ارگ بازندهِ جزیره های قدرت
غنی برای حذف جزیره های قدرت حتی همراه طالب و داعش شد اما نه تنها رهبران جهادی تضعیف نشدند بلکه جامعه حامی دگرباره آنان شد و همچنان... 
تاریخ انتشار:   ۱۴:۲۴    ۱۳۹۶/۹/۲۴ کد خبر: 143165 منبع: پرینت

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، افغانستان چهل سال گذشته با دهه هفتاد و اکنون بسیار متفاوت می باشد و با گذر از دوران سلطنت، کمونیست و جنگ های داخلی اما همچنان رهبران جهادی نه تنها مبنای پا گرفتن دوران جدید بودند بلکه جزیره های قدرت افغانستان را شکل می دهند.

اشرف غنی که از ابتدا باهدف از میان بردن رهبران جهادی وارد سیاست شد در سال 1383 به دنبال تضعیف اسماعیل خان و جنرال دوستم بود که با به دست گرفتن قدرت، حکومت را تهی از قدرتمندان جهادی کرد تا به رویای حکومت مرکزی و تمرکز قدرت در ریاست جمهوری دست یابد.

اما در عدم سیاستمداری و فهم سیاسی نه تنها جزیره های قدرت از میان نرفت بلکه جامعه ای که از رهبران جهادی روی برگردانده بودند در ضعف های حکومت تبدیل به حامیان آنان شدند و برهمین مبنا، همچنان عطا محمد در بلخ است، جنرال دوستمِ تبعیدی خار چشم ارگ و محقق و باقی رهبران برخوردار از قدرت قومیتی و نفوذ اجتماعی.

امریکا از این جهت که پشتون را تنها گزینه قابل اعتماد در افغانستان می داند و حکومت را در اختیار آنان قرار داده، تکیه گاه اشرف غنی می باشد و بر همین مبنا نه تنها ریاست جمهوری خود را دوام دار می پندارد بلکه با تمامی توان مشغول به حاشیه راندن مخالفان و عمیق تر کردن اختلاف های قومیتی است.

از این جهت که غنی به عنوان یک نظریه پرداز تهی از فهم سیاسی و تحلیل اوضاع داخلی و خارجی است، باید در مقام مشاور باقی می ماند اما صلاح کرزی در به ریاست جمهوری وی بود با این دیدگاه که می تواند در قدرت و تصمیمات بزرگ قدرت همچنان مهره تاثیرگذار باشد که تمامی رشته ها با یکه تازی های غنی پنبه شد.

غنی که وعده برکناری عطا محمد را به حامیان پشتون خود داده بود با تضعیف جناح عبدالله و تلاش های بسیار، نتوانست والی بلخ را به زانو درآورد اما توطیه ها علیه جنرال دوستم به خوبی جواب داد و محقق نیز در دایره ای از تهدیدها به سر می برد به گونه ای که هم تهی از اختیار مقام شامل حکومت است و در جناح مخالف.

از سوی دیگر، هزینه های مالی و معنوی بسیاری خرج به حاشیه راندن مخالفان شد و در این راه ارگ از هیچ اقدامی حتی همراهی با گروه های تروریستی کوتاهی نکرد تا آنجا که جنگ و ناامنی را بلای جان مناطق تحت نفوذ رهبران قومیتی شد.

و از آنجایی که عطا محمد به مانند جنرال دوستم به راحتی مغولب دسیسه های ارگ نمی شود، شمال برای طالب و داعش محیا شد تا بلخ محاصره در تروریستان توان تهدید حکومت را نداشته باشد.

اما همچنان که همکاری های حکومت با طالب و داعش نتیجه بخش در به ثمر رسیدن اهداف ارگ داشت، می تواند ضربه سنگینی نیز بر این نظام وارد کند زیرا طالبان نه حزب اسلامی سرگردان کوه ها بودند که با توافنامه صلح شامل قدرت شوند و نه گروه چریکی تنها مانده در افغانستان زیرا همچنان که از سوی پاکستان تمویل می شود و نیروهای نفوذی قدرتمندی در حکومت دارد، تجارت سرسام آور مواد مخدر و سنگ های های قیمتی را در سلطه دارند.

