حکمتیار به عربستان و ترکیه سفر می کند
تلکس شایعات 
تاریخ انتشار:   ۱۵:۰۹    ۱۳۹۶/۹/۴ کد خبر: 142068 منبع: پرینت

سفر احتمالی حکمتیار به ترکیه و سعودی و مخالفت های درون حزبی بی پیشینه.

گفته می شود قرار است حکمتیار به ترکیه و سعودی سفر کند و ابتدا ترکیه می رود تا مشورت و حمایت های اردوغان را گرفته به عربستان سعودی برود و بخاطر رفتن به سعودی و جلب رضایت آنها ریاست امور تشیع را منحل نموده است، که پیش از این بگونه اختصاصی ایجاد نموده بود و اعضای اهل تشیع گروه حزب اسلامی شاخه حکمتیار توسط این اداره تنظیم می گردید و با این کار می خواهد رضایت سعودی را کسب کند و سفر با دستاوردی داشته باشد ولی این انحلال ریاست بخش اهل تشیع سبب مخالفت های شدید درون گروهی گردیده و بیشترین اعضای این بخش، شاخه حزب اسلامی حکمتیار را ترک و به حزب اسلامی شاخه ارغندیوال پیوستند.

همچنین گفته می شود مخالفت های میان گروهی افزایش قابل ملاحظه داشته و موقعیت درون گروهی حکمتیار یک افت بی پیشینه را نشان می دهد و مخالفان درون گروهی حکمتیار ادعا دارند که حکمتیار در انحصار حلقه خانوادگی، دامادان و گروه اروپایی حزب اسلامی قرار گرفته دیگران در تصمیم‌گیری ها نادیده گرفته شده است و دارای ارزش نمی باشند.

سمرقندی
(این خبر در بخش تلکس شایعات سایت شبکه اطلاع رسانی افغانستان نشر شده است)


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
حکمتیار
حزب اسلامی
نظرات بینندگان:

>>>   اول به پاکستان بعد ترکیه وعربستان
کرزی هم به مسکو وایران سفرمیکند
همین تاریخ ماست دوست محمد خان وعبدالرحمن خان به بخارا نزد تزار سفرکردند شاه محمود وفتح خان به پارش سفر کردند شاه شجاع ودوست محمد خان به مرکزهند بریتانوی سفرکردند
ر

>>>   سفر ترکیه به دعوت معاون اول ریاست جمهوری صورت میگیرد
در سفر ترکیه با جنرال صاحب دوستم ملاقات میکند

>>>   Soraya Baha
متن مکمل کتاب آیا نجیب را می شناسید؟ به قلم و خط خود صدیق راهی که حال بی شرمانه از نوشتن آن انکار می کند تا بتواند حزب وطن وی را به عنوان جانشین نجیب برگزیند و برای انتخابات آینده به نفع اشرف غنی احمدزی حزب وطن و حزب اسلامی اسلامی گلبدین را مدغم و به نفع احمدزی

>>>   والله این خلقیها عجب مردم بیشرم و بی ننگی هستند. مردم غریب و مظلوم به نام اینکه شما امپریالیزم هستید میکشت ولی برادر نربنگ خان یعنی نجبیک خادست در امریکا زندگی میکرد مانند سلیمان نالایق بی ننگ و دستگیر پنجشیری بی ننگ
قیومی کرزی خیل

>>>   وی در جستجوی یک کرنکار جدید است

>>>   باز در همآهنگی با بادار میخواهد افغانستان را به لجنزار تعفن تعصب قومی و پشتونیزم ببرد.
من حیرانم که براداران اهل تشیع چگونه ازین خاین روگردان نمی شوند.

>>>   و شاید رفتن آخر به سوی منزل اول ز منزل های آن دنیاست
که میداند
که فردا زندگی چون است
کنون کفتار بی دندان
برای زنده ماندن
میرود تا بوسه بر آستان باداران دیروزی زند
هم عذر تقصیر آورد
هم اگر ممکن شود
باز ایشچی جنرال شود
کس چه میداند که تقدیرش چه میباشد
تدبیر کند بنده
و
تقدیر کند خنده

>>>   چه عجب مزدوران دیده درایی
خود را به دامان بیگانه گان به نام این و آن انداخته و سپس داد از وطن و مردم میزنند وطنی را که با بیغیرتی میفروشند

>>>   ظاهر شدن راهی پس از مدت زیاد نشان دهنده نیت اشتراک در انتخابات به نفع اشرف غنی و گرفتن امتیاز ازوست اما به قیمت جان فشانی اعضای سابق حزب وطن

