از ستایش شفیق تا مدح حکمتیار
حافظه تاریخ اگر موسی شفیق را بیاد می آورد از دوران دموکراسی نوپا که در حاکمیت کمونیست به قتل رسید و در دوران وحدت ملی تقدیر می شود از جنایتکاری چون حکمتیار نیز می گوید که برای دولت صلح جوست و برای مردم جانی 
تاریخ انتشار:   ۱۶:۵۷    ۱۳۹۵/۱۰/۲۱ کد خبر: 127060 منبع: پرینت

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، سمینار بزرگداشت از نودمین سالروز تولد محمد موسی شفیق، نخست وزیر و وزیر خارجه سابق افغانستان در کابل با حضور رییس جمهور، وزیر خارجه و برخی مقامات بلند پایه برگزار شد.

موسی شفیق، سیاستمداری که در حافظه تاریخی افغانستان در دوران دموکراسی نوپای حکومت ثبت شده است که قبل از کودتا و جنگ های داخلی سخت تلاش کرد تا روابط خارجی کشور را با همسایگان بهبود ببخشد و در دوران کمونیست در زندان شکنجه و به قتل رسید.

صلاح الدین ربانی، سرپرست وزارت خارجه در این سمینار اظهار داشت که بزرگداشت از این گونه شخصیت های بزرگ کشور تنها با هدف یادبود از خاطرات آنان نیست بلکه زمانی این تجلیل ها سودمند می باشد که دیدگاه ها و کارنامه های این افراد مورد مطالعه دقیق علمی برای درس های آموزنده صورت گیرد.

هرچند شخصی چون موسی شفیق با توجه به کارنامه وی می تواند سرمشقی برای حکومت اکنون باشد که با وجود چالش های بسیار کشور در سیاست خارجی بسیار ضعیف عمل کرده است اما انچه طی دوران جدید کشور اتفاق می افتد استفاده ابرازی از تقدیرها ست.

سردرگمی حکومت را می توان در بزرگداشت های چهره های مهم دوران شاه، کمونیست، خلق و حتی جنگ سالاران دید، روزی رییس جمهور در پی مقبره برای داود خان است و درصدد ساختن چهره ای دروغین از وی و روز دیگر برای دامن زدن به اختلافات، امان الله خان را قهرمان ملی می نامد و برای جنایتکار چهار دهه گذشته فرش قرمز پهن می کند.

سردرگمی در تمامی بخش ها حکومتی دیده می شود از سیاست خارجه گرفته تا وزارتخانه ها و میدان های جنگ! سمت و سوهای جناجی و تباری چنان در افغانستان پررنگ شده است که هر مقام در پی تعیین حلقه اطراف خود از نزدیکان و قهرمان سازی از شخصت های قومی خود هستند هرچند که این قهرمانان دستی در جنایت و جنگ داشته باشند.

نمونه یکی از این قهرمان سازی ها، کلکانی بود که باعث اختشاش و درگیری های قومی و حزبی را فراهم کرد که برخی از اینگونه اختلافات، منشا درون حکومتی دارد به مانند ساختن چهره ای غیر واقعی از داوود خان! شخصی که با براندازی یک پادشاهی و نابودی دموکراسی نوپای افغانستان از خود سلطانی ساخت انحصار طلب تام که دلیلی شد بر یورش خارجی، جنگ های داخلی و افراط گرایان.

به طور قطع تجلیل از سیاستمداران کاری عملی نیکو است اما تا زمانی که مقامات در پی ساختن بتی غیرواقعی و تحریف تاریخ نباشد، نخست وزیر سابق دوران پادشاهی افغانستان که از وی به عنوان شهید نام می برند می تواند نمونه ای برای مقامات حال باشد زیرا نشان می دهد که سیاست خارجی از چنان اهمیتی برخوردار می باشد که گاهی به جنگ و مناقشات بیانجامد، نمونه های که اکنون شاهد آن هستیم.