کشوری متشکل از قومیت های مختلف با تجربه دهه ها نسل کشی نمی تواند زیر سلطه یک قومیت باشد که سیاستمدران و رهبران عاجز از درک آن است و برهمین مبنا، پشتون که حکومت را میراثی بلامانع برای خود می داند سرجنگ با هر قومیت دیگر دارد اما می تواند اشتراک های بسیاری با پاکستان و گروه های تروریستی داشته باشد!

در این میان، نه قومیت های رانده شده پاکستان و نه طالبان تنها حکم ذخیره های قومیتی برای رهبران پشتونی خواهند بود که در پی بالا بردن رقم جمعیت و تصاحب مناطق تحت نفوذ دیگر قومیت ها هستند زیرا هر دو گزینه از ناسازگارترین افرادی تشکیل شده که حتی بریتانیا در گذشته از سرکوب قوم های مرزی پاکستان عاجز شدند و طالبان نیز که به کمتر از برقراری دگرباره حاکمیت خود راضی نمی شوند.

و اگر برای اشرف غنی، رهبران جهادی و مقام های قدرتمند غیر پشتون بسیار خطرناک تر از تروریست و دشمن خارجی می باشد باید هزینه ای گرانی را متحمل شود و آن زمان که طالب را شامل قدرت کرد و یا داعش در افغانستان پا گرفت نه تنها حکومت ساقط می شود بلکه جز اندک پشتیبان پشتون، حمایت باقی مردم را نیز از دست می دهد.

جدای از اینکه کرزی از قومیت پشتون است و با وجود درگیری داخلی همچنان در حاشیه امن قدرت، با تداوم حکومت اشرف غنی، عطا محمد، دوستم و محقق اگر مجبور به انزوا نشوند به مانند برهان الدین ربانی و احمد شاه مسعود ترور خواهند شد.

کد (18)


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
ارگ
قدرت
نظرات بینندگان:

>>>   اشرف غنی احمدزی نه تنها که دچار مشکل روحی و روانی است بلکه با ارزش های اسلامی نیز با مشکل روبرو است چون مومن واقعی هیچگاهی امام حسین را نواسه خدا نمی گوید، رهبر واقعی هیچگاهی چادر سرکردن را نقص و عیب نمی داند و شخصیت علمی هیچگاهی بجای دعا کردن دست هایش را برای نیت نماز بالا نمی کند.

دانشمند واقعی هیچگاهی شخصیت های علمی را بچه خر نمی گوید، رییس جمهور واقعی هیچگاهی حسن روحانی را رییس جمهور افغانستان خطاب نمی کند، شخصیت واقعی هیچگاهی باد برآمدن را وظیفه مطبوعات نمی داند، متفکر واقعی هیچگاهی نمی گوید که "اگر بندش نکردم بچه آدم نباشم".

نتیجه این است که ملت افغانستان دردمند هستند، به صلح و ثبات نیاز دارند، به وحدت و یکپارچگی نیاز دارند و به رهبری، سالم، خردمند، موثر و کارآ نیازمند هستند و توقع برآورده شدن این نیازمندی ها از اشرف غنی احمدزی، خواب و خیال محال است چون او خود گاهی بیمار است و گاهی مجنون.

اشرف غنی یک شخص بیمارجسمی روانی و مجنون است در افغانستان کثرل اقلیت های قومی ادامه حکومت آن هر روز فاجعه بار است.
بخاطریکه :
بیماری های جسمی و روانی پیامد های اثرات متعددی دارد. هیچ عضو یا ارگانی از بدن از اثرات آن مصون نیست.
بیماری جسمی و روانی و مجنون پیامدهای نظیر درگیری های لفظی غیر ادبی شخصیت های علمی را بچه خر ، اگر بندش نکردم بچه آدم نباشم".

