تا وقتی کسی نمیرد اظهار تاسف نمی کنیم
تا وقتی کسی واقعا نمیرد اظهار تاسف نمی کنیم و پس از یک تاسف یک روزه آنهم در میانه خبرهای شبانه رسانه ها برای همیشه او را در خاطرات خود دفن می کنیم 
تاریخ انتشار:   ۱۱:۴۰    ۱۳۹۵/۱۰/۲۱ کد خبر: 127048 منبع: پرینت

رفتن احمد سعیدی هر چند در قالب یک خبر کوتاه بود اما همین خبر کوتاه موجی از نگرانی های پنهان را در دل بسیاری به وجود آورد؛ چندی قبل شکیلا ابراهیم خیل یکی از بهترین خبرنگاران کشور از این سرزمین رفت، سپس نیلوفر رحمانی در میان تمام نفرین ها و صدای های کشدار همین مردم برای همیشه از افغانستان رفت؛ ما شاهد رفتن های زیادی بودیم و هستیم؛ کسانی که از وکیل و وزیر گرفته تا خبرنگار و ورزشکار و پیلوت و هنرمند؛ رفتن را بر ماندن ترجیح دادند.

از سویی دیگر اوضاع نابسامان سیاسی گام های التهاب آور چهره های دیگری را در میان چک چک های دیگر حریفان سیاسی به افغانستان آورد، گلبدین حکمتیار؛ رهبری نامی که متهم به کشتار مردم شهر کابل است، قوماندان زرداد فریادی که به شقی ترین و جانی ترین فرد در دهه 70 مشهور است و دیگرانی که از مجراهای مختلف سیاسی وارد افغانستان شده اند و به تعبیر واضح تر مصونیت قضایی و امنیتی دریافت کرده اند. بسیاری از آمدن این چهره ها نگران نیستند و معتقدند که چهره های جنایتکار زیادی در این 15 سال بر اریکه قدرت تکیه زده اند و آمدن آنها در ساختار قدرت نگران کننده نخواهد بود اما برخی دیگر آمدن آنها را در به اجرا در آوردن پروژه های بحران زا در افغانستان خطرناک تعبیر می کنند.

اما در اینجا لازم است کمی بی پرده سخن گفت؛ کسانیکه رفتند، سختی های زیادی کشیدند، نیلوفر رحمانی به اندازه ثانیه های عمرش دشنام شنید، سعیدی گلوله بر مغزش اصابت کرد و هنوز زنده است و تهدید می شود، شکیلا در بحبوحه سخت ترین شرایط کاری هیچگاه نمی دانست که آیا او زنده خواهد ماند یا خیر.. تمام این افراد از چهره های مختلف این جامعه بودند؛ برای ما مردم تا وقتی کسی واقعا نمیرد اظهار تاسف نمی کنیم و پس از یک تاسف یک روزه آنهم در میانه خبرهای شبانه رسانه ها برای همیشه او را در خاطرات خود دفن می کنیم و هیچگاهی به این فکر نمی کنیم که فرزندان این کشته شدگان چه خواهند کرد....

در این جامعه از داعش و طالب و مافیا همین ما مردم یک تهدید هستیم، برای نخبگان خود، برای کسانی که می خواهند خدمت کنند، کسی که حقیقت گفت، تقدیرش می کنیم اما اگر همین حقیقت به چشم و ابروی رهبر گرانمایه مان، حزب محبوب مان و برخی از رفقا و دوستان مان برخورد او را بیرحمانه زیر نقد تیز توهین و تحقیر سلاخی می کنیم، برای او دشنام های جنسی می فرستیم، صفحات جعلی ایجاد می کنیم و با گروه های بیکار و بی عار جامعه مزاحمت های مختلف تنظیم می نماییم.

این ما هستیم که بخش بزرگی از ناامیدی در میان فرهیختگان این جامعه را فراهم می کنیم، دیدیم که سعیدی حتی تا دریچه تاریک مرگ رفت، پارسا در هرات ترور شد، شکیلا خطرناک ترین گزارش ها را منعکس کرد و بسیاری از جوانان فقط بخاطر اندیشه و فکر و نبوغ شان بی رحمانه گلوله باران شدند...این رفتن ها و گریز شدن ها سوژه تازه ای نیست، ابوریحان ها با دل پر خون رفتند، بوعلی سیناها ترجیح دادند در سرزمینی دیگر بلخ را رها کنند، سید جمال الدین ها فقط با یک آه رفتند و دیگر برنگشتند و فارابی ها تمام نبوغ شان را با خود به جای دیگری بردند.

آن زمان هم داعش و طالبی بود اما در کسوت دیگر در پوشال متفاوت تر از امروز، آن زمان هم همین ما بودیم که مدام سنگ ملامت را می کوفتیم و آن فرزانگان خردمند را دیوانگان عصر می خواندیم و امروز نیز تاریخ تکرار می شود و با طعنه می گوییم که او هم فرار کرد و مردمش را تنها گذاشت؛ مردمی که هر روز بدتر از داعش و طالب اینها را در فضاهای مختلف به قتل می رسانند..

مهدی ثاقب


این خبر را به اشتراک بگذارید
نظرات بینندگان:

>>>   کل اګر طبیب بود سرخود را تداویې کند

>>>   بهر صورت.
خدا ببخشش.آدم خوبی بود.

>>>   فرار فرار است، اگر پير باشد يا مرشد و يا هم من بيچاره، همان قسمي كه فراريان گذشته ما چيزي در خارج نتوانستند، من و سعيدي هم كاري نميتوانيم، و تا آخر عمر در غربت و عزلت در خاك و خانه بيگانه بطور حقير و فقير درخواهيم گذشت.
فراري

>>>   بلی جناب ثاقب صایب.
ع

>>>   مهدی جون خودت میدانی که ما هیچ وقت زنده خوب و مرده بد نداشتیم پس خوب است که اگر در زندگی برایت خوب نگویند بعد از مرگت میگویند و تاسف مینمایند .


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است