هرچند نمی توان از حکومت ظاهر شاه به عنوان دوران درخشان افغانستان یاد کرد زیرا همچنان کشور در تعصبات غرق و از دموکراسی تنها به عنوان نامی استفاده می شد اما نسبت به دهه های بعد آن از سیاستمدارن و نخبگانی برخوردار بود که اگر کودتا و جنگی اتفاق نمی افتاد می توانستیم به آینده ای مدرن و درخشان امیدوار باشیم زیرا با سرنگونی شاه، چه بسیار نخبگان از سیاست گرفته تا علمی یا ترور شدند و یا به قتل رسیدند.

سخن قابل تامل، بسیار قدردانی های است که از سوی حکومت در خصوص چهره های تاثیر گذار در دوره های مختلف صورت می گیرد، اگر افرادی چون شاه سابق و موسی شفیق قابل ستایش هستند پس چگونه قاتل چنین شخصیت های نیز به نیکی یاد می شود و در همین زمان و حکومت چهره های جهادی و مخالفان مسلح نیز قابل قدر هستند؟

در طور تاریخ افغانستان بسیار شاه، سیاستمدار، جنگ سالار و افراط گر نقش آفرینی کرده است که همچنان که کارنامه موسی شفیق برای کشور تاثرگذار بوده، سیاست آن دوران نیز قابل نقد و بررسی می باشد و همچنان که حکومت با زیرپاگذاشتن خون هزاران هزار بی گناه تلاش برای توافنامه صلح با حکمتیار کرد در پس ساختن نمادی از ناجی این کشور می باشد درحالی که حافظه تاریخ و مردم به خوبی می تواند قهرمان را از جانی تشخیص دهد و مقامات را در خاطرها حفظ می کنند که جان خود را برای کشور فدا کردند و آنان که همچنان بامعامله هم عزت را می فروشند و هم کشور را.

کد (18)


این خبر را به اشتراک بگذارید
نظرات بینندگان:

>>>   نه كل باند نه كدو، در افغانستان تا حال هيچ شاه، صدراعظم، وزير، والي، رئيس، رهبر و قومندان از مردم نبوده و نه براي مردم بوده، هر كدام شان مرجع خارجي و بيگانه بوده اند، حالا مرده ها را بگذاريد به حال شان آنها مشغول حساب و كتاب خود اند، مداحان زنده در فكر ملت مجروح و در حال جان كندن شويد. مسلمان شويد و از خدا بترسيد، قوم گرائي و فرقه گرائي و تعصب را كنار گذاريد، خدمت مردم بيچاره را نمائيد، مال و خون ملت را نخوريد.

>>>   پدر صلاح الدین ربانی در جمله کسانی است که بر علیه حکومت شفیق توطئه می چیجید و با پاکستان همکاری بود. عجبا که اکنون پسر این شخص ....، برای اقناع غرور تبار گرایانهٔ غنی از شفیق به خوبی یاد می کند.
جهاندیده

>>>   ایران و افغانستان همیش کشور های مرده پوست بوده اند و تمام وقت خویش در عوض کار برای رفاه مردم،در راه تجلیل از ابن و یا آن سپری نموده اند.
در امریکا تا بحال چهل و پنج رییس جمهور بوده است،از کدام آنها تجلیل بعمل آمده است؟
در تمام امریکا فقط یک روز رخصتی وجود دارد،آنهم روز استقلال آن و از آن نیز تجلیل بعما نمی آید،فقط رخصتی اعلام شده است.
در دیگر کشور های دنیا نیز به همین منوال است.
من نمیدانم که افغانستان و ایران ازین رخصتی ها و ازین تجلیل ها به نام های گوناگون،چه بافته اند؟