،‌عصبانیت ها ،‌ پرخاشگری ها رفتار ناساز گارانه در جامعه ،‌ اختلاف با همسایه یا همکار ان یا همسر ، کینه و نفرت به متنفذین یا صاحب نفوذ دیگر اقوام جامعه همگی ناشی از عدم ،‌رعایت موارد فوق است ؛ پیامد خطرناک بیماری جسمی و روانی دروغ گویی و گذاف گوی با صدای ناخوشایند چغزدن است که مشکلات بسیاری را برای افراد جامعه و دیگران فراهم می سازد.
سرشت انسان دروغ گویی بیمار روحی با ایمان ناسازگار است و ضعف و نابودی خود وخرابی جامعه را در پی دارد.
آگا هان قلم بدست می ‏دانیم مهمترین سرمایه یک جامعه اعتماد متقابل و اطمینان عمومى است، و مهمترین چیزى که این سرمایه را به نابودى می ‏کشاند دروغ و خیانت و تقلب عمل فتنه وشیطانی است، و یک دلیل عمده بر اهمیت فوق العاده راستگویى و ترک دروغ در تعلیمات اسلامى همین موضوع است.
انسان دروغ گوی گذافه گو بد ترین بیماری است که اشرف غنی مبتلا به آن است و دارای عمل فتنه آب زییر گاه است و غنی دروغ گو زشت ترین فرد بیمار در چامعه ما است که نفاق را در بین اقوام مسلمان جامعه فراهم ساخت است مانند فرمان تقنینی در مورد تعدیل ماده ششم قانون ثبت احوال نفس را پرخاشگیر ی و بد نامی جامعه 99 در صد مسلمان افغانستان را تو شیح کرد و از عمل تبهکارانه نفقا بین متنفذین اقوام و به همین سبب وضیعت افغانستان عزیز کشور یک پارچه اسلامی ما را به سوی آتش جهنم برده است . ولا در اسلام عزیز تضاد و برتری وجود ندارد چون اسلام دین برادری برابری عدالت است.
آقاى اشرف غنى به یک نویسنده فقط به این خاطر لقب «بچه خر» مى‌دهد که با نظر علمى و فکرى او موافق نیست. این رفتار، نه تنها از روان فوق‌العاده عصبى، نابردبار، پرخاشگر و ناآرام او پرده برمى‌دارد، بلکه دلیل روشنى بر بى‌اعتقادى او به حقوق دیگرى و همزیستى مسالمت آمیز نظرات متفاوت و متضاد نیز مى‌باشد. کسى که قاطعانه، دارنده‌ى نظر متفاوت را «بچه خر» مى‌خواند، حتما خود را آگاهانه و یا ناآگاهانه صاحب تمامیت حق و درستى مى‌پندارد. چنین شخصیت و ذهنیت از دیرباز یکى از عواملِ خشونت سیاسى بوده و تمام دیکتاتورى‌ها بر همین نوع ذهنیت و روان استوار است و شکل مى‌گیرد.
«بچه خر» فراتر از یک دشنام، زنگ خطرى است که از آن بوى خطر و تباهى مى‌آید. زنگ خطرى است که از قدرت گرفتن یک دیکتاتور خبر مى‌دهد. دشنام «بچه خر» از زبان اشرف غنى بوى حفیظ الله امین و ملا عمر مى‌دهد. به همین خاطر باید آن را جدى گرفت و از کنار این دشنام ظاهرا سبکسرانه نباید با خنده و شوخى گذشت.
غنی که مخالف‌ فکری‌اش را «بچه خر» مى‌داند، نه یک انسان صاحب حق و حیثیت چون او، راى ندهیم.
افغانستان از این نوع دیکتاتورهاى خودپرست، خودراى و خودخواه بسیار دیده و از این جهت مردم بی دفاغ آن بسیار رنج کشیده.
دیگر بس است. آنانى را که عصبى، خشونت ‌پیشه، بدزبان، بدکردار، پرازنفرت و کینه‌توز متعصب هستند، بیشتر از این در مسند قدرت جا معه 99 در صد مسلمان جاى ندهیم. این آدم‌ها در مسند قدرت فقط خلق جنایت و تکثیر وحشت و تباهى در جامعه مى‌کنند.
ملت افغانستان دردمند هستند، به صلح و ثبات نیاز دارند، به وحدت و یکپارچگی نیاز دارند و به رهبری، سالم، خردمند، موثر و کارآ نیازمند هستند و توقع برآورده شدن این نیازمندی ها از اشرف غنی احمدزی، خواب و خیال محال است چون او خود گاهی بیمار است و گاهی مجنون.

