فلسفه عید قربان در سرزمین مسلمان افغانستان
رهبران تنظیمی به‌نام رهبران اسلامی از تربیون‌های رسانه‌ای به روی همدیگر اخطار می‌دهند انگار هر کدام قهرمان‌تر از دیگری اش عمل کرده اند، اینها همه خوش‌گذرانی‌های خود را به نام دین، قوم، زبان و قبیله انجام می‌دهند 
تاریخ انتشار:   ۱۴:۰۲    ۱۳۹۶/۶/۹ کد خبر: 138024 منبع: پرینت

این‌است فلسفه عید قربان در سرزمین مسلمان افغانستان من!

شهر نو کابل، ده‌ها دکان آراسته و مجلل، میوه‌های گوناگون خشک‌شده به فروش می‌رسانند. پنجره‌های این دکان‌ها هر انسانی‌را که از خیابان می‌گذرد به خود می‌کشاند. نور بنفش و سفید بر میوه‌های خشک می‌تابد وگیرایی ویژه‌ای به آن می‌بخشد اما امروز، وقتی از این جاده‌ها عبور کردم، عرق سرد خجالت برجبینم جاری شد. موترهای مدل‌ جدید، زره و بزرگ با محافظین خشن، این مغازه‌ها را اشغال کرده‌اند. جاده‌ها خیلی مزدحم هستند.

از این رو ما به بسیار آهسته‌گی از کنار این «قهرمانان» گذر می‌کنیم. پلیت‌ها، نشان می‌هند که این موترها متعلق به کی‌ها هستند. راننده می‌گوید امسال میوه خشک خیلی گران شده است. یک کیلوگرام جلغوزه به سه تا چهار هزار رسیده است. این رقم معادل 50 دالر امریکایی است اما برای این‌ها معنایی ندارد. خریطه‌ها را به داخل موترها می‌کنند. زشت‌تر اینکه چند سرباز را می‌بینم که برای این کار گماشته شده اند. حالا کسی‌که صدها دالر را میوه خشک خرید می‌کند تصور کنید چه مصرفی را به «قربانی» حیوان معصومی ویژه کرده است. اینها با ریختن خون حیوان به‌نام قربانی گناه‌های خود را می‌شویند و می‌پوشند.

من روانه واصل‌آباد هستم تا بر آرا‌م‌گاه پدر مرحومم در این روزِ عرفه دعا و حرمتی به‌جا کنم. از باغ بابر عبور می‌کنیم و بر دامنه‌های واصل‌آباد بالا می‌شویم. در کنار جاده مسجدی ساخته اند. اندکی دورتر میدان کوچکی قرار دارد که کثافات بر آن انبار شده است. کودکانی را می‌بینم که بر توده کثافات سرگردان هستند. از راننده خواهش می‌کنم موتر را بیاستاند. کودکان به دور موتر جمع می‌شوند. می‌گویم اینجا چه می‌کنید. می‌گویند، پلاستیک جمع می‌کنیم.

کودکی را می‌بینم که چهار سال دارد. موهای ژولیده و پاهای برهنه. می گویم نام‌ات چیست می‌گوید فریبا. از پدر و مادرش نمی‌پرسم. شاید پاسخی دهد که می‌دانم. او خواهد گفت شهید شده، یا مرده است، یا معلول است و یا هم مریض است و یا ده مصیبت دیگر جامعه مصیبت‌زده ما. این پاسخ‌های معمول از زندگی کودکان خیابانی هستند. مقدار پول نزد خودم است و همه پول‌ها راننده را وام می‌گیرم و تلاش می‌کنم با وجدانم تصفیه کنم اما کودکان بیشتر دور ما را می‌گیرند و من در برابر نگاه‌های معصوم فردای ما بی‌چاره و شرمنده می‌شوم.

این کودکان، فردای ما هستند. جوانانی که از نبود آموزش، بهداشت و کار، آینده ما را «انتحار» خواهند کرد. ما فراموش می‌کنیم که خود هراس‌افکنی را پرورش می‌دهیم. پژوهش‌های با اعتبار و قبول‌شده نشان می‌دهند از هر سه کودکی که در خیابان‌ها بزرگ می‌شوند، دو کودک جانی و جنایت‌کار به‌بار می‌آید. در جامعه‌ای که کودکان خیابانی زیاد هستند، دولت و جامعه ناسالم است. وجدان جامعه مریض است و عدالت جایش را به جنایت سپرده‌است.

من به خوبی می‌دانم که به تعداد این کودکان افزده می‌شود. وقتی در یک روز بیست سرباز شهید می‌شود، کودکان شان چه خواهند کرد. کودکان انسان‌هایی که در انتحارها شهید می‌شوند کجا خواهند رفت. اینها کودکانی هستند که به جای پدران خود کار خواهند کرد و در جاده‌ها از آشغال‌های دارندگان موترهای زره که هزاران دالر را مصرف «عید قربان» می‌کنند، تغذیه خواهند شد.

مدیران این دولت و رهبران تنظیمی، خود را با افتخار مسلمان می‌خوانند و برای رفتن یک عضو خانواده شان به حج جشن‌های پر مصرف برپا می‌کنند. آنها به‌نام رهبران اسلامی از تربیون‌های رسانه‌ای به روی همدیگر جیغ می‌کشند و اخطار می‌دهند. انگار هر کدام قهرمان‌تر از دیگری اش عمل‌ کرده است. آنها «رهبران»، فرماندهان، وزرا، وکیل‌ها و…هستند. این‌گروه بی‌رحم همه خوش‌گذرانی‌های خود را به نام دین، قوم، زبان و قبیله انجام می‌دهند. شما اگر مخارج یک عید قربان را به حمایت از بازماندگان سربازان و افسران شهید به مصرف رسانید، کودکان زیادی را از آفتاب سوزان خیابانی نجات داده اید. وجدان شما کجا است یا مرده است؟ چرا سازمان های خیریه در داخل کشور شکل نمی‌گیرد و این میلیونرها کوچک‌ترین سهم ساختارمند و هدفمند برای قربانیان جنگ ادا نمی‌کنند اما برعکس اینها منتظر هستند تا از حمایت‌های بشرخواهانه بین‌الملل «فیصدی» بستانند. این است فلسفه عید قربان در سرزمین مسلمان من... افغانستان!

ملک ستیز


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
عید قربان
افغانستان
نظرات بینندگان:

>>>   گوسپند ، گوسپند مى كشد و عيد مى كند !
عيد من روزى فرا خواهد رسيد ...
شما را عيد و قربانى هاى تان مبارك و مقبول باد.

>>>   تشکر از ترسیم اوضاع!
در زمان گلبین وربانی هرکس که چنین سخن میزد برایش میگفتند: ای ملحد ! زیرا چنین صداقت دل وگرده تنها در خلقیان و»رچمیان با برهنه موجود بود اا در ین مسلمان مجاهد نیست!!!!!!!


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است