خدا خواهند توانست سرود آزادی را با مفهومی نو بخوانند. «ای کشور من، ای سرزمین زیبای آزادی، برای توست که می‌خوانم. سرزمینی که پدران من در آن در گذشتند، سرزمین فخر زائران، بگذار از هر گوشه‌ی کوهساران زنگ آزادی به صدا درآید.»
اما اگر قرار است آمریکا به کشوری بزرگ تبدیل شود، این باید به حقیقت بپیوندد. پس بگذارید زنگ آزادی از فراز تپه‌های شگرف نیوهمشایر به صدا درآید. بگذارید زنگ آزادی از کوه‌های بلند نیویورک به صدا درآید. بگذارید زنگ آزادی از بلندی‌های الگینی پنسیلوانیا به صدا درآید. بگذارید زنگ آزادی از فراز قله‌های پر برف کوه‌های راکی کلرادو به صدا درآید. بگذارید زنگ آزادی از شیب‌های پرکرشمه کالیفرنیا به صدا درآید.
نه تنها اینها؛ بگذارید زنگ آزادی از بلندی‌های «استون جرجیا» به صدا درآید.
بگذارید زنگ آزادی از کوه «لوکاوت تنسی» به صدا درآید.
بگذارید زنگ آزادی از هر تپه و خاکریز- از هر کوهسار «می‌سی سی پی» به صدا درآید.
بگذارید زنگ آزادی به صدا درآید. و زمانی که چنین شد، زمانی که گذاشتیم زنگ آزادی به صدا درآید- آنگاه که گذاشتیم زنگ آزادی از هر روستا و هر دهکده، از هر ایالت و هر شهر به صدا درآید، خواهیم توانست رسیدن آن روزی را جلو بیاندازیم که در آن روز همه فرزندان خدا- سیاه و سفید، یهودی و غیریهودی، پروتستان و کاتولیک- خواهند توانست دست در دست هم بگذارند و آن سرود قدسی قدیمی سیاهان را سردهند:
«سرانجام ما آزادیم! سرانجام آزادیم! سپاس خداوند متعال را، سرانجام آزادیم!»
(ر )

>>>   مه در روز اول گفتم که این یک سناریوی است که از طرف گلبدک طراحی شده و بزودی رسوا می شود.

>>>   حکمتیار در صدد تصاحب قدرت است از این لحاظ از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد.

>>>   دیوانه های قدرت معلوم است که کدام اشخاص است حکمتیاردیوانه قدرت نبوده ونه میباشد

>>>   Faiq.
مقاومت آقاي عطا محمد نور و جمعيت صفوف فارسي زبان و عدالتخواهان را فشرده تر ساخته است و روند عملي ساختن شناسنامه هاي هوشمند را فربي تر و اجرايي تر نموده است! حالا مردم هم فهميده اند كه رهبر مقاومتگر شان كيست و با جرأت تمام رژيم پوشالي كابل را دارند چلنج ميدهند! خرسندم.

>>>   توطئه توسط حکمتیار طراحی میشود و مجری توطئه کریم خلیلی می شود و کریم خلیلی یک دستمال نرم و ملایم که هیچ عقل وشعور از خود ندارد بنام عباس بصیر که هرجا کثافات بود توسط او پاک می کند.


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است