>>>   کسی را که خدا روسیاه کرده باشد هیچگاهی روی سفید نخواهد شود منافق منافق است گلبدین حکمتیار از همچو اشخاص است وبرای کسب قدرت و شان و شوکت اش همه چیز را زیر پا میکند و قربان میسازد تا مگر به قدرت حاکمه دولت دستیابد اما چون گلبدین خاین به دین خاین به اسلام و خاین به کشور و مردم کشور اش است هیچگاهی بقدرت نخواهد رسید و در هیچکاری موفق نخواهد بود جز روسیاهی و شرمندگی و خجالت زده گی زیرا که از اسلام برای مقاصد شخصی و سیاسی خود استفاده میکند وبا اینکار اش اسلام را بدنام میکند چزی را که قران و اسلام منع کرده گلبدین بر خلاف انرا انجام داده و انجام میدهد بطور مثال قتل هزاران انسان مسلمان کشور توسط این شخص در کشور ما و تفرقه اندازی قومی و قومگرایی خصلت دیگر ان است و خود خواهی و جا طلبی فرعون صفتانه خوی و صفت انست ودها مثال دیگری هم است .

>>>   خَر عيسي گر به مكه ورد ، چون بيايد هنوذ خَر باشد، از گلبدين هيچ چيز ساخته نيست، عمرش در تخريب اسلام و تفرقه ملي سپري شده، گاهي پيرو خط امام بود و گاهي مزدور سيا و پاكستان، و گاهي هم تابع تخريبات سلاطين و رهبران پولدار عرب مانند سعودي ها و قذافي و صدام حسين.
خوب شد كه أهل تشيع خود را از چنگ او نجات دادند.
نصيحت من براي گلبدين اين است كه از همه فعاليت هايش، اول نام خود را تغير دهد و يك نام اسلامي انتخاب نمايد، چون نام فعلي اش أصلاً گلاب الدين است، ولي در فاميل بي سوادش آنرا گلبدين درج نموده اند كه هيچ معني أفاده نميكند.

>>>   کرزی به مسکو میرود محقق به ایران رفت دوستم به ترکیه پاروک وردک به پاکستان میرود

>>>   در عربستان و ترکیه چه ... میدهد ؟ کرینکار بسش نبود؟؟؟

>>>   درعربستان بیرود قسم وهابی بودنش دو باره یاد آوری
کند که گهنه نشود
این راکت یار خون یار وهابی بی شرم حیا
اینها نه ترس از خدا دارد نه شرم از بنده خدا
جان میدهند برای قدرت نه برای خدمت به ملت
این آدم خوران وهابی

>>>   صوفی صاحب کرینکار هم منتظر قدوم مبارک ایشان است، اگر قبل از سعودی ، به دیدار ایشان بروند، بهتر خواهد بود . بازهم خسروان امور مملکت خویش دانند!!

>>>   همو گلبدین شیرزائی خود ما چی شد؟ همو که به مامورین وپولیس دران سال ها کمک میکرد ومرکز در کلوله پشته بود
حالا گُلک راکتی ماشنیده که رابطه ایران وعربستان ناجوراست رفته تابگوید شما پول بدهید تامن هرچه میفرمائید همان کنم

>>>   این ....از اول هم نوکر عربستان و پاکستان بود و است که به دستور و برای منافی بیگانگان همیشه کشور را خراب کرده و تعصب را دامن میزند.