>>>   Ahmadi
این دلقکان پیش خدمت درباریان ارگ همه وجدان های شان را زیر نام مصلحت فروخته اند . از جمله این دلقک هم بسیاری موضوعات مهم را بخاطر مصلحت نخواسته افشا نماید. نمی دانم این مصلحت گرایی ها در برابر شیونیزم قومی قبیله که کشور را به بحران عمیق برده و به نابودی می کشاند تا چه وقت ادامه خواهد داشت .

>>>   Farid
مرده پرستی و گذشته پرستی بیماری است که کم و بیش همه دارند . وقتی به امروز نگاه روشن و هدفمند نداشته باشیم سرخورده می شویم ، نا امید می شویم و همه چیز را خراب و تیره می بینیم .زندگی هر روز نشان می دهد که دولت استبدادی برقرار شدنی نیست ، به ویژه دولت استبدادی قومی برپا شدنی نیست . زندگی هر روز نشان می دهد که نا برابری تحمل ناپذیر است . اکنون بیشتر از هر زمانی دیگر مردمِ بیدار داریم . بیایید این بیداری را کم نگیریم !

>>>   Shafaq
حالا فهمیدیم که حضرت حامد کرزی یک انسان با دانش، مبارز، وطن پرست، با تقوا، خلاصه یک اعجوبه ی در تاریخ بشر است و تمام حرف های خیله و مضحکی را که تا به حال به تکرار از وی شنیده ایم، نظر به "روایتی از درون" اشتباه فهمیده ایم چون هر چه نباشد ما روایت را در بیرون شنیده ایم و به هیچ چوکی و نان و نوایی هم نرسیده ایم. پس واضح است که روایت ما ناقص است چون ما در درون معامله نمی کنیم. ارچند به قول شاعر "تو برونِ در چه کردی که درونِ خانه آیی؟!" با آنهم درون درون است و بیرون در هیچ جایی درون نیست.
قرار اطلاعات رسیده گی، یکی از کاتبان اشرف جان غنی که شاگرد مکتب "نازو انا" است و تمام عمر برای عدالت و ضد استبداد در خانه و موتر خود مبارزه کرده است نیز کتابی سر دست دارد با عنوان "نجاست افغانستان، روایتی از درون معده ی یک کاتب" که پس از عزل اشرف جان از قدرت به بازار عرضه می گردد و ما با چهره ی مافوق انسانی دیگر معرفی خواهیم شد.
و ما آدم های ساده فکر می کردیم که افغانستان اصلن نابغه ندارد.
زنده باد روایت های از درون، از هر درونی که باشد!
پاینده باد وزرای حق شناس!