>>>   مغفور ومرحوم محمد موسی شفیق دریک دودمان عالم چشک بجهان کشود وپدربزرگوارش مولا نا کاموئی یک عا لمان متبحر وشهیر کشور بود شفیق درتعلیمات وتحصیلات خود سر امد روز گار خود بود اول نمره ازفاکلته شرعیات برامد جهت تحصیلات عالی درمصر شد وممتاز همه محصلین عالم اسلام دراظهر ازطرف مصر به امریکا فرستاده شد وازانجا اول نمبر بوطن بازگشت وزیرخارجه وبلاخره صدراعظم رزیم شاهی وقت شد من بخاطر دارم که ظاهرشاه دریکی از مصا حبه هائی خود گفت که با شفیق نظر بدعوت ملکه انگلستان به ان کشورمصافرت رسمی نموده بود وشفیق همراهش بود ودانشمندان انمگلیس پیرا مون وضع بین المللی باشفیق طورجداگانه صحبتها داشتمد و.با ملکه انگلیس هم بود ظاهرشاه گفت درصحبت بعدی ملکه انگلیس بظاهرشاه گفت تبریک ظاهرشاه با تعجب پرسید چه تبریک ملکه گفته بود گفته سخصیت ممتاز وبرا زنده شفیق بود بشما تبریک با مصا حبه هائی که بااو داشتیم ما سطح دا منش بین المللی اورا عالی و ممتاز دریافتیم این بیان ظاهر شاه درفلم های مصافرت او اکنون درارشیف است اگر از گزندزمان درامان مانده باشد شفیق کسی است که اذان محمدیرا درچنان شریط در رادیوی وقت رایج ساخت شفیق کسی بود که درتمبه تیله سرویسان شهری بسیار تعرضات مردم بدختران زنان دران زمان زمین مساعدبودکه نگرانان انسانرا مانند خشت باهم وصل میکردند وشفیق برای حفظ ماموس وطن محل جدا گامئی به زنها درسر ویسها درست کرددرسیست خارجی که دران زمان کسی تنفس نمیتوانست نزد ظاهرشاه دکتا تور ولی شفیقر مصدرخدمات فرامو ش ناشدنی شد که ازحوصله این نوشته بدور است اوشهید برحق بوده وزنده است روحش شاد من هرگز دذرزکمان او ماری مداشته ام وهرگز کو جک ترین خویشاوندی ورفت وامدی نداشتم ولی سشاهد این همه صداقتها وفعالیتهائی اوهستم خداوند به ان شخصیت ممتاز کشور درجات عالی نمصیب فرماید
ساعت هشت وسی وهشت صبح کلفورنیائی امریکا سید جعفر اوپیانی

>>>   در مورد غا زی اما ن الله خا ن با ید فوری بریک بگیرید و نا م وی را بسیار به وزن و سنگینی یا د نما ید زیرا به گفته میر غلام محمد غبار نویسنده غیر پشتون امیر اما ن الله خان مردم میدان یا فقط در میان چند ابر مرد تا ریخ مثا ل میرویس خان و احمد شا ه ابدالی ان شیر مرد بود که نخست با زور شمشیر در مراد خا نی شهر کا بل استقلال کشور را اعلام نمود وبعدش هم امپراطوری شرق و غرب را محبور سا خت تا ان را به رسمیت شنا خته و افغا نستا ن عضو جا معه ملل ازاد گردید و فقط در دوران ده ساله سلطنت ان غازی یک تن بعد از حکم قضا به دار اویخته شده دیگر کسی زخمی هم نه شده است تا انکه به دستور انگلیسی ها یک دزد و فراری به نام حبیب الله بچه سقو که گریخته و در پشا ور قهوه فروشی میکرد با اکمال زر و زور و فتوای احمقا نه ملای لنگ نوکر انگلیس برای امان الله جزای اعلام استقلال داده شد و سلطنت سرنکون کردید و بعدش هم انگلیس جاسوس خود بجه سقو را توسط اجنت دیگرش بنام نادر غدار از بین برد
در مورد شهید موسی شفیق که اینک به اخبار امروزی مراجه کو
شیر وطندوست