>>>   r
ببینید، طالبان یک گروه متجانس و یک دست و متحد نیست. چندین گروه و دسته دارد. بخشی از طالبان یک چتر اند که در زیر داربست آن گروه های بسیاری گرد آمده اند. برای مثال بخشی از طالبان مستقیم زیر فرمان کرزی اند. بخشی از امریکا فرمان می برند، بخش دیگر از انگلیس. شماری حتا از چین و ایران و روسیه و عربستان و ترکیه و قطر. فشرده سخن هر کشور گروهی از طالبان را برای خود استخدام نموده است. اما بی چون و چرا بخش اعظم طالبان زیر فرمان پاکستان اند. شبکه حقانی و حزب اسلامی زیر فرمان مستقیم آی اس آی اند. امریکایی ها البته می خواستند شبکه حقانی و حزب اسلامی و بخش هایی از طالبان را که فرمانبردار سایر کشورها بودند، سرکوب کنند. اما همان گونه که گفتم، پاکستان نمی گذاشتامریکا طالبا های زیر فرمان اسلام آباد را سرکوب کند. پاکستان برای این کار چند دلیل می آورد: یکی این که روشن نیست امریکایی ها تا کی در افغانستان می مانند. اگر روزی بروند، دیگر پاکستان در برابر روسیه و ایران بی دفاع می شود. از این رو امریکا نباید حزب اسلامی و شبکه حقانی را از میان ببرد. از سوی دیگر، افغانستان طعمه یی است که آن را امریکا و پاکستان با هم یکجا شکار کرده اند. اما سلطان باید حق پاکستان را بدهد و ضایع نکند. در غیر آن پاکستان در امر مبارزه با تروریسم در افغانستان دست خواهد کشید و این به معنای بسته شدن راه های هوایی و زمینی پاکستان به روی امریکا بود. هر باری هم که امریکایی ها طالبان زیر فرمان اسلام آباد را زیر ضربه می گرفتند، پاکستان بی ئرنگ به هزاران نیرنگ راه ها را می بست و بر کاروان های امریکایی به ویژه تانکر ها حمله می شد. همان گووه که گفتم، کرزی نیز در کل نمی خواست که امریکایی ها طالبان درانی را بکشند. یک باریکی دیگر هم بود: هم پاکستان، هم ترکیه و هم کشورهای عربی و اسراییل به شدت مخالف سرکوب طالبان و دیگر جنگجویان پشتونتبار بودند. زیرا چنین می پنداشتند که در این صورت موازنه قوا در عرصه داخلی افغانستان به سود نیروهای شمال و به ویژه تاجیک ها و در نتیجه روسیه و ایران تغییر خواهد کرد. عین دیدگاه را استبلشمنت پشتونی در کل داشت و پیوسته آوند می آوردند که این نیروهای شمال اند که برای استراتیژی امریکا خطر بزرگ را متوجه می سازند و طالبان برعکس خطرساز نیستند. همین بود که بحران افغانستان به بن بست رسید و طالبان توانستند در سال های 2002 تا 2006 دوباره تلفات خود را جیران و نیروی خود را احیا نمایند. در عین حال بارها کرزی زندانیان طالبان را رها کرد. چند بار هم به گونه ساختگی زمینه گریز طالبان از زندان ها به صورت دسته جمعی فراهم گردیدد.

>>>   اقای سمرقندی
دروغ و تهمت و بهتان از خود حد واندازه دارد
شاید یکتعداد که از تشکیلات حزب اسلامی خبر نباشند با خواندن مقاله ات سر بجنبانند لیکن اکثریت مردم خصوصآ مجاهدین و علی الخصوص متعهدین اهل تشیع حزب اسلامی میدانند کا در چوکات حزب اسلامی کدام اداره، ارگان، شعبه و یا دفتری بنام اهل تشیع و اهل تسنن و امثالهم اصلآ نبوده و نیست
حزب جبهات مستحکمی در بامیان ، جلریز، جاغوری ، قره باغ، جغتو داشت که موضوع شیعه و سنی در ان نه مطرح بود و نه مطرح است
این شما ها هستید که میخواهید وطن را بنام دری و پشتو، هزاره و ازبک ، تاجک و پشتون و سنی و شیعه پارچه پرچه و توته توته کنید
شرم است ولا شرم و افسوس است به حال اشخاصی چون خودت که قلم را گرفته و تخم نفاق میکاری .
سیدعبدالغفور

>>>   Abdul Lalzad
ستم طبقاتی و ملی فرق دارد!
================
(از حکمتیار بیاموزیم...)
* در شرایط فعلی هر اقدامی که باعث تضعیف حاکمیت غلزی ها (غنی - اتمر - ستانکزی - حکمتیار) و سقوط دیکتاتوری آنها در کشور گردد، قابل پشتیبانی است، صرفنظر از اینکه از جانب هر کسی باشد و تحت هر عنوانی صورت گیرد…
* اگر حکمتیار در راکت باران سال های ۹۰ بر شهر کابل نه توانست دولت ربانی - مسعود را سقوط بدهد، اما به قیمت ویرانی شهر کابل و قربانی دهها هزار نفر نگذاشت که آن دولت ریشه بگیرد (حکمتیار این موضوع را به صراحت گفته بود)…
* اگر دولت ربانی - مسعود وقت آن را پیدا می کرد که بصورت آرام چند سالی دوام کند و ریشه بگیرد، طالبان هرگز نمی توانستند آن را در سال ۹۶ از کابل بیرون کنند...
* اگر حاکمیت لرزان و بدون ریشه فعلی غلزی ها چند سال دیگری دوام کند و ریشه بگیرد، در آن صورت نسل های دیگری باید خون بدهد تا آن را ساقط سازد!
+ + +
* کسانی که به «مسئله ملی» می اندیشند، باید این موضوع را بهتر از دیگران درک کنند...
* اما اگر بردگانی نمی توانند یا نمی خواهند از اختلاف گرگان و نبرد کفتاران به نفع خود استفاده نموده و خود را رها سازند، مشکل خود شان است…