>>>   ....بر غنى و س.. برمك !
در بدل قفل كردن دوستم در تركيه غنى چند استاد بى گناه را تسليم يك مستبد چون اردوغان مى كند. ما در تاريخ اين جفا ها را در حق ابراهيم بيك مبارز بخارايى هم داشتيم . قبيله جوانمردى را نمى شناسد

>>>   Salam
براى فاشيزم قبيله در كل مسعود نماد مقاومت در مقابل سلطه يى تاريخ آنها است ، به همين دليل از حكمتيار تا غنى و ديگرانش مسعود را بار ها توهين كرده اند و تلاش دارند تا از او به نيكى ياد نشود و همكاران او را مصروف عيش و ثروت و مقام كرده اند تا به مسعود ضربه بزنند ، زيرا مسعود بعد از حبيب الله كلكانى به سلسله ى حاكميت شان خاتمه داد و حاضر نشد اقتدار پوشالى شان را صحه گذارد . زدودن چهره مسعود براى شان از اولويت هاى تاريخى شمرده مى شود ، اگر موفق شوند كه شمال را اشغال كنند ، سمبول ها و نماد هاى آزاديخواهى را اجازه نخواهند داد تا جز از صفحه تاريخ شوند . فاشيزم به هيچ كسى و چيزى جز خودش باور ندارد. اگر امروز نتوانيد مسير سياست را تغير دهيد ، فردا دير خواهد بود. وقتى نزديكترين افراد كه از نام مسعود به قدرت رسديدند و در سياست مطرح شدند ، ديگر مسعود براى شان ارزش نيست ، انتطار نداشته باشيد تا فرزندان اين ها مسعود را بشناسند ، چه بسا كه نسل هاى آينده براى مرده ها نخواهند جنگيد . اين مسوؤليت نسل كنونى است تا ديو فاشيزم را از پا در آورند ورنه اين هيولا امروز و فردا را خواهد بلعيد .

>>>   اگر میتوانستند به یقین که ترورستان وابسته به ارگ از جمله اعضای باند گلبدین حکمتیار موفق به ترور اقای نور و دوستم و محقق میشدند اما خوشبختانه تا حالا نتاونستند که انها را مانند استاد ربانی شهید و احمدشاه مسعود قهرمان ملی کشور ترور کنند و با گوش بریده شدن اصف مهمند اولاد نا جایز پدر عضو فعال و برجسته باند گلبدین حکمتیار تربیه شده جمعه خان همدرد خاین قاتل دانستند که دیگر نمیتوانند شخصیت های اقوام بزرگ چون تاجیک و هزاره و ازبک را ترور کرد و در راه اندازی ترور جنرال دوستم هم با کمین شان موفق شده نتوانستد و با انفجار موتر بمب نزدیک بخانه محقق هم ناکام به پلان شان شدند حالا راه دیگری را در پیش گرفتند مقایسه کردن ولایت ها و کم رسی به امیاز دادن در جابجایی قوماندان قول اردو و وزرای کابینه و غیره گلبیدین صدا بلند کرده تا مردم را باهم بشوراند در اینکار شان هم ناکم بودند و هستند.

>>>   افغان تنها نام یک قوم از اقوام افغانستان است و افغانها نام ها تاریخ و فرهنگ و استوره یکسان با خراسانیان ندارند بلکه بر ضد ان هستند و تلاش دارند هویت تک قومی خود را بر‌دیگر اقوام تحمیل میکنند. آنها بتنهایی در افغانستان حکومت تک قومی دارند و دیگر اقوام را در معادله قدرت راه نمی‌دهند.

>>>   Mustaid
این همان اشتباه است که در افغانستان پشتون ها بالای دیگر اقوام تحمیل میکنند مثلا میگویند ما همه افغان استیم بعد تاجیک اوزییک هزاره در حالیکه ما در ابتدا با قوم و زبان محلی یا بومی متولد میشوم نه با نام ملت و سرزمین .

>>>   حکومت باید برای صلح با طالب حق اولیت بدهد و همرایش به توافق برسد و یک حکومت عاری از فساد و دزدی تشکیل نماید و این هفت خر همرای به ...های کوچک ایشان همه به محاکمه کشانیده شود و به محاکمه کشیدن این ....صرف همان طالب میداند وبس چون در این چهل سال مرد غیور افغانستان رابه کاسه ګدایی نشاند و این هفت بیاموس جاسوسان بیګانه هر روز از زجر مردم افغانستان لذت میبرند و مردم را به خود ګروګان ګرفته است مردم افغانستان بلخصوص مردم اصیل بی دفاع کابل این هفت وحشی قرن و پیروان شیطان را لعت ګفته و دیګر اجازه ندهد که بنام جهاد و اسلام مردم را بازی دهند این هفت ....هیچ به اسلام و اسلامیت عقیده ندارند و این ....صرف بخاطر بقای خود دین مبین اسلام را برای خود سپر ساخته است در حالیکه ....

>>>   دراستان پكتيكا يك معلم بانو وجود ندارد
اگر لوی پکتیا، لوی کندهار، لوی ننگرهار وجود دار؛ چرا هرات بزرگ، بدخشان بزرگ، بلخ بزرگ، تخارستان بزرگ، کابلستان بزرگ و بامیان بزرگ وجود نداشته باشد؟!
مگر آن اولیها وسیع تر، پرنفوس تر و یا تاریخی تر از دومیها اند؟
روبرداري شده از رخنامه ،،
عبدالمجيد اسكندري

>>>   Ariaie
آجنداي تيمي و قومي را پوشش آمريكايي مي دهند!

منابع مى گويند رهبران "حكومت وحدت ملى " به تكرار به استاد عطامحمد نور پيام مي دهند كه آمريكايي ها بيش از اين تحمل تحركات وي را ندارند بايد از مقام ولايت كنار برود.
پس از اين پيام ها، استاد عطامحمد نور با رييس سيا در دبي ملاقات كرده و با وي روي مسايل مختلف از جمله موضوع بالا ديدار و گفتگو مي كند.
آنچه از گفتگوي اين دو مقام بيرون شده عكس تبليغات و شايعات مفتضحانه يي است كه آدرس هاي مختلف به خورد مردم مي دهند.
رييس سيا واضح به استاد عطا محمد نور گفته است كه بر اساس استراتيژي ترامپ، دولت امريكا در امور داخلي افغانستان از جمله موضوعات اداري مداخله نمي كند.
حرف رييس سيا اين بوده كه موضوع تقرر و بودن و نبودن عطا محمد نور به آنها ربط ندارد و اين يك موضوع داخلي است و در آن هيچ گونه مداخله يي ندارند.
از حرف هاي بالا بر ميايد كه يك تيم مشخص در تباني با شركاى قدرت و رده هاي سؤاستفاده گر برخي نهادهاي خارجي، در راستاي اهداف نادرست و غير ملي و منفعت هاي دولتي شان، دست به جو سازي هاي كثيف و نا مشروع مي زنند.
براي اينكه عطا محمد نور و ديگر چهره هاي ملي و تأثير گذار افغانستان را بدنام كنند و از سر راه شان بردارند، عنوان مي كنند كه اينها را خارجي ها و در رأس آنها امريكا نمي خواهند.
بنا، مردم بايد در اين زمينه ها هوشيار باشند و دنبال تبليغات و جو سازي هاي نادرست نروند.

>>>   عطا صفوی
"طوفان جنوب" در راه است...!
بازهم همان سونامی به اسم " طوفان جنوب" باابرهای کاملا سیاه وحشتناک با سرعت فوق العاده به طرف شهر وده وقصبه من وتو درحرکت بوده وتاریخ تکرار میگردد ، واینبار ممکن است همه چیز را نابود کند وحتی اززمین سوخته ام هم خبری نخواهد بود........

>>>   Ariaie
بعد حذف استاد، نوبت عبدالله است. اين پست را به ياد داشته باشيد، من كمترين در همين چند سال هر انچه احتمال دادم ، همان شده است. عبدالله و جغرافيايى مقاومت نبايد به راحتى بگذارند، بلخ به كأم برترى جويان سقوط كند. در صورت حذف نيروى سخت ، چند هفته بعد مردم شاهد منع ورود عبدالله در رياست اجرايه خواهند بود . نبود راهبرد، شكم پرستى و ثروت پرستى، منطقه گرايى و خود خواهى، گروگان گرى جمعيت توسط افراد بيخرد، بى لياقت ، بيسواد و جماعت پلو خور ، بى توجهى به نسل اگاه و جوان كنونى ، تصاميم واكنشى و عجولانه ، عدم پيروى از سياست كلان ، مزدور منشى و رشد يك عده خايين به خون و ارمان جوانان و شهدا، سرنوشت ملت كه سزاوار بهترين ها بودند را واژگون ساخت. شايد حذف اين شكم پرستان به ظاهر خدا پرست اما در باطن قصر و چوكى پرست ، فرصتى را در برابر مردم ما بگذارد تا بتوانند راه خود را بيابند و از اين چند سودايى بيرون ايند و دوست و دشمن خود را بهتر بشناسند.

>>>   نوشته ات اشتباه است زیرا ارگ جزیره های جهاد را ازبین نمیبرد بلکه جزیره های دزدان وبغاوتگران را ازبین میبرد

>>>   Raheel
دو خبر در عین زمان:
اول- توزیع شناسنامه های الکترونیکی آغاز میشود.
دوم- رهبران جمعیت برای بقای عطا محمد نور در کرسی ولایت بلخ گردهم آمده اند.

آیا همزمانی این دو خبر معنای خاصی ندارد؟ باور من این است که هر زمانی مسالۀ مهمی را ارگ روی دست گرفته باشد، صدایی از بلخ و یا برای بلخ بلند می شود. باور ندارید آرشیف ها را بپالید. در هرباری که ارگ برنامه یی داشته باشد، یا ارگ مسالۀ ولایت بلخ را بالا می کشد، یا جناب استاد عطا محمد نور مساله یی می آفرییند، رجزخوانی یی می کنند و دست به عملیات ومانورهایی می زنند تا همه مصروف آن شوند. تا آن که خر حکومت از پل مراد بگذرد و پس از آن دیگر نه چرگیست و نه پرگی، تا برنامۀ دیگر...

یا ذوالجلال، مگر گیچ بودن را مرزی کشیده ای یا نهایتی ندارد؟

>>>   تمام تلاش های اشرف غنی برای به انزوا کشیدن غیر پشتون از نظام سیاسی کشور است. این حقیقتی غیر قابل انکار است.اصلا این پروژه در زمان کرزی گلنگش خورده و در زمان عنی اجرایی شده است. از بین بردن احمد شاه مسعود داود داود مصطفی کاظمی برهان الدین ربانی و... با همکاری کرزی اجام گرفت. البته احمد شاه مسعود قبل از امدن کرزی به شهادت رسید اما بی ارتباط با این پروژه نبوده است. و حالا که دوستم تبعید شده محقق در لب مرز قرار گرفته و عطا محمد نور دارد مقاومت می کند این جریان ادامه دارد و نوبت خلیلی و دانش هم خواهد رسید. مگر اینکه جبهه مخالف انسجام و استحکام پیدا کند و ادامه نقشه پشتونها را با هوشیاری خنثی کند.

>>>   طوفان جنوب" در راه است...!
بازهم همان سونامی به اسم " طوفان جنوب" باابرهای کاملا سیاه وحشتناک با سرعت فوق العاده به طرف شهر وده وقصبه من وتو درحرکت بوده وتاریخ تکرار میگردد ، واینبار ممکن است همه چیز را نابود کند وحتی اززمین سوخته ام هم خبری نخواهد بود........
قابل توجه چای ناخورده ګان!
همین ادمتان چای خورده معلوم شد!!!!!! حقیقت را بنګرید نه سایه حقیقت را!

>>>   آقای خراسان زاده اگرقدرت بشما رسیده باز چوکی ریاست جمهوری را درک.. تان بسته کرده وبه کولاب فرارمیکنید این شد غیرت


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است