>>>   یکی از کارهایشان فروختن آب هیرمند به کشور ایران بود که با عباس هویدا نخست وزیر ایران معاهده را امضانموده بود.به همین ارتباط درشهر کابل تظاهرات سراسری برگذار گردید که از دانشگاه کابل الی پارک زرنگارراه پیمایی صورت گرفت که درین جا تمام احزاب مترقی میتگرا شروع ورهبران احزاب بیانیه ها دادند که هاشم میوند وال صدراعظم اسبق افغانستان رهبر حزب دموکرات مترقی هم درپارک زرنگار بیانیه خوبی داد که مامورین اکثرن اشک میریختند.یکی از حرف هایش را بیاد دارم که گفت: اب هیرمند دیگ شوربا نبود که یک چمچه به همسایه روان میکردید. ...جمله دیگرش این بود:((درزمان صدارت قفل بدست من اما کلیدش بدست دیگران بود...
همچنان ببرک کارمل فقید دربیانیه اش گفت: درماده 15 قانون اساسی تان شاه واجبالاحترام ازتعرض مصءون وغرمسءل است.. پس کی جوابگوست قانون اساسی ظاهر شاه را به طرف ارگ شاهی انداخت وبابانگ رسا گفت این کتابچه شیطان را بگیرید..(قانون اساسی)
همچنان حفیظالله امین ...ذبیح الله عصمتی از صدای عوام بیانیه ایراد نمودند.
بااحترام داکتر عبید .

>>>   برايم خيلى جالب است كه چگونه به يكبارگى الآن به ياد وبود از موسى شفيق افتيده اند؟؟؟ ميتوانم حدس بزنم كه چرا.

>>>   موسی شفیق شخصیت برجسته تاریخ افغانستان بود و انسان باعلم وبا دانش که بمانند. او شاید. کمتر در. افغانستان روی کار آید،امید دولت کابل مجرمین را که او را به قتل رسانیده هرچه زودتر در میز عدالت بکشاند.
عبدالله ریحان

>>>   دری اوغانی !
جناب ولسمشر محمد اشرف غنی فرموده اند که زبان دری مربوط تمام مردم اوغانستان و به ویژه پشتو زبان های اوغانستان است .
شوربختانه جناب ولسمشر راست می گویند زیرا زبان دری اوغانی با زبان پارسی دری اصلا برابری نمی کند . به گونه نمونه یک برادر که در اوغانستان زنده گی می کند به برادر خود نامه یی می فرستند به این متن :
سلام و علیکم و رحمته الله و برکات .
برادر عزیزم ، ما الحمدالله به فضل و مرحمت الله متعال صحت داریم و صحت مندی شما را از رب العزت تمنا دارم .
در ارتباط دعوای غلام دستگیر که در حربی پوهنتون بین او و زرینگل اچکزی اتفاق افتاده بود دیروز رفته بودم به لوی سارنوالی و با حقوق پوه غلام رسول دیدار کردم . ایشان مرا بعد تعارف خلاصه به ستره محکمه پیش قضاوت پوه گلمرجان روان کردند . در راه رفتن به ستره محکمه از نوی درملتون که در نادرپشتون وات قرار داشت یک بسته نوالجین خریدم ، بسیار سرم درد میکرد و تمام حواسم گد و ود بود .
یک رفیق ترا که در روغتیا وزارت یکجا همرایش کار میکردی دیدم ، حالی ده ولسی جرگه مامور است و یک برادر دیگرش در مشرانو جرگه در بخش د پیژنداحوالات کار می کند .
خلاصه که وقتی به ستره محکمه رسیدم یک دلگی مشر که قوماندان دروازه دخولی بود فکر می کنم رتبه اش حتی لمری بریدمن هم نبود به خاطر احضارات آمدن ولسمشر داخل شدن به ستره محکمه نماند . روز خلاص شد و من هم طرف وزیر وزیرکبرخان مینه با حال خراب و تراب ده ملی بس سوار شدم و خانه رفتم . خلاصه خیر دیروز .
واخردعوانا ان الحمد الله رب العالمین
Mansoor Badry

>>>   گلبدین فرهنگ دری نوشت و غنی جان دری معرفی کرد

>>>   نامه را به پارسی هم نوشتم تا پارسی ستیزان بدانند که به بسیار ساده گی میشود پارسی نوشت تا معجونی از پارسی ، تازی و پشتو !

>>>   اینبار غنی به تکاپو وجستجو در قبر های پشتون ها اعم از خلقی وپرچمی ویا بچه ملای کامه ای که بگفته مردم اخوانی دو آتشه بود شروع کرده اگر به همین ترتیب اگر ادامه بدهد استخوان های هرچه پشتون لاشخوار در تاریخ شنیده ویا دیده اید دسترسی پیدا خواهد کرد خلاصه اگرجنایت کار باشد ولی پشتون باشد ویا اگر پرچمی وخلقی واز خدا منکر باشد ولی پشتون باشدبعد از مرگش ولو هرقدر مرگ خجالت بار باشد چونکه پشتون است میشود شهید وای وای وای قوم برگزیده

>>>   خبرخوش !
همان پلنگ هم.طن که توسط شکارچیان در السوالی پرچمن فراه زخمی و دستگیر شده بود بعد از تداوی توسط هیئت موظف دوباره در محل زندگی وحریم خصوصی قبلی اش رها شده است
ر

>>>   درباره ئی امیر حبیب الله کلکانی اغراق قت باید ازکثافات شخصی نگهداری شود شمه ئی ازحقایق حبیب الله او نظر بلیاقت وصداقت خادم کشورخود بود ازطرف مسئولان نظامی درین قطعئی بسیار ورزیده ومشهور وقت وزمان انرا قطهئی نمونه میگفتن ند مشغول خدمات ارزنده گردید .
اکنون بازگردیم بوضع رزیم وقت ینکه کسی نوشت که درزمان اما ن ااالله غفقط یکنفر کشته شده است سند موجوداست که امان الله توسط گماشته گانش وبمصلحت ورهنائی مادرش درکله گوش بقتل رسیده است امان الله زمانیکه با ملکه همسرش به اروپا مسافرت مینماید دربازگشت بحدی فریفتئی اروپا میشود که امرمیکند که همه کملت کلای شپو وپالتو پوشد وگرمه جریمه شود شکا نگاه کنید که ددرانزکمان این وضع چقدرغیر ممکن بود ولباس کار کرده نمیتواند بلکه تعلیم وصداقت کارمیکند امان الله درجواب اذان کلمه نماسزا گفته بود که این اوازه درتمام کشور پراگنده شد وازهرگوشه وکنار صدا بالا گردید که امان دالله را تبدیل کردند
اکنون بدور ازهمه منطق وحقیقت بیان شده که ملای لنگ به اوفتوی داده بود نمه خیر علمائی جید کشوربصورت دسته جمعی فتوی .... را علیه امان الله داده بودند حبیبالله کلکانی با شنیدن این نداها ازعسکری خارج شده وبا مجاهدین کهدامن پیوست ونظر بلیاقت او رهبرجهاد شد شما تصور نمائید که چگونه دولت بود که ازچند تن دفاع کرده نتوانست بخاطریکه عساکر ازاو دیگر اطاعت نکردند ازطرف امان الله نماینده امد وبه حبیبالله کفت تا صلح نماید وو عده های چرب نرم نیزداد حبیبالله درسرای خواجه امد تا تسلیم دولت شود اتفاقی عجیب رخ میدهدکه درهمین لحظه حاکم دسرای خواجه نمیباشد وازمرکز تیلفئن میشود که طرف امان الله است پرسان میکندکه دتوکه هیستی اومیگوید حاکم هستم امان الله میگوید حبیباللهرا گرفتارکرده وبکشید ازهمینمجاست که حبیبالله باردوم با رفقا بجهادبرمیگردد باقیدارد

>>>   نه با امدن كلوي بي دين راكت يار امضاي موافقت نامه بااين جاني قاتل ببينيد جه وضعيت از قبل بد تر شده تجارب قبل نشان داده با هر شخص ومقامي كه اين شرير وشوم اتلاف نموده سقوطش حتمي بوده خداوند منان خير ملت مارا بيش كند كه اين بار جه مصيبت بالاي ملت ما تحميل ميشود صالح كابلي

>>>   شرم است که ملت را در کوره ظلم وبیداد انداختن وآنگاههر روز پای مشتی خاین و وطن فروش راپیش کشیدنواز آنها بتی ساختن ومردم را بر سر استخوانهای پوسیده شان برانگیختن شما را به هرچه میپرستید یک بار حرف ته دل خود را بگوئید آیا از روزیکه افغانستان بپا شده است یک انسان سالم را بیگانگان اجازه داده اند که یک سال این رمه گرگ زده را با یک مدیریت سالم رهبری کند بالای این کلکسیون خائینین کنام رهبران افغانستان را باخود یدک میکشند یک چلیپای کلان بکشیدکه موسی شفیق اخوانی وداود دیوانه وظاهر مادر فساد ورهبران چپی وراستی که مانند گوسفند یا روسها یا امریکایی ها گردنشان را بستند وآنها را کشان کشان به چوکی رهبری رساندندهمه از همان تبارند .

>>>   این دولت تضادهاست از یک سو کمونیست ها و مجاهدین را در کنار خود دارد از طرف دیگر طالبان را برادر خطاب می کند که قاتلان مردم بیگناه هستند و از سوی دیگر گلبدین را به کابل فرا می خواند و دستور می دهد از لیست سیاه تروریست ها پاک شود اگر گل بدین و طالبان تروریست نیست پس لابد دکان داران و مغازه داران کابل تروریست هستند و شایسته ملامت؟!!
سعیدی

>>>   موسی شفیق مغذ متفکر وبنیاد ګذار اخوانیزم علمی جون حکتیار ریانی سیاف و علمای دیګری چون زرداد خان بوده است! اګر او هم زنده میبود خدا میداند چی حال میداشتیم که از پروفیسورها داشتیم انهم اسلامی ها ها ها

>>>   هر روز یک اوغان مرده را از قبر میکشند و قهرمان سازی میکنند ولی باز هم هیچ فرد این طائفه آن احترام لازم ملت را نداشته۰ مثل نجیب خاد، داوود خائن خاندان خودش، امان الله فراری، و حال موسی شپیک پیدا شد۰
کابورا، آسمائی

>>>   پیوسته بگزشته حبیبالله کلکانی دوباره راه جهاد را با همسنگرانش ادامه میدهد درسر کوتل خیر خانه حبیب ااالله دربازویش مرمی خرده ومجروح میشود ومدت کوتاه تحت تداوی قرار میگیرد وضعش بهتر شده وباز بجهاد مشغول میشود دوباره کوتل کابلرا تصرف مینماید وامان الله دریک محاصره قراردارد امان الله ازدست پاچگی و وارخطائی که جمعیتی از دا نش مندان با او هستند با لائی میزی کتاب بیدلرا بازکرده وفال میبیند این بیت میبیند ..
خاک تسلیم بسرکن که درین دشت هلاک ...
تونداری سپرو درکف رهزن تیغ است
حبیب الله کلکانی درانطرف فالرا نیز باز میکند وچنین می اید
ای دررخ توپیدا انوارپادشاهی
درچهرذه تو پنهان صد حکمت الاهی من سالها درپی این حقایق زحمت کشیها نموده ام که منزه ومقدس ازهرگونه طرف بوده است تنها درجهت تنویر افکار مردم بدور افراط وتفریط زحمات زیادی کشیده ا م تا حقایقرا از زبان کسانیکه درین محاربات اشتراک داشتند یاد داشت کرده ام باقی دارد
ساعت هشت وبیست هشت کلفورنیا امریکا
سید جعفر اوپیانی


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است