>>>   لطیف پدرام:
پیروزی هیچ کدام از سران غلزایی و درانی به نفع ما نیست. باز هم تاکید می کنم چه کرزی پیروز شود، چه غنی چیز مهمی را برای ما تغییر نمی دهد. همین آقای کرزی پایتخت تاریخی و باستانی فارسی زبان ها را وشهر قصه های زال و رودابه و مهراب کابلی را به نام خود تغییر داد. چه فرقی می کند که یک برده به چه کسی سواری می دهد،ممکن است تعداد تازیانه ها کم یا زیاد باشد. در هر حال تازیانه از دست اربابی به ارباب دیگر می رسد.
این جا مسایل مهم تری از کوشش کردن برای به قدرت رسیدن کرزی برای ما وجود دارد.زبان، هویت و تقسیمات قومی است که همه خاموش اند و به جای رفتن به دنبال کرزی یا غنی به این کار مهم باید می پرداختند، مارا میخواهند تکه تکه کنند. تمام خشت های اساسی بنای فاشیزم در زمان حاکمیت کرزی گذارده شده است.قتل های زنجیره یی در همان زمان اتفاق افتاد. حافظه مان را فرا بخوانیم و دوباره یاد آوری کنیم. برای ما عاقلانه این بود که می گذاشتیم که این ها با هم بجنگند، تا فرصتی برای عدالت خواهان در یک محور جدید به وجود بیاید. آن هایی که وارد این بازی شده اند در نهایت به نفع تقویت پایه های یکی از این دو جناح فاشیستی انرژی های شان را تباه خواهند کرد. فردای پیروزی یکی از آنها، باز نق نق و گله و شکایت شروع خواهد شد. ای وای! باز اشتباه کردیم، باز به قول شان وفا نکردند! همان تجربه های تلخ گذشته تکرار خواهد شد.
البته بعضی چیز ها است که نمی شود یاد داد، و نمی شود یاد گرفت، عقل و شعور حساس و تیزبین نیاز است که رخداد ها را درست تحلیل کند. رخداد هایی که تازه اند و درباره ی شان نوشته نشده است. به قول یک دوست مبارز فلسطینی من: بعضی وقت چیز هایی اتفاق می افتد که هر چه بگویی از تو نمی پذیرند، باید منتظر زمان بمانی تا حقانیت ات را بدانند، ولی افسوس آن زمان بسیار دیر است و چه فرصت های نازنینی که از دست رفته است!
چون من مساله ملی را تا حدودی می دانم نگران رخداد ها هستم. می خواهم بگویم در آن مبارزه ی ملی ای که بعضی دوستان ما اشاره کرده اند، سرمایه دار ملی در کنار ملت خودش ایستاد می شود، ملت خودش را می خواهد به زعامت برساند، مظلومان اقوام تحت ستم را می خواهد به قدرت برساند، نه این که در خدمت شوونیزم قوم حاکم شمشیر بزند، و ابزار استحاله ی قدرت از دست یک فاشیست به فاشیست دیگر شود.
به دوستان بگویم من از حکمتیار خوب آموخته ام. حکمتیار و جناح های مختلف پشتون که از چپ و راست با او متحد اند، هیچ گاه به خاطر این که مثلا اسمعیل خان به قدرت برسد یا آقای قانونی، انرژی اش را خرچ نمی کند و ابزار دست این ها قرار نمی گیرد یا به طور مثال ابزار دست کسان دیگری،غیر از تبار خودش. او از همه ی این ابزار ها استفاده می کند برای حفظ سلطه ی قوم و تبار اش. حالا نگاه کنید افراد تبار شما برای چه هدفی و برای چه کسانی کار می کنند؟ یک عده پشت سر کرزی صف کشیده اند و یک عده پشت سر غنی و شمار دیگری هم پشت سر استاد سیاف. مگر غیر از این است؟ و آخر سر بگویم آن قدر شعور و تجربه دارم که برنامه ی آزادی بخش ملی را از پروژه های شخصی ی مدعیان تشخیص بدهم و تفکیک کنم